بحرانهای مالی خانوارهای حقوقبگیر با افزایش تورم و کاهش ارزش واقعی درآمدها افزایش یافته آنهم در حالی که برنامههای حمایتی دولت نیز بیاثر و ناکافی هستند. این شرایط سبب گسترش فقر و گرسنگی شده و اعتراضات صنفی اقشار کمدرآمد از جمله کارگران و بازنشستگان را گستردهتر کرده است.

در هفتههای گذشته بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی و شرکت مخابرات ایران بطور هفتگی تجمعات اعتراضی سراسری در شهرهای مختلف کشور را برگزار کردهاند.
بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی یکشنبه هفته جاری برای چندمین هفته پیاپی در سال جدید تجمعاتی همزمان در چند شهر ایران را برگزار کردند. شعار بازنشستگان علیه جمهوری اسلامی تندتر شده است. «ما دیگه جنگ نمیخوایم، فقر و گرونی نمیخوایم»، «جنگ و مذاکره بهانه است، زندگیمون نشانه است»، «نان گران، دارو گران. دولت شده دشمن جان» از جمله شعارهای بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی در تجمعات شهرهای مختلف بوده است.
بازنشستگان شرکت مخابرات ایران نیز تجمعات هفتگی خود در روزهای دوشنبه را ادامه میدهند. آنها روز دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵، تجمهی سراسری و همزمان را در شهرهای مختلف کشور از جمله کرمانشاه، بیجار، شیراز، اراک، اهواز، همدان، سنندج، بندرعباس و ارومیه برگزار کردند.
اجرای قانون همسانسازی حقوق، پرداخت مطالبات و معوقات، بهروزرسانی و افزایش مزایای رفاهی و ساماندهی بیمه تکمیلی درمانی از جمله مطالبات بازنشستگان است.
«این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی»، «تا حق خود نگیریم، دوشنبهها همین جا»، «جنگ طلبی کافیه، سفره ما خالیه» و «دزدیها رو رها کنید، فکری به حال ما کنید» از جمله شعارهای بازنشستگان در این تجمعات بود.
«جنگطلبی کافیه، سفره ما خالیه» نیز شعاری بود که روز دوشنبه دوم شهریورماه از سوی بازنشستگان فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان که در تجمع و راهپیمایی مشترکی در شهر اصفهان شرکت کرده بودند سر داده شد.
دامنه اعتراضات صنفی نیز در حال گستردهتر شدن است. برای نمونه روز دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵، کارکنان عملیاتی شرکت نفت و گاز پارس در مناطق عملیاتی عسلویه و کنگان و همچنین سکوهای دریایی، در اعتراض به شرایط نامناسب شغلی و معیشتی دست به تجمع اعتراضی زدند.
کارکنان معترض خواستار اجرای کامل طرح طبقهبندی مشاغل، حذف تبعیض در پرداخت حقوق و مزایا، بهبود شرایط کار و ایمنی، پرداخت منظم و عادلانه دستمزدها، اجرای صحیح فوقالعادههای شغلی و بدی آبوهوا، تامین امکانات رفاهی و درمانی و پایان دادن به تبعیض میان نیروهای رسمی، قراردادی و پیمانکاری هستند.
منابع صنفی صنعت نفت گزارش دادهاند تجمع روز گذشته در شرایطی برگزار شد که بخش قابل توجهی از تولید و فعالیت اقتصادی صنعت نفت بر دوش نیروهای عملیاتی و کارگرانی است که در محیطهای سخت و پرخطر، بهویژه سکوهای دریایی، کار میکنند اما سهم آنان از دستمزد و مزایای متناسب با این شرایط همچنان با تبعیض و بیعدالتی روبرو است.
اعتراضات کارگران شاغل در بخشهای مختلف صنعتی، تولیدی و خدماتی نیز در روزهای گذشته با افزایش روبرو بوده است. اخراج با عدم تمدید قرارداد کار، پرداخت نشدن ماهها حقوق و مزایای شغلی، پرداخت نشدن حق بیمه کارگران، عدم افزایش دستمزد و شرایط دشوار کاری از دلایل برگزاری تجمعات اعتراضی توسط کارگران است.
کارگران شاغل در شرکت «فنی مهندسی ارگ و پی چابهار» روز گذشته در اعتراض به سه ماه معقات مزدی تجمع کردند. کارگران معترض اعلام کردند به دلیل تاخیر در دریافت معوقات، قادر به تنظیم هزینههای زندگی خود نیستند؛ چراکه تاخیر در پرداخت دستمزد، گاه و بیگاه اتفاق میافتد و نظام زندگی کارگران را برهم میریزد. این کارگران همچنین حق بیمه فروردین را دریافت نکرده و میگویند پیمانکار حتی در توزیع غذا بین کارگران و مهندسان و مدیران تبعیض قائل میشود.
