انزوای مالی ایران در سایه‌ی FATF؛ درس‌هایی از تاریخ و مخاطرات آینده

دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ برابر با ۲۸ آپریل ۲۰۲۵


احمد روغنی – جهان امروز، شبکه‌ای درهم‌تنیده از ارتباطات مالی است که نمی‌توان از آن گریخت؛ جایی که استانداردهای بین‌المللی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای بقای اقتصادی و سیاسی کشورها هستند. گروه ویژه اقدام مالی (FATF) ستون این نظم نوین مالی است، نهادی که با ۱۹۸ عضو، از چین تا آفریقای جنوبی، شفافیت و امنیت را در تراکنش‌های جهانی تضمین می‌کند. اما ایران، در میان معدود کشورهای خارج از این چارچوب، خود را در انزوایی خودخواسته گرفتار کرده است. زمستان ۱۳۹۹، یک هواپیمای ایرانی در فرودگاه کاراکاس ونزوئلا به زمین نشست، نه با محموله کالا یا مسافر، بلکه با چمدان‌هایی پر از اسکناس‌های یورویی که ونزوئلا برای پرداخت بدهی نفتی‌اش به ایران فرستاده بود. چرا؟ چون هیچ بانکی حاضر به انتقال پول به ایران نبود. این ماجرا، نمادی تلخ از سقوط ایران به خارج از مدار مالی جهان است؛ کشوری که در عصر رمزارز و انتقالات بانکی، به چمدان‌های اسکناس پناه برده است.

FATF  معماری شفافیت و امنیت مالی

گروه ویژه اقدام مالی (Financial Action Task Force) در سال ۱۹۸۹ توسط گروه هفت (G7) تأسیس شد، با مأموریتی حیاتی: مبارزه با پولشویی، تأمین مالی تروریسم، و فعالیت‌های اشاعه‌ای. این سازمان در سال ۲۰۱۲ استانداردهای خود را به‌روزرسانی کرد و چارچوبی جامع برای نظارت بر نظام مالی جهانی ارائه داد. برخلاف تصور برخی که FATF را ابزاری غربی می‌دانند، حتی کشورهایی با مواضع ضدغربی مانند چین، روسیه (تا پیش از تعلیق به دلیل جنگ اوکراین)، هند، برزیل، ترکیه و آفریقای جنوبی به این استانداردها پایبند هستند. گزارش سال ۲۰۲۳ صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد کشورهایی که با FATF همکاری مؤثر دارند، به‌طور متوسط از رشد ۲۵ تا ۴۰ درصدی سرمایه‌گذاری خارجی در بازه پنج‌ساله برخوردار شده‌اند. برای مثال پس از اجرای تعهدات FATF در سال ۲۰۲۲، موفق شد میلیاردها دلار سرمایه خارجی جذب کند و از بحران ارزی فاصله بگیرد.

اما جمهوری اسلامی ایران به بهانه جلوگیری از ردیابی تراکنش‌های مالی توسط غرب و افشای کمک‌هایش به گروه‌های مقاومت و… از پیوستن به این پیمان امتناع می‌ورزد. این در حالیست که کشوری مانند پاکستان، که دهه‌هاست به‌عنوان پناهگاهی برای گروه‌های تروریستی شناخته می‌شود و کمک‌های مالی کلانی به این گروه‌ها ارائه کرده، پس از پیوستن به FATF همچنان توانسته این فعالیت‌ها را ادامه دهد، بدون آنکه استانداردهای این نهاد مانع جدی برای تأمین مالی این گروه‌ها ایجاد کند. این واقعیت نشان می‌دهد که نگرانی‌های مطرح‌شده از سوی جمهوری اسلامی، شاید تنها بهانه‌ای برای عدم شفافیت باشد و ریشه‌های واقعی این مقاومت، عمیق‌تر و احتمالاً مرتبط با پنهانکاری‌هایی دیگر است که فراتر از مسائل اعلام‌شده قرار دارد. نکته عجیب اینجاست که بخشی از قوانین داخلی ایران حتی سختگیرانه‌تر از استانداردهای FATF است ، اما به دلیل نبود نظارت بین‌المللی، هیچ بانک یا نهاد مالی‌ای به این سیستم اعتماد نمی‌کند. گزارش سالانه بانک مرکزی در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد تنها ۳۵ درصد از صادرات ایران از طریق مسیرهای بانکی رسمی انجام شده است؛ این عدد در کشوری مثل امارات بیش از ۹۵ درصد است.

