به مناسبت «روز جهانی زبان مادری»

شنبه ۴ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۲ فوریه ۲۰۲۵


امیر دها – روز گرامیداشت زبان مادری در سال ۱۹۹۹ از سوی کشور بنگلادش به سازمان یونسکو پیشنهاد شد، و در همان سال در کنفرانس عمومی یونسکو روز ۲۱ فوریه به عنوان «روز جهانی زبان مادری « به تصویب رسید.

سابقه این پیشنهاد به سرکوب تظاهرات مسالمت‌آمیز دانشجویان در ۲۱ فوریه ۱۹۵۲ برمی‌گردد، در آن سال دانشجویان دانشگاه داکا در بنگلادش (پاکستان شرقی آنروز) برای به رسمیت شناختن زبان بنگالی به عنوان یکی از زبان‌های رسمی پاکستان تظاهرات مسالمت‌آمیزی برگزار کردند که با سرکوب شدیدی مواجه شدند که طی آن تعدادی از دانشجویان کشته شدند. این رویداد نقطه عطفی در مبارزه برای حقوق زبانی و هویت فرهنگی شناخته می‌شود. این جنبش بعدها به استقلال بنگلادش در سال ۱۹۷۱ انجامید.

یونسکو اعلام این روز را در راستای افزایش آگاهی درباره اهمیت زبان‌ مادری ونقش آن‌ در حفظ هویت‌های فرهنگی و تنوع جهانی معرفی کرده است. بیش از ۷۰۰۰ زبان در جهان استفاده می‌شود و یونسکو معتقد است که زبان‌ها نه تنها ابزار ارتباطی بلکه حامل فرهنگ، تاریخ و دانش بومی نیز هستند و با بهبود یادگیری و کاهش محرومیت آموزشی، شرایط بهتری برای استفاده بهینه از امکانات و استعدادهای محلی فراهم می‌سازند.

یادگیری به زبان مادری در سال‌های اولیه تحصیل، درک مفاهیم را عمیق‌تر و به توسعه فردی و اجتماعی کمک می‌کند. به رسمیت شناختن زبان‌های بومی همچنین بخشی از حقوق فرهنگی و انسانی و عامل مهمی برای رفع تبعیض علیه اقلیت‌های زبانی است.

در مورد ایران ، سیاست‌گذاری عملی در مورد زبان‌های مادری باید با توجه به واقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور طراحی شود. ایران کشوریست با تنوع قومی و زبانی فراوان که زبان مشترک همه آنها زبان فارسی است. اما زبان‌های مادری دیگری مانند ترکی آذربایجانی، کردی، عربی، ترکمنی، لری و گیلکی نیز در میان بخش‌های بزرگی از جمعیت کشور رایج است.

قانون اساسی کنونی اگرچه در اصل ۱۵ استفاده از زبان‌های محلی و قومی را در کنار زبان فارسی در آموزش و رسانه‌ها مجاز دانسته، اما در عمل این اصل به دلیل سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی اجرا نشده است. در حالی که عملی نمودن این اصل می‌تواند ضمن تقویت هویت فرهنگی، از نابرابری آموزشی بکاهد و حس تعلق به جغرافیا و جامعه ملی را تقویت نماید.

در ایران نیز مشابه سیستم‌های آموزشی در برخی کشورهای چند زبانه، زبان مادری نیز می‌تواند در کنار زبان رسمی ارائه شود. برای مثال هند با بیش از ۲۰ زبان رسمی و صدها زبان محلی، زبان هندی را به عنوان زبان ملی و رسمی ترویج می‌کند ضمن اینکه همزمان زبان‌های محلی نیز در ایالت‌های مختلف استفاده می‌شوند. برخی نوشته‌های تاریخی نیز حاکی از آنست که در ایران باستان و در دوره هحامنشیان زبان پارسی باستان زبان رسمی بوده، اما زبان‌های محلی مانند عیلامی و آرامی نیز در اداره مناطق مورد استفاده‌ بوده‌اند.

با اینهمه نکته‌ای که به نظر من لازم به یادآوریست این است که با توجه به تجربه‌های تلخ گذشته که برخی جریانات در مناطق مرزی ایران چه با تحریک بیگانگان و چه با انگیزه‌های قومی و جاه‌طلبی‌های شخصی، کوشیده‌اند این حق طبیعی اقوام را دستاویزی برای طرح خواست‌های سیاسی و سوء استفاده‌های تجزیه‌طلبانه بنمایند، می‌بایست به نگهداری این زبان‌ها توجه بیشتری نشان داد. از این رو سیاست عملی در ایران آینده باید بر پایه احترام به تنوع زبانی،  فراهم نمودن بستر و امکانات لازم برای آموزش زبان‌های محلی، توسعه فرهنگ ملی و رفع تبعیض در تمامی عرصه‌ها‌ی اقتصادی و فرهنگی و البته نظارت برای عدم سوء استفاده‌های احتمالی سیاسی باشد، آموزشِ زبان‌های محلی در کنار زبان رسمی کشور می‌تواند تعادلی بین حقوق فرهنگی و وحدت ملی ایجاد نماید. چنین رویکردی نه تنها به کاهش تنش‌های قومی خواهد انجامید بلکه ایران را به مدلی موفق از همزیستی زبانی و فرهنگی تبدیل خواهد کرد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=370750