پایگاه خبری «هیل»: جو بایدن و سیاست مماشات؛ ضروریست این سیاست با هشدارِ بازدارنده به تهران تغییر کند

-استوارت گاتلیب استاد سیاست خارجی آمریکا و امنیت بین‌الملل دانشگاه کلمبیا در مقاله‌ای با عنوان «جو بایدن و سیاست مماشات» که ۳۰ دسامبر (نهم دی‌ماه) در پایگاه خبری «هیل» وابسته به کنگره آمریکا منتشر شد گفته بایدن کسی است که سابقه طولانی در اتخاذ رویکرد مماشات‌محور دارد و همین باعث شکست در سیاست خارجی آمریکا شده است.
- «هر ارزیابی شفاف از عملکرد بایدن در سیاست خارجی- گذشته و حال- یک موضوع ثابت را نشان می‌دهد که قطعاً به توضیح وضعیت وخیم امور جهانی در دوران ریاست جمهوری او کمک می‌کند: تعهد غیرمعمول او به انتخاب ضعیف‌ترین یا کم‌برخوردترین مسیر.»
- «ضروریست که دولت بایدن به سرعت برای احیای مجدد قدرت نظامی ایالات متحده اقدام کند. یک شروع خوب، اقدام قاطعانه علیه نیروهای نیابتی رژیم ایران است که به تأسیسات ایالات متحده و کشتیرانی جهانی در داخل و اطراف خلیج فارس حمله می‌کنند.»
- «برای دولت بایدن بسیار حیاتی است که بازدارندگی ایالات متحده را دوباره برقرار کرده و آن را با هشدار به تهران شروع کند که می‌بایست در قبال حملات نیابتی‌های خود علیه منافع ایالات متحده پاسخگو باشد و در صورت لزوم حملات تاکتیکی را در داخل ایران نیز دنبال کند.»

یکشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۲ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳


استوارت گاتلیب استاد سیاست خارجی آمریکا و امنیت بین‌الملل دانشگاه کلمبیا در مقاله‌ای با عنوان «جو بایدن و سیاست مماشات» که ۳۰ دسامبر (نهم دی‌ماه) در پایگاه خبری «هیل» وابسته به کنگره آمریکا منتشر شد گفته بایدن کسی است که سابقه طولانی در اتخاذ رویکرد مماشات‌محور دارد و همین باعث شکست در سیاست خارجی آمریکا شده است.

جو بایدن رئیس جمهوری ایالات متحده / رویترز

در مقدمه این مقاله آمده، از وقتی جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا شد، ایالات متحده یکی پس از دیگری در سیاست خارجی شکست خورده است؛ از خروج تحقیرآمیز آمریکا از افغانستان در اوت ۲۰۲۱ و حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ گرفته تا ژانویه ۲۰۲۳ وقتی بالن‌های جاسوسی چین بر فراز آمریکا دیده شدند. در تلاش‌های نافرجام دولت بایدن می‌بایست ناکامی در مهار جمهوری اسلامی را هم  به این موارد اضافه نمود؛ در نهایت رژیم تهران به آغاز انفجار خشونت‌های کنونی در سراسر خاورمیانه کمک کرد. به نظر می‌رسد هیچ گوشه‌ای از جهان در امان نمانده است.

بسیاری از کارشناسان که از سوابق سیاست خارجی بایدن در این مدت دفاع کرده‌اند (یا آن را توجیه کرده‌اند) ادعا می‌کنند بایدن با چندین دهه تجربه یک «نخبه در سیاست خارجی» است و «وارث» مسائلی شده که اکنون با آنها روبروست. در چالش‌های جهانی، اگر منصف باشیم، نمونه‌هایی وجود دارد که بایدن به‌ عنوان فرمانده کل قاطعانه عمل کرد، مانند تشکیل ائتلاف‌های جدید علیه چین در اقیانوس آرام و تعهد به تقویت تولید چیپ‌های هوشمند در نیروهای مسلح آمریکا.

با این حال، هر ارزیابی شفاف از عملکرد بایدن در سیاست خارجی- گذشته و حال- یک موضوع ثابت را نشان می‌دهد که قطعاً به توضیح وضعیت وخیم امور جهانی در دوران ریاست جمهوری او کمک می‌کند: تعهد غیرمعمول او به انتخاب ضعیف‌ترین یا کم‌برخوردترین مسیر.

استوارت گاتلیب در ادامه می‌نویسد، برای کسانی که معتقد به اهمیت قدرت سخت در بازدارندگی دشمنان و حفظ ثبات جهانی هستند، این ارتباط آشکار و آموزنده خواهد بود. اما در شرایطی که تهدیدات در بخش‌های کلیدی جهان- اروپای شرقی، خاورمیانه، تنگه تایوان- به اوج خود رسیده، ضروریست که دولت بایدن به سرعت برای احیای مجدد قدرت نظامی ایالات متحده اقدام کند. یک شروع خوب، اقدام قاطعانه علیه نیروهای نیابتی رژیم ایران است که به تأسیسات ایالات متحده و کشتیرانی جهانی در داخل و اطراف خلیج فارس حمله می‌کنند.