جمعی از کارگران اخراجی فولاد شادگان نیز که پس از جنگ از کار بیکار شدند در هفتههای گذشته و از جمله در اول و دوم شهریورماه جاری تجمعاتی را مقابل این شرکت برگزار کردند. این کارگران که تعداد آنها حدود صد نفر است و در بخش ساخت و تکمیل مجتمع به صورت پیمانکاری مشغول به کار بودهاند، میگویند در حالیکه چند سال سابقه کار در این واحد تولیدی-صنعتی را داشتهاند اخراج شدهاند.
کارگران نگهبان خطوط ریلی محور ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان نیز نسبت به پرداخت نشدن پنج ماه حقوق و مزایای شغلی اعتراض دارند. این کارگران در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» گفتهاند «دریافتی ماهانه ما حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار است که تامین کننده معاش خانوادههایمان نیست». آنها افزودهاند «کارگران نگهبان که وظیفه نگهبانی و مراقبت از خطوط ریلی و جلوگیری از سرقت و بازشدن پیچهای ریل را از ایستگاه شهردراز تا ایستگاه نایگون و از آنجا در مسیر بزپیران بر عهده دارند، در حال حاضر پرداختِ حقوقشان با تاخیر ۵ ماهه مواجه شدهاند.»
خبرگزاری «ایلنا» در گزارشی با اشاره به سقوط قدرت خرید کارگران و دیگر حقوقبگیران ایران نوشته تا دوم شهریورماه، قیمت دلار در بازار ایران به مرز ۲۰۰ دلار رسیده است؛ امسال حداقل دستمزد کارگران متاهل با یک فرزند، با احتساب همهی مزایا، ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است که فقط ۱۲۴ دلار است. پایه مزد کارگران در سال جاری، ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شده است که با نرخ دلار امروز ۸۳ دلار است.
این گزارش افزوده پایه مزد کارگران ایرانی در حالی به ۸۳ دلار تنزل یافته است که بر اساس گزارشهای جهانی، مزدبگیران ایران با دستمزد متوسط ۸۵ دلاری، در بین کشورهایی که کمترین دستمزد را دریافت میکنند، رتبه سوم را به خود اختصاص دادهاند.
خبرگزاری «ایلنا» تأکید کرده «این سقوط، یک سقوط با شیب تند و بسیار بیسابقه است؛ از یک طرف، علیرغم نرخ رسمی ۴۲ میلیون تومانی سبد معیشت در اسفند ۱۴۰۴، نمایندگان شرکای اجتماعی در نهادی به نام شورایعالی کار که زیر استیلای دولت و کارفرمایان قرار دارد و بطور مداوم و سیستماتیک، دستمزد کارگران را سرکوب میکند، پایه مزد فقط ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان تعیین شد که دریافتی کارگران مجرد را به کمی بیش از ۲۱ میلیون و کارگران متاهل و صاحب یک فرزند را به ۲۴ میلیون تومان رساند؛ از سوی دیگر، پس از جنگ و بحرانهای اخیر، نرخ دلار بیمحابا افزایش یافت و در عرض چند ماه، به رقم عجیب و بیسابقهی ۲۰۰ هزار تومان رسید.»
در ادامه آمده «از آنجا که بسیاری از کالاهای مصرفی وارداتی هستند یا مواد اولیهشان با نرخ دلار وارد میشوند و همچنین افزایش قیمت دلار، تاثیرات اساسی و گسترشیابنده روی قیمت تقریباً تمامِ کالاها و خدمات دارد، «دستمزد واقعی کارگران» که براساس قدرت خرید سنجیده میشود، به کمترین میزان در دهههای اخیر سقوط کرده است؛ بسیاری از کارگران و بازنشستگان ایرانی با دستمزد کمتر از ۱۰۰ دلار یا در همین حدود زندگی میکنند.»
در مقابل اما مقامات حکومتی نسبت به فاجعه معیشتی جاری در میان میلیونها خانوار در ایران با فرافکنی و بیمسئولیتی برخورد میکند. مسعود پزشکیان، رئیس دولت، در مجمع عمومی «انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران» با اشاره به محدودیتهای مالی و محاصره دریایی و جنگ گفته «این در شرایطی است که برای افزایش اعتبار کالابرگ، رفع تعهدات مالی گندمکاران، بیمهها، معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت مواجه میشویم.»
مسعود پزشکیان گفته «دولت با محدودیتهای مالی مواجه است، وقتی شعار میدهیم، باید سختی آن را هم بپذیریم»!




