مهدی نوذر – خط اختراع شد تا انسان پاسخی بر نیاز خود مبنی بر ثبت و حفظ دانش، وقایع و تجربیات داشته باشد. از این روی بود که با کمک خط توانست تمدن بشری را نسل به نسل انتقال و ارتقاء دهد. شاید اگر بشر از روزگاران کهن به چنین دستاورد شگرفی دست نیافته بود تا به واسطهی آن واقعیات را عینیت و سندیت ببخشد، در طول تاریخ بازار مکارهی بیمایگانی چون ترامپ که خود را در مرکز عالم و مکان میبینند، خیلی هم پررونق میبود و هر ناکسی که در خود کوچکترین تمایلی برای لگدپرانی به واقعیات موجود حس میکرد میتوانست کاری از پیش ببرد.
گمان میکنم زمانی بجاتر از این روزها نمییابم که رساتر از هروقت دیگری خطاب به روزگار بگویم: تفو بر تو ای چرخ گردون تفو! که کار میهن عزیز ما را به جایی رساندی که در زیر سایهی شوم بیکفایتی مُشتی اشغالگر بیگانه، فردی برای خوشرقصی در برابر کشورهای عرب خلیج فارس به منبر میرود و مدعی داشتههای ملی ما به نفع آنها میشود!
تا بوده این رسم نیکان و نُجبا بوده که با مناعتطبع و بزرگی ذاتیشان هرگز به داشتهی دیگران چشم طمع نداشتهاند و سرمست از استغنای وجودی خود از دریوزگیهای مادی و معنوی به دور ماندهاند. چیزی که در بزرگترین فتوحات تاریخ تمدن هم اثبات شد و بزرگان این قوم حتی به وقت سلطه و پیروزی هم در پی مصادره یا جعل و جبر عناوین، فرهنگ و آیین ملتهای مغلوب نبودهاند در حالی که در مقابل همواره این تهیمایگان بوده و هستند که در پی جبران نداشتههایشان عادت به گدایی و دستدرازی و دستبرد به هویت سایرین دارند.
به هر روی پاسخ ما به این سبک دریوزگیهای گاه و بیگاه، همان پاسخ آریامهر عزیزمان است که در مقابل ادعای آنانی که خلیج پارس را خلیج مجعول و مجهول عرب مینامند، آورد: «آنها میتوانند خیلی چیزها بگویند! اما در کتابها [مدارس] چه نوشته؟»
بله! خیلیها میتوانند خیلی چیزها بگویند اما در همین راستا دهها و بلکه صدها سند و نقشه و کتیبهی تاریخی هست که سخن راست را باید از زبان آنها شنید. به همین جهت بهترست دلالان تمدن قبل از هر جعل و تحریف یا بذل و بخشش مال غیر جهت سر گرفتن معاملات جدید، ابتدا اقدام به امحاء این اسناد محکم تاریخی کنند. کار سادهای هم نیست چرا که هر گوشهی عالم پذیرای بخشی از این اسناد است و از کتیبهی کانال سوئز تا نقشههای یونانی و اسناد هخامنشی و حتی سنگمزارهای سربازان آمریکایی کشته شده در «خلیج پارس» لازمست تخریب شود و از میان برداشته شود تا شاید دیگر نقیض مستدلی بر این ادعای مضحک وجود نداشته باشد!
عقل حکم میکند اطفال کمسن و نونهال خود را با پیران کهنسال سرشاخ نکنند. ایران همان پیر کهنسال تمدن بشریت است که حتی کسی پیش از او نبوده تا تاریخ پیدایشاش را ثبت کرده باشد! ایران سنگ کف رودخانهی تاریخ است و این کشورکان نوظهور چندصدساله کفهای روی آب آن. لذا عاقلانهتر آنست که خردهفرهنگهای تازه تاسیس و نوبنیاد با قامت کوتاهشان در این عرصه عِرض خود نبرند و زحمت ما نیز ندارند!
اینجا ایرانست و ایران هم میماند با تمام متعلقاتش؛ این هم نشان ما: یکسو خلیج فارس- سوی دگر کاسپین…