متأسفانه بایدن اگر بخواهد متحدانش را راضی نگه‌دارد و مخالفانش را متقاعد کند که استفاده از نیروی نظامی برای او جنبه تجارت دارد، کار سختی در پیش خواهد داشت: او سابقه طولانی در اتخاذ رویکرد نرم‌تر و مماشات‌محور دارد. در دهه ۱۹۸۰ به عنوان عضوی از کمیته روابط خارجی سنا، با تقویت دفاعی رونالد ریگان در برابر اتحاد جماهیر شوروی مخالفت کرده و آن را بسیار تهدیدکننده می‌دانست. او در سال ۱۹۹۱ با جنگ خلیج فارس مخالفت کرد و از تاکتیک نرم‌تر تحریم‌های اقتصادی برای آزادی کویت حمایت نمود. در اواسط دهه ۲۰۰۰ او با افزایش نیروهای دولت بوش در عراق مخالفت کرد و ادعا کرد که جنگ پیشاپیش شکست خورده است. در سال ۲۰۱۱ نیز به عنوان معاون رئیس جمهور [باراک  اوباما] با عملیات یورش  به روستای «آبوت‌آباد» که به کشته شدن اسامه بن لادن رهبر القاعده انجامید، مخالفت کرد.

بایدن به عنوان رئیس جمهور نیز دستوری معروف را صادر کرد (و برخلاف توصیه مستشاران نظامی خود) خواستار خروج تمام نیروهای ایالات متحده از افغانستان شد، که باعث شد طالبان دوباره بر افغانستان مسلط شود. در حالی که بایدن قاطعانه از اوکراین در جنگ مقابل روسیه حمایت کرده است، اما پیشتر اشتباهات اولیه دولت وی به شروع این جنگ کمک کرد از جمله امضای توافقنامه‌ای با اوکراین در حمایت از «آرزوهای این کشور برای پیوستن به ناتو» (خط قرمز تحریک ولادیمیر پوتین) و همچنین امتناع از ارائه تسلیحات دفاعی- مانند موشک‌های ضد تانک و ضد هوایی در مقابل حملات روسیه.

به اعتقاد نویسنده‌ی این مقاله در «هیل»، در دولت بایدن، جسورانه‌ترین اعلامیه‌ها با ضعیف‌ترین اقدامات پشتیبانی شده و اکنون به نظر می‌رسد بایدن در نگرانی از تحریم مجدد روسیه، مایل است به اوکراین کمک کند اما نه برای ارائه تجهیزاتی که این کشور برای پیروزی در جنگ مقابل روسیه نیاز دارد.

رژیم ایران هم شاهد همین سیاست‌های بایدن بوده است؛ کسی که به شدت مشتاق «احیای برجام» است و تحریم‌های نفتی ایالات متحده و تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی را کاهش داده (یا اجرای آنها را متوقف نموده و کمک کرده تا ده‌ها میلیارد دلار درآمد فروش نفت و گاز در سال ۲۰۲۲ به جیب جمهوری اسلامی سرازیر شود). جو بایدن همچنین شورشیان حوثی یمن نماینده اصلی رژیم ایران در شبه‌جزیره عربستان را از فهرست سازمان‌های تروریستی آمریکا خارج کرد. این گروه اکنون تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشتی‌های خارجی در دریا شلیک می‌کند.

شی جین‌پینگ رئیس‌ جمهوری چین، البته که همه این اتفاقات را از شرق آسیا نظاره می‌کند. وی همین هفته تکرار کرد که مطمئن است تایوان دوباره به چین ملحق می‌شود و در تازه‌ترین اقدام تحریک‌آمیز خود هواپیماهای نظامی را بر فراز تنگه تایوان فرستاد. شی به اندازه کافی دلیل دارد که بپرسد: چرا ایالات متحده تا این حد تمایلی به کمک به اوکراین برای پیروزی در جنگ علیه روسیه ندارد و از هرگونه رویارویی نظامی با ایران می‌ترسد، ولی ممکن است مایل باشد که خود را در یک جنگ بالقوه همه‌جانبه بر سر تایوان درگیر کند؟!

این واقعیت که اکنون یک پرسش معقول است، نشان می‌دهد که اعتبار بازدارندگی نظامی ایالات متحده در دولت بایدن تا چه اندازه کاهش یافته و اگر تاریخ را راهنمای خود بدانیم، باید بگوییم وقتی چنین پرسش‌هایی مطرح می‌‎شود- مانند دهه ۱۹۳۰ و دوباره در دهه۱۹۷۰- معمولاً نتایج منفی به دنبال خواهند داشت.

به همین دلیل است که برای دولت بایدن بسیار حیاتی است که بازدارندگی ایالات متحده را دوباره برقرار کرده و آن را با هشدار به تهران شروع کند که می‌بایست در قبال حملات نیابتی‌های خود علیه منافع ایالات متحده پاسخگو باشد و در صورت لزوم حملات تاکتیکی را در داخل ایران نیز دنبال کند.

دولت بایدن همچنین باید برای روسیه روشن کند که اگر حل و فصل ارضی مورد توافق اوکراین را نپذیرد، ایالات متحده شروع به پشتیبانی تسلیحاتی از جمله موشک‌های دوربرد برای اوکراین خواهد کرد که بطور قابل توجهی فشار بر مسکو را افزایش خواهد داد.

هم فرانکلین روزولت در دهه ۱۹۴۰ و هم رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ با جهانی مواجه شدند که در مورد قدرت و عزم ایالات متحده تردید داشت– آنها فقط با نمایش آشکار قدرت نظامی ایالات متحده آمیخته با قدرت معنوی آرمان‌های آمریکایی توانستند تاریخ را تغییر دهند.

نویسنده در پایان این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جو بایدن در شرایط فعلی می‌تواند مانند آنها همین کار را انجام دهد؟

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۹ / معدل امتیاز: ۴٫۳

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=338834