نقدی بر منتقدان «پروژه شکوفایی ایران»

یکشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۴ برابر با ۲۴ اوت ۲۰۲۵


سعید احمدی – ابتدا اشاره‌ای می‌کنم به تفاوت «نقد» با «تخریب». این دو، هم در هدف و نیت و هم از نظر روش و لحن، با یکدیگر متفاوت‌اند. این روزها، اکثر کسانی که درباره «پروژه شکوفایی ایران» اظهار نظر کرده‌اند، عمدتاً به تخریب این پروژه و به‌ویژه تخریب شخصیتیِ شاهزاده رضا پهلوی پرداخته‌اند، نه نقد هدفمند. هدف از نقد، اصلاح، روشن‌سازی و پیشبرد موضوع است؛ منتقد می‌کوشد نقاط قوت و ضعف را شفاف کند تا نتیجه بهتری حاصل شود.

برعکس، «تخریب» روشی برای بی‌اعتبار کردن یا حذف طرف مقابل است حتی اگر واقعیت تحریف شود. نقد بر شواهد، منطق و استدلال صحیح تکیه دارد و تمرکز آن بر ایده یا «عملکرد» است، نه بر شخصیت؛ در حالی که تخریب معمولاً متکی بر شایعه، تحریف یا گزینش‌گریِ اطلاعات است و اغلب به ترور شخصیت می‌رسد. نقد سبب رشد، بازاندیشی و گفتگوی سالم می‌شود، اما تخریب به دلخوری، بسته‌شدن فضای گفتگو و حتی دشمنی می‌انجامد.

پس از انتشار دفترچه «پروژه شکوفایی ایران»، به درخواست شاهزاده رضا پهلوی از عموم علاقمندان به سرنوشت کشور دعوت شد تا این کتابچه ۱۶۸ صفحه‌ای را مطالعه کنند و نظر خود را درباره فصل‌ها و بندهای آن بنویسند و به ایمیل سازمان «نوفدی» ارسال کنند تا طی بازه ۴۵ روزه، دیدگاه‌های هم‌میهنان درباره مفاد کتابچه بررسی شود. بدیهی است اگر پیشنهادهای سازنده و نقدهای روشنگرانه‌ای مطرح شود، آن بخش‌ها توسط هیئت نویسندگان پروژه اصلاح و سپس طرح نهایی به ملت ایران ارائه خواهد شد.

با این‌ حال، از آنجا که جامعه ما در بسیاری موارد واکنش به رویدادها را بیشتر از منظر احساسات لحظه‌ای، هیجان‌های جمعی و موج‌سواری عاطفی می‌سنجد تا بر پایه تحلیل عقلانی، برنامه‌ریزی بلندمدت و رفتار سازمانیافته، شاهد کج کارکردهایی هستیم. در جامعه‌ای هیجانی، رویدادهای سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی اغلب موج‌های تندی می‌آفرینند که به‌ سرعت اوج می‌گیرند و همانقدر سریع فروکش می‌کنند. تجربه‌های تلخ و شیرین گذشته، زیر غلبه هیجان‌ها، زود فراموش می‌شوند. تمرکز جامعه بیشتر بر چهره‌ها و قهرمان‌های موقت است تا ساختارها و قوانین پایدار؛ نتیجه آنکه گرایش به دوگانه‌سازی مطلق شکل می‌گیرد و «همه‌چیز یا کاملاً خوب است یا کاملاً بد» و طیف خاکستری نادیده می‌ماند.

گرفتاری‌های اصلیِ جامعه هیجانیِ ایران عبارت‌اند از:

۱) بی‌ثباتی در تصمیم‌گیریِ جمعی: تصمیم‌های اجتماعی یا سیاسی بر اساس خشم یا امید آنی گرفته می‌شوند، نه با توجه به پیامدهای آینده؛ بنابراین جنبش‌ها و تغییرات بزرگ زود آغاز و زود خاموش می‌شوند.

۲) آسیب‌پذیری در برابر پروپاگاندا: رسانه‌ها، قدرت‌های سیاسی و گروه‌های ذینفع می‌توانند با تحریک هیجان‌های مردم (ترس، خشم، غرور ملی و نفرت) رفتار جمعی را هدایت کنند.

۳) ضعف در پیگیری خواست‌ها: جامعه هیجانی معمولاً آغازِ پرانرژی دارد، اما اگر نتیجه فوری حاصل نشود، انگیزه افت می‌کند و مطالبات ناتمام می‌ماند.

۴) مدیریت واکنشیِ بحران: بجای مدیریت علمی و مرحله‌ای، تصمیم‌ها مقطعی و واکنشی می‌شوند و چه‌بسا مسئله را عمیق‌تر کنند.

۵) فرسودگی روانی و ناامیدی: چرخه تکرارشونده امید و ناامیدی، جامعه را خسته و نسبت به تغییرات واقعی بی‌اعتماد می‌کند.

مردم ما، به‌ دلیل پیامدهای هشت‌سال جنگ، آثار انقلاب اسلامی و بحران‌های مداوم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به واکنش سریع خو گرفته‌اند و در فقدانِ ساختارهایی که بتواند مطالبات را کانالیزه کند، هیجان‌ها عملاً تنها ابزار فشار اجتماعی می‌شوند. نظام آموزشی ایران در حدود پنج دهه گذشته بیشتر به انتقال محفوظات پرداخته تا پرورش تحلیلِ مستقل؛ و در کنار نبودِ رسانه مسئول و اطلاع‌رسانیِ متوازن، شرایط پیچیده‌ای بر جامعه امروز ایران تحمیل شده است. در چنین وضع دشواری، نه‌تنها جامعه و افراد عادی، بلکه نخبگان و مفسرانِ سیاسی نیز دچار نوعی تناقض و خطای تصمیم‌گیری می‌شوند.

پروژه شکوفایی ایران که توسط تیم شاهزاده تهیه شده، طبعاً دارای نکات محل بحث و برخی مفادِ غیرقابل‌ قبول برای بخشی از جامعه است؛ اموری که باید در فضایی آرام، دور از هیجان و با نهایت عقلانیت و با در نظر گرفتن مصالح عمومی نقد و بررسی شوند. چنین بررسیِ عاقلانه و میهن‌دوستانه‌ای برای هر دو سویِ ماجرا، یعنی نویسندگان و منتقدان هم وظیفه‌ای ملی است و هم نشان‌دهنده بلوغ فکری و آمادگی برای رفع مشکلات و عبور از شرایط بسیار خطیر کنونی

*دکتر سعید احمدی سخنگوی سازمان ایران پاد

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=385027