خوزستان را سوء مدیریت و بی توجهی مسئولین خفه کرده است

اعظم بهرامی‌- پنج میلیون جمعیت خوزستان، که  روزی بیش از ۷۵۰ هزاربشکه نفت تولید می‌کنند و طولانی‌ترین رود ایران را در آغوش گرفته‌اند، صنایع سیمان و فولاد را می‌چرخانند و سال‌هاست آلاینده و زباله‌های شیمیایی و نفتی را تاب می‌آورند،  وصل هستند به یکی از مهم‌ترین راه‌آب‌های استراتژیک جهان و حداقل پنج تالاب بزرگ تنفسگاه خاک و هواشان بوده است، چطور به نقطه‌ای چنین شکننده از خشکسالی چند جانبه می‌رسند؟

آغاز و پایان داستان ریزگردها در خوزستان

در سال۱۳۹۰ بعد از جهانی شدن نام اهواز در کنار نام شهرهایی چون  دهلی و شانگهای، بالاخره  داستان رنج خوزستانی‌ها از تاثیر ریزگرد و آلاینده‌ها، به گوش مجلس هم رسید. یک سال بعد در سال ۱۳۹۱  بودجه‌ای برای طرح کمربند سبز در اطراف اهواز تصویب شد به مسئولیت شهرداری شهر اهواز و همین‌طور صنایع نفت و پتروشیمی و فولاد هم متعهد شدند که علاوه بر دقت نظر بر  استاندارد کردن کارخانه‌های سیمان و پتروشیمی ‌و پالایشگاه‌های نفت با هدف کاهش تولید آلاینده،  درجهت  جبران خسارت‌های محیط زیستی که وارد کرده‌اند هم سرمایه‌گذاری کنند.

امروز پس از گذشت  ۶سال از آن طرح، ۸۰۰ هکتار نهال کاشته شده باقی مانده است که  به علت مشکل آبیاری و خاک در شرایط نامطلوبی قرار دارند. صنایع  نیز بدون نظارت و ابزار فشار و کنترل قانونی به هیچ کدام از تعهدات‌شان عمل نکردند*. و این در حالیست که برنده‌ی جایزه‌ی محیط زیست هم شدند (اشاره به دریافت جایزه‌ی محیط زیست توسط وزیر نیرو از طرف رییس سازمان محیط زیست). در حقیقت تجربه‌ی پروژه‌های عملی در منطقه نشان داد که محیط زیست در عملیات‌های اکتشاف و استخراج وزارت نفت همان اندازه اهمیت دارد که حق‌آبه تالاب‌ها از نگاه وزیر نیرو.

با سفر اخیر حسن روحانی به اهواز و با انتصاب وزیر کشاورزی برای اجرای پروژه‌ی تثبیت کانون‌های داخلی ریزگرد با ایجاد کمربند سبز این پرسش مطرح می‌شود که چرا راه آزموده‌ی بی نتیجه آن هم در شرایطی که وضعیت منطقه‌ای بسیار بدتر از گذشته شده است دوباره طرح می‌شود؟ ایجاد کمربند سبز با کدام آب؟  در شرایطی که  نه تنها اهواز که ایذه و شوش و سوسنگرد و امیدیه و… هم  در غبار ناشی از  خشکسالی و ریزگرد فرو رفته‌اند و مشکل آب و جیره‌بندی‌اش گریبانگیرشان است و مشکل قطع برق و توقف ناوگان حمل و نقل و کشاورزان آسیب‌دیده نیز افزون شده است بر مشکل تنفس در هوای نا سالم.

