بحران کمبود آب در ایران سبب ایجاد تراز منفی ۴۰۰ میلیون مترمکعبی آب در دشتهای تهران میشود. به عقیده کارشناسان کمبود آب که در سطح کشور فراگیر شده ناشی از چهار دهه سیاستگذاری نادرست، تقلید از الگوهای توسعه غیربومی، اجرای پروژههای عمرانی ناکارآمد و عدم سرمایهگذاری در بهینهسازی تأمین و توزیع آب بوده است.

آمارها نشان میدهد بحران کمبود آب در ایران هر روز عمیقتر میشود و در آنسو در نهادهای قانونگذار و اجرایی جمهوری اسلامی هیچ اراده و تلاشی جهت به کار گرفتن راهکارهای موثر و نتیجهبخش برای کنترل و کاهش این بحران دیده نمیشود.
روزنامه «هممیهن» در گزارشی وضعیت آب در استان تهران را مورد بررسی قرار داده و نوشته «کارشناسان معتقدند در صورت ادامه روند کنونی، پایتخت ایران نهتنها با محدودیتهای شدید در تأمین آب شرب روبرو میشود، بلکه بحرانهای اجتماعی از جمله مهاجرت اجباری، افزایش نابرابریهای منطقهای، و حتی تنشهای سیاسی داخلی و بینحوزهای دور از انتظار نیست. در حقیقت، بحران آب تهران دیگر تنها یک موضوع زیست محیطی نیست؛ بلکه یک تهدید امنیتی و استراتژیک برای آینده ایران به شمار میآید.»
مهدی عباسی رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای اسلامی شهر تهران به «هممیهن» گفته «امروز حدود ۶۰ درصد تأمین آب شرب تهران از طریق چاههای عمیق و برداشت از سفرههای زیرزمینی انجام میشود و این رقم در حال افزایش است.»
او در ادامه با ارائه آمار تکاندهنده دیگری گفته «در دشتهای تهران اکنون تراز منفی ۴۰۰ میلیون مترمکعب وجود دارد؛ یعنی برداشت بیش از حد.»
رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای اسلامی شهر تهران به هدررفت آب اشاره کرده و گفته «در حال حاضر شهر تهران سالانه یک میلیارد و سیصد میلیون مترمکعب آب مصرف میکند که دستکم ۳۰۰ میلیون مترمکعب آن قابلیت صرفهجویی در مبدأ دارد.»
در آنسو اما راهکارهای ارائه شده از سوی مقامات دولتی یا زمانبر با نیاز به سرمایهگذاریهایی هستند که دستکم در حال حاضر دولت بودجه کافی برای اجرای آنها را ندارد و یا اینکه ناکارآمد ارزیابی میشوند.
در همین رابطه مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران نیز روز گذشته با اشاره به این که شهردار و وزیر نیرو نشستی داشتند گفته «متأسفانه وزارت نیرو به شورای عالی معماری و شهرسازی گفته برای اینکه تهران آب ندارد کسی دو سال ساختمان نسازد.»
رئیس شورای اسلامی شهر تهران افزوده «سالها میدانستند که آب نداریم و باید آب تهیه میکردند. وقتی حریم شهر تهران را در اختیار عدهای میگذارند تا ساخت و ساز کنند، آب دارند؛ حریم را دست عدهای میدهید که هرطور دوست دارند ساخت و ساز کنند، اما در تهران ساختمانسازی نشود، چون آب نداریم. این استدلالها آبکی و ضعیف است.»
وضعیت منابع آبی در دیگر استانهای ایران هم بحرانی اعلام شده است. برای نمونه محمدعلی امیربیکی مدیر مطالعات پایه منابع آب شرکت آب منطقهای یزد گفته این استان طی چهار دهه گذشته کمترین مقدار بارش متوسط سالانه در کشور را به خود اختصاص داده است.
محمدعلی امیربیکی با بیان اینکه «استان یزد به لحاظ میزان بارندگی سال آبی جاری تاکنون رتبه ۲۹ را در بین ۳۱ استان کشور دارا است» گفته «متوسط بارندگی سالانه استان براساس آمار ۳۹ ساله(منتهی به سال آبی ۰۳-۴۰۲ ) حدود ۹۶/۴ میلیمتر است که کمترین مقدار بارش متوسط سالانه را در بین استانهای کشور دارد.»
بحران در تأمین آب آشامیدنی در شهرهای مختلف از جمله آخرین پیامدهای نمایان شده از سوء مدیریت منابع آبی در ایران است. سالها بیاعتنایی به برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی پدیده فرونشست و فروچاله در سراسر ایران را گسترده کرده است.
