مهدی نوذر – اگر جمهوری اسلامی را به اسلحهای تشبیه کنیم، اصلاحطلبان باروت آن بودهاند، خامنهای و سران نظام فرمان شلیک را دادهاند و نیروهای سرکوبگر، از بسیجی و مأمور امنیتی تا نظامی و لباسشخصی، ماشه را کشیدهاند و مردم را به خاک و خون کشیدهاند.
اصلاحطلبان طی چهار دهه با قلم، رسانه و وعدهی اصلاح از درون، بارها به بقای نظام کمک کردهاند.
هر بار که جمهوری اسلامی با بحران مشروعیت روبرو شده، با وعدهی تغییر در چارچوب همین نظام به میدان آمدهاند.
حاصل این همه سال اصلاحات چه بوده؟!
آزادی برای مردم یا فرصت دوباره برای بقای جمهوری اسلامی؟!
نمیتوان نقش اصلاحطلبان را فقط به چند وعدهی توخالی محدود کرد.
آنها با ایجاد امید به تغییر از درون، بخشی از جامعه را سالها در انتظار اصلاح نگه داشتند و هر بار که مردم از صندوق رأی ناامید شدند، دوباره با چهرهای تازه و شعاری تازه برگشتند.
در تمام این سالها، سرکوب ادامه داشت، زندانها پر شد و معترضان به گلوله بسته شدند؛ اما اصلاحطلبان همچنان میخواستند مردم باور کنند که مشکل با تغییر چند مدیر و رئیسجمهور حل میشود.
امروز هم همان جریان میخواهد با مذاکره با ترامپ و واگذاری امتیازهای بیشتر، نظام را از بحران نجات دهد؛ اما این بار نه آمریکا، روسیهی تزاری است و نه میتوان با تکرار تجربهی ترکمنچای، بقای جمهوری اسلامی را تضمین کرد.
اسرائیل را هم نمیتوان از این معادله حذف کرد؛ اهداف و محاسبات امنیتی خودش را دارد و هیچ تضمینی نیست که توافق احتمالی تهران و واشینگتن به پایان تقابل منجر شود.
تصور اینکه با چند عقبنشینی و امتیازدهی میتوان همهی بحرانها را پشت سر گذاشت، بیشتر به یک آرزوی سیاسی شبیه است.
این مذاکرات و التماسهای اصلاحطلبان به ترامپ قرار است مشکل چه کسی را حل کند؟!
مشکل مردم ایران را که زیر بار گرانی، فساد، سرکوب و بیآیندگی کمر خم کردهاند، یا مشکل حکومتی را که پایگاه اجتماعی خود را از دست داده و برای ادامهی حیات به هر راهی چنگ میزند؟!
حرف من با اصلاحطلبانی که هنوز خیال میکنند میتوانند با مذاکره و عقبنشینی جمهوری اسلامی را نجات دهند، روشن است:
این بار دیگر از این خبرها نیست!
مردم ایران قرار نیست تا ابد هزینهی بقای نظامی را بدهند که به هیچیک از وعدههایش عمل نکرده است.
دوران وعدههای تکراری و خریدن فرصت برای جمهوری اسلامی تمام شده است.
مردم راه خودشان را میخواهند؛ راهی که در آن نه اصلاحطلب و اصولگرا، بلکه خود ملت دربارهی آیندهی کشور تصمیم بگیرد.
مردم ایران دیگر نمیخواهند در چرخهی تکراری وعده، سرکوب و نجات جمهوری اسلامی گرفتار بمانند.
بحث امروز، نجات این نظام با معاملههای تازه نیست؛ بحث، پایان دادن به آن و بازپسگیری حق تعیین سرنوشت ملت ایران است.
این بار شاهزاده رضا پهلوی که با خواست و فریاد مردم پا به عرصه گذاشت در مرکز این تحول قرار دارد و آیندهی ایران باید با ارادهی آزاد مردم رقم بخورد؛ نه با توافقهایی برای بقای جمهوری اسلامی.
مردم این بار هم میدانند چه نمیخواهند و هم میدانند چه میخواهند؛ مسئله این است.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