آنچه مسئولین می‌گویند

آقای روحانی در آخرین سفرش  به اهواز از کارگروه ملی مبارزه با ریزگرد و بیابان‌زایی خواست که «بذر یأس و هراس در دل جامعه نکارد و وقتی مردم دچار مشکل می‌شوند به جای مچ‌گیری دست مردم را بگیرند

بعلاوه از صدا و سیما خواست تا «مشکلات تغییر اقلیم و قطع  برق در کشورهای همسایه را هم نشان دهند.»**

یادآوری می‌شود که  کارگروه ملی مبارزه با ریزگرد و بیابان‌زایی که بر خلاف عمر بیابان‌زایی و ریزگرد تنها یک سال سابقه کار دارد در روز ۱۳ بهمن در کنفرانس روز جهانی تالاب‌ها اعلام کرد که بودجه ی کافی و ابزار قانونی مناسب برای مهار ریزگردها در اختیار ندارد و البته ابراز داشت  که خلاف آنچه اعلام می‌شود حداقل در موارد اخیر توفان‌ها  در منطقه‌ی خوزستان، بیش از هفتاد درصد منابع خیزش غبار در داخل بوده است (مشروح گزارش روز جهانی تالاب‌ها در  سایت رسمی‌ زمین آنلاین).

موضوعی که به وضوح با اظهار نظر سازمان محیط زیست مبنی بر خارجی بودن منشاء ریزگردها در تناقض است.

اعتراض گوینده اخبار صدا و سیمای رژیم در خوزستان به وضع موجود در این استان با «ماسک»

در مورد نقش رسانه‌ها نیز،  در تمام طول مدت درگیری این منطقه با مشکل ریزگردها، صدا و سیما به کم‌کاری و عدم توجه به اعلام به موقع وضعیت بحرانی برای اعمال  تدابیری در حمل و نقل و برنامه‌ی  مدارس و تجهیز بیمارستان‌ها از طرف شهروندان و سمن‌های محیط زیستی متهم بود. اما به جای پاسخگویی، عدم توجه به آموزش و اطلاع‌رسانی و رساندن صدای مردم منطقه،  با اخراج گوینده‌ی شبکه‌ی سیمای محلی که حین اجرای برنامه ماسک زده بود به این موضوع پایان داده شد. نماینده سارمان ملل آقای گری لوئیس نیز بعد از سفرهای بسیار به خوزستان اعلام کرد که منشاء  دست کم ۳۰ درصد ریزگردها داخلی است و ناشی از سوء مدیریت،  او همین‌طور ایران را به اجرای برنامه‌ی کاربردی دعوت کرد تا بتوانند توجه جهان را نیز نسبت به کشورهای همسایه‌ی ایران مانند عراق و عربستان سعودی و ترکیه که در ایجاد این مشکل سهیم‌اند معطوف کنند.

مسئول مجمع نمایندگان استان خوزستان هم اعلام کرد که ۹۵  درصد خوزستانی‌ها می‌خواهند از آن استان مهاجرت کنند و اینکه سازمان محیط زیست در مورد آبگیری تالاب‌ها اطلاعات غلط بدهد را خیانت به مردم منطقه خواند: «این  بهانه به دست کسانی می‌دهد که پروژه‌های انتقال آب از سرچشمه‌های کارون را پیگیری می‌کنند.»

معصومه ابتکار در جلسه‌ی تشکیل شده در اهواز از ورود خوزستانی‌ها به سالن جلوگیری کرد و در پاسخ به پرسش شهروند خوزستانی که پرسید  پس شما چکاره هستید و چرا کاری نمی‌کنید،  پاسخ داد هیچکاره! (فیلم منتشرشده از کنفرانس روز جهانی تالاب‌ها در اهواز).  رییس سازمان محیط زیست اما  در مصاحبه‌ای که در هفته‌ی اول اسفند ماه با روزنامه‌ی شرق انجام داد در پاسخ به این سوال که چرا وزارت کشاورزی و معاون اول رییس جمهور مسئول بررسی و رفع مشکل ریزگردها شده‌اند، پس شما [سازمان محیط زیست] چکاره هستید ؟ به طور خلاصه اشاره کرد که مسئولیت اجرای راهکارهای عملی و اجرایی  در رفع مشکل خوزستان متوجه سازمان محیط زیست نیست. او  پاسخ داد که  سازمان محیط زیست مسئولیتی در اجرای طرح‌های تثبیت خاک و کاشت نهال ندارد. همین‌طور سازمان هواشناسی و تجهیز ایستگاه‌های هواشناسی منطقه نیز زیرمجموعه‌ی  فعالیت وزارت راه و ترابری است و  برای برنامه‌ریزی به رسیدگی به آسیب‌دیدگان و تجهیز بیمارستان‌ها هم وزارت بهداشت و درمان مسئول است. البته ایشان اشاره‌ای به نقش نظارتی یا کارشناسی سازمان محیط زیست نکرد و همین‌طور اطلاع‌رسانی و پیگیری به نتیجه رسیدن پروژه‌هایی، که  تجربه نشان داده است می‌تواند علاوه بر ناکارآمدی به زیست‌بوم  نیز آسیب برساند.

نکته‌ی تازه‌ای که خانم ابتکار به آن اشاره کرد در نظر گرفتن  بودجه‌ای به نام «تاب‌آوری» است. در واقع یکی از مهم‌ترین مواردی که در شرایط تغییر اقلیم مورد توجه قرار می‌گیرد انطباق زیست‌بوم و امکان حیات سالم برای شهروندان است، راه‌هایی برای بهبود وضعیت معیشت خوزستانی‌ها. تجربه‌ای که بسیاری از کشورهای عربی با تجهیز ساختمان‌های اداری و مدارس، و بازارهای سرپوشیده برای جلوگیری از توقف چرخه‌ی معمول زیست شهری در شهرهای درگیر با این پدیده انجام داده است. از طرفی افزایش باند اینترنت و تجهیز فرودگاه‌ها و ایجاد گروه تحقیقات و مراکز پایش که  می‌تواند به انجام پروژه‌های تحقیقاتی موثردر درازمدت  کمک کند. در این مورد اما طبق توضیح خانم ابتکار این بودجه  قرار است  تنها برای عایق‌بندی خانه‌ها و مدارس، تامین وسایل حمل و نقل عمومی، و سیستم‌های تهویه‌ی مطبوع  اختصاص شود و البته  هزینه‌ای برای این مورد که قاعدتا باید در اولویت قرار می‌گرفت  تخصیص داده نشده است و ایشان توضیح داد  که «تامین اعتبار این بودجه  به عهده‌ی بانک‌هاست و گام‌هایی در این مورد برداشته شده است.»

آنچه مردم می‌گویند

خوزستانی‌ها کمپین «فریاد کارون فریاد همه‌ی رودهای ایران است» را راه‌انداخته‌اند و از نماینده‌ی سازمان ملل خواستند تا به ثبت کارون در لیست یونسکو کمک کند.  آنها کمپین «شادگان را نجات دهیم» را تشکیل دادند و دور هورالعظیم زنجیره‌ی انسانی ساختند. مردم ایذه و امیدیه نیز برای حمایت از اهوازی‌ها و جلوگیری از طرح‌های انتقال آب بیانیه امضاکردند. سازمان‌های مردم‌نهاد خوزستان بیانیه‌ای را در ۱۸بند نوشته‌اند که طی جلسه‌ای به  استاندار و مدیران اجرایی استان ارائه شده است.

برخی از این بندها  به این شرح است: توقف بدون قید و شرط طرح‌های  انتقال آب از سرشاخه‌های کارون به ویژه طرح بهشت آباد و کوهرنگ۳ و بازنگری در تمامی‌طرح‌ها و پروژه‌های انتقال آب و سدسازی که آن را به منزله‌ی  یک آزمون برای راستی‌آزمایی ادعای دولت طرح کرده‌اند. حق نظارت مردمی ‌و نماینده‌ای سمن‌های محیط زیست منطقه  بر بودجه‌های مصوب شده در حوزه‌های مرتبط، تشکیل جلسه‌ی اضطراری با حضور نماینده‌ی قوه‌ی قضائیه برای طرح و مشورت مراتب پیگیری قضائی و قانونی.

