جمشید عنبرستانی – تماس و گفتگوهای نزدیک میان سیاستمداران آمریکا با دانشگاههای معتبر و صاحبنام واندیشکدههای آمریکایی امری عادی و مرسوم به شمار میرود. از این رو جمهوری اسلامی از سالیان گذشته به قصد نفوذ در ساختار سیاسی و برقراری ارتباط با سیاستمداران، خاصه طیفهای دمکرات و چپ، سرمایهگذاریهای هدفمندی در سیستم آموزشی و بطور مشخص دانشگاههای معتبر درآمریکا کرده است.
رژیم اسلامی با فراهم آوردن امکانات لازم جهت فرستادن مهرههای دستچین شده و امنیتی خود به این دانشگاهها به عنوان دانشجو و یا پژوهشگر به دنبال شناسایی و یارگیری و نفوذ در کادر علمی و مدیریتی این دانشگاهها بوده تا بتواند سیاستهای خود را پیش برده و عملی سازد.
اکثر لابیگران جمهوری اسلامی دارای زندگیهای لوکس و مرفه هستند. بسیاری از این افراد تحصیلکرده و فارغالتحصیل از دانشگاههای معتبر و مشهور آمریکا از جمله دانشگاه هاروارد هستند و جمعی از آنان که بیشتر از زنان تشکیل شده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما حضور چشمگیری در کاخ سفید و وزارت امورخارجه آمریکا داشتند و تعدادی از این مجموعه نیز در دولت بایدن در بخشهای گوناگون و مهمی به کار گرفته شدهاند.
با حمایتی که از سوی کمپانیهای قدرتمند از لابیگران جمهوری اسلامی در کشور آمریکا میشود و با توجه به نفوذی که آنان در ساختار سیاسی و حزب دمکرات آمریکا به دست آوردهاند کم و بیش میتوانند در کار و هدف خود موفق شوند همانگونه که در دولت اوباما به اهداف خود دست یافتند.
لابیگران بیدرد و غم رژیم روضهخوانها برای هشتاد میلیون ایرانی که تحت ظلم و ستم حاکمان دزد و بیوجدان قرار دارند و با فقر، فساد، بیکاری و ناامنی و انواع مشکلات اجتماعی دست به گریبان هستند کوچکترین اهمیتی قائل نیستند زیرا یا مفهوم این همه نکبتی که توسط حکومت اسلامی بر سر کشور و ملت ایران آوار شده را درک نمیکنند و یا خود را به کوچه علی چپ زدهاند که نهایت نزول شخصیت و معرفت و انصاف نزد آنان است.
لابیگران ایرانیتبار و آمریکایی جمهوری اسلامی بیشرمانه با توهین به ملت ایران برای حکومت قرون وسطایی آخوندی سینه چاک کردهاند و برای لاپوشانی جنایات رژیم اسلامی نزد افکار عمومی آمریکا و مظلوم جلوه دادن آن و در جهت رفع تحریمها از هیچ کوشش و ترفندی فروگذار نمیکنند.
برخی رسانههای تصویری فارسی زبان در آمریکا که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکنند تریبونی شدهاند برای اصلاحطلبان حکومت که ازطریق این رسانهها به تبلیغ برای خود و یا تشکیلاتی که طرفداری، نمایندگی و یا رهبری میکنند بپردازند.
در حکومتی که جوانان و مردم کشور را با اتهامات واهی سلاخی میکند و یا در زندانها و سیاهچالهای مخوف خود به بند میکشد و کوچکترین نغمه مخالف را در گلو خفه میسازد، اما عدهای در داخل کشور چه مکلا و چه افرادی کراوات و یا پاپیونزده به عنوان نماینده و یا رهبر یک جریان سیاسی مخالف رژیم و یا خواهان تغییرات عمده در ساختار سیاسی و رهبری کشور، بدون مزاحمت نیروهای امنیتی و با خیالی آسوده با رسانههای فارسیزبان دولتی امثال بیبیسی و رادیو فردا، و شبکههای ماهوارهای فارسیزبان مخالف جمهوری اسلامی در آمریکا و اروپا گفتگو میکنند.
اما این افراد مبلّغ یک پیام خاص و مشخص هستند که حکومت را شاد و خرسند میکند و مردم را در شک و تردید فرو میبرد و چه بسا گمراه میکند و آن پیام «مبارزه مدنی و به دور از خشونت و خودداری از اعتراضات خیابانی و میدانی علیه رژیم است».
اینها و بسیاری از مدعیان اپوزیسیون میخواهند به مردم اینگونه القا کنند که اگر فردا حکومت ملایان سقوط کند کی میداند چه خواهد شد و چه کسی و یا گروه و سازمانی قدرت را به دست خواهد گرفت و هنگامی که رهبری و هدایتی وجود ندارد اوضاع کشور چنین و چنان خواهد شد و با چنین ادعاهایی باعث دلسردی مردم از مبارزه شده و به دوام و استمرار حکومت آخوندها کمک میکنند.
مردم ایران نباید از فردای سقوط رژیم ملایان در هراس باشند چرا که افراد میهنپرست و قابل احترام و اعتماد در داخل کشور وجود دارند که در زمان لازم به میدان خواهند آمد و دوران گذار را رهبری خواهند کرد.


یکی از وظایف انسانی، میهنی و اخلاقی دولتی که بعد از رژیم آخوندی سر کار بیاید، تعقیب و مجازات اهریمن زادگانی است که در ظاهر نقش دلسوز مردم ایران را ایفا میکنند ولی در واقع فقط و فقط بدنبال منافع شخصی و تداوم رژیم آدمخواران حوزه جهلیه قم هستند. جنایتکاران نازی حتی در سن بالای نود سال هم چنانچه بدام بیفتند دادگاهی میشوند. این سرنوشتی است که در انتظار اینهاست . فردای آزادی ایران باید حتی از سایه خود بترسند.