سکوتی که فریاد می‌زند: چرا جهان باید در کنار مردم ایران بایستد

جمعه ۲۷ تیر ۱۴۰۴ برابر با ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۵


خلیل نیک‌خصال – نوعی رنج وجود دارد که تیتر خبرها نمی‌شود. این رنج در صداهای خفه پشت درهای بسته، در دلشکستگی مادری که منتظر فرزند زندانی‌اش است، در دستان لرزان نویسنده‌ای که کلماتش به جرم تبدیل شده است، رخ می‌دهد. آن رنج امروز در ایران زنده است- در خانه‌های فقرا، در ذهن ستمدیدگان، در قلب مردمی که چهار دهه خیانت را از سوی کسانی که ادعا می‌کنند به نام آنها صحبت می‌کنند، تحمل کرده‌اند.

مردم ایران درخواست ترحم نمی‌کنند. آنها درخواست همبستگی دارند. آنها از جهان می‌خواهند که آنها را ببیند- نه به عنوان پیاده در یک بازی شطرنج ژئوپلیتیک، نه به عنوان سایه‌هایی پشت پرده تحریم‌ها و دیپلماسی- بلکه به عنوان انسان‌هایی که با همان آرزوی عدالت، کرامت و آزادی که هر دموکراسی را در تاریخ به وجود آورده است، می‌سوزند.

ایران ساکت نیست؛ ایران ساکت شده است

این رنج توسط رژیمی که از شهروندان خود می‌ترسد، ساکت شده است. رژیمی که زنان را به خاطر موهای بی‌پوشش شلاق می‌زند، دانشجویان را به خاطر خواندن سرودهای اعتراضی زندانی می‌کند و مردان جوان را به خاطر جسارت در رؤیاپردازی برای آینده‌ای متفاوت اعدام می‌کند. اینها سوء استفاده‌های پراکنده نیستند. اینها پایه‌هایی هستند که جمهوری اسلامی قدرت خود را بر آنها بنا کرده است: ترس، نظارت، ظلم و کنترل.

و با این حال، در برابر این ماشین سرکوب، معجزه‌ای بارها و بارها آشکار می‌شود- معجزه مقاومت. هربار که زنی حجاب خود را به نشانه اعتراض برمی‌دارد، هربار که خانواده‌ای نام عزیزی را که توسط نیروهای امنیتی کشته شده است، به زبان می‌آورد، هربار که معلمی، کارگری یا نوجوانی جرات اعتراض می‌کند، حقیقتی مقدس را تأیید می‌کنند: اینکه هیچ میزان خشونت نمی‌تواند اشتیاق به آزادی را از بین ببرد.

اما آنها نمی‌توانند به تنهایی این کار را انجام دهند

دولت‌های غربی، به ویژه آنهایی که تاریخ خود را با انقلاب‌های آزادیخواهانه شکل داده‌اند، نمی‌توانند بی‌تفاوت باشند. اگر ارزش‌های دموکراسی معنایی دارند- اگر چیزی بیش از کلماتی هستند که در سخنرانی‌ها خوانده می‌شوند یا در کتاب‌های درسی نوشته شده‌اند- اکنون زمان اقدام است. نه با ارتش، بلکه با صداقت. نه با سکوت، بلکه با شفافیت اخلاقی.

با تقویت صدای مردم ایران از آنها حمایت کنید. وحشیگری رژیم را نه تنها در بیانیه‌های گذرا، بلکه در سیاست محکوم کنید. دسترسی به اینترنت بدون سانسور را گسترش دهید تا ایرانیان بتوانند داستان‌های خود را روایت کنند. کسانی را که می‌کشند و شکنجه می‌کنند تحریم کنید. روابط با دولتی را که علیه مردم خود جنگ به راه انداخته است، عادی نکنید. این دخالت نیست، بلکه همبستگی است. این نشان دهنده‌ی ایستادن در سمت درست تاریخ است.

یک ایران آزاد نه تنها به معنای عدالت برای ایرانیان است، بلکه در سراسر خاورمیانه موج می‌زند و در جایی که ناامیدی وجود دارد، امید و در جایی که هرج و مرج است، ثبات را به ارمغان می‌آورد. این به معنای شریکی در صلح، احیای فرهنگی غنی است که مدت‌ها در زیر تبلیغات مدفون شده بود، و آغاز بهبودی از دهه‌ها انزوا و ترس تحمیلی است.

هنوز فرصت وجود دارد. روح یک ملت هنوز برای نفس کشیدن در زیر آوار استبداد می‌جنگد. با دقت گوش دهید، و آن را خواهید شنید: صدای راهپیمایی دانشجویان در سکوت، شعارهای زنانی که حقوق خود را بازپس می‌گیرند، سرودهای زندانیان که از میان میله‌های زندان خوانده می‌شوند. آنها می‌پرسند: “آیا جهان صدای ما را خواهد شنید؟ آیا جهان اهمیت خواهد داد؟”

بیایید پاسخ دهیم، نه تنها با همدردی، بلکه با عمل. تاریخ نظاره‌گر است. بگذارید به یاد داشته باشد که ما تصمیم گرفتیم رویمان را برنگردانیم.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱۰ / معدل امتیاز: ۴٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=382311