باز شیطان نقاب از چهره برداشت؛ سپاه پاسداران می‌تواند پاشنه آشیل جمهوری اسلامی باشد

- به نظر می‌رسد غرب و متحدانش در منطقه اجرای «پلان B» را آغاز کرده‌اند. اگر روزی «گزینه نظامی» به عنوان راه‌ حل جایگزین برای مهار تهدیدات جمهوری اسلامی به ویژه در زمینه هسته‌ای مطرح می‌شد اما اکنون غرب می‌تواند روی خیزش مردم علیه جمهوری اسلامی و «تغییر رژیم» حساب باز کند. حسابی که منفعت مشترک مردم ایران و غربی‌ها در آن است.
- در فضایی مسموم که مقامات سیاسی و لشکری مجبورند دائم میزان وفاداری خود را به نظام و خامنه‌ای اثبات کنند حتا اگر مأموریت به ارتشی‌ها برای سرکوب مردم اغراق باشد ولی کیومرث حیدری برای آنکه خیال «فرمانده کل قوا» را از وضعیت نیروهای تحت امرش راحت کند و از رقابت در چاکرمآبی عقب نماند، زیر تیغ تحریم‌ها رفت.
-روزنامه «فرهیختگان» که زیر نظر علی‌اکبر ولایتی مشاور خامنه‌ای منتشر می‌شود می‌نویسد اروپایی‌ها اقداماتشان علیه سپاه و اقتصاد ایران را بی‌سر و صدا شروع کردند. این روزنامه پیشنهاد داده برای مقابله با این وضعیت «نهادهای امنیتی باید لیستی از لابیگران ایرانی‌تبار تهیه کرده و منافع سیاسی و شخصی آنها را تحت فشار متقابل قرار دهد. ضربات باید شامل تحریم وابستگان در دسترس این افراد شده و برخی حقوق شهروندی آنان مانند دسترسی به حساب‌های بانکی و وام مسدود گردد. خود آنها نیز باید تحت فشارهای چندگانه قرار گیرند».
- در شرایطی که مذاکرات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با مقامات رژیم به بن‌بست رسیده، برای جلوگیری از دسترسی رژیم تروریست‌ها به تسلیحات هسته‌ای، در دسترس‌ترین گزینه‌ی غرب، کمک به مردم ایران برای «تغییر رژیم» است. مأموریت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، در داخل و خارج ایران از ظرفیت و توان ساختاری این تشکیلات فراتر رفته  و همین پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است که آن را از پای درخواهد آورد.

سه شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۱ برابر با ۲۴ ژانویه ۲۰۲۳


حامد محمدی- نوع تحریم‌های غرب علیه جمهوری اسلامی تغییر کرده و تشدید شده است. این فقط یک ادعا نیست. در بیانیه وزارت خارجه انگلیس که در آن شماری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی به اتهام نقض حقوق بشر و دخالت در سرکوب‌ها تحریم شده‌اند نام کیومرث حیدری فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

حسین سلامی فرمانده سپاه پاسداران در کنار حسین اشتری فرمانده پیشین نیروی انتظامی و یحیی رحیم صفوی فرمانده پیشین سپاه

اینکه یک مقام ارشد نظامی در ایران تحریم می‌شود اتفاق جدیدی نیست اما وزارت خارجه انگلیس در مورد اینکه چرا فرمانده نیروی زمینی ارتش را تحریم کرده توضیح می‌دهد که «حیدری علناً به دخالت خود و نیروهایش در سرکوب اعتراضات اعتراف کرده است.»

در همین بیانیه جیمز کلورلی وزیر خارجه بریتانیا می‌گوید «کسانی که تحریم شده‌اند، عواملی هستند که اعدام می‌کنند و اراذل و اوباش را برای کتک زدن مردم به خیابان‌ها می‌فرستند و تحریم آنها این پیام را می‌فرستد که راه گریزی نخواهند داشت.»

ادعای وزارت خارجه بریتانیا کاملاً درست است. حیدری اسفند ۱۳۹۹ در مصاحبه با وبسایت دفتر رهبر جمهوری اسلامی ادعا (یا اعتراف) کرد که یکی از مأموریت‌های نیروی زمینی ارتش (نزاجا) مربوط به «ناآرامی‌ها» بوده است.

اثبات وفاداری به خامنه‌ای کار دست ارتش می‌دهد

اگرچه در مورد دخالت ارتش در سرکوب‌ها گزارش‌ها بسیار ضد و نقیض است اما در فضایی مسموم که مقامات سیاسی و لشکری مجبورند دائم میزان وفاداری خود را به نظام و خامنه‌ای اثبات کنند حتا اگر مأموریت به ارتشی‌ها برای سرکوب مردم اغراق باشد، ولی کیومرث حیدری برای آنکه خیال «فرمانده کل قوا» را از وضعیت نیروهای تحت امرش راحت کند و از رقابت در چاکرمآبی عقب نماند، زیر تیغ تحریم‌ها رفت.

