کارت سوخته آذربایجان‌گرایی اردوغان؛ ترکیه در ایران به دنبال چیست؟

- با سرنگونی بشار اسد، ترکیه به تلافی شکست‌هایی که در سیاست‌های منطقه‌ای در لیبی، غزه، عراق و... خورده بود، علنا و عملا وارد امور سوریه شده است؛ سیاستی که ترکیه در سوریه پیش می‌برد، بخشی از ایدئولوژی «عثمانی‌گری» آن است که در جهت تأمین منافع تجاری و مالی حزب حاکم و شرکای سیاسی‌اش تحت رهبری اردوغان در دستور خود قرار داده است.
- حکومت ترکیه در زمینه مداخله در امور ایران و ترک‌های استان آذربایجان، از سیاست آذربایجان‌گرایی استفاده می‌کند و برخلاف حقایق تاریخی و هویتی و عدول از استانداردهای حقوقی و دیپلماتیک، در پیشبرد سیاست‌های نژادپرستانه ترکی در ایران می‌کوشد.
- اقدامات خشونت‌بار و کشتارهایی که نیروهای نیابتی ترکیه (به همراه نیروهای نظامی این کشور) در بخش‌هایی از سوریه پس از سرنگونی اسد در روزهای اخیر به راه‌انداخته‌اند، نمونه‌ای از رفتارهایی است که حکومت ترکیه در تحقق رؤیای به ثمر رساندن آذربایجان‌گرایی در ایران دنبال می‌کند.

دوشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۳ برابر با ۳۰ دسامبر ۲۰۲۴


علی اصغر حقدار – در جریانات و حوادث منطقه‌ای دو دهه اخیر، ترکیه یکی از بازیگران ضعیف و حاشیه‌ای به شمار می‌رود؛ حاکمیت الیگارشی با رهبری اردوغان که بیش از دو دهه‌ است بر کشور ترکیه اعمال می‌شود، در سودای حفظ و نگهداری منافع حزبی خود (حزب اسلامگرای عدالت و توسعه«AKP» و حزب نژادپرست حرکت ملی«MHP») با چراغ سبز برخی کشورهای خارجی در مسائل و رویدادهای کشورهای همسایه خود مداخله کرده و رد پایی از حضور و دیپلماسی نامطلوب برجای گذاشته است. دخالت بیجا و اخلالگر ترکیه تحت حاکمیت اردوغان و همراهانش در رویدادهای منطقه، سرپوشی بر مشکلات فزاینده داخلی است که چندیست اسلامگرایان حاکم در ساختارهای اقتصادی و سیاسی ترکیه به وجود آورده‌اند.

 

مداخلات ترکیه در مسائل اخیر سوریه و ورود نیروهای نظامی و نیابتی‌اش به بخش‌هایی از خاک آن، حلقه تازه‌ای از حضور غیرحقوقی ترکیه به شمار می‌رود. در شرایط فعلی، حکومت ترکیه از فرصت به دست آمده استفاده کرده و در میان آتش و خونی که در سوریه پسااسد به راه افتاده، در ادامه سیاست‌های مداخله‌گرایانه سال‌های گذشته، به اشغال بخشی از اراضی و کشتار مردمان سوریه مشغول شده است.

در سال‌های گذشته ترکیه با پیش بردن سیاست‌های مداخله‌جویانه نظامی و سیاسی در سوریه، به تسلیح گروه‌های تروریستی مخالف اسد پرداخت و با مشارکت در تقویت داعش و مقابله با نیروهای دموکراسی‌خواه سوریه، گروه‌هایی با اسامی‌ تازه‌ مانند «جبهه النصره» یا هیأت تحریرالشام و غیره در آنجا به وجود آورد. در این راستا، ترکیه از شماری آوارگان و مهاجران سوریه‌ای نیز استفاده کرده و با تسلیح و بازگرداندن آنها به سوریه، به مداخلات خود ادامه داد.

با سرنگونی بشار اسد، ترکیه به تلافی شکست‌هایی که در سیاست‌های منطقه‌ای در لیبی، غزه، عراق و… خورده بود، علنا و عملا وارد امور سوریه شده است؛ سیاستی که ترکیه در سوریه پیش می‌برد، بخشی از ایدئولوژی «عثمانی‌گری» آن است که در جهت تأمین منافع تجاری و مالی حزب حاکم و شرکای سیاسی‌اش تحت رهبری اردوغان در دستور خود قرار داده است. گرفتن سهمی از نقل و انتقال تجاری، مشارکت در منافع مالی خط لوله انتقال گاز قطر به اروپا و ورود در بازار ساخت و ساز و بازسازی سوریه از اهداف اصلی حکومت ترکیه در رویدادهای سوریه به شمار می‌روند. همچنین چشم طمع به چارچوب ارضی ایران و بازی با مسائل داخلی ایران، بخش دیگری از سیاست‌های خارجی ترکیه است که در سالیان اخیر به مداخله در امور قومی و سیاسی- فرهنگی ترک‌های ایران و استان آذربایجان راه برده است. بی‌اطلاعی از رفتارها و اهداف ایدئولوژیک و مداخله‌جویانه‌ی حکومت اردوغان باعث شده که بخشی از اپوزیسیون ایرانی از واقعیت مسائل سوریه و همچنین جایگاه و عملکرد ترکیه در مسائل و امور داخلی ایران، غافل شده و آسیب‌های جدی به گفتمان سیاسی ایرانیان وارد آورد.

الیگارشی حاکم بر ترکیه که با رهبری اردوغان و اتاق فکر آنکارا هدایت می‌شود، در معادلات منطقه‌ای، در نقش دلال سودجویی است که زمانی در زمین روسیه بازی می‌کند و دقیقه‌ای در دیپلماسی منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل وارد می‌شود؛ لحظه‌ای با جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی لاس هماوردی می‌زند و در همان احوالات، پایی در ژئوپلیتیک سوریه و عراق دراز می‌کند و چنگی نیز به امنیت جمهوری آذربایجان می‌زند و در مقطعی دیگر، دخالتی دیپلماتیک در ارمنستان می‌کند. زمانی هم به سازماندهی و حمایت از داعش و اسلامگرایان سنتی می‌پردازد. ترکیه در حالی که عضو ناتو است، خواهان خرید موشک از روسیه می‌شود. در همان حال از اسلامگرایان چچنی بهره‌برداری می‌کند و در معامله با رژیم ایران و دولت آمریکا، ترکمن‌های عراق را وجه‌المصالحه قرار می‌دهد.

این الیگارشی دلال و ضدکمالیسم با ایدئولوژی عثمانی‌گری (اخوانی/ سلفی)، منافع ملی ترکیه را هم در پای منافع گروهی و باندی خود در ایجاد سدی برای مهاجران به اتحادیه اروپا، به خطر انداخته و با برپایی اردوگاه‌هایی برای آنان و زندانی ساختن شهروندان ترکیه (به ویژه ژورنالیست‌ها و مخالفان حزبی و قومی)، ترکیه را به یکی از کشورهای ناقض حقوق بشر تبدیل کرده است. این جمع دلّال در توهم دست‌درازی به استان آذربایجان در ایران- که جزء جدایی‌ناپذیر ایران است- اخیرا با راه‌اندازی تلویزیون فارسی‌زبان و تبلیغات ضدایرانی و با اجیر کردن عده‌ای محدود و معدود افراد ضدایرانی، در پی تهدید امنیت ملی ایران، تصاحب و سهم‌خواهی از منابع طبیعی و معدنی استان‌های شمال غربی ایران، بهره‌مندی از موقعیت تجاری و حمل و نقل استان آذربایجان و در پی سوء استفاده و بهره‌برداری از مسائل داخلی ایران، با تحریک هیجانات غیرحقیقی است.

حکومت ترکیه در زمینه مداخله در امور ایران و ترک‌های استان آذربایجان، از سیاست آذربایجان‌گرایی استفاده می‌کند و برخلاف حقایق تاریخی و هویتی و عدول از استانداردهای حقوقی و دیپلماتیک، در پیشبرد سیاست‌های نژادپرستانه ترکی در ایران می‌کوشد. هدف و منظور اصلی حکومت ترکیه از این سیاست سوخته در استان آذربایجان، همانطور که اشاره شد، به دست آوردن امتیازات تجاری و سیاسی از ایران و دست‌‌درازی به منابع طبیعی و راه‌های تجاری و نقل و انتقال در منطقه آذربایجان ایران است؛ این همان سیاستی است که الیگارشی حاکم بر ترکیه اردوغان در جریان جنگ دوم قره‌باغ با جمهوری آذربایجان و ارمنستان به راه‌انداخت و به بخشی از اهداف تجاری و سیاسی خود تحت پوشش عوام‌فریبانه و سودجویانه «حمایت و کمک به برادران آذری» در ایجاد کریدور منطقه‌ای و فروش سلاح به آذربایجان رسید.

بازی حکومت ترکیه با کارت سوخته آذربایجان‌گرایی در ایران، نشأت گرفته از همان سیاست‌های الحاق‌گرایانه تجاری و حمل و نقل است که در کشورهای دیگر یا به شکست انجامیده و یا به ضرر ساکنان کشورهای دیگر تا کنون انجام گرفته است. بخشی از سیاست‌های مداخله‌جویانه ترکیه- که در استمرار دخالت‌ها و تجاوزهای قوای نظامی عثمانی به مناطقی از خاک ایران در دوره‌های مختلف تاریخ است- در امور ترک‌ها و منطقه آذربایجان ایران، به واسطه مسائلی است که در داخل ایران جریان دارند؛ مسائلی چون خواست‌های حقوقی در استان آذربایجان، مشکلات معیشتی و معضلات اجتماعی و فرهنگی- سیاسی که در مناطق و بخش‌های دیگر ایران نیز جریان دارند. در این زمینه و با این مسائل، حکومت ترکیه، عده‌ای از خودباختگان آذربایجان را به سوی دستگاه‌های امنیتی و سیاسی ترکیه کشانده و آنان در پی تأمین منافع شخصی و طایفه‌ای خود، خواب هرگز تعبیرناشده‌ی تجزیه‌طلبانه‌ی جدایی یا «استقلال» استان آذربایجان از ایران را به سیاست‌های مداخله‌جویانه و الحاق‌گرایانه ترکیه پیوند زده‌اند. اینان و دفتر امنیتی «بخش ایران» در حکومت ترکیه، غافل از این ایده و رفتار هستند که به قول ما آذربایجانی‌ها «توپراقدان پای اولماز، وطن بلونمز» (از خاک سهم نمی‌شود، وطن تقسیم نمی‌شود.)

اقدامات خشونت‌بار و کشتارهایی که نیروهای نیابتی ترکیه (به همراه نیروهای نظامی این کشور) در بخش‌هایی از سوریه پس از سرنگونی اسد در روزهای اخیر به راه‌انداخته‌اند، نمونه‌ای از رفتارهایی است که حکومت ترکیه در تحقق رؤیای به ثمر رساندن آذربایجان‌گرایی در ایران دنبال می‌کند. رؤیایی که با آگاهی از تحولات منطقه و مداخلات حکومت ترکیه در ایران، به کابوسی تبدیل خواهد شد و درسی تاریخی به ترکیه‌گرایان ضدایرانی خواهد داد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۰ / معدل امتیاز: ۴٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=366574