درس از واقعیت: انزوای مالی و تأثیر آن بر زندگی روزمره

انزوای مالی ایران تنها به سطح کلان محدود نمی‌شود؛ تأثیرات آن در زندگی روزمره مردم نیز به‌ وضوح قابل مشاهده است. در سال ۱۴۰۱، گزارش‌هایی از سوی فعالان اقتصادی منتشر شد که نشان می‌داد بسیاری از بیماران ایرانی به دلیل مشکلات انتقال پول، از دسترسی به داروهای حیاتی محروم شده‌اند. برای مثال، بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص مانند هموفیلی، که نیاز به داروهای وارداتی دارند، ماه‌ها در انتظار تأمین دارو بودند، چون شرکت‌های ایرانی برای انتقال پول به تأمین‌کنندگان خارجی، ناچار به استفاده از واسطه‌های غیررسمی در دوبی و استانبول با پورسانت‌های نجومی بودند. این یعنی تحمیل یک “تحریم مضاعف و خودخواسته” بر مردمی که پیشتر زیر فشار تحریم‌های خارجی ناشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی کمرشان خم شده است. عدم پذیرش FATF، نه‌تنها اقتصاد کلان را تضعیف کرده، بلکه زندگی روزمره شهروندان را نیز به مخاطره انداخته است.

انزوا و فروپاشی اقتصادی: درس‌هایی از عراق و کره شمالی

تاریخ، معلمی  بی‌رحم است. در دهه ۹۰ میلادی ، عراق تحت تحریم‌های سازمان ملل و برنامه “نفت در برابر غذا” قرار گرفت. این برنامه، که با قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت در سال ۱۹۹۵ به اجرا درآمد، به عراق اجازه می‌داد نفت خود را در ازای مواد غذایی و دارویی صادر کند. اما این تبادل، به فروپاشی اقتصادی و سیاسی عراق و در نهایت اشغال نظامی در سال ۲۰۰۳ منجر شد. کره شمالی نیز از سال ۲۰۱۷ در “لیست سیاه” FATF قرار دارد. گزارش سال ۲۰۲۰ سازمان ملل نشان می‌دهد پس از این تصمیم، بانک‌های چین، روسیه و حتی برخی بانک‌های آفریقایی حساب‌های کره شمالی را مسدود کردند، و تجارت خارجی این کشور طی دو سال ۷۵ درصد کاهش یافت. نتیجه، تبدیل شدن کره شمالی به یک اقتصاد در سایه بود که معیشت مردم را بیش از پیش در تنگنا قرار داد.

ایران امروز در مسیری مشابه، اما خطرناکتر، گام برمی‌دارد. تحریم‌ها و عدم پذیرش FATF، کشور را به معاملات تحقیرآمیز واداشته است: فروش نفت با تخفیف‌های کلان به کشورهایی نظیر چین، هند و بنگلادش، و دریافت کالاهای بی‌کیفیت در ازای آن – چین، که خود عضو کلیدی FATF است، به بهانه تحریم‌ها از پرداخت  پول نفت ایران سر باز می‌زند و کالاهای غیرضروری را با قیمتی گزاف به ایران تحمیل می‌کند. حتی کشورهای همسایه مثل عراق به همین بهانه سال هاست از پرداخت میلیاردها دلار بدهی خود به ایران سر باز می‌زنند.  این روند، اقتصاد ایران را تضعیف کرده، تجارت رسمی را کوچک‌تر کرده، و قاچاق سازمانیافته در مرزها را رونق داده است. آیا این نشانه‌ای از استقلال است، یا نشانه‌ای از ناتوانی؟

بازی‌های ژئوپلیتیک: جمهوری اسلامی ایران، از بازیگر تا بازیچه

انزوای مالی ایران فقط به اقتصاد محدود نمی‌شود؛ پیامدهای سیاسی و امنیتی آن به مراتب خطرناکتر است. در غیاب پیوندهای شفاف با نظام مالی جهانی، ایران به مهره‌ای در بازی شطرنج قدرت‌های دیگر تبدیل شده است. چین و روسیه، رژیم ایران را ابزاری برای گرفتن امتیاز از غرب می‌دانند، و در توافقات اقتصادی، ایران دست پایین را دارد، چون طرف مقابل می‌داند ایران جای دیگری برای رفتن ندارد. از سوی دیگر، کشورهای عربی خلیج فارس با سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی، خود را به شرکای مطمئن اقتصادی تبدیل کرده‌اند، در حالی که ایران امروز نه‌تنها سرمایه خارجی جذب نمی‌کند، بلکه سرمایه داخلی‌اش در حال فرار است. این وضعیت، توازن قدرت منطقه‌ای را علیه ایران تغییر داده و در بلندمدت، می‌تواند امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور را تهدید کند. نمونه تاریخی کردستان عراق، که در سایه انزوای این کشور اعلام خودمختاری کرد، زنگ خطری برای ایران است.

