جنگ اوکراین و فرصت ماهیگیری جمهوری اسلامی از آب گل‌آلود میان اروپا و آمریکا

- با وجود خوشبینی‌های اولیه در رابطه با احتمال مذاکره میان رژیم ایران و آمریکا، اکنون به نظر می‌رسد که تمایل و اراده چندانی از سوی هیچ­یک از طرفین برای مذاکره‌ای معنادار وجود ندارد.
- شاید بتوان یکی از بزرگ­ترین تفاوت‌های فرهنگ سیاسی غرب و شرق را تفاوت روانشناسی این دو فرهنگ در مواجهه با مسائل دانست. ذهنیت غربی برای حل مسائل، بطور کلی ذهنیتی عمل‌گرایانه یا پراگماتیستی را سرلوحه و خط مشی خود قرار می‌دهد و ایدئولوژی، آبرو، وجهه و حیثیت سیاسی و ظواهر تبلیغاتی در نهایت نقش چندانی در نوع حل و فصل مشکلات بازی نمی‌کند.
- شکرآب شدن رابطه اروپا و آمریکا هرچه بیشتر گردد به سود رژیم  ایران است و می‌توان به خوبی متصور شد که رهبران تهران با تمام وجود امید به وقوع چنین بحرانی را در سر بپرورانند.
- در نهایت اما باید به نظاره روند مذاکرات اوکراین و رابطه آمریکا با اروپا و آمریکا با روسیه نشست؛ چرا که بخش مهمی از سرنوشت برنامه اتمی- موشکی- نیابتی جمهوری اسلامی و چه بسا خود حکومت از دریچه این مناسبات است که رقم خواهد خورد.

چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۶ فوریه ۲۰۲۵


رایان نورانی – با روی کار آمدن دولت جدید دونالد ترامپ در آمریکا، اصلی‌ترین بحران‌های فعال جهان یعنی بحران‌ جنگ اوکراین، غزه و پرونده جمهوری اسلامی ایران، در صدر پرونده‌­های باز رهبران جهان قرار گرفته‌­اند.  در این مطلب به پیامدهای چگونگی پیشرفت حل و فصل بحران اوکراین و تأثیر آن بر پرونده اتمی- موشکی- نیابتی حکومت ایران می‌پردازم.

عکس آرشیوی

پس از سر و سامان دادن کم و بیش به بحران گروگان‌ها در غزه، اکنون نوبت آغاز مذاکرات برای پایان جنگ اوکراین رسیده است. با اینهمه تماس تلفنی ترامپ با پوتین و دیدار دیپلمات‌های ارشد دو کشور در ریاض، بسیاری را در جهان در شوک فرو برده است. به نظر می‌آید این آغازی برای پایان واقع‌گرایانه (Real Politik) برای جنگی بی‌پایان باشد.

توافق پیش رو از چنین شرایطی برخوردار خواهد بود:

روسیه چهار استان اشغال شده را به خاک خود الحاق خواهد کرد؛
منطقه‌ای حائل و عاری از سلاح ایجاد خواهد شد که با تضمین‌های امنیتی و حتی ورود نیروهای حافظ صلح محکم‌کاری می‌شود؛
اوکراین حق ورود به ناتو را از دست می‌دهد؛
و از طرف دیگر آمریکا به عنوان بازپرداخت کمک‌هایش به اوکراین، بخش بزرگی از منابع معدنی اوکراین را تحت بهره‌برداری خویش می‌گیرد.

رایان نورانی

تصمیم ناگهانی و یک‌تنه آمریکا برای مذاکره با روسیه بدون حضور اروپا و اوکراین، افزون بر انتقادات مقامات بلندپایه دولت ترامپ از وضعیت دموکراسی در اروپا، دولت‌های اروپایی را به تحریک واداشته و به تیرگی در روابط آن­ها با آمریکا دامن زده است. اروپایی‌ها دولت ترامپ را به یکه‌روی در حل بحران اوکراین، و همچنین دخالت در امور داخلی کشورهای اروپایی، به واسطه حمایت از احزاب دست‌راستی اروپا، متهم می‌کنند. احزابی که هم­راستا با پیش‌بینی‌ها در انتخابات پارلمانی در کشور مهمی همچون آلمان به پیروزی‌ گسترده دست پیدا کرده‌اند.

اما تمام این تحولات چه تأثیری بر روی پرونده جمهوری اسلامی، برنامه اتمی- موشکی- نیابتی آن دارد؟ با وجود خوشبینی‌های اولیه در رابطه با احتمال مذاکره میان رژیم ایران و آمریکا، اکنون به نظر می‌رسد که تمایل و اراده چندانی از سوی هیچ­یک از طرفین برای مذاکره‌ای معنادار وجود ندارد. آمریکا سطح مطالبات خود را به دست‌کم برچیده شدن برنامه اتمی- موشکی- نیابتی بالا برده و حکومت ایران نیز این خواست‌ها را فراتر از خط قرمزهای خود می‌داند. در چنین شرایطی می‌توان گفت که امیدی برای مذاکره میان این دو برای حل و فصل مسائل وجود ندارد.

