هجدهم و نوزدهم دیماه ۴۰۴ نقطهی هدفمند و آغازین «اراده تغییر» نظام از سوی ملت ایران برای رسیدن به آنچه میخواهد، است. این دو روز برای جمهوری اسلامی کابوسی است که فکر میکند با اعدام و تشدید سرکوب میتواند از آن رها شود.
هجدهم و نوزدهم دیماه، فقط دو شب نبود؛ بلکه نقطهی هدفمند و آغازین «اراده تغییر» نظام از سوی ملت ایران برای رسیدن به آنچه میخواهد، تجلی یافت. جمهوری اسلامی با قطع اینترنت و شلیک گلولهی جنگی به کشتار خیابانی گسترده روی آورد و تا هنوز هجدهم و نوزدهم دیماه را بهعنوان کابوس خود میداند که با اعدام، تهدید و اعترافهای اجباری در صدد انتقام و استمرار بقاء است.

یکی از ماشینهای نیروی انتظامی برای حمل شهروندان دستگیرشده، در دیماه با امضای مردم از کار انداخته شد
خبرگزاری «رویترز» گزارشی با عنوان «معترضان؛ شکار دوران جنگ در داخل و خارج، آغاز عصر تازهای از سرکوب» منتشر کرده که تصویری مستند از پیامدهای اعتراضات دیماه در ایران را ارائه میدهد. این گزارش بر پایهی مصاحبه با بیش از ۷۵ کارشناس حقوق بشر، وکیل و شهروند ایرانی، نشان میدهد که شبهای هجدهم و نوزدهم دیماه ۱۴۰۴ نقطهی عطفی بود که حکومت جمهوری اسلامی آن را نه اعتراض اقتصادی، بلکه تهدیدی وجودی تلقی کرد و با قطع اینترنت و آتشگشودن مستقیم به سوی مردم به آن پاسخ داد.
اعتراضها از اوایل دیماه آغاز شد، زمانی که ارزش ریال به پایینترین سطح در تاریخ خود رسید و بازار بزرگ تهران اعتصاب کرد. نارضایتی اقتصادی به سرعت به خواست تغییر نظام با حمایت از شاهزاده رضا پهلوی تبدیل شد. تا هفدهم دیماه، بنا بر گزارشهای مختلف، صدها نقطه در بیش از صد شهر شاهد تجمع بود.
شاهزاده رضا پهلوی در یک بیانیه از مردم خواسته بود ساعت هشت شب هجدهم دیماه در خیابان یا خانه شعار دهند؛ پاسخ میلیونی مردم ایران با حضور در خیابانها، بزرگترین تجمع را در مسیر براندازی جمهوری اسلامی رقم زد.
جمهوری اسلامی در شب هجدهم دیماه اینترنت و شبکهی موبایل را قطع کرد. تحلیلها نشان میدهند بخش عمدهی کشتار مردم، یعنی بیش از ۹۰ درصد، به همین دو شب تعلق دارد. پلیس، بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به سوی جمعیت انبوه آتش گشودند و شهروندان را به خاک و خون کشیدند.
شعارهایی که از ویدئوهای پیش از قطع کامل ارتباط به بیرون از ایران رسید، خواست مردم را نشان میداد. اعتراض از اعتصاب بازار به شعارهای «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»، «رضاشاه روحت شاد»، «مرگ بر دیکتاتور»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» رسید.
شعارهای مردم با تکیه بر «جاوید شاه» به صراحت بر بازگشت پادشاهی و همچنین رهبری شاهزاده رضا پهلوی تأکید داشت.
در بسیاری از شهرها پرچم ملی و تاریخی شیروخورشید در دست مردم به اهتزاز درآمد و شعار «جاوید شاه» شعار محوری هجدهم و نوزدهم دیماه شد؛ همان تحولی که مردم ایران آن را «انقلاب شیروخورشید» مینامند: گذار از حکومت دینی و تداوم حفاظت از ارزشهای تمدنی به رهبری شاهزاده رضا پهلوی که مورد اعتماد مردم ایران است.
پس از دو شب، سرکوب مسلحانه به مرحله قضایی و تبلیغاتی وارد شد. گزارش خبرگزاری رویترز پروندهی «میدان علیخانی» در اصفهان را نمونه میآورد: حدود ۶۰ نفر بازداشت شدند، در یک جلسه غیرعلنی گروهی محاکمه گردیدند و هفت نفر از دوازده متهم به اعدام محکوم و بعدها در همان میدان به دار آویخته شدند.
اسامی اعلامشده شامل عرفان اسفندیاری، قائم حسینی، گلمحمد محمدی، امیرحسین صفری حسینآبادی، ابوالفضل سپاهی بادجانی، علیرضا سپاهی بادجانی و علیرضا رئیسی حسن هندویی است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی در سیزدهم دیماه مستند «شوک» را پخش کرد که اعترافات دستگیرشدگان تحت فشار و تصاویر دوربین مداربسته را نشان میداد. این فیلم تبلیغاتی معترضان را «تروریست» نامید. رویترز تأکید میکند بسیاری از این اعترافات پس از شکنجه و با چشمبند گرفته شده است.
نمونهی این اعترافات، عباس باجیزهی، نوجوان ۱۵ ساله آزادشهر است که کاملا گویاست. عوامل اطلاعات سپاه پاسداران او را در شبهای هجدهم و نوزدهم از رختخواب بیرون کشیدند، چشمبند زدند و ویدئوی اعتراف اجباری ساختند که در آن به آتش زدن ماشین متهم شد؛ اتهامی که خانوادهاش تکذیب کرد. او در بازداشتگاه زندان ۱۶ ساله شد و ماهها خبری از اتهام و کیفرخواست رسمی علیه وی نبود.
پوریا، دانشجوی ۲۱ ساله مهندسی، دهم دیماه به خاطر فیلمبرداری از اعتراضات بازداشت، سپس آزاد و دوباره دستگیر شد. شش شب در زندان ماند، کتک خورد و به جاسوسی متهم گردید. در اسفندماه ۱۴۰۴ به اتهام قتل یک مقام احضار و به شش سال زندان (یک سال تبلیغ علیه نظام و پنج سال اخلال در نظم) محکوم شد و در جریان دادگاه تجدید نظر با وثیقه فرار کرد.
سرکوب و تهدید توسط جمهوری اسلامی به خارج از مرزها نیز رسیده است. در استانبول، زهرا، دانشجوی ۲۳ ساله، پس از پستهای اینستاگرامی در حمایت از معترضان و شاهزاده رضا پهلوی، با تهدید بازداشت مادرش مواجه شد. پس از این تهدید، حساب بانکی او مسدود گشت و پسرعمویش به دفتر سازمان اطلاعات سپاه (ساس) احضار و تهدید به تجاوز جنسی شد. پدرش پروندهای ۵۰۰ صفحهای از پستهای او را دید که بر اساس آن به رهبری اعتراضات متهم گردید و در شهریورماه احضاریهای برای اتهام پولشویی دریافت کرد. او میگوید: «دیگر هیچ احساسی نداشتم. نه غم، نه شادی».
در مواردی دیگر، مسعود طاهری در ارمنستان گذرنامه و اجازهی اقامتش لغو شد. رضا سعید افخمالشعرا در ایروان برای تمدید گذرنامه مجبور به امضای «اعتراف به خیانت» شد. ایمان اصغری، مهندس ۳۷ ساله در گرجستان که در سال ۱۳۹۶ به ده سال زندان محکوم شده، با حکم اخراج مواجه است و سفارت از صدور گذرنامه باری وی خودداری میکند.
گرجستان در نیمهی اول سال ۹۵ ایرانی را اخراج کرد. گروهی از معترضان مقابل سفارت در ایروان در خردادماه گذشته از سوی مقامات ارمنستانی دربارهی تهدید به ربودن شدند یا ترور هشدار گرفتند.
از ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۴ موج اعدامها آغاز شد. قوه قضائیه جمهوری اسلامی دارایی صدها نفر را به اتهام ارتباط با «دشمن» توقیف کرد و دهها وکیل حقوق بشری در دیماه بازداشت شدند تا متهمان فقط وکیل مورد تأیید داشته باشند.
رویترز در ادامه گزارش میدهد، تا میانهی شهریور ۱۴۰۵ بیش از ۵۶۰ نفر اعدام شدند که بیش از ۱۰ درصد آنها زندانیان سیاسی بودهاند و دستکم ۳۴ مورد مستقیماً به اعتراضات دیماه بوده است. رقمی که بیش از دو برابر اعدامهای مرتبط با اعتراضات ۱۴۰۱ است.
آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، این سرکوب را تشدید کرد. حکومت معترضان دیماه را به همکاری با دشمن متهم ساخت و قانون جاسوسی تازهای به اجرا گذاشت. با وجود حمله به ۱۷ پایگاه و دفتر اطلاعاتی، دستگاه امنیتی سپاه، پلیس و بسیج، ماشین سرکوب جمهوری اسلامی همچنان فعال ماند.
قطع اینترنت هم تا اواسط خردادماه ادامه یافت. کارشناسان سازمان ملل در پنجم امردادماه خواستار لغو احکام اعدام ۱۲ نفر شدند، اما اعدامهای علنی در میدان علیخانی اصفهان با جرثقیل ادامه پیدا کرد و ویدئوهای آن «وایرال» شده و دست به دست گشتند.
دو شب هجدهم و نوزدهم دیماه نه تنها خونینترین مقطع دهههای اخیر جمهوری اسلامی در ایران به شمار میرود، بلکه دور تازهای از کمپین هراسافکنی هماهنگ میان سپاه پاسداران، قوه قضائیه و صداوسیمای حکومت برای گریز از سقوط نظام شده است.
با این حال، خواست مردمی که در آن شبها با پرچم شیروخورشید و شعار براندازی به خیابان آمدند، همچنان در میان آنها و خانوادههای کشتهشدگان، اعدامیها، بازداشتیها و تبعیدیان تحت فشار باقی است، حتی اگر خیابانها موقتاً خاموش شده باشند.

