همزمان با محاصره دریایی و تحریم گسترده خطوط هوایی جمهوری اسلامی، آمریکا به همسایگان ایران فشار شدیدی وارد کرد تا پایانههای مرزی را تعطیل کنند. زور دولتهای منطقه به فشارهای آمریکا نرسید و «تحریم مرزی» شدت گرفت. در تازهترین موارد، مرز شلمچه، چذابه و مندلی در غرب توسط عراق و مرز ریمدان و تفتان در شرق توسط دولت پاکستان به روی ایران بسته شدند.

با جدی شدن گزارشها مربوط به بسته شدن مرزهای عراق، چند نفتکش و کشتی تجاری در بندر بصره هدف حمله قرار گرفت. مقامات جمهوری اسلامی تهدید کردند اگر پاکستان مسیر خروج کامیونها را به روی ایران بازنکند، آنها هم مرز را میبندند. تبعیت پاکستان از تحریمهای آمریکا اصلاً خوشایند جمهوری اسلامی نیست به ویژه آنکه گزارش شد بخشی از ناوگان دریایی آمریکا در آبهای جنوب پاکستان مستقر شده و هلیکوپترها و پهپادهای آمریکایی از آن منطقه علیه جمهوری اسلامی به فعالیتهای اطلاعاتی مشغول هستند.
امید جمهوری اسلامی: نتیجه انتخابات در آمریکا و اسرائیل!
شدت گرفتن تحریمهای دریایی، هوایی و زمینی موجی از گرانی را در ایران به دنبال داشته است که با توجه به عمق نارضایتیهای عمومی، یک تهدید امنیتی مستقیم علیه جمهوری اسلامی به شمار میرود.
به باور کارشناسان، برای جمهوری اسلامی که در شدیدترین بحرانها گرفتار شده، راهی بجز تسلیم یا ادامه جنگ و تحمل پیامدهای آن وجود ندارد. برهمین اساس همچنان تلاشهایی صورت میگیرد تا شاید کانالی برای مذاکره برقرار شود و گذشت زمان بتواند در سرنوشت زمامداران ایران نقشی بازی کند. یکی از تاکتیکهای همیشگی حکومت که همچنان به کار گرفته میشود و در شرایط کنونی شاید از معدود «راهکار»های آن باشد، وقتکشی است. بقایای جمهوری اسلامی در این مدت تلاش میکنند با هدف قرار دادن نفتکشها و گسترش اقدامات تروریستی، قیمت نفت و بطور کلی انرژی را در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا و انتخابات پارلمانی اسرائیل بالا ببرند به این امید که بنیامین نتانیاهو از قدرت کنار رود و در ایالات متحده نیز جمهوریخواهان در کنگره به اکثریت نرسند و به این ترتیب فشار از روی جمهوری اسلامی کم شود. این محاسبات اما از یکسو، سرنوشت نظام را به سیاست و رویدادها در آمریکا و اسرائیل گره میزند و از سوی دیگر، نقشی در زندگی روزانهی مردم که با شدیدترین فشارهای همهجانبه دست و پنجه نرم میکنند، ندارد.
در این میان، عباس عراقچی وزیرخارجه جمهوری اسلامی ۲۹ مهرماه در «ایکس» نوشت: «اگر آمریکا صداقت داشته باشد، ایران آماده است بار دیگر به دیپلماسی فرصت بدهد». اما ساعاتی بعد ترامپ گفت: «ما با ایرانیها مذاکره نمیکنیم و به زودی اتفاقی خواهد افتاد… بیشتر مردم معتقدند که پس از انