ارشان آذری – در شرایطی که ایران زیر سلطهی یک حکومت مذهبی، فاسد و ضدملی قرار دارد، هنوز هم بخشی از اپوزیسیون بجای تمرکز بر نبرد اصلی، درگیر جنگی بیپایان میان جمهوریخواهی و پادشاهیخواهی است. این جنگ فرساینده، نه در میدان سیاست رسمی، بلکه در رسانهها، شبکههای اجتماعی و جلسات پرهیاهوی سیاسی در جریان است، بیآنکه هیچ دستاوردی برای مردم داشته باشد.
بیتعارف باید گفت: کسانی که آگاهانه و عامدانه این اختلاف را شعلهور نگه میدارند، یا در زمین جمهوری اسلامی بازی میکنند، یا منافع ملی برایشان اهمیتی ندارد. این افراد ممکن است خود را دموکرات بنامند، اما در عمل نشان دادهاند که از هیچگونه اتحاد ملی واقعی، که بر اساس احترام به رأی مردم شکل بگیرد، استقبال نمیکنند. آنها نه تنها گفتگوی منطقی ندارند، بلکه ابزار اصلیشان تخریب، تکرار مکررات و حمله به دیگران است. پاسخ آنان به هر دعوتی برای همبستگی، نه استدلال است، نه گفتگو، بلکه ناسزا، تحقیر و نفی مطلق است. گویی که خود را تنها مرجع مشروع انتخاب مردم میدانند.
اگر کسی بگوید: «من به پادشاهی مشروطه رأی میدهم و تو به جمهوری»، اینان نه تنها نمیپذیرند، بلکه او را دشمن دموکراسی مینامند. در حالی که جوهر دموکراسی، پذیرش تفاوت دیدگاهها و احترام به صندوق رأی است. سؤال کلیدی اینجاست: اگر واقعاً به رأی مردم احترام میگذارید، دعوا سر چیست؟ اگر فردای ایران قرار است با رأی آزاد مردم تعیین شود، چرا از امروز چنین ستیز میکنید؟ مگر اینکه حقیقت این باشد که شما به رأی مردم باور ندارید. مگر اینکه باور دارید مردم ناداناند و شما دانای کل، پس باید از هماکنون برای آنان تصمیم بگیرید که چه حکومتی داشته باشند.
اگر چنین است، دیگر دعوایی نیست. چون ما از دو جهان فکری متفاوت میآییم: یکی باورمند به آزادی، دیگری شیفته اقتدار. در یک جامعه آزاد، من حق دارم به پادشاهی مشروطه رأی بدهم، تو هم حق داری به جمهوری. این نه تهدید است، نه بحران، بلکه نشانه بلوغ سیاسی است. اما همه چیز به شرطی مشروع است که با رأی مردم و در فضای آزاد تعیین شود، نه با زور و تحقیر.
شکل حکومت، نه هدف نهایی، بلکه ابزاری برای تحقق آزادی، عدالت، حقوق بشر و رفاه است. ما باید بر این ارزشهای مشترک متحد شویم، نه بر سر نامها و قالبها بجنگیم. آنکه امروز از اتحاد برای نجات ایران میگریزد، فردا هم شایستگی مشارکت در ساختار دموکراتیک را نخواهد داشت. اما چرا این جدال بیپایان ادامه دارد؟ در میان نیروهای دموکراسیخواه ایرانی، اختلاف میان جمهوریخواهان و پادشاهیخواهان میتوانست یک بحث نظری و طبیعی باشد، اگر در زمان و جایگاه درست خود مطرح میشد. اما وقتی هنوز رژیم جمهوری اسلامی پابرجاست، و مردم ایران گرفتار سرکوب، سانسور، بحران معیشت و ناامنیاند، این اختلاف، از سطح یک «گفتگوی دموکراتیک» به یک جنگ فرساینده و بیثمر تبدیل شده است. ما هنوز در مرحله گذار از یک دیکتاتوری هستیم. نه رفراندومی برگزار شده، نه مردم فرصتی برای انتخاب شکل حکومت داشتهاند. پس اینکه جمهوریخواه و پادشاهیخواه، پیش از رسیدن به مرحله انتخاب، یکدیگر را تخریب کنند، فقط انرژی اپوزیسیون را هدر میدهد و آب به آسیاب جمهوری اسلامی میریزد.
آیا زمان آن نرسیده که نیروهای سیاسی ایرانی بپذیرند: نخست باید دشمن مشترک را شکست داد، سپس در سایه آزادی و رأی مردم، با یکدیگر رقابت کرد؟ اپوزیسیون اگر واقعاً مدعی آزادیخواهی است، باید بیاموزد که در کنار هم بجنگد، نه بر ضد هم. اختلاف بر سر جمهوری و پادشاهی، زمانی معنا دارد که صندوق رأی برقرار باشد. پیش از آن، هرگونه تعصب و دشمنتراشی، فقط به عمر جمهوری اسلامی میافزاید.
یادداشت پایانی: تا روزی که هنوز جمهوری اسلامی در قدرت است، جدال بیپایان میان پادشاهیخواه و جمهوریخواه، هیچ معنای آزادیخواهانهای ندارد. اگر اهل دموکراسی هستیم، به مردم اعتماد کنیم. اگر مدافع ایران هستیم، متحد شویم. و اگر به حق انتخاب باور داریم، برایش جا باز کنیم، نه فقط وقتی به نفع ماست.

