هشدار درباره «فروپاشی بوروکراتیک» و ماندگاری خانوارهای ایران در «تله فقر»

- بانک جهانی در گزارش تازه خود به نام «چشم‌انداز کلان فقر» پیش‌بینی کرده که با افزایش نرخ فقر در ایران به رقم ۳۸/۴ درصد و تورم ۷۴/۲ درصدی برای سال جاری، بیش از ۲/۶ میلیون ایرانی دیگر سال آینده به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد.
- عباس کاظمی، جامعه‌شناس، با اشاره به کاهش شدید قدرت خرید حقوق‌بگیران گفته، جامعه ایران در آستانه نوعی «فروپاشی بوروکراتیک» قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن ارزش دستمزدها چنان کاهش می‌یابد که کارکردن برای بسیاری از کارکنان دولت و بخش خدمات بی‌معنا می‌شود.
- داوود سوری، اقتصاددان: «تله فقر» به زبانی ساده یعنی اگر خانواری به هر دلیلی درون این تله سقوط کند و دچار فقر شود، ماندگار شدن در آن بسیار محتمل است. خروج از این مرداب بسیار دشوار خواهد بود و خانوار برای بیرون کشیدن خود از آن، نیازمند کمک‌های موثر و هدفمند بیرونی است.
- دولت پزشکیان با وجود وعده‌های گسترده انتخاباتی، نتوانسته از معیشت مردم- حتی در شرایط جنگ و تحریم- حمایت کند. مهمترین طرح حمایتی دولت که ارائه کالابرگ یا همان کوپن بوده عملا شکست خورده است. 

جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶


در حالی که تورم به مرز ۹۰ درصد رسیده و هزینه‌های ضروری خانوار با افزایشی بیش از نرخ تورم عمومی اقتصاد روبرو شده، کارشناسان نسبت به ماندگاری طولانی‌مدت خانوارها در «تله فقر» و همچنین «فروپاشی بوروکراتیک» به دلیل از دست رفتن ارزش واقعی درآمدها و به صرفه نبود اشتغال هشدار می‌دهند.

بانک جهانی در گزارش تازه خود به نام «چشم‌انداز کلان فقر» پیش‌بینی کرده که با افزایش نرخ فقر در ایران به رقم ۳۸/۴ درصد و تورم ۷۴/۲ درصدی برای سال جاری، بیش از ۲/۶ میلیون ایرانی دیگر سال آینده به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد. این برآورد بر اساس آمارهای رسمی جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی صورت گرفته و در حالی که کارشناسان آمار تورم را بیش از رقم اعلامی دولت ارزیابی می‌کنند، پیش‌بینی می‌شود تعداد بیشتری به جمعیت زیر فقر ایران افزوده شود.

بانک جهانی با اشاره به روند تصاعدی فقیر شدن مردم ایران در سال‌های اخیر تأکید کرده که نرخ فقر در سال مالی ۱۴۰۲ معادل ۳۶ درصد، در سال ۱۴۰۳ برابر با ۳۵/۱ درصد، در سال ۱۴۰۴ برابر با ۳۵/۵ درصد، و برای سال ۱۴۰۵ رقم ۳۸/۴ درصد بوده است؛ و گفت این افزایش در حالی رخ می‌دهد که درآمد سرانه واقعی مردم در سال ۱۴۰۴ در سطح حدود ۱۵ سال پیش باقیمانده است.

طبق برآورد بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی واقعی ایران در سال مالی ۱۴۰۵ با انقباض ۷/۷ درصدی روبرو خواهد شد، در حالی که رشد اقتصادی سال ۱۴۰۴ نیز منفی ۹ دهم درصد برآورد شده است. تورم متوسط سالانه هم از ۴۹/۱ درصد در سال گذشته به ۷۴/۲ درصد در سال جاری افزایش می‌یابد، و کسری بودجه دولت از ۳/۲ درصد به ۵/۸ درصد تولید ناخالص داخلی می‌رسد.

این ارقام به معنای افزایش رکود تورمی، افزایش بیکاری و فقر و فلاکت در کشور است. در این میان حتی اکثر جمعیت شاغل در ایران نیز از درآمدهای خود ناراضی هستند و معتقدند رقم دستمزد آنها هزینه‌های ضروری زندگی را نیز پوشش نمی‌دهد.

اگرچه هر سال رقمی به دستمزدها افزوده می‌شود اما تورم فزاینده و سقوط ارزش پول ملی، در عمل ارزش واقعی درآمدها و قدرت خرید حقوق‌بگیران را کاهش می‌دهد. در نتیجه یک حقوق‌بگیر هر سال سبد محدودتری ار کالا را با درآمد ماهانه خود خریداری می‌کند.

این موضوع با هشدار عباس کاظمی، جامعه‌شناس، روبرو شده است. عباس کاظمی با اشاره به کاهش شدید قدرت خرید حقوق‌بگیران گفته است که جامعه ایران در آستانه نوعی «فروپاشی بوروکراتیک» قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن ارزش دستمزدها چنان کاهش می‌یابد که کارکردن برای بسیاری از کارکنان دولت و بخش خدمات بی‌معنا می‌شود.

این جامعه‌شناس به حقوق پایین معلمان، پرستاران و کارمندان اشاره کرده و هشدار داده که ادامه کاهش ارزش پول می‌تواند به جایی برسد که حتی هزینه رفت‌ و آمد به محل کار با درآمد افراد برابری کند و کارمندان توانایی پرداخت هزینه رفت و آمد به سر کار را نیز نداشته باشند.

عباس کاظمی همچنین معتقد است کوچک‌تر شدن سفره خانوارها، ناتوانی در پرداخت هزینه درمان، تعمیر اتومبیل و تأمین مسکن، و دیگر فشارهای معیشتی می‌توانند شکاف میان گروه‌های برخوردار و محروم را عمیق‌تر کنند.

این جامعه‌شناس با اشاره به خطر تشدید بحران در صورت وقوع جنگ یا قطع اینترنت، گفته که تنها امید باقیمانده این است که «در دوردست، روزنه کوچکی از روشنایی باشد» تا جامعه بتواند همچنان سرپا بماند.

توصیف عباس کاظمی از وضعیت بحرانی معیشت شهروندان در ایران و پیامدهای آن در حالیست که کارشناسان به سیاست‌های حمایتی دولت در این شرایط نیز انتقاد دارند. دولت پزشکیان با وجود وعده‌های گسترده انتخاباتی، نتوانسته از معیشت مردم- حتی در شرایط جنگ و تحریم- حمایت کند. مهمترین طرح حمایتی دولت که ارائه کالابرگ یا همان کوپن بوده عملا شکست خورده است.

در همین رابطه داوود سوری، اقتصاددان و تحلیلگر، گفته: «مشکل اصلی سیاست‌های حمایتی ما این است که به تکرار طرح‌هایی رو آورده‌ایم که پیشتر در این اقتصاد اجرا شده و نتیجه مطلوب و پایداری نداشته‌اند. سال‌هاست سیاست‌هایی مانند یارانه و کالابرگ اجرا می‌شود، اما مسئله اصلی و حلقه مفقوده در تمام این سال‌ها، پاسخ به این پرسش کلیدی است: منابع مالی این سیاست‌ها قرار است از کجا تامین شود؟»

این اقتصاددان افزوده: «هیچ دولتی در دنیا نمی‌تواند برای همیشه بدون خلق ثروت، به مردم پول بدهد. ما نمی‌توانیم اقتصاد یک کشور ۸۰میلیونی را صرفاً با سیاست‌های یارانه‌ای، صدقه‌ای و حمایتی اداره کنیم. تداوم چنین رویکردی که در آن تولید نادیده گرفته شده و فقط بر توزیع منابع نداشته تمرکز می‌شود، درنهایت اقتصاد ما را به الگوهای شکست‌خورده نزدیک می‌کند.»

داوود سوری در توضیح شرایط اقتصاد ایران گفته: «در ادبیات اقتصادی، با مفهومی به نام «پویایی فقر» یا فقر دینامیک مواجه هستیم. همچنین معمولاً از پدیده‌ای به نام «تله فقر» صحبت می‌شود. تله فقر به زبانی ساده یعنی اگر خانواری به هر دلیلی درون این تله سقوط کند و دچار فقر شود، ماندگار شدن در آن بسیار محتمل است. خروج از این مرداب بسیار دشوار خواهد بود و خانوار برای بیرون کشیدن خود از آن، نیازمند کمک‌های موثر و هدفمند بیرونی است.»

او افزوده: «پویایی فقر به این معناست که اگر خانواری در حال حاضر این توانایی را ندارد که حداقل‌های لازم و نیازهای اولیه را برای زندگی روزمره خود فراهم کند، ناچار است که دست به حذف بزند. نخستین قربانیان این حذف چه چیزهایی هستند؟ خانوار ناچار است از هزینه‌های آموزش فرزندانش بکاهد. ناچار است از بهداشت و سلامتی فرزندان و حتی خود سرپرست خانوار چشم‌پوشی کند. در نتیجه، کیفیت غذایی که مصرف می‌کنند به‌شدت افت می‌کند و کیفیت خدماتی که دریافت می‌کنند بسیار پایین خواهد بود.»

به گفته داوود سوری، «این محرومیت‌ها طبعاً باعث می‌شود که آن خانواده در آینده، فرزندانی با توانمندی‌ها و مهارت‌های پایین‌تری به جامعه تحویل دهد؛ فرزندانی که «سرمایه انسانی» کمتری دارند، آموزش و مهارت درست ندیده‌اند و از سلامت جسمی و روانی کافی برخوردار نیستند. نتیجه قطعی این فرآیند آن است که این فرزندان در آینده نمی‌توانند افرادی رقابتی و کارآمد در بازار کار باشند. در نتیجه، توانایی کسب درآمد کافی را نخواهند داشت و خود آنها نیز در بزرگسالی به افرادی فقیر تبدیل می‌شوند. سپس این افراد فقیر، خودشان نسل دیگری از فرزندان فقیر را تربیت می‌کنند و این سلسله معیوب متاسفانه ادامه پیدا می‌کند. فقر یک پدیده کاملاً پویاست و نمی‌توان آن را صرفاً به مقطع کوتاهی از زندگی محدود دانست.»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=410422