معضل فرهنگی- سیاسی، مانعی برای توافق

شاید بتوان یکی از بزرگ­ترین تفاوت‌های فرهنگ سیاسی غرب و شرق را تفاوت روانشناسی این دو فرهنگ در مواجهه با مسائل دانست. ذهنیت غربی برای حل مسائل، بطور کلی ذهنیتی عمل‌گرایانه یا پراگماتیستی را سرلوحه و خط مشی خود قرار می‌دهد و ایدئولوژی، آبرو، وجهه و حیثیت سیاسی و ظواهر تبلیغاتی در نهایت نقش چندانی در نوع حل و فصل مشکلات بازی نمی‌کند. این در حالیست که ظواهر تبلیغاتی، آبرو، حیثیت سیاسی و حفظ ظواهر، در مقابل دیدگان دوست و دشمن برای سیاستمدار شرقی به نوعی حرف اول را می‌زند. بطوری که گاهی حتی شکست در نتیجه، از اهمیت ناچیزی در مقابل حفظ ظاهر امور برخوردار می‌گردد.

اما این معادله در این مورد به‌­خصوص یعنی رویارویی ترامپ و جمهوری اسلامی بهم خورده است. تا پیش از این سیاست­مداران غربی حاضر بودند به مذاکره و توافقات پنهانی با رژیم ایران دست بزنند تا تهران بتواند وجهه خود را هماهنگ با شعارها و تبلیغات ضد‌آمریکایی خود حفظ کند. اما ترامپ در عین پراگماتیک بودن، سیاستمداری کاملاً نمایش‌پسند است. او به نمایش کنش‌ها و موفقیت‌های خود در رسانه‌ها علاقه بسیاری دارد و نمی‌تواند از در بوق و کرنا کردن مذاکره و توافق با ایران و مفاد آن خودداری کند. امری که هرچند از منظر بسیاری غیرعقلانی، با این حال خط قرمزی برای رژیم ایران به شمار می‌رود.

ماهی‌ از آب گل‌آلود

اما نکته کلیدی اینجاست که این خط قرمز همانطور که گفته شد خللی در مناسبات ایران و اروپا ایجاد نمی‌­کند. اول اینکه برای سیاست­مدار ایرانی، تابویی برای مذاکره با اروپایی‌ها وجود ندارد. تنها در شرایط خاص است که می‌تواند جامه عمل بپوشاند. دوم اینکه برای اروپا نتیجه مهم است و برای ذهنیت عمل‌گرایانه آن­ها تبلیغات و نمایش پیروزی، چندان اهمیتی ندارد. چنین ملاحظاتی مذاکره با اروپا را برای ایران در شرایط موجود به مطلوب‌ترین گزینه تبدیل می‌سازد.

جمهوری اسلامی می‌تواند بدون از دست دادن آبرو و حیثیت اتمی‌‌اش و همینطور شکستن تابوی مذاکره با آمریکا، امتیازات بالایی از جمله پایین آوردن سطح غنی‌سازی- حتی تا سه یا پنج درصد- به اروپا بدهد و خیال جامعه جهانی را تا حدودی در این زمینه آسوده سازد. شکسته شدن تابوی مذاکره با آمریکا از این جهت حائز اهمیت است که در صورت وقوع، پیامدهای داخلی بسیاری برای حکومت ایران خواهد داشت؛ چرا که چنین حرکتی در دیدگان هم حامیان و هم مخالفان حکومت، تنها به عنوان نشانه‌ای از ضعف تفسیر خواهد شد.

از همین منظر است که آغاز بحران هویتی- سیاسی میان اروپا و  آمریکا اهمیت می‌یابد. چنین بحرانی از دید اروپایی‌‌ها، حاصل دور زده شدن آنها در مذاکره آمریکا با روسیه برای پایان جنگ و دخالت سیاسی دولت ترامپ در مسائل سیاسی اروپا خواهد بود. همین امر، چگونه رقم خوردن رابطه اروپا با آمریکا را در هفته‌های و ماه‌های آینده برای رژیم ایران بسیار با اهمیت می‌سازد. با خروج آمریکا از لیست حامیان اوکراین، اروپا به سختی خواهد توانست از پس هزینه‌های مالی، سیاسی و نظامی چنین حمایتی برآید.