نکته جذاب: FATF و مبارزه با فساد جهانی

یکی از جنبه‌های کمتر دیده‌شده‌ی FATF، نقش آن در مبارزه با فساد جهانی است. در سال ۲۰۱۵، رسوایی “اسناد پاناما” فاش کرد که چگونه سیاستمداران، تاجران و حتی سران کشورها از نبود شفافیت مالی برای پولشویی و فرار مالیاتی استفاده می‌کنند. FATF با تدوین استانداردهایی برای ردیابی تراکنش‌های مشکوک، نقش کلیدی در شناسایی این شبکه‌ها ایفا کرد. برای مثال، پس از این رسوایی، کشورهایی مثل انگلستان و کانادا قوانین سختگیرانه‌تری برای ردیابی دارایی‌های غیرقانونی وضع کردند که مستقیماً از توصیه‌های FATF الهام گرفته شده بود. این موضوع نشان می‌دهد که پذیرش استانداردهای FATF، نه‌تنها به شفافیت مالی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند ابزاری برای مبارزه با فساد داخلی نیز باشد . موضوعی که در ایران، با توجه به چالش‌های گسترده فساد، می‌تواند تحولی عظیم ایجاد کند.

چرا مقاومت در برابر FATF یک توهم است؟

مخالفان پیوستن به FATF اغلب نگران سوء استفاده سیاسی غرب یا افشای تراکنش‌های امنیتی برای دور زدن تحریم‌ها هستند. اما واقعیت این است که «هیچ کشوری نمی‌تواند هم از نظام مالی جهانی بهره‌مند شود و هم از پذیرش قواعد آن سر باز زند؛ قانون‌گریزی در نهایت، به محرومیت می‌انجامد» (مارشال بیلینگزلی، رئیس وقت FATF، ۲۰۱۸٫ این حقیقت تلخ نشان می‌دهد که انزوا نه‌تنها استقلال را حفظ نمی‌کند، بلکه راه را برای فساد، رانت و اقتصاد زیرزمینی باز می‌کند.

بررسی کشورهای عضو FATF نشان می‌دهد که پذیرش این استانداردها نه‌تنها استقلال را خدشه‌دار نمی‌کند، بلکه به رشد اقتصادی کمک می‌کند. بطور متوسط، کشورهای عضو تا ۳۰٪ هزینه کمتری در تراکنش‌های بین‌المللی می‌پردازند و راحت‌تر به بازارهای جهانی دسترسی دارند. مطالعات دانشگاه ژنو در سال ۲۰۲۳ نیز تأیید می‌کند که همکاری با FATF، دسترسی به بازارهای جهانی سرمایه را افزایش می‌دهد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با مقاومت خود، نه‌تنها کشور را از این مزایا محروم کرده، بلکه هزینه‌های انتقال پول، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، و فرار سرمایه را به کشور تحمیل کرده است. تجربه کره شمالی نشان می‌دهد که انزوا از FATF، بجای حفظ استقلال، به وابستگی بیشتر به شرکای غیرقابل اعتماد و تضعیف جایگاه جهانی منجر می‌شود.

نتیجه‌گیری: فردا دیر است

جمهوری اسلامی ایران بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد: پذیرش استانداردهای FATF و بازسازی جایگاه خود در اقتصاد جهانی، یا ادامه انزوایی که به فروپاشی اقتصادی، سیاسی و حتی سرزمینی منجر می‌شود. تاریخ نشان داده که انزوا، هرچند با شعار استقلال توجیه شود، به بن‌بست می‌رسد. عراق دهه ۱۹۹۰، کره شمالی امروز، و ماجرای چمدان‌های اسکناس ونزوئلا، هشدارهایی هستند که نمی‌توان نادیده گرفت. پذیرش FATF، علاوه بر بهبود اقتصاد، می‌تواند ابزاری برای مبارزه با فساد داخلی باشد— چالشی که ایران را سال‌هاست درگیر خود کرده است. استقلال واقعی از مسیر ارتباطا و همگرایی هوشمندانه با جهان می‌گذرد، نه انزوا. آیا جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از این درس‌های تاریخی بیاموزد، یا همچنان در توهم خودکفایی، آینده خودش را نیز به خطر خواهد انداخت؟ فرصت هنوز باقی‌ست، اما فردا ممکن است دیر باشد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=375590