آنها همین‌طور خواهان تدوین یک برنامه جامع نجات‌بخشی برای وضعیت محیط زیست استان خوزستان چه در بخش محیط زیست انسانی و چه در بخش محیط زیست طبیعی شده‌اند و همین‌طور پایان جیره‌بندی آب در ایذه.

تشکیل صندوق غرامت‌ها و ضمانت‌های محیط زیستی در استان خوزستان  نیز از پیشنهاداتی است که به بهبود وضع کشاورزان کمک خواهد کرد. اما در حال حاضر این مطالبات با توجه به غیرقانونی اعلام شدن تجمع در استان خوزستان و امنیتی کردن موضوع، از طریق رسانه‌ها و امضای طومار و نمایندگان شهر و روستا پیگیری می‌شوند.***

سازمان‌های موازی و ناتوانی در مدیریت بحران

معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار خوزستان در گفتگو با ایرنا در بهمن‌ماه جاری گفته است: «۳۰ هزار هکتار از کانون‌های گرد و غبار در استان فوق بحرانی است. این کانون‌ها پیش از این آبگیر بوده، اما سیلاب‌هایی که در گذشته در نهر کوپال، نهر مالح و نهر بحره به سمت این اراضی جریان داشت به دلیل خشکسالی، سدسازی و ساخت و ساز مختلف و تصرفات صنعتی، چندین سال است که قطع شده، علاوه بر این حقابه تالاب‌های استان نیز کاهش شدیدی داشته و این مسائل باعث شده این زمین‌ها به کانون‌های گرد و غبار تبدیل شود.»

وزیر جهاد کشاورزی و نماینده رئیس جمهور در طرح مقابله با ریزگردهای خوزستان در رابطه با ساماندهی مراکز ایجاد غبار اعلام کرد که ‌یک عملیات ضربتی برای  تثبیت ۴۰ هزار هکتار از کانون‌های بحرانی (داخلی) ریزگردها با همکاری بسیج و جهاد نصر و سازمان مراتع آغاز خواهد شد. معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی نیز در ستاد بحران اعلام کرد  برای تجهیز ایستگاه‌های آب و فاضلاب خوزستان به دیزل ژنراتور نیاز است تا برق‌رسانی در مواقع اضطراری انجام شود: «وزارت نیرو۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای رفع مشکل برق خوزستان اختصاص می‌دهد» و در توضیح اینکه این بودجه چگونه  تامین اعتبار می‌شود توضیح داد: «شرکت برق منطقه‌ای به یکی از بانک‌ها ۱۳۲ میلیارد تومان بدهکار است و مقرر شده است که  وزارت نیرو مسئولیت این بدهی را بپذیرد تا این شرکت بتواند از بانک توسعه اسلامی وامی‌ به مبلغ ۱۸۰ میلیون یورو دریافت کند و تصفیه‌خانه‌ها به سیستم برق اضطراری مجهز شوند.»

ابراز نظر این سه مسئول که هر سه به طور مستقیم در امر ریزگردها، ایجاد و پروژه‌ی مهار آن نقش دارند نشان می‌دهد که نقش کنترل و نظارت وارائه‌ی راهکار و همین‌طور شفاف‌سازی پروژه‌های در حال انجام چطور به اعلام خبر و بیان چندباره‌ی مشکل و مقصر دانستن سازمان و وزارتخانه‌های دیگر تقلیل یافته است. از طرفی ساختار موازی نهادهای مسئول امکان مدیریت بحران را محدود کرده است. تغییرات مدیریتی مانند عزل سرپرست اداره کل بحران استان خوزستان، فرماندار بهبان و برخی مشاورین فرماندار نیز طی ده روز گذشته نیز نشانه‌ای بر اثبات این موضوع است.

