روزنامه «فایننشالتایمز» دوم مارس (۱۱ اسفند) در گزارشی به استناد به اظهارات بیش از ۱۲ مقام فعلی و سابق امنیتی اسرائیل، جزئیات تازهای از عملیات کشتن علی خامنهای را آشکار کرد. طبق این گزارش اسرائیل با هک دوربینهای کنترل ترافیک تهران محافظان خامنهای را رصد میکرد و سازمان سیا نیز یک منبع انسانی در ایران داشت.

دو منبع آگاه به «فایننشالتایمز» گزارش داد ماموران اسرائیل تقریباً همه دوربینهای کنترل ترافیک تهران را سالها پیش هک کرده بودند. تصاویر این دوربینها رمزنگاری و به سرورهایی در تلآویو و جنوب اسرائیل منتقل میشد. اسرائیلیها نیز از طریق همین دوربینها در روز حمله به بیت خامنهای و کشتن علی خامنهای ورود محافظان و رانندگان مقامات رژیم را به این مجموعه واقع در خیابان پاستور [مجموعه مطهری]، زیر نظر داشتند.
به گفته یک منبع آگاه، زاویه یکی از این دوربینها بسیار مفید واقع شد. زیرا مقامات اسرائیلی از طریق آن دریافتند که محافظان و رانندگان مقامات ایرانی معمولا خودروهای آنها را کجا پارک میکنند. این دوربین همچنین زاویهای به ترددهای روزمره این مجموعه داشت.
مقامات اطلاعاتی اسرائیل با استفاده از الگوریتمهای پیچیده توانستند جزئیات بیشتری به پرونده این نیروهای امنیتی اضافه کنند.
این جزئیات که شامل آدرس، ساعات کاری، مسیر رفتوآمد به محل کار و از همه مهمتر این که معمولا از چه کسی محافظت میکنند، میشد، مقامات اطلاعاتی اسرائیل را قادر ساخت چیزی که «الگوی زندگی» مینامند را تدوین کنند.
یکی از این منابع توضیح میدهد این قابلیتها بخشی از یک کارزار اطلاعاتی چندساله بود که راه را برای حذف خامنهای هموار کرد.
گروههای مختلف اطلاعاتی برای جمعآوری دادهها درگیر کار بودند با این حال موساد و سیآیای برای این که بفهمند خامنهای در آن صبح سرنوشتساز دقیقا چه ساعتی در دفتر کارش حاضر میشود و چه کسانی به او میپیوندند، از روشها و منابع بسیار دیگری هم استفاده کردند.
براساس گزارش «فایننشال تایمز» اسرائیل همچنین توانسته بود حدود ۱۲ ایستگاه گیرنده/فرستنده تلفن همراه را طوری مختل کند که تلفنهای منطقه هنگام تماس «بوق اشغال» بزنند و تیم تأمینی خامنهای نتواند هشدارهای احتمالی را دریافت کند.
یک مقام اطلاعاتی اسرائیل گفت که مدتها پیش از فرود آمدن بمبها «همانقدر که اورشلیم را میشناسیم، تهران را هم میشناختیم.»
او افزود: «وقتی [جایی] را به خوبی خیابانی که در آن بزرگ شدهاید میشناسید، اگر حتی یک چیز کوچک سر جایش نباشد، متوجه میشوید.»
اطلاعات به دست آمده از واحد پیشرفته شنود الکترونیک و رمزگشایی کد موسوم به یگان ۸۲۰۰ اسرائیل، منابع انسانی جذبشده توسط موساد و انباشت دادههایی که سازمان اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل از پردازش گزارشهای روزانه جمعآوری کرده بود، منجر به تولید چنین تصویر اطلاعاتی متراکمی از تهران شد.
به گفته یک منبع آگاه، اسرائیل از روش ریاضی موسوم به «تحلیل شبکههای اجتماعی» برای تجزیه و تحلیل میلیاردها داده استفاده کرد تا مراکز نامحتمل ثقل تصمیمگیری را آشکار سازد و اهداف تازهای را برای زیر نظر گرفتن و ترور شناسایی کند.
ایتای شاپیرا، سرتیپ ذخیره ارتش اسرائیل که ۲۵ سال در اداره اطلاعات نظامی این ارتش فعالیت کرده است، میگوید: «در فرهنگ اطلاعاتی اسرائیل، اطلاعات لازم برای هدفگیری مهمترین مسئله تاکتیکی است. این اطلاعات با هدف توانمندسازی راهبردها ساخته شدهاند. اگر تصمیمگیرنده تصمیم بگیرد که کسی باید ترور شود، بر اساس فرهنگ اطلاعاتی اسرائیل، ما این اطلاعات را فراهم میکنیم.»
اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه با استفاده از ترکیبی از عملیات سایبری، پهپادهای کوتاهبرد و مهمات دقیق که از خارج از مرزهای ایران پرتاب شد، رادارها و پرتابگرهای موشک ایران را از کار انداخت.
یک مقام اطلاعاتی اسرائیل تأکید کرد: «اول چشمانشان را کور کردیم.»
به گزارش فایننشالتایمز، چه در جریان جنگ ۱۲ روزه و چه در حملات فعلی به ایران، اسرائیل از موشکهایی به نام «اسپارو» استفاده کرد که میتوانند از فاصله بیش از هزار کیلومتری با دقتی بسیار بالا اهداف را منهدم سازند. چنین فاصلهای کاملا از دسترسی سامانههای پدافند هوایی ایران خارج است.
اگرچه همه جزئیات این عملیات مشخص نیست و برخی ممکن است هرگز مشخص نشود، اما به گفته بیش از ۱۲ نفر از منابع این گزارش، کشتن علی خامنهای فراتر از یک دستاورد فناوری، یک تصمیم سیاسی بود.
وقتی سازمان سیا و اسرائیل متوجه شدند که خامنهای قرار است صبح شنبه در «بیت» جلسه برگزار کند، فرصت مناسبی برای کشتن او در کنار بسیاری از مقامات ارشد ایرانی فراهم شد.
بنابر ارزیابی آمریکا و اسرائیل، با توجه به این که با شروع جنگ مقامات جمهوری اسلامی برای مصون بودن در برابر بمبهای اسرائیل سریعا به پناهگاههای زیرزمینی میرفتند، کشتن آنها پس از آغاز نبرد بسیار دشوار میشد.
به گزارش فایننشالتایمز، اگرچه خامنهای مثل حسن نصرالله زندگی مخفیانهای نداشت، اما به گفته یک منبع، در زمان جنگ ۱۲ روزه برخی اقدامات احتیاطی را رعایت میکرد.
او گفت: «این که او در پناهگاهش نبود، غیرمعمول بود. او دو پناهگاه داشت و اگر در آنجا بود، اسرائیل با بمبهایی که در اختیار دارد، نمیتوانست به او برسد.»
به گفته یک منبع آگاه، دونالد ترامپ از پاسخهای جمهوری اسلامی ایران در جریان مذاکرات هستهای ناراضی بود و همین امر راه را برای آغاز جنگ هموار کرد.
به گفته یک منبع آگاه از برنامهریزی عملیات، حمله به ایران طی ماهها برنامهریزی شده بود، اما مقامات پس از آنکه اطلاعات آمریکا و اسرائیل تایید کرد خامنهای و مقامات ارشد جمهوری اسلامی صبح شنبه در بیت جلسه دارند، عملیات را تنظیم کردند.
ردیابی اهداف منفرد قبلا بسیار طاقتفرسا بود و به تاییدهای بصری و پالایش گزارشهای نادرست نیاز داشت. اما در سالهای اخیر گردآوری گسترده و الگوریتممحور دادهها توسط اسرائیل، این کار را خودکار کرده است.
اما برای هدفی به ارزش خامنهای جایی برای شکست عملیات وجود نداشت. دکترین نظامی اسرائیل اقتضا میکند دو مقام ارشدِ جداگانه، مستقل از یکدیگر، با اطمینان بالا تایید کنند که هدف در محل حمله حضور دارد و همراهان او چه کسانی هستند.
به گفته دو منبع آگاه، در این مورد اطلاعات اسرائیل از اطلاعات سیگنالها، از جمله دوربینهای ترافیکی هکشده و نفوذ عمیق به شبکههای تلفن همراه بهدست آمد.
به گفته یکی از این منابع، این اطلاعات نشان میداد جلسه با حضور خامنهای طبق برنامه در جریان است و مقامهای ارشد در حال حرکت به سوی محل هستند.
اما آمریکاییها اطلاعات دقیقتری داشتند. به گفته این دو منبع، آمریکا این اطلاعات را از طریق یک منبع انسانی به دست میآورد.
به گفته مقامات اسرائیلی، همین اطلاعات باعث شد جنگندههای اسرائیلی پس از ساعتها پرواز به موقع به مقصد برسند و ۳۰ فروند مهمات دقیق پرتاب کنند.
ارتش اسرائیل در بیانیهای گفت که انجام عملیات در روز دارای مزیتهایی بود. در این بیانیه آمده است: « تصمیم به حمله در صبح به جای شب، به اسرائیل اجازه داد تا برای دومین بار، علیرغم آمادگی شدید ایران، به غافلگیری تاکتیکی دست یابد.»

