سیدعرفان نوربخش – در ۲۲ سپتامبر، نایجل فاراژ، رهبر حزب «رفرم بریتانیا» که در حال حاضر تنها پنج کرسی در پارلمان دارد اما ۱۲ شورای محلی را کنترل میکند و بر اساس نظرسنجیهای مختلف، شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات آینده دارد، بار دیگر اظهارات بحثبرانگیزی درباره آینده مهاجرت در بریتانیا مطرح کرد.
پس از کنفرانس مطبوعاتی ماه اوت که در آن وعده داده بود در صورت پیروزی، ۶۰۰ هزار پناهجوی غیرقانونی از جمله زنان و کودکان را اخراج میکند، اینبار او مرحله دوم برنامههای خود را اعلام کرد که هدف آن مهاجران قانونی است. فاراژ گفت اگر حزبش قدرت را به دست گیرد، حق دریافت اقامت دائم پس از پنج سال برای مهاجران لغو خواهد شد.
به نظر میرسد که برنامه اصلی دولت احتمالی حزب «رفرم» تنها بر مهاجرت متمرکز است. اینکه اجرای چنین سیاستهایی اساساً امکانپذیر باشد یا نه، جای بحث دارد. با این حال، این حزب همواره ادعا میکند که این تدابیر برای صرفهجویی مالی، تقویت اقتصاد و کاهش جرم و جنایت ضروریست، هرچند در پس این استدلالها، انگیزههای فرهنگی و هویتی پررنگتری دیده میشود.
موج جهانی مخالفت با مهاجرت
در ایالات متحده، دونالد ترامپ آشکارتر سخن میگوید. او بارها استدلال کرده که مهاجرت در حال نابود کردن اروپاست و رهبران آن باید سیاستهای سختگیرانهتری اتخاذ کنند. وی در سفرش به اسکاتلند، به کییر استارمر توصیه کرد برای ماندن در قدرت، باید جلوی مهاجرت را بگیرد. در سفر رسمی بعدی به انگلستان او حتی پیشنهاد داد برای این منظور ارتش به کار گرفته شود. در بسیاری از کشورهای غربی صداهای مشابه شنیده میشود. در آلمان، حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» در آخرین انتخابات ۱۵۲ کرسی به دست آورد که ۶۹ کرسی بیشتر از دوره قبل بود. حتی در ژاپن، که جمعیت سالخوردهاش به شدت به نیروی کار مهاجر نیاز دارد، مخالفت با مهاجرت رو به افزایش است.
دموگرافی و هویت
اما چرا این میزان وسواس بر موضوع مهاجرت وجود دارد؟ آیا واقعاً مسئلهای اقتصادی یا اجتماعی است که نیازمند راهحلهای رادیکال باشد؟ شواهد نشان میدهد که دغدغه اصلی «هویت» است.
بر اساس سرشماری ۲۰۲۱ بریتانیا، شهرهای لستر، لوتن و بیرمنگام به شهرهای اکثریت- اقلیت تبدیل شدهاند؛ یعنی بیش از نیمی از جمعیت خود را «غیرسفیدپوست» معرفی کردهاند. در چند منطقه لندن از جمله نیوهام و برنت نیز اکثریت جمعیت غیرسفیدپوست هستند. انگلستان و ولز به مناطق با اقلیت مسیحی تبدیل شده اند. در سال ۲۰۲۳، نام «محمد» برای دومین سال متوالی بیشترین نام پسرانه در این دو منطقه بود. پیشبینیها نشان میدهد که جمعیت بریتانیایی سفیدپوست که اکنون ۷۳ درصد است، تا سال ۲۰۵۰ به ۵۷ درصد کاهش خواهد یافت و در سال ۲۰۶۳ به اقلیت تبدیل میشود.
این تغییرات جمعیتی در بسیاری از کشورهای غربی نیز دیده میشود. برای بسیاری، این تحولات تنها تغییر ساختار جمعیت نیست، بلکه تهدیدی علیه هویت ملی و فرهنگی است. همین احساس موجب شده بسیاری از مردم از احزاب سنتی ناامید شوند و به جریانهای پوپولیست راست افراطی روی آورند.
جرم و برداشت عمومی
آمارها نشان میدهد نرخ جرم در میان مهاجران کمتر از بومیان است. با این حال، زمانی که مهاجران مرتکب جرائم خشونتآمیز مخصوصا جنسی علیه زنان یا کودکان کشور میزبان میشوند، واکنش جامعه بسیار شدیدتر و احساسیتر است. چنین جرائمی نه تنها جرم، بلکه خیانتی به اعتماد جامعه میزبان تلقی میشود (همان احساسی که در زبان فارسی به نمک خوردن و نمکدان شکستن تعبیر میشود).
حادثه تعرضات جنسی در شب سال نو ۲۰۱۵–۲۰۱۶به زنان آلمانی ، که بیشتر عاملان آن مهاجران عرب و شمال آفریقا بودند (همان مهاجرانی که در چندین ماه پیش از آن در آلمان با آغوش باز پذیرفته شده بودند) ، نقطه عطفی در نگاه عمومی نسبت به مهاجران بود. در بریتانیا، این نقطه عطف در تابستان ۲۰۲۴ رخ داد. از ۳۰ ژوئیه تا ۵ اوت ۲۰۲۴، اعتراضات و شورشهای راست افراطی ضد مهاجرت در انگلستان و ایرلند شمالی، در داخل بریتانیا، رخ داد. این شورشها پس از آن بود که در ۲۹ ژوئیه، سه دختر خردسال در یک کلاس رقص در ساوثپورت مورد حمله با چاقو قرار گرفتند و به طرز بیرحمانه ای به قتل رسیدند. این شورشها با ادعاهای دروغین گروههای راست افراطی مبنی بر اینکه عامل حمله یک مسلمان و یک پناهجو بوده، تشدید شد. حتی پس از افشای این ادعای دروغین، این واقعیت که مجرم پسر جوان سیاهپوستی بوده که از والدین مهاجر آفریقایی متولد شده، تنش را بالا نگه داشت. اعتراضات تابستانی ۲۰۲۵ نشاندهنده تشدید قابل توجه بسیج راست افراطی در اطراف محل اقامت پناهندگان بود، و گروههای افراطی مستقر از نگرانیهای محلی برای پیشبرد دستور کارهای گستردهتر ضد مهاجرتی استفاده کردند. این اعتراضات در اپیگ آغاز شد، زمانی که در ۷ و ۸ ژوئیه، یک پناهجوی ۴۱ ساله اتیوپیایی تنها هشت روز پس از ورود به بریتانیا با قایق در ۲۹ ژوئن، به سه مورد تجاوز جنسی در اپینگ متهم شد. این رخدادها محبوبیت حزب «رفرم» را افزایش داد و به رهبران آن فرصت داد سیاستهای سختگیرانهتری را مطرح کنند.
ترس از سقوط تمدن
بخش عمیقتر نگرانیها، ترس از فروپاشی تمدن غربی است. برخی نخبگان این وضعیت را با سقوط امپراتوری روم مقایسه میکنند. ادوارد گیبون در کتاب «تاریخ انحطاط و سقوط امپراتوری روم» استدلال کرده است که فساد داخلی و فشارهای بیرونی، همراه با تأثیر مسیحیت، به فروپاشی روم انجامید. امروز نیز برخی روشنفکران، مهاجران مسلمان به اروپا و مهاجران آمریکای لاتین به ایالات متحده را همان «بربرها»یی میدانند که میتوانند ارزشها و نهادهای غربی را متزلزل کنند.
اما حتی اگر سیاستمدارانی مانند ترامپ و فاراژ همه مهاجران را اخراج کنند، مشکل اصلی پابرجا خواهد بود: کاهش نرخ باروری در نتیجه تغییر در سبک زندگی. در سال ۲۰۲۴ نرخ باروری در انگلستان و ولز به ۱/۴۱ فرزند برای هر زن رسید؛ کمترین میزان در تاریخ. این در حالیست که زنان مهاجر نرخ باروری بالاتری دارند. زنان در جوامع غربی بیشتر به دنبال تحصیل و شغل هستند، در حالی که زنان در جوامع سنتیتر هنوز خانوادهداری را در اولویت قرار میدهند. بنابراین تغییر توازن جمعیتی ادامه خواهد داشت.
چالشهای مشترک جهانی
حفظ هویت برای جوامع انسانی اهمیت زیادی دارد، اما مقایسه وضعیت کنونی غرب با روم باستان ممکن است ما را از تهدیدهای واقعی غافل کند. برخلاف گذشته، تمدنهای امروز با چالشهای مشترک جهانی روبرو هستند: تغییرات اقلیمی، کمبود منابع طبیعی و گسترش بدون کنترل هوش مصنوعی (همانطور که در یادداشت قبلی به آن پرداختم).
طنز ماجرا اینجاست که بسیاری از چهرههایی که پرچمدار جنبشهای ضد مهاجرتاند، از ترامپ گرفته تا ایلان ماسک، همان کسانی هستند که یا تغییرات اقلیمی را انکار میکنند، یا به استفاده بیشتر از سوختهای فسیلی تشویق میکنند، یا به اقتصادهای مبتنی بر هوش مصنوعی دامن میزنند که شغلهای انسانی را تهدید میکند.
اگر این چالشهای جهانی حل نشوند، چه بومیان غربی و چه مهاجران، همگی آیندهای مشترک خواهند داشت: دنیایی با آب ناسالم، هوای آلوده واقتصادی که نیاز به مشاغل انسانی نیاز ندارد. گرمایش جهانی و هوش مصنوعی کنترل نشده، همه نژادها و ملتها را هدف قرار میدهند.
*سیدعرفان نوربخش کارشناس مسائل روسیه و اوراسیا

