نامه‌ی رسیده از ایران: به تمام معنی خسته‌ام!

جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۰۶ اکتبر ۲۰۱۷


به نام ایران عزیز
با عرض سلام و درود فراوان خدمت تمامی فعالان سیاسی خارج از ایران
هموطن دردمندی هستم ساکن ایران

خطر نوشتن این پیام را به جان می‌خرم و این نامه که نه گزارش است و نه مقاله و نه… را می‌فرستم و فقط می‌خواهم به شما عزیزان که همواره به فکر «ایران ما» هستید مواردی را به اختصار متذکر شوم.

شما عزیزان که به هر حال تریبونی را در اختیار دارید و ارتباطاتی، به حضرات حاکم بر کشورهای اروپایی و ایالات متحده از قول این حقیر این بندها را یادآوری کنید:

۱ ـ ادامه تحریم‌ها علیه دولت و حکومت حاکم بر ایران اثر معکوس داشته است و فشارش فقط بر دوش فقرای جامعه (و حتی طبقه اندکِ متوسط و مرفه جامعه ایران که ارتباطی با حاکمان ایران ندارند) سنگینی می‌کند.

۲ ـ کاملا ایمان و اطلاع دارم که دستگاه‌های امنیتی کشورهای مخالف حکومت ایران توانمندی این را دارند که دولتمردان و مدیران مفت‌خور و آقازاده‌های ایشان را شناسایی کنند. آیا بهتر نیست که تحریم‌ها را علیه آنها به کار بندند و دست از سر این مردم بدبخت (نمونه بارزش من و خانواده‌ام  بردارند؟

۳ ـ آیا وقت آن نرسیده است با شناسایی آنها، که در توان دولت‌های غربی و آمریکا هست، کاری کنند تا این آقازاده‌ها نتوانند و اجازه نداشته باشند در کشورهای غربی ملک بخرند و سرمایه‌گذاری کنند و بدون محدودیت به فرنگ رفت و آمد کنند؟! آیا توان این را ندارند که اموال آنها را بلوکه کنند و از زندگی کردن آنها (مانند آقاپسر خانم معصومه ابتکار) در فرنگ جلوگیری کنند؟

۴ ـ تحریم‌ها وقتی اثر خواهد داشت که متوجه ایشان شود نه امثال من بیچاره که در میانسالی همچنان باید تخصص و دانش خود را با قیمت بسیار پایین در اختیار کارفرماهای مفت‌خور قرار بدهم و آخر هر ماه هم هشتم گروه نه‌ام باشد. تازه باید خوشحال باشم که خُرده‌نانی نصیب من و خانواده سه نفره‌ام می‌شود.

۵ ـ این نکات کوچک اما مهم را می‌توانید به گوش آنها برسانید؟  البته اگر سیاست کثیف اجازه بدهد که این مواردی که گفتم عملی شود و اگر در توان شما عزیزان نیست که باید بگویم وا اسفا!

در انتها جمله‌ای از یکی از این آخوندهای مفت‌خور که سال‌ها پیش خودم با گوش خودم شنیده‌ام را برای شما بازگو می‌کنم که خطاب به من گفت: پسر! آخوند نمیخوره تا سیر بشه، میخوره تا تموم بشه!

این حرف صریح کاملاً نشانگر این هست که ذات آخوند مفت‌خور تا برداشت آخرین ذره ارزشمند این کشور به هر قیمتی (تاکید می‌کنم به هر قیمتی) از حکومت و دست‌اندازی به ذخایر این کشور ثروتمند دست نخواهد کشید.

بهترین ، سریع‌ترین و کارآمدترین راه حل این هست: درِ جهان خارج از محدوده کشور ایران را به روی این مفت‌خورها به کل ببندید! هزینه تحریم‌ها را من و امثال من بیچاره داریم می‌پردازیم.

و این در حالیست که هیچ کشور اروپایی حاضر نیست حتی چند روز به من ویزا بدهد تا برای مثال بازدیدی از یک نمایشگاه تخصصی در اروپا داشته باشم چون مثل آقازاده‌ها نمی‌توانم ضمانت مالی برای بازگشت بدهم.

به تمام معنی «خسته‌ام». خانواده کوچکم در آستانه فروپاشی‌ست. یک حساب کوچک کردم و دیدم حدود ۹۰ درصد دوستان هم‌دانشگاهی من  فقط به خاطر مسائل مالی از همسران‌شان جدا شده‌اند! انگار این سرنوشت محتوم من هم هست.

امیدوارم که این ناله برآمده از داغ درونم به گوش شما و آنها برسد و دست از معامله با جمهوری اسلامی کثیف در ایران بردارند.

از تبعات این نامه واهمه‌ای ندارم چرا که به قول پدر آل برمک که به فرزندان خویش گفت: ما از شدگانیم و کار ما به آخر آمده است! و خون من رنگین‌تر از امید رضا و ستار و ندا و دیگران نیست.
از طرف هموطنی متخصص اما داغدیده و محروم
پیروز باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=90341