این‌طور به نظر می‌رسد که  مشکل اساسی عدم سرمایه‌گذاری کافی و سوء مدیریت است که بحران را به نقطه‌ای شکننده در خوزستان رسانده است. مجموعه‌ی این  نظردهی مسئولین تاییدی‌ست بر پروسه‌ی تامین اعتباری که رییس سازمان بحران کشور نیز شرح داد. به نقل از خبرگزاری ایسنا، «اعتبار ۲۳۱ میلیارد تومان که برای مقابله با پدیده ریزگردهای خوزستان از دولت درخواست شد وبا توجه به محدودیت‌های دولت تخصیص آن ممکن نشد.»

علاوه بر طرح کمربند سبز از طرح‌های دیگر به عنوان راهکار مهار کانون‌های ریزگرد، مالچ پاشی است . در این زمینه نیز یکی از اعضای ستاد خشکسالی در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «هزینه تولید و مصرف انواع مالچ‌های غیرنفتی تولید شده در کشور در گستره ۵ الی ۲۰ میلیون تومان و با زمان ماندگاری ۲ الی ۶ سال است. در شرایط فعلی خرید مالچ و حمل و پاشیدن آن حدود ۲۵ میلیون تومان در هکتار هزینه دارد و به عنوان یک اقدام مقدماتی و در عرصه‌های محدود که هیچ چاره دیگری نباشد قابل توصیه است

یعنی حتی با استفاده از مالچ‌هایی که محصولات پتروشیمی و نفتی به حساب نمی‌آیند نیز این طرح  می‌تواند پر آسیب و هزینه‌بر باشد.  این شیوه باعث عقیم شدن زمین و تغییر دما و نقطه تبخیر منطقه تحت پوشش می‌شود ودر درازمدت خاک را غیر قابل کشت می‌کند. تهیه‌ی دستگاهی برای باردار کردن ابرها از کشور روسیه نیز در دستور کار قرار دارد اما به نقل از مدیر کل سازمان هواشناسی بارور کردن ابرها در مناطقی که میانگین بارش کمی‌دارند به هیچ عنوان مقرون به صرفه نیست و از طرفی بسیاری از کارشناسان معتقدند این دستگاه‌ها  شناسنامه‌ی علمی‌ و ثبت شده ندارند و در بهترین شرایط اتمسفری هم  تجربه‌ی حدود ۱۰درصد افزایش در بارش از آنها پایش شده است.

سازمان ملل در جزوه‌ی آموزشی که توسط فائو تهیه شده راه‌هایی را برای کاهش سرعت باد، روش‌هایی برای تطابق و تغییر بافت گیاهی منطقه پیشنهاد می‌دهد و همین‌طور ساخت تپه‌هایی با ماسه و شن و تثبیت و جلوگیری از بدتر شدن وضعیت منابع آب و حفظ منابع آبی زیرزمینی را پیشنهاد می‌دهد ولی در تمام این شیوه‌ها اولین توصیه، مدیریت تخصصی در جهت محیط زیست پایدار و سرمایه‌گذاری برای شرایط زیست در آن منطقه و جلوگیری از تخلیه شدن آن است با آگاهی موثر و آموزش. این موارد در واقع مجموعه‌هایی است که تنها تحت یک سرمایه‌گذاری و تلاش برای توسعه‌ی پایدار معنا و کاربرد پیدا می‌کند.

*اشاره دارد به سخنان  وزیر نفت در آخرین روز هفته دولت در نشست شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان خوزستان در شهریور ماه ۹۵.
**مشروح گزارش خبر آنلاین ازآخرین  سفر رییس جمهور به خوزستان در نشست مشترک کارگروه ملی مقابله با ریزگردها و شورای اداری استان خوزستان.
***اطلاعات منتشر شده در کانال رسمی ‌تلگرام «فریاد کارون فریاد همه‌ی رودهای ایران است» و همین‌طور اطلاعات مسئول کمپین و بیانیه‌ی منتشر شده‌ی سمن‌های محیط زیست خوزستان در کانال رسمی ‌شبکه‌ی ملی سمن‌های محیط زیست ایران.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: