هشدار درباره «خستگی روانی» جامعه ایران به علت تداوم بحران‌ها

- امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، با هشدار درباره «خستگی روانی» بخش گسترده‌ای از جامعه گفته: «در شرایطی که فشار و عدم‌قطعیت طولانی می‌شود، می‌توان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاه‌تر شدن افق برنامه‌ریزی در بخشی از مردم بیشتر شود.» 
` - سخنگوی انجمن علمی روانشناسان امرداد امسال نیز تأکید کرده بود که جامعه ایران پس از اعتراضات دی۴۰۴ و جنگی که بلافاصله رخ داده و ادامه دارد، در کنار بحران اقتصادی جاری دچار «تعلیق اجتماعی» شده است.
- وحید شریعت رئیس انجمن علمی روانپزشکان نیز اردیبهشت ۱۴۰۵ پس از اعلام آتش‌بس نخست میان جمهوری اسلامی و آمریکا هشدار داده بود: «علاوه بر استرس ناشی از جنگ، فشارهای اقتصادی و اجتماعی نیز به تشدید مشکلات روانی دامن می‌زنند.»

سه شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶


سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران با هشدار درباره «خستگی روانی» بخش گسترده‌ای از جامعه گفته: «در شرایطی که فشار و عدم‌قطعیت طولانی می‌شود، می‌توان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاه‌تر شدن افق برنامه‌ریزی در بخشی از مردم بیشتر شود.»

شهروندان در ایران طی سال گذشته با کشتار و سرکوب وحشیانه معترضان در جریان اعتراضات دی۴۰۴، جنگ، قطع و محدودیت اینترنت، بحران‌های اقتصادی و سقوط قدرت خرید و موجی از بیکاری و گرانی همزمان، و تشدید انزوای بین‌المللی کشور روبرو بوده‌اند. سرکوب‌های روانی و اجتماعی و سیاسی شهروندان نیز مانند همه چهل و هفت سال گذشته از طرف حکومت تداوم داشته است.

امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران، در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» درباره پیامدهای تداوم بحران‌ها، کاهش احساس کنترل بر آینده و راهکارهای ترمیم روان جامعه گفته: «امنیت اقتصادی، کیفیت روابط اجتماعی، امکان پیش‌بینی آینده، اعتماد به نهادها، دسترسی به خدمات، شرایط کار و مسکن و میزان ثبات زندگی، همگی بر سلامت روان اثر می‌گذارند.»

این روانپزشک افزوده: «اگر فشارهای محیطی برای مدت طولانی افزایش پیدا کنند، نمی‌توان هر اضطراب، خستگی یا افت عملکردی را صرفاً به ضعف فرد در مدیریت خودش نسبت داد. در عین حال، تأکید بر عوامل اجتماعی به این معنا نیست که فرد هیچ نقشی ندارد؛ بلکه سلامت روان حاصل تعامل میان امکانات و محدودیت‌های محیط و شیوه‌ای است که هر فرد با آنها مواجه می‌شود.»

امیرحسین جلالی ندوشن توضیح داده: «مسئله در بحران‌های تکرارشونده فقط شدت هر رویداد نیست؛ مسئله این است که فاصله‌ای که معمولاً برای بازیابی لازم است، کوتاه یا حذف می‌شود. فرد هنوز در حال کنار آمدن با پیامدهای یک اتفاق است که با عدم‌قطعیت یا مسئله دیگری روبرو می‌شود. در چنین وضعی، مرز میان دوره بحران و زندگی عادی کم‌رنگ می‌شود. افراد ممکن است ناچار شوند هم‌زمان کار کنند، فرزند بزرگ کنند، تصمیم‌های مهم بگیرند و روابط خود را حفظ کنند، در حالی که بخشی از ظرفیت روانی آنها دائماً صرف ارزیابی خطر و سازگار شدن با تغییرات می‌شود.»

او همچنین تأکید کرده، در شرایطی که فشار و عدم‌قطعیت طولانی می‌شود، می‌توان انتظار داشت خستگی روانی، نگرانی درباره آینده، کاهش احساس کنترل و کوتاه‌تر شدن افق برنامه‌ریزی در بخشی از مردم بیشتر شود.

سخنگوی انجمن علمی روانشناسان امرداد امسال نیز تأکید کرده بود که جامعه ایران پس از اعتراضات دی۴۰۴ و جنگی که بلافاصله رخ داده و ادامه دارد، در کنار بحران اقتصادی جاری دچار «تعلیق اجتماعی» شده است. او در توضیح این شرایط گفته وضعیت موجود نه به معنای متوقف‌شدن کامل جامعه، بلکه به این معناست که بخش بزرگی از مردم نمی‌دانند تصمیم‌های مهم زندگی خود را بر چه تصویری از آینده بنا کنند.

به گفته این روانپزشک، انباشت بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی نیز نوعی استرس مزمن ایجاد کرده است. در چنین شرایطی می‌توان گفت ایمنی روانی جامعه کاهش یافته است؛ یعنی آستانه تحمل پایین‌تر می‌آید و یک خبر، افزایش قیمت، شایعه یا تنش تازه می‌تواند واکنش‌هایی شدیدتر از اندازه ظاهری آن رویداد ایجاد کند. این واکنش‌ها حاصل همان حادثه آخر نیست، بلکه محصول انباشت تجربه‌های حل‌نشده قبلی است.

وحید شریعت رئیس انجمن علمی روانپزشکان نیز اردیبهشت ۱۴۰۵ پس از اعلام آتش‌بس نخست میان جمهوری اسلامی و آمریکا هشدار داده بود: «علاوه بر استرس ناشی از جنگ، فشارهای اقتصادی و اجتماعی نیز به تشدید مشکلات روانی دامن می‌زنند.»

رئیس انجمن علمی روانپزشکی افزوده بود: «پس از این بحران‌های شدید، وضعیت اختلالات روان در جامعه مانند اختلالات افسردگی و اضطرابی که مستقیماً با استرس همراه است، تشدید می‌شود.»

وحید شریعت همچنین به وضعیت بحرانی کمبود و گرانی دارو، و استرس ناشی از این بحران بر بیماران اشاره کرده و گفته بود: «در شرایط جنگ کشور دسترسی به داروها اندکی کاهش یافته است و مسائل بیشتری شکل می‌گیرد که باید برای آن‌ها پیش‌بینی‌ها و تدابیر لازم اتخاذ شود. در سال‌های گذشته نیز شاهد بودیم که اعلام می‌کردند دارویی موجود نیست؛ تهیه مجدد آن ماه‌ها طول می‌کشید، در حالی که حتی جنگی در کار نبود. این وضعیت واقعاً نگران‌کننده است.»

قطع اینترنت که طی یک سال و نیم گذشته به بهانه جنگ و اعتراضات برای ماه‌ها ادامه داشت نیز از عوامل تشدید اضطراب و افسردگی در جامعه ایران بوده است. در همین رابطه پیشتر انجمن علمی روانشناسان در بیانیه‌ای نسبت به پیامدهای این اقدام سرکوبگرانه حکومت هشدار داد و نوشت: «در سال‌های اخیر جامعه ایران با فشارهای متعددی در سطوح اقتصادی اجتماعی و روانی مواجه بوده است. در چنین وضعیتی هرگونه محدودیت گسترده ناپایداری مزمن یا الگوهای دسترسی چندلایه و نابرابر به اینترنت جهانی ممکن است به افزایش فشار روانی، احساس نادیده انگاشته شدن، کاهش اعتماد عمومی و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی بیانجامد.»

در بخشی از این بیانیه آمده بود: «دسترسی پایدار، فراگیر و قابل اعتماد به اینترنت جهانی در شرایط امروز بخشی از زیرساخت ضروری زندگی فردی و اجتماعی شهروندان به شمار می‌آید. این امکان تنها محدود به حوزه ارتباطات عمومی نیست بلکه با آموزش اشتغال ارائه و دریافت خدمات درمانی، ارتباطات خانوادگی، فعالیت‌های علمی و حرفه‌ای و نیز حفظ پیوندهای اجتماعی و احساس حضور در جهان معاصر ارتباط مستقیم دارد.»

با اینهمه به نظر می‌رسد اثرات روانی ناشی از سرکوب خونین معترضان بی‌دفاع در جریان اعتراضات دی۴۰۴ که به کشته و زخمی شدن هزاران تن انجامید بیشترین آسیب را بر روان جامعه ایران گذاشته باشد.

هیئت مدیره انجمن جامعه‌شناسان ایران چند روز پس از اعتراضات دی۴۰۴ در اطلاعیه‌ای با اشاره به پیامدهای سرکوب حکومتی شهروندان نوشت: «در روزهای گذشته، کشور شاهد موجی گسترده از خشونت و کشته‌شدن هزاران شهروند بوده است؛ رخدادهایی که ابعاد انسانی، اجتماعی و سیاسی آن، جامعه را در وضعیتی عمیقاً نگران‌کننده قرار داده است. این شرایط، اگرچه برای بسیاری تکان‌دهنده و ناگهانی به نظر می‌رسد، اما در واقع بی‌سابقه و غیرقابل‌پیش‌بینی نبوده است. در سال‌های گذشته، تحلیلگران حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بارها نسبت به انباشت بحران‌ها و پیامدهای تداوم مسیرهای نادرست هشدار داده و نسبت به رسیدن جامعه به نقطه‌ای مشابه آنچه امروز شاهد آن هستیم، اخطار داده بودند؛ هشدارهایی که عمدتاً با بی‌توجهی ساختاری مواجه شد.»

این اطلاعیه افزوده بود: «امکان مدیریت بحران صرفاً از طریق روایت‌سازی و کنترل گفتمانی، عملاً از میان رفته و جامعه وارد چرخه‌ای از خشونت فزاینده شده است؛ چرخه‌ای که نه‌تنها امنیت انسانی، بلکه چشم‌انداز آینده ایران‌زمین را با ابهام و بیمی جدی مواجه کرده است. استمرار این روند، پیامدهایی فراتر از مقاطع کوتاه‌مدت داشته و بنیان‌های همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی را به‌شدت فرسوده می‌کند.»

هیئت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران بر ضرورت توقف خشونت و بازاندیشی جدی در مسیرهای طی‌شده تأکید کرده و نوشته بود: «این انجمن با تأثر و نگرانی عمیق، تداوم خشونت‌های گسترده و کشته‌شدن چند هزار انسان را که بخش قابل‌توجهی از آنان غیرنظامیان بی‌دفاع بوده‌اند، فاجعه‌ای عمیقاً انسانی و نگران‌کننده می‌داند. ابعاد این رویدادها، فراتر از آمار و ارقام، نشانه فروپاشی مکرر اصول بنیادین کرامت انسانی و تهدیدی جدی برای همبستگی اجتماعی و وجدان جمعی است.»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=410229