در این میان اما بعید نیست تحریم‌های مربوط به نقض حقوق بشر یا تحریم‌های مربوط به پشتیبانی تسلیحاتی از روسیه در تجاوز به اوکراین، ارتش جمهوری اسلامی را بیش از اینها گرفتار کند.

بدبینی به داخل نظام رسوخ می‌کند

با تداوم وضعیت انقلابی در کشور، در خود نظام در نزدیک‌ترین لایه‌ها به مرکز اصلی قدرت اختلافات بیشتر علنی شده است. آنها نیز همدیگر را رصد می‌کنند که کدام مقام در جریان اعتراضات ساکت ماند و آنطور که باید پشت نظام نایستاد! در همین ارتباط اردشیر مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در نطقی گفته «در اتفاقات اخیر برخی از مسئولان وسط لحاف خوابیدند و غلت نخوردند در حالی که این روزهاست که نظام نیاز دارد ما پشت و کنار آن بایستیم.»

به دنبال سرکوب شدید و وحشیانه‌ی مردم به همراه بازداشت‌های گسترده، اجرای حکم اعدام چند معترض جوان و قتل‌های مشکوک فعالان میدانی و فشار بر خانواده‌های جانباختگان امسال و سال گذشته، مدتی است تظاهرات ضدحکومتی در خیابان‌های ایران فروکش کرده بدون اینکه به وضعیت انقلابی در کشور پایان داده باشد. از همین رو نیز دولت‌های غربی که طی چهار ماه اخیر به این نتیجه رسیده‌ بودند که آنچه در ایران اتفاق افتاده یک انقلاب است، اکنون نیز توجه دارند که حداقل خواسته‌ی مردم، رفتن جمهوری اسلامی و «تغییر رژیم» است. این واقعیت در نطق‌های شدید و صریح شماری از نمایندگان پارلمان اروپا در جریان نشستی که برای تصویب قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی برگزار شد کاملاً آشکار است.

 «تغییر رژیم» یکی از گزینه‌های اصلی پلان B 

به نظر می‌رسد غربی‌ و متحدانش در منطقه اجرای «پلان B» را آغاز کردند. اگر روزی «گزینه نظامی» به عنوان راه‌حل جایگزین برای مهار تهدیدات جمهوری اسلامی به ویژه در زمینه هسته‌ای بود اما اکنون غرب می‌تواند روی خیزش جمهوری اسلامی و «تغییر رژیم» حساب باز کند که منفعت مشترک مردم ایران و غربی‌هاست.

حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ادعا می‌کند اقدام پارلمان اروپا برای قرار دادن سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی «شو»، «نمایشی» و «غیرالزام‌آور» است. او حتا به نقل از جوزپ بورل گفت این اقدام «احساسات هیجانی» است. اما روزنامه «فرهیختگان» چاپ تهران که تیم مطبوعاتی علی‌اکبر ولایتی مشاور خامنه‌ای آن را اداره می‌کنند می‌نویسد «در حالی که تبلیغ می‌شود تروریستی اعلام کردن سپاه توسط اروپا غیرالزام‌آور بوده است، اما به‌نظر می‌رسد این اقدام نوعی فریبکاری برای انجام یک اقدام ضدایران و فرار از پاسخ‌های انتقام‌جویانه تهران است.»

«فرهیختگان» در تفسیر اوضاع می‌نویسد: «با تروریستی اعلام کردن سپاه توسط پارلمان اروپا هرچند دستوری به شرکت‌ها و دولت‌های اروپایی ابلاغ نشده، اما با اتکا به این اقدام، آنها می‌توانند دست به اقدامات محدودکننده‌ای نه‌تنها علیه سپاه، بلکه دولت ایران و شرکای تجاری‌اش بزنند.»

فروپاشی ساختار نظامی موازی با فروپاشی اقتصادی

نه فقط اقدامات جمهوری اسلامی برای افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم، بلکه سرکوب اعتراضات و پشتیبانی از روسیه در جنگ اوکراین و گروگانگیری شهروندان خارجی تا حمله به کشتی‌ها به نوعی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. همزمان بیش از دو سوم اقتصاد ایران نیز در سلطه سپاه است. احتمالاً برآورد غربی‌ها اینست که هرقدر تحریم‌های سپاه پاسداران شدیدتر باشد، تأمین مالی طیف گسترده‌ای از مأموریت‌های سپاه محدودتر می‌شود. در این وضعیت، همزمان و موازی با روند فروپاشی اقتصادی رژیم، ساختار نظامی و امنیتی نظام هم بطور کنترل شده دچار فروپاشی خواهد شد.

