علی حماده (النهار) – اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که چند روز پیش از عراق دیدن کرد، درباره روند «انحصار سلاح در دست دولتِ» عراق گفته است که این روند «راه کنترل اسلحه را به گروههای وابسته به ایران در کشورهای دیگر نیز باز خواهد کرد». همچنین از قاآنی نقل شده که او از رهبری رسمی عراق خواسته است بررسی پرونده انحصار سلاح در دست دولت را به تعویق بیندازد و گفته: «اجرای انحصار سلاح در شرایط کنونی، خنجر زدن از پشت به جمهوری اسلامی ایران تلقی خواهد شد.»

قاآنی طی روزهای گذشته در عراق حضور یافت تا با رهبران گروههای وابسته به رژیم ایران در این کشور دیدار کند و درباره نحوه برخورد جمعی این گروهها با تصمیم دولت برای «انحصار سلاح» گفتگو نماید. روشن است که دولت کنونی عراق، مانند دولت پیشین، عمدتاً از ائتلاف «چارچوب هماهنگی» شکل گرفته است؛ ائتلافی که بازوی پارلمانی «حشد الشعبی» به شمار میرود و شامل شبهنظامیانی است که بازوهای مسلح جمهوری اسلامی را در این کشور تشکیل میدهند.
سفر قاآنی به عراق در نتیجه وضعیتی سرشار از هراس و نگرانی در میان زمامداران ایران انجام شد؛ آنهم در شرایطی که آمریکاییها با اعمال «وتو» مانع تکمیل روند تشکیل دولت و پر کردن پستهای وزارتی خالی با انتصاباتی شدند که گفته میشود تعیین نیز شده بودند. در نتیجه، دولت عراق همچنان ناقص باقی مانده؛ به دلیل همان «وتوی» آمریکا که از نظر مالی، به ویژه در زمینه منابع و امور مالی دولت که مستقیماً از طریق وزارت خزانهداری آمریکا نظارت میشود، وزن اساسی در معادله سیاسی عراق دارد.
بنابراین بغداد نمیتواند با واشنگتن وارد رویارویی شود. از سوی دیگر، تهران که به تعبیر رایج عراقی «خیرات عراق را میمکد»، هیچ منفعتی در درگیری عراق و آمریکا ندارد؛ به ویژه در زمانی که جمهوری اسلامی برای کاهش بحران اقتصادی و مالی خود به هر «سِنت» نیاز دارد. و چه کشوری بهتر از عراق برای ادامه ایفای نقش انتقال دلار یا به عبارتی «گاو شیرده» که همزمان منابع مالی رژیم ایران و فساد نجومی داخلی را تغذیه کند؛ فسادی که در درجه نخست در دست بازوهای نیابتی و وابسته به رژیم ایران و رهبران آنها متمرکز است.
به این ترتیب، سخنان فرمانده نیروی قدس اهمیت زیادی دارد؛ زیرا او به نقشه منطقه نگاه میکند و متوجه میشود که «کلمه رمزِ» تغییر آن، «خلع سلاح شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی» از لبنان تا عراق و همچنین خلع سلاح گروههای مسلح همسو با نظام ایران در نوار غزه است.
البته گروه حوثیها شرایط و زمینه متفاوتی دارند که تا زمانی که یک ائتلاف عربی- اسلامی- بینالمللی برای آغاز کارزاری با هدف شکست آنها و بازگرداندنشان به اندازه و جایگاه طبیعی خود در کوهستانهای مناطق شمالی استان صعده تشکیل نشود، تغییر چندانی نخواهد کرد.
در لبنان اکنون روشن شده است که تنها راه خروج از بحران دوگانه داخلی و خارجی، پیش از هر چیز و در درجه نخست، خلع سلاح «حزبالله»، پایان دادن به نقش و فعالیتهای امنیتی و نظامی آن، چه در داخل و چه در خارج، و تبدیل آن به یک حزب سیاسی- اجتماعی است. این تنها راه حلی است که لبنان را از چرخه جنگهای بیپایان خارج خواهد کرد. همچنین تنها راه برای حفظ حداقلِ وحدت لبنان است. اگر روند دولت برای انحصار سلاح شکست بخورد، لبنان به «لبنانهای» متعدد تبدیل خواهد شد. در هر حال، اگر حزبالله به تصمیمات و احکام نهادهای قانونی تمکین نکند، عملاً در حال سرمایهگذاری روی جنگ، مرگ، ویرانی و آوارگی بلندمدت خواهد بود!
ایران همان ایران است و لبنان همان لبنان. اما سیاستهای رژیم ایران در منطقه، نسخهای ایدهآل برای خودکشی جمعی است؛ مسیری که حزبالله و حلقه محدود پیرامون آن در لبنان به سوی آن حرکت میکنند.
*منبع: روزنامه لبنانی النهار
*نویسنده: علی حماده
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن




