(+عکس) این سیاست بیشتر سبب کشاکش بین طرفداران دولت و دلواپسانِ رهبری میشود.
هفته گذشته ولادیمیر پوتین که برای شرکت در «سومین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده نفت» مربوط به به تهران سفر کرده بود، از فرودگاه مهرآباد مستقیم به دفتر رهبر جمهوری اسلامی رفت. ترک تشریفات مرسوم نشان میدهد که سفر پوتین به تهران را میتوان یک سفر «غیر گازی» دانست.
در این نشست گازی، روسای جمهوری روسیه، بولیوی، گینه استوایی، نیجریه، ونزوئلا، عراق و نخست وزیر الجزایر در بالاترین سطح و سایر کشورهای اصلی و عضو در حد وزیر و معاون رئیس جمهوری در این نشست شرکت کرده بودند.

طرح اولیه تشکیل مجمع کشورهای صادر کننده گاز برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ و از سوی رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با با ایگور ایوانف دبیر وقت شورای امنیت روسیه مطرح شده بود.
به نام گاز به کام اسد
در ماههای گذشته با حضور نظامی روسیه در حمایت از رژیم اسد، معادلات سوریه وارد مرحلهی جدیدی شد. با اینکه روسیه مانند جمهوری اسلامی بر باقی ماندن بشار اسد بر سر قدرت اصرار ندارد و حتی با بخشی از مخالفان اسد نیز مذاکره میکند، اما همراهی سیاستهای پوتین با آنچه مطلوب جمهوری اسلامی است تا جایی پیش رفته که رهبر جمهوری اسلامی، او را «شخصیت برجسته دنیای امروز» خطاب کرده و پوتین نیز در پاسخ، جمهوری اسلامی را برای خود «متحدی مطمئن و قابل تکیه در منطقه و جهان» دانسته است.
در این دیدار موضوع سوریه به عنوان یکی از بحثهای محوری دو طرف گزارش شده است. در حالی که هر دو کشور حضور نظامی مستقیم در سوریه دارند اما رهبر جمهوری اسلامی باز هم پای ایالات متحده آمریکا را به میان کشیده و گفته است: «آمریکاییها و دنبالههای آنها در مسالهی سوریه درصددند اهداف تحقق نیافتهی خود از راه نظامی را در عرصهی سیاسی و پای میز مذاکره محقق کنند». ولادیمیر پوتین نیز ظاهرا با تایید صحبتهای ولی فقیه گفته است: «ما نیز تأکید داریم که حل بحران سوریه فقط از طریق سیاسی و پذیرش رأی مردم این کشور و خواست همهی اقوام و گروههای سوری امکانپذیر است».
شرقنوازی و غربگریزی
یکی از شعارهای زمان انقلاب ۵۷ که بعدها بر سردر وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی نیز نقش بست، شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود. در سالهای گذشته با اینکه جمهوری اسلامی سیاستهای «غربستیز» خود را به شکلهای گوناگونی به نمایش گذاشته است، اما همواره شاهد یک دیپلماسی «شرقگرا» و بخصوص نزدیکی با روسیه، چه شوروی و چه امروز، بودهایم.

جان لیمبرت دیپلمات پیشین آمریکایی و استاد دیپلماسی در دانشگاه پرینستون در گفتگو با کیهان لندن تاکید دارد که «از لحاظ تاریخی وقتی به رابطه ایران با شوروی و روسیه نگاه میکنید یک سیاست ترسویی [از سوی ایران] را مشاهده میکنید. روسیه تزاری، شوروی [سابق] و روسیه امروزی یک دشمن دیرینه ایران است» (این مصاحبه را میتوانید با عنوان «نزدیکی با روسیه امتیازی برای ایران به همراه نمیآورد» در کیهان آنلاین ببینید).
نزدیکی دستگاه رهبری جمهوری اسلامی به روسیه در حالیست که اخیرا گروهی که در ایران به «دلواپسان» شهرت یافتهاند، دولت روحانی را به نزدیکی به غرب متهم میکنند. سیاست نادیده گرفتن مطامع روسیه در ایران و «شرقنوازی» تا کنون همراه با تبلیغ علیه «شیطان بزرگ» و «غربگریزی» پیش رفته است و ظاهرا جمهوری اسلامی هیچ نگرانی از سوی روسیه و «شرق» ندارد.
در عین حال تیتر خبرگزاری روسی «اسپوتنیک» مبنی بر «پوتین از فرودگاه مستقیم به دیدار امام خامنهای رفت» سطح نگاه روسیه را درباره روابط درونی نظام اسلامی در ایران نشان میدهد. نگاهی که از هر فرصتی برای به رسمیت شناختن این روابط استفاده میکند از جمله با هدیه پوتین در این سفر برای «امام خامنهای»: یک نسخه قدیمی و خطی قرآن که از آن به عنوان «هدیهای ارزشمند» نام برده شده است.

اما سفر پوتین برای مقامات جمهوری اسلامی ارمغانهای دیگری نیز داشت. او پیش از ورود به تهران ممنوعیت اعمال شده بر فروش و تحویل تجهیزات فن آوری مرتبط با انرژی هستهای را لغو کرد تا راه را برای اجرایی شدن برجام و انتقال اورانیوم غنی شده ایران به روسیه هموار سازد. در همین حال تحویل سامانه موشکی اس-۳۰۰ که مدتهاست به دلیل تحریمهای تسلیحاتی ممکن نبوده است، به گفته مهدی سنائی سفیر جمهوری اسلامی در مسکو وارد مرحله اجرا شده است. هفته گذشته نیز مسکو با اعطای یک وام ۸ میلیارد دلاری به شرکتهای ایرانی وارد کننده از روسیه موافقت کرده است.
نفوذ سکسیِ غرب
این همه در حالیست که هراس از «نفوذ» غرب گویا خواب از چشمان رهبر جمهوری اسلامی پرانده است. در هفتههای اخیر دیداری نیست که خامنهای در آن از این «نفوذ» ابراز نگرانی نکند و دامنه عقبنشینی جمهوری اسلامی را به «برجام» محدود نسازد. از جمله وی اخیرا در جمع تعدادی از بسیجیان باز هم پای «پروژه نفوذ» را به میان کشید و با تاکید بر «نفوذ موردی» و «نفوذ شبکهای و جریانی» گفت: «در این روش، دشمن عمدتا با دو وسیلهی پول و جاذبههای جنسی در درون ملت و در داخل کشور شبکهسازی میکند تا آرمانها، باورها، و در نتیجه سبک زندگی را تغییر دهد».

رهبر جمهوری اسلامی برای اولین بار دایرهی نفوذ مورد نظر خود را به سطح مسئولان کشوری نیز کشانده و تاکید کرده است: «فرد نفوذی تلاش میکند نگاه مسئول یا شخص مؤثر در حرکتهای جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغییر دهد تا او همان تصمیمی را بگیرد و حرکتی را انجام دهد که آنها میخواهند».
بازی با دم پوتین در ترکیه
بعد از اینکه مخالفان ترکمن بشار اسد یک هواپیمای جنگده روسی را سرنگون و یکی از خلبانهای آن را که با چتر نجات از هواپیما بیرون پریده بود کشتند، روابط روسیه و ترکیه وارد مرحلهی جدیدی شد. ترکیه هواپیمای روسی را به نقض حریم هوایی این کشور متهم کرده است اما منابع روسی این موضوع را رد کرده و ناتو نیز اعلام کرده است این نقض حریم هوایی تنها به مدت چند ثانیه صورت گرفته است.
ولادیمیر پوتین که در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرده بود «ما متعهدیم که برخلاف برخیها به شرکایمان از پشت خنجر نزنیم و هیچوقت در پشت پرده اقدامی بر ضد دوستانمان انجام ندهیم»، این اقدام دولت ترکیه و نیروهای شبهنظامی نزدیک به آنها را «خنجر از پشت» دولت ترکیه نامید و گفت که عواقب وخیمی را به دنبال خواهد داشت.

در اولین واکنشهای دولت روسیه، جنگندههای این کشور مناطقی از منطقه ترکمننشین سوریه را بمباران کرده و یک کاروان از کمکهای به گفته مقامات ترکیه انساندوستانه در شمال حلب را نیز مورد حمله قرار دادند. این محموله از سوی جمعیت خیریه اسلامی ترکیه (IHH) به سوریه منتقل شده بود. پیشتر از رابطه این سازمان با «جبهه النصره» (شاخه سوریه القاعده) و حتی کمک مالی این سازمان به داعش سخن به میان آمده بود. در همین حال روسیه امکان برخی تحریمها علیه ترکیه را مطرح و اعلام کرده است تا آن زمان سامانهی موشکی اس-۴۰۰ خود را در سوریه فعال کرده و از این پس جنگندههای روسی تمام بمبافکنهای این کشور را در حمله به مواضعی در سوریه همراهی خواهند کرد. روسیه تاکید دارد هر تهدیدی نسبت به بمبافکنهای این کشور را با سامانه موشکی پیشرفته خود پاسخ خواهد داد.
راست این است که با این نشانهها و با جنگهای نیابتی و پنهان که بین رقبای منطقهای در جریان است، گسترش آن به یک جنگ فراگیر و تمام عیار اصلا دور از انتظار نیست. به ویژه با توجه به نه تنها سیاستهایی که در رابطه با حل مشکل سوریه و داعش از سوی کشورهای قدرتمند گرفته میشود بلکه حتی اقدامات خطایی که ممکن است از سوی هر دولت و یا گروهی در انبار باروت محور ایران، عراق، سوریه سر بزند. معلوم نیست در چنین شرایطی سیاستهای مبتنی بر «موازنه منفی» که در جهان امروز کاربرد خود را از دست داده است تا کجا میتواند به یاری رژیمهایی بیاید که خود بخشی از مشکل و بحران منطقه به شمار میروند. به ویژه در مورد جمهوری اسلامی که این «موازنه منفی» بیش از آنکه مناسباتاش را بین «شرق» و «غرب» تنظیم کند، به کشاکش رهبری و دلواپساناش با دولت روحانی و طرفداراناش تبدیل شده و از درون آن را تضعیف میکند.