به گفته محمدعلی امیربیکی دشت ابرکوه در استان یزد از جمله نقاط بحرانی در استان یزد است بطوری که «تا کنون حدود ۳۹ فروچاله ایجاد شده که حداکثر قطر آنها قریب ۸۰ متر و عمق بعضی از آنها تا بیش از ۴۰ متر اندازهگیری شده است.»
او با بیان اینکه اکثر فروچالههای دشت ابرکوه در مناطق فیضآباد، هروک و شرق شهر ابرکوه ایجاد شدهاند و در بعضی از موارد تا حدود ۳۰۰ متری مناطق مسکونی پیشروی کردهاند، گفته «با توجه به اینکه این فروچالهها به صورت نقطهای و ناگهانی ایجاد می شوند، علاوه بر اینکه باعث نابودی سفرههای آب زیرزمینی میشوند، توسعه آنها به طرف مناطق مسکونی میتواند فاجعهبار باشد.»
راهکارهای جمهوری اسلامی در مواجهه با بحران عمیق کمبود آب اما به محدود کردن تحمیلی مصرف آب شهروندان خلاصه شده است. جیرهبندی آب در استانهای مختلف از ابتدای سال جاری در دستور کار مقامات استانی قرار داشته و البته از خردادماه و همزمان با گرم شدن هوا تشدید شده است.
فرزاد علیزاده کارشناس علوم و مهندسی محیط زیست در یاداشتی در خبرگزاری «ایسنا» نوشته «از دهه ۳۰ شمسی، سدسازی بدون ارزیابی دقیق آغاز شد و از دهه ۶۰ شتاب گرفت تا حدی که اکنون بیش از ۱۲۶۵ سد در کشور داریم. بسیاری از این سدها در اقلیم گرم و خشک، باعث تبخیر وسیع آب، رسوبگیری و کاهش عمر مفید مخازن شده و جریان طبیعی رودخانهها را قطع کردهاند؛ تالابها خشک شده، آبخوانهای پاییندست افت کرده و چرخه طبیعی آب مختل شده است.»
وی نوشته «امروز حدود ۸۸ تا ۹۰ درصد آب تجدیدپذیر ایران در بخش کشاورزی مصرف میشود، آنهم عمدتاً با روش آبیاری غرقابی که راندمانی کمتر از ۳۵ درصد دارد. این یعنی بیش از دو سوم آبی که از منابع برداشت میشود، هرگز به ریشه گیاه نمیرسد. کشت محصولات پرآببری مانند برنج، گندم، ذرت، هندوانه و یونجه در مناطق خشک، بحران را تشدید کرده است.»
او افزوده «نیمی از غلات کشور به مصرف دام میرسد تا پروتئین حیوانی تولید شود؛ فرآیندی که از نظر مصرف آب، به شدت ناکارآمد است. برای تولید هر کیلوگرم پروتئین حیوانی، چندین برابر آب بیشتری نسبت به پروتئین گیاهی مصرف میشود.»
این کارشناس مهندسی محیط زیست همچنین به هدررفت آب تصفیه شده در چرخه توزیع اشاره کرده است: «۲۵ تا ۳۲ درصد آب تصفیهشده شهری به دلیل فرسودگی شبکه و نشت لولهها هدر میرود. این آبی است که با صرف انرژی، مواد شیمیایی و هزینههای کلان تصفیه و پمپاژ شده، اما بجای مصرف، در دل خاک گم میشود.»
مقامات دولتی در شرایط بحرانی با قطع و جیرهبندی آب خانوارها را ناچار کردهاند با خرید مخزن و پمپ آب ساعتها قطع آب را تحمل کنند. این در حالیست که به نوشته فرزاد علیزاده «این اقدام، بیش از آنکه درمان باشد، شبیه انتقال مشکل از جیب چپ به جیب راست است چون پمپها حجم آب موجود را افزایش نمیدهند، فقط سرعت برداشت را بالا میبرند و رقابت بر سر منابع محدود را تشدید میکنند.»
فرزاد علیزاده توضیح داده «مخازن فقط ظرفیت ذخیرهسازی موقت فراهم میکنند و زمانی که منبع آب محدود باشد، تنها زمان قطعی آب را به تأخیر میاندازند، بدون اینکه مشکل کمبود آب را برطرف کنند. وقتی برق برای ساعات طولانی قطع میشود، پمپها از کار میافتند و در نتیجه در بسیاری از ساختمانها، بهخصوص طبقات بالا، تانکرهای آب عملاً کارایی خود را از دست میدهند. در زمان نصب پمپ و مخزن، آب زیادی برای شستشو و پر و خالی کردن اولیه تجهیزات هدر میرود.»




