مرکز آمار ایران گزارش اشتغال در بهار امسال را امسال را منتشر کرده و در حالی مدعی کاهش ۰/۴ درصدی شده که علت کاهش نرخ بیکاری، خروج بیشتر متقاضیان کار از بازار کار ایران بوده است. همچنین این آمار نشان میدهد ۴۰ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار میکنند و شکاف جنسیتی در بیکاری نیز افزایش یافته است.

جدیدترین گزارش مرکز آمار درباره وضعیت اشتغال در بهار ۱۴۰۴ مدعی است که نرخ بیکاری از ۷/۷ درصد در بهار ۱۴۰۳ به ۷/۳ درصد در بهار ۱۴۰۴ رسیده است. به عبارت دیگر، از هر ۱۰۰ نفر جمعیت که در جستوجوی کار بودهاند، بیش از ۷ نفر موفق به یافتن آن نشدهاند.
این در حالیست که کاهش نرخ بیکاری همیشه به معنای افزایش اشتغال نیست و میتواند ناشی از عوامل دیگری مانند کاهش مشارکت در بازار کار یا خروج افراد از بازار کار به دلیل ناامیدی از یافتن شغل باشد. به بیان دیگر ممکن است تعداد افرادی که به دنبال کار هستند کاهش یافته باشد، در حالیکه تعداد فرصتهای شغلی واقعی افزایش نیافته باشد.
در آمارهای منتشر شده درباره اشتغال و بیکاری در ایران، مرکز آمار ایران صرفا تعداد افراد جویای کار را با آمار اشتغال ایجاد شده مورد محاسبه قرار داده و در نتیجه با حذف افرادی که در سن اشتغال هستند اما به هر علت در بازار کار ایران به دنبال کار نیستند، آمار بیکاری را کمتر از رقم واقعی محاسبه و اعلام میکند.
برخی از افراد ممکن است به دلیل ناامیدی از یافتن شغل، از جستجوی کار دست بکشند و از بازار کار خارج شوند. در آمارگیری مرکز آمار ایران این افراد دیگر به عنوان بیکار در نظر گرفته نمیشوند و این میتواند به کاهش ظاهری نرخ بیکاری منجر شود.
جزییات آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران اما ابعاد دیگری از بازار کار ایران را به نمایش میگذارد. از جمله آنکه ۴۰ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار میکنند و شکاف جنسیتی در بیکاری نیز بالا گرفته است.
برای نمونه آمار ارائه شده از اشتغال در بهار امسال نشان میدهد نرخ مشارکت زنان نیز در مقایسه با سال گذشته کاهش یافته و از ۱۴/۳ درصد به ۱۴ درصد رسیده است. در مقابل، در دوره مشابه، نرخ مشارکت مردان از ۶۸/۳ به ۶۸/۴ درصد افزایش یافته است. این یعنی در بهار امسال حضور زنان در بازار کار کمتر و مردان بیشتر شده است. همچنین، اختلاف نرخ مشارکت زنان و مردان گویای شکاف جنسیتی فاحش در بازار کار کشور است.
شکاف جنسیتی همواره در اعداد و ارقام اشتغال که مرکز آمار ایران ارائه میکند برجسته است. بر اساس آماری که وضعیت اشتغال از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۴۰۲ را بررسی کرده، جمعیت مردان شاغل دارای تحصیلات عالی از یک میلیون و ۹۷۴ هزار و ۵۱۶ نفر در سال ۱۳۸۴ به ۵ میلیون و ۳۳۳ هزار و ۵۳۵ نفر در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته که ۲/۷ برابر رشد داشته است.
در مقابل، جمعیت زنان شاغل دارای تحصیلات عالی از ۸۶۷ هزار و ۹۳۰ نفر به ۱ میلیون و ۹۶۱ هزار و ۵۲۷ نفر رسیده که ۲/۲۶ برابر شده است.
همچنین با وجود اینکه زنان برای کسب مدارک دانشگاهی از مردان سبقت گرفتهاند اما در سال ۱۳۸۴، به ازای هر زن شاغل دارای تحصیلات عالی، ۲/۲۷ مرد شاغل تحصیلکرده وجود داشت که این نسبت در سال ۱۴۰۲ به ۲/۵۷ رسیده است. این ارقام نشان میدهد شکاف جنسیتی نه تنها کاهش نیافته، بلکه اندکی افزایش یافته است.
بخش دیگری از ارقام مرکز آمار ایران نشان میدهد در بهار ۱۴۰۴، بخش خدمات با ۵۲/۴ درصد بیشترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده است. در رتبههای بعدی بخشهای صنعت با ۳۳ درصد و کشاورزی با ۱۴/۶ درصد قرار دارند.
آمار اشتغال در بخشهای مختلف اقتصاد ایران تصویری از روندی که اقتصاد طی کرده و فرصتها و تهدیدهای ایجاد شده را به نمایش میگذارد.
برای مثال ارقام مرکز آمار ایران نشان میدهد اشتغال در بخش کشاورزی که روزگاری ستون اصلی اقتصاد ایران به شمار میرفت با کاهش محسوسی روبرو شده است.
سهم کشاورزی از کل اشتغال کشور از ۲۴/۲ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۴/۴ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده که نشاندهنده افت ۴۰/۵ درصدی است. این روند نزولی در مناطق روستایی، نسبت به مناطق شهری، بسیار شدیدتر بوده و با کاهش ۲۵/۵ درصدی همراه شده است.
علت این کاهش متأثر شدن کشاورزی از خشکسالی و البته بیاعتنایی جمهوری اسلامی به اقتصاد کشاورزی طی سه دهه گذشته است. کاهش اشتغال در بخش کشاورزی هشدارهایی در رابطه با امنیت غذایی کشور در سالهای آینده را به همراه دارد.
همچنین در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲ اشتغال در بخش صنعت افزایش یافته و با رشد ۱۰/۹ درصدی مواجه شده است. افزایش اشتغال در بخش صنعت، در مناطق روستایی با شتاب بیشتری اتفاق افتاده است. سهم اشتغال صنعتی در روستاها از ۲۴/۴ درصد به ۲۹/۹ درصد افزایش یافته که نشاندهنده رشد ۲۲/۵ درصدی است. این در حالیست که رشد صنعت در مناطق شهری تنها ۳/۶ درصد بوده است.
کارشناسان معتقدند اقتصاد ایران با چالشهای متعددی روبرو است که میتواند وضعیت اشتغال را بیش از پیش متأثر کند. تورم بالا، بیکاری جوانان، درآمد پایین، بحران آب و رشد منفی کشاورزی و وابستگی به درآمدهای نفتی از مهمترین این چالشها هستند. آمار مهاجرت گسترده نیروی کار از کشور نشان میدهد چالشهای اقتصادی رو به افزایش بوده و بخش زیادی از متخصصان و منابع انسانی برای داشتن درآمد بیشتر، امنیت شغلی و رفاه به بازار کار دیگر کشورها رفتهاند.




