نیکزاد سپاسگزار – چند روز گذشته حمید فرخنژاد با فرداد فرحزادی خبرنگار «ایران اینترنشنال» مصاحبهای برگزار کرد که با توجه به جایگاه و پیشینه فرخنژاد جای اندیشه و بررسی وجود دارد و این نکات از دید نگارنده حائز اهمیت شناخته شده تا شاید بخشی از ادامه مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی را آشکارتر سازد و امید به پیروزی را میان گروهها و دستههای مردمی افزایش دهد.
۱-حمید فرخ نژاد ابتدا بیان میکند که خواسته با ترک کار و خروج از ایران و از دست دادن قراردادهای گرانقیمت شرافت به دست بیاورد اما نمیگوید چرا در ایران نمانده و مانند اینهمه همکار گوینده و کارگردان و بازیگر، دست از کار نکشیده تا شرافتاش را همینجا به دست آورد؟! چه لزومی داشت تا همین دیروز با امنیتیترین نهادهای اطلاعاتی رژیم ایران همکاری کند سپس پاسپورتش را بردارد تا حکم ممنوعالخروجیاش را هول هولکی برایش لغو کنند و همانگونه که خودش میگوید همانند پیامبر گرامی اسلام دست به هجرت بزند! آنهم نه از جایی همچون مکه به مدینه بلکه از ایران به آمریکایی که از قضا زبانش را بلد نیست و از ۹ سال پیش نیز زمینهاش را فراهم کرده بوده است!
۲-او مدعی میشود که خانوادههای هنرمندان و سلبریتیهای پرطرفدار تهدید میشوند و دلیل اینکه هنرمندان از جمله خودش سکوت کرده بودند همین بوده که نمیتوانستند و ناگزیر از سکوت یا هجرت هستند. اما سپس دلیل ممنوعالخروجی خودش را فعالیتهای سیاسی و اعتراضی عنوان میکند. اگر چنین بوده و آقای فرخ نژاد میتوانسته هم خوب پول دربیاورد و هم خوب حرفهای اعتراضی بزند و در تجمعات اعتراضی شرکت کند و دست آخر فقط یک حکم ممنوعالخروجی نرم و نازک و موقت نصیباش شود دیگر ایشان به چه چیزی اعتراض داشته و دارد؟ آیا باور کنیم کسی که در ایران خفقانزده اسلامی اینهمه برخوردار از مواهب نظام بوده ناگهان ویرش میکشد مانند پیامبر گرامیاش رنج هجرت را بر جان بخرد و به انقلابِ ملی، سکولار و ضد ملای ایران بپیوندد و صدایشان باشد؟! ملتی که هیچ سنخیتی با او و اندیشه مذهبی و اوضاع اقتصادی او ندارند!
۳-او از اهل سنت به خاطر توهین به عمرو عاص که در میان ایرانیان نامش مترادف حقهبازی و فریبکاریست عذرخواهی میکند و استفاده از یک اصطلاح رایج را خبط خطا میداند اما هرگز زیر بار نمیرود که ستایش یک قاتل مانند قالیباف و نیروی انتظامی که مردم کلیت آنرا نیروی افتضاحی لقب دادهاند چیزی نیست جز آب به آسیاب جمهوری اسلامی ریختن. چگونه میشود پذیرفت فرخ نژادی که در ابتدای مصاحبه حتی رسانههای درون ایران را محدود و بالاجبار در خدمت حکومت میداند ناگهان از قالیباف خونآشام تشکر کند که فضای فرهنگی را افزایش داده است؟! آیا او نمیدانسته که فضای فرهنگی نیز مانند رسانهها اگر گسترش مییابد فقط و فقط در خدمت اهداف رژیم ایدئولوژیک و جنایتکار است؟ اگر آنموقع نمیدانسته اکنون که ادعا میکند میداند! پس چرا میگوید پای حرفم هستم و این خونشویی را «عدالت در گفتار» مینامد؟!
۴-او در جایی از مصاحبه میگوید: «اونها چیزی دارند به نام فتوا و باهاش به راحتی آدم میکشند» و در عین حال در چند جا از «پیامبر گرامی اسلام» و صحابهاش به نیکی یاد میکند. انگار نه انگار که محمد پیامبر همین اسلام است که فتوا و حجاب و اعدام و صدها حکم حکومتی و جنایتکارانه را از دل جهل تاریخ یادگار گذاشته و طرفداران و وارثان مقدسمآباش ولکن خرخره مردم نیستند! انگار نه انگار که در همین اسلام از کودکی اذان زیر گوش کودک زمزمه میکنند تا اگر بزرگ شود و بخواهد بجز اسلام دینی را برگزیند مرتد فطریاش کنند و سپس چوبه دار مجازات! لابد اکنون مردم به خاطر اسلام پدران و مادرانشان باید محکوم به عوام بودن شوند و سرافکنده به زیر پرچم حکومت اسلام راستین حمید فرخ نژادها درآیند چون به مسافرت خویش به ینگه دنیا میگوید هجرت شبیه پیامبر گرامی…!
۵-حمید فرخ نژاد در جایی از مصاحبه اشاره میکند به «تصمیمگیرندگان و بزرگان این خیزش» بیآنکه دریافته باشد در این خیزش نمیتوان هیچ فردی را تصمیمگیرنده و بزرگ معرفی کرد چرا که این خیزش از دل جامعه و از ژرفای اندیشه مردم سرچشمه گرفته و همان کسانی تصمیمگیرنده و پیشبرندهاش هستند که امثال فرخ نژاد و طرفداران دیکتاتور به ایشان به چشم فالوورهای بیارزش نگاه میکنند و طوری درباره مردم سخن میگویند که انگار این مردم فرزندانشان را از وسط راه پیدا کردهاند و فقط جان فرزندان سلبریتی و هنرمندان حکومتی با ارزش است!
۶-او در جایی دیگر با وقاحت تمام سخن از «استراتژی صحیح» میکند و میگوید: «در وزارت اطلاعات چه آدمای درستی هستند» و ادامه میدهد «این افراد در صورتی که جنایت نکرده باشند باید سر جای خودشان ابقا شوند» و سپس همه جنایات سرکوبگران را گردن یک مشت «جوان نابالغ» میاندازد! آیا ما ایرانیان آنقدر سادهلوح هستیم که باور کنیم در سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی (چه وزارت اطلاعات و چه سازمان اطلاعات سپاه/ ساس) بدون اطلاع و هماهنگی باشرفهایی که فرخ نژاد میشناسد عدهای جوان نابالغ میآیند و به صورت خودسر هر جنایتی که دلشان میخواهد میکنند طوری که کارمندان درست و باشرف به درد دل با فرخ نژاد مجبور میشوند و به صورت علمی و تحقیق شده پاسخهای قانع کننده میدهند؟ آیا دوستان فرخ نژاد همان قاتلان زنجیرهای و شکنجهگران و سرکوبگران سالهای ۷۸ تا ۹۸ نیستند که اکنون دستشان از رسیدن به ضریح لندن و کانادا و ونزوئلا کوتاه مانده و میخواهند جایگاه خود را در حکومت بعدی نایب برحق امام زمان ابقا کنند؟ و فرخ نژاد را مامور صنف خودفروش خود کردهاند؟
۷-در آخر اینکه فرخ نژاد در بخش معروفی از مصاحبهاش رو به ارتشیان میگوید: «شما ننگ تاریخ هستید و باید از مردم دفاع میکردید و نکردید…» و ارتش را به گونهای محکوم میکند که گویا هیچ فرصتی برای ایشان باقی نمانده حال آنکه همان سیستم خفقانی که قالیباف از سرکردگان آن است (و فرخ نژاد از او تمجید و تشکر میکند) چنان جوّی در ارتش ایجاد کردهاند و ارتشیان را با انواع و اقسام مشکلات مالی و معیشتی و عقیدتی درگیر کردهاند که نتوانند ابراز عقیده کنند و در دفاع از مردم خودی نشان دهند با وجود این تنها نقطه امید مردم به نیروهای نظامی همین ارتش مفلوک است که نه تنها دستش و سفرهاش به خون مردم آغشته نیست بلکه همواره مورد وحشت و بدگمانی رژیم جمهوری اسلامی بوده و هست. ننگی کهه وجود دارد نه بر دامن ارتشیان درمانده از تامین مخارج اولیه زندگی بلکه بر دامن سیستم و نهادهای سرکوبگر و طرفداران آنهاست.
آری، امیدی اگر باشد، که هست، به آن قشر مردم و نیروهای مسلحی هست (چه ارتشی و چه ریزشیهای سپاه و نیروی انتظامی) که نان در خون مردم نزدهاند و به زودی زود به صفوف مردم و جوانان آگاه و پر از شور زندگی خواهند پیوست و سیستم جنایتپیشه مذهبی را به میز محاکمه خواهند کشاند.