وضعیتی شبیه «زمستان۵۷»

مشابه این وضعیت به نوعی در ساقط کردن حکومت پهلوی  تکرار شده بود. یک سال قبل از انقلاب اسلامی در ایران، قرارداد کنسرسیوم نفت رو به پایان بود و شرکت‌های نفتی به تجدید قرارداد خرید نفت از ایران تمایلی نشان نمی‌دادند. رضا تقی‌زاده در ایندیپندنت (فارسی) با اشاره به این «رفتار» می‌نویسد «رفتاری که شاه از آن به عنوان تهدید و باج‌خواهی شرکت‌های نفتی یاد کرده بود. شاه به این نتیجه رسیده بود که آمریکایی‌ها و بریتانیا به‌ تلافی اقدام‌های نفتی او در سال ۱۳۵۲ و افزایش قیمت‌ نفت علیه او توطئه کرده‌اند.»

مطابق اسناد محرمانه آمریکا که از وضعیت اسناد طبقه‌بندی‌شده خارج شد، دولت کارتر در دی‌ماه ۱۳۵۷ پذیرفت با پایان دادن به نظام پادشاهی و خنثی کردن ارتش در ایران مشکلی ندارد. در آن تاریخ، ژنرال آمریکایی در تهران در حال مذاکرات روزانه با فرماندهان ارشد ارتش بود و هنگام ترک تهران اطمینان داشت که ماموریت خود را با موفقیت به پایان برده است.

دست انگلیس کوتاه شد؟

حالا چهل و چهار سال بعد مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند با اعدام علیرضا اکبری به انگلیس و مهره‌های داخلی آن در ایران پیام فرستاده‌اند! بعد از این اعدام، وزیر خارجه بریتانیا به آمریکا و کانادا سفر کرد و در نهایت گفت اعدام «اکبری» بی‌پاسخ نخواهد ماند. بدیهی است انگلیس هرگز تأیید نمی‌کند اکبری «ابرجاسوس» آنها بوده اما روشن است که وی به عنوان معاون وزیر دفاع آنقدر ارزشمند بوده که با وجود ارتباطات نظامی و امنیتی که داشت برایش پاسپورت انگلیسی صادر شد! مقامات جمهوری اسلامی می‌گویند اطلاعاتی که اکبری درز داد مربوط به مسائل هسته‌ای بود که به ترور محسن فخری‌زاده نیز منجر شد.

در همین ارتباط، نشریه «ساندی تلگراف» ۲۴ دی‌ماه به نقل از یک مقام بریتانیایی نوشت، «به دنبال اعدام اکبری، لندن در حال بازنگری در حمایت خود از برجام است.» آیا بعد از اعدام علیرضا اکبری، دامنه‌ی نظارت انگلیسی‌ها بر فعالیت‌های اتمی جمهوری اسلامی  جمهوری اسلامی کم شده است؟!

این تصویری احتمالی از بن‌بست و تنگایی است که رژیم ایران در آن گیر افتاده است. اما چرا این تصویر به واقعیت نزدیک است؟ چون شیطان را وادار کرده تا نقاب از چهره بردارد و بار دیگر با صورت کریه خود ظاهر شود.

شیطان نقاب برداشت!

روزنامه «فرهیختگان» می‌نویسد برای مقابله با این وضعیت «نهادهای امنیتی ایران، باید لیستی از لابیگران ایرانی‌تبار تهیه کرده و منافع سیاسی و شخصی آنها را تحت فشار متقابل قرار دهند. ضربات باید شامل تحریم وابستگان در دسترس این افراد شده و برخی حقوق شهروندی آنان مانند دسترسی به حساب‌های بانکی و وام مسدود گردد. خود آنها نیز باید تحت فشارهای چندگانه قرار گیرند.»

حتا در این گزارش تأکید شده «ایران باید در برخورد با پرونده اروپا، نظامی- امنیتی اقدام کند.» همه این تهدیدات و توصیه‌های به معنی این است که شیطان نقاب از مظلوم‌نمایی و چهره‌ی ناهمخوانِ «دیپلماتیک» خود برداشته است.

اهرم اروپایی‌ها برای فشار به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تقویت شده آنهم  همزمان با اینکه رابرت مالی نماینده آمریکا در مذاکرات اتمی و از مدافعان سرسخت معامله اتمی با جمهوری اسلامی، می‌گوید با آغاز خیزش سراسری در ایران و سرکوب معترضان، واشنگتن دیگر به ‌دنبال احیای برجام نیست. او اعلام کرد ایالات متحده آمریکا برای توقف صادرات نفت ایران به چین، فشارهای خود را علیه پکن نیز تشدید خواهد کرد.

در شرایطی که مذاکرات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با مقامات رژیم به بن‌بست رسیده، برای جلوگیری از دسترسی رژیم تروریست‌ها به تسلیحات هسته‌ای، در دسترس‌ترین گزینه‌ی غرب، کمک به مردم ایران برای «تغییر رژیم» است. مأموریت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، در داخل و خارج ایران از ظرفیت و توان ساختاری این تشکیلات فراتر رفته  و همین پاشنه آشیل جمهوری اسلامی است که آن را از پای درخواهد آورد.

 

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=310949