همین شرایط ممکن است اروپا را مجاب سازد تا با سرکشی در برابر دولت ترامپ در تلاش برای احیا و اثبات استقلال سیاسی و هویتی خود در برابر فشارهای دولت ترامپ قدم بردارد. چنین وضعیتی، «رویای صادقه»ی حکومت ایران را به واقعیت تبدیل خواهد کرد. شکرآب شدن رابطه اروپا و آمریکا هرچه بیشتر گردد به سود رژیم  ایران است و می‌توان به خوبی متصور شد که رهبران تهران با تمام وجود امید به وقوع چنین بحرانی را در سر بپرورانند. باید اشاره کرد که حتی در صورت همراهی احتمالی اروپا با آمریکا در جریان بحران اوکراین نیز همچنان احتمال سرپیچی اروپا از راهبردهای دولت ترامپ در موارد دیگر همچون پرونده ایران محتمل است. چرا که همراهی احتمالی اروپا در اوکراین، نه از روی اراده آزاد اروپا، بلکه از سر ناچاری و ضرورت انجام خواهد گرفت.

تمامی این تحولات از منظر نزدیکی بی‌سابقه آمریکا و روسیه، به عنوان متحد رژیم ایران، قابل ارزیابی است. در عین حال جمهوری اسلامی از نزدیکی این دو بهم شدیدا احساس ناامنی نیز می‌کند، چرا که روسیه نشان داده متحد چندان قابل اعتمادی برای آن نیست. این نکته از این نظر قابل تأمل است  که بنا بر شرایط رابطه ایران و روسیه، نزدیکی هر یک از آنها به غرب زنگ‌های خطر را برای دیگری به صدا درمی‌آورد.

در چنین موقعیتی تنها خبر خوب برای رژیم ایران، دوری اروپا از دولت ترامپ و تیره شدن روابط میان این دو است. این وضعیت می‌تواند تعادل سیاسی را در سالی تعیین‌کننده، تا حدودی به سود تهران برقرار سازد. البته در صورت توافق صلح در اوکراین، جمهوری اسلامی در مذاکره با اروپا، کارت دست کشیدن از حمایت نظامی از روسیه در اوکراین را نیز از دست خواهد داد. امری که می‌توانست به عنوان حرکتی اعتمادساز در مواجهه با اروپا مورد استفاده قرار گیرد.

اگر شرایط مذاکرات اوکراین به ­گونه‌ای پیش برود که اروپا و آمریکا، مانند دور اول ریاست جمهوری ترامپ از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، وارد دوران پرتنشی شوند، حکومت ایران گزینه پیش بردن مذاکرات اتمی با تروییکای اروپایی را با شدت بیشتری پیگیری خواهد کرد. همانطور که اشاره شد مزیت این راهبرد حفظ تابوها و از میان نرفتن وجهه رهبران جمهوری اسلامی در نزد حامیانشان است. حکومت ایران قبلاً در دوره اول ترامپ نیز بازی کردن با شکاف میان اروپا و آمریکا را تجربه کرده است. همچنین با پیش بردن این راهبرد،  دیگر مجبور نخواهد بود تا بر سر بقای برنامه اتمی‌ با دولت ترامپ چانه بزند و می‌تواند اروپا را تنها به کاهش سطح غنی­‌سازی راضی سازد.

همزمان، توافق با اروپایی‌ها نشانه‌ای‌ از ضعف رژیم تعبیر نخواهد شد و در عین حال آن را به امتیازهای اقتصادی بزرگی (مانند اجبار اوکراین توسط دولت ترامپ به سپردن حق بهره‌برداری از معادن فلزات گرانبهایش به آمریکا) وادار نخواهد کرد؛ سناریویی که در مذاکرات احتمالی میان رژیم ایران و دولت ترامپ بسیار محتمل است چرا که ترامپ نشان داده که توافقات صرفاً سیاسی برایش معنا و ارزشی ندارد و توافق، وقتی توافق است که امتیازات مالی چشمگیری برای آمریکا در بر داشته باشد.

جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به اعتمادسازی درباره برنامه هسته‌ای در مذاکره با اروپا و آژانس هسته‌ای دست بزند و تا حد زیادی، احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه را پایین بیاورد. این امر در عین حال وجاهت حمله احتمالی اسرائیل یا آمریکا به عنوان جلوگیری از دستیابی به سلاح اتمی را تا حدود زیادی خنثی می‌سازد؛ اگرچه این احتمال را به صفر نمی‌رساند (البته باید اشاره کرد که بنا بر تفسیرهایی که از توافق برجام و قطعنامه‌های مرتبط با آن وجود دارد، حق فعال ساختن مکانیزم ماشه برای آمریکا نیز وجود دارد  اگرچه از آن خارج شده است.)

در نهایت اما باید به نظاره روند مذاکرات اوکراین و رابطه آمریکا با اروپا و آمریکا با روسیه نشست؛ چرا که بخش مهمی از سرنوشت برنامه اتمی- موشکی- نیابتی جمهوری اسلامی و چه بسا خود حکومت از دریچه این مناسبات است که رقم خواهد خورد.

*رایان نورانی پژوهشگر مرحله‌ی دکترا در حوزه فلسفه سیاسی در دانشگاه ایلینوی، شیکاگو

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۰ / معدل امتیاز: ۴٫۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=370938