شاهزاده رضا پهلوی؛ کیان‌پاد شکوه ایران

دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۴ فوریه ۲۰۲۵


سیاوش پندار – در چهار دهه گذشته، ایران زیر سایه سنگین جمهوری اسلامی به کشوری در انزوا و هراس بدل شده است. حکومتی که با سیاست‌های خشن، حمایت از گروه‌های تروریستی و سرکوب بی‌رحمانه مردم، چهره‌ای تاریک و تهدیدآمیز از این سرزمین که گاهواره تمدن بوده است به جهان نشان داد. این تصویر، که در رسانه‌های غربی با برچسب‌هایی مثل «محور شرارت» تقویت می‌شد، نه تنها شکوه تمدن پارسی را به فراموشی سپرد، بلکه میان ملت ایران و رژیم حاکم نیز تفکیکی قائل نمی‌شد. در همه این سال‌ها، ایرانیان با حسی سرشار از بی‌پناهی و تنهایی و گرفتار در این بدنامی تاریخی، راه نجاتی نمی‌دیدند. حال آنکه یک نفر همه این سال‌ها در حال کار روی چگونه نجات دادن ایران بود، در حالی که اکثریت ایرانیان نگاه‌شان به رنگ‌های سبز و بنفشی بود که فریبکاران برایشان به نمایش گذاشته بودند؛ اما ناگهان نسلی که مانوک خدابخشیان به زیبایی آنها را نسل شیک پاسارگادی می‌نامید، در ایران ظهور کرد که راه را یافته بود و می‌دانست با یک بازگشت به گذشته شکوهمند خود باید رنسانسی بزرگ را رقم بزند و این جز با رهبری کسی چون شاهزاده رضا پهلوی ممکن نیست.

شاهزاده رضا پهلوی که صبورانه سال‌ها تلاش می‌کرد با ظهور این نسل صاحب ارتشی از ملت ایران شد و توانست با گام‌هایی هوشمندانه و محکم و پیامی پرشور وارد میدان شود و روایت ایران را دگرگون سازد. او با فعالیت‌هایش، مصاحبه‌های گیرا و نگاهی که در عین سادگی، ریشه در تاریخ پرافتخار ایران دارد، جهانیان را به این باور رساند که ایران، مردمش هستند، نه رژیمی شرور که آن را اشغال کرده است. وقتی در مصاحبه اخیرش با فاکس‌نیوز گفت «Make Iran Great Again»، فقط یک شعار نداد؛ او رویایی را زنده کرد که ایران را به روزهای عزت و سربلندی‌اش بازگرداند.

هدف شاهزاده رضا پهلوی از روز نخست، چیزی فراتر از براندازی یک رژیم بوده است؛ او می‌خواست عزت و هویتی را که جمهوری اسلامی نابود کرده، از نو بسازد. این رژیم با حمایت از گروه‌هایی مثل حزب‌الله و حماس، تهدیدهای هسته‌ای و پایمال کردن حقوق مردم، ایران را از جایگاه یک قدرت بزرگ و تاثیرگذار به گوشه‌نشینی در جهان کشاند. اما شاهزاده با حضور در رسانه‌های پرآوازه و دیدارهایی مثل سفر تاریخی‌اش به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ و سخنرانی‌های گوناگون در کشورهای مختلف، صدایی شد برای مردمی که زیر فشار رژیم فریاد آزادی سر می‌دهند. او بارها به جهان گفت: ایران واقعی اینجاست، در قلب مردمی که رویاهایشان را زنده نگه داشته‌اند. این پیام، مانند موجی آرام اما قدرتمند، گفتمان جهانی را تغییر داده است. امروز سیاستمدارانی مثل مارکو روبیو، وزیر خارجه جدید آمریکا، با صراحت می‌گویند که مردم ایران را باید از رژیم جدا دید و از آنها در برابر ستم حمایت کرد. این دگرگونی، که در کلمات و سیاست‌های غرب ریشه دوانده، از دل تلاش‌های شاهزاده بیرون آمده؛ کسی که با گفتگوهای هدفمند و حضورش در تریبون‌های گوناگون، این جدایی را به حقیقتی ملموس تبدیل کرده است. این کار، نه تنها چهره ایران را در جهان غبارروبی کرده، بلکه راه را برای پشتیبانی جهانی از خیزش مردم باز کرده است.

شاهزاده رضا پهلوی اما فقط در میدان جهانی نمی‌درخشد؛ او مردی است که صلح را در بیرون و عدالت را در درون مرزها با هم آشتی داده است. در جهان، او از گفتمان جنگ و حمله گسترده نظامی به ایران دوری کرده و بجای آن، امکاناتی مثل اینترنت آزاد، فشار اقتصادی بر رژیم و همراهی با اعتصابات مردمی را پیش کشیده است. این نگاه، که در گفتگوهایش بارها شنیده‌ایم، هم جلوی تنش‌های بزرگ را می‌گیرد و هم رژیم را از درون به لرزه می‌اندازد. وقتی به اسرائیل رفت و از صلح میان ملت‌ها حرف زد، نشان داد که ایران می‌تواند از باتلاق دشمنی‌های جمهوری اسلامی بیرون بیاید و دوباره دوستی و همزیستی را بیاموزد. اما در داخل، او راه دیگری برگزیده است. عدالت انتقالی. بجای انتقام و کینه، او از آشتی و بازسازی می‌گوید. شاهزاده در مصاحبه‌ای در مارس ۲۰۲۴، با صدایی آرام اما محکم گفت: «ما نفرت نمی‌خواهیم؛ ما به دنبال مصالحه و همدلی هستیم.» این حرف که یادآور تجربه‌هایی مثل آفریقای جنوبی پس از آپارتاید است، راه را برای روزهایی هموار می‌کند که ایران پس از رژیم، نه در خون، بلکه در آرامش و همبستگی دوباره متولد شود.

در افسانه‌های ایران، کیانیان پادشاهانی بودند که نگهبان فرهنگ و تمدن ایران بودند و شاهزاده رضا پهلوی امروز همان نقش را بازی می‌کند. پیام «بیایید ایران را دوباره بزرگ کنیم» یادآور روزهایی است که در زمان پهلوی‌ها، این سرزمین با گام‌های بلند به سوی پیشرفت می‌رفت و تصویر آینده‌ای است که ایران دوباره در جهان سربلند خواهد ایستاد. این پیام، او را از یک سیاستمدار صرف، به یک سیاستمدار تاریخ‌ساز بدل کرده است. کسی که نه فقط رژیم را کنار می‌زند، بلکه ایران را به جایگاه تاریخی‌اش بازمی‌گرداند و برای فردای ایران نیز برنامه دارد.

حالا دیگر کمتر کسی در غرب می‌گوید «ایران»، منظورش رژیم است؛ همه از «مردم ایران در برابر رژیم» حرف می‌زنند. این تغییر، که در بیانیه‌ها و تصمیم‌های بزرگ جا افتاده، از دل تلاش‌های او بیرون آمده است. شاهزاده رضا پهلوی، ایران را در جهان دوباره زنده کرده و خود را به عنوان رهبری برای روزهای سخت ثابت کرده است. او را می‌بایست که «کیان‌پاد» نامید چرا که او واقعاً نگهبان شکوه ایران است، کسی که با دستانش خاکستر این سرزمین را کنار می‌زند تا عظمت‌اش را بار دیگر به رخ بکشد.

*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=370848