باقر محب علی – بازار امضای مردگان این روزها در فضای سیاسی کشور داغ شده است. امضایی از مردگان برای مردگان، البته با هدف قدرت گرفتن سیاسی.
در این فضای کسلکننده سیاسی که پیکان حملات رو به شاهزاده است، در جریان مقابل اتحادهایی شکل میگیرد گاه مضحک و گاه چندشآور، اما یک صفت جدی گویا در دامنه لغات برای اقدام این جماعت یافت نمیشود.
اتحادهایی عموما با محور ضدپهلوی، ضد پادشاهیخواهان و عمدتا همسو با جمهوری اسلامی.
عدم عقلانیت حتی در ساحت عمومی سیاست نه مختص جریانات ضد پهلوی است و دردی مهلک شده که حتی ملیگرایان را نیز رنج میدهد. گویا درست فکر کردن کمتر جایی در فرهنگ ما دارد. کشیدن خطی پررنگ بین آرزوها و خواسته های ما در یکسو و واقعیت موجود در سمتی دیگر. به نظر میرسد عدم سوگیری و استفاده از شواهد و ادله درمان این درد مزمن است.
میتوان بر مبنای ستیز با پهلوی به یک توافق رسید و متشکل شد اما احتمالا نمیتوان صرف با ضد پهلوی بودن جریانی را به جلو راند.
روند ملیگرایی جعلی که حتی به افرادی رسید که در جنگ ایران و عراق به سمت سربازان وظیفه ارتش شلیک میکردند، خود حدیث دیگری است.
اگر مبنا بر پهلویستیزی بخواهد هژمون بسازد آنگاه جمهوری اسلامی که خود باعث سقوط شاه فقید پهلوی شده است دست بالاتری نسبت به جریانهایی دارد که حتی در اوایل بلبشوی ۵۷ نیز توان حفظ خود را نداشتند.
این جماعت غیرجدی و کوتهفکر که اساس و بنیان خود را علیه پهلوی گذاشتهاند حتی توان رسیدن به رهبری مشترک بین خودشان را هم ندارند! بماند که این بیعرضگی را به مردم به عنوان عدم خواست رهبری واحد و به اسم «رهبری جمعی» میفروشند!
اینهمه در حالیست که حباب ۵۷ خیلی وقت است ترکیده و گل ولای رسوبکرده در کف دیگ آبگوشت پهلویستیزی دیگر روی دیگ آمده و سرریز کرده است.
واقعیتهای دوران شاه فقید البته جنگ روایتهای مجعول را معتدلتر نموده و قضاوت شمار زیادی از شهروندان را در ایران نسبت به وی تغییر داده است.
از این روست که محمدرضاشاه فقید زندهترین شخصیت تاریخ معاصر در ایران امروز است.
*باقر محبعلی روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی ساکن نروژ

