سالی دیگر از درگذشت همسر و شریک زندگیام شاهنشاه ایران سپری شد. گذشت زمان هنوز خاطرههای تلخ آخرین روزها و ماههای پیش از رفتناش را از دلم نزدوده است. هنوز خود را با او در درد و بیماری و غم دوری از میهن عزیزش شریک میبینم.
به یقین میدانم که شماری روزافززون از هممیهنانش نیز او را به یاد دارند. با هر ستمی که حاکمان امروزه بر آنان روا میدارند و با هر آسیبی که به هویت و موجودیت میهنمان میرسانند بیشتر از پیش پادشاه دلسوز و میهندوستشان را به یاد میآورند. ایرانی چگونه میتواند از یاد ببرد وطنی را که در آستانهی انقلاب واپسگرا با هر میزان و معیاری پیشگام همهی جوامع رو به رشد جهان بود؟ در رشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، در کیفیت آموزش و پرورش، در بهرهجویی از استعدادها و تواناییهای دانشآموختگان از زن و مرد و به هر قوم و مسلک و مذهبی.
به ویژه برای زنان ایران، یعنی نیمی از جمعیت کشور، به یادماندنیترین این پیشرفتها و پیروزیها در زمینهی حقوق و آزادیهای آنان بود. در آستانهی انقلاب نامبارک، رشتهای، حرفهای و عرصهای از زندگی اجتماعی ایران نبود که بر زنان ایران گشوده نشده باشد. در این مورد ایران از همهی کشورهای با اکثریت مسلمان در جهان پیشرفتهتر بود. در مورد حقوق و آزادیهای جوامع غیرمسلمان ایران نیز چنین بود. از مقامهای بالای سیاسی که بگذریم، پیروان همهی ادیان از همان حقوق و آزادیهایی برخوردار بودند که ایرانیان مسلمان.
اطمینان دارم روزی خواهد آمد که این حقوق و آزادیها برای مردم ایران از حد آرزوها و آرمانهای دوردست و از دسترفته به در میآید و بار دیگر واقعیتی مسلم و ملموس شود؟ اگر همت و ارادهی هممیهنان هشیار و آگاه ما همانست که در برگهای تاریخ پرافتخارمان به چشم میخورد، به یقین چنین خواهد شد و آرزوی همیشگی پادشان میهندوست پهلوی باری دیگر به واقعیت خواهد پیوست.
۶ مرداد ۱۳۹۵
http://www.farahpahlavi.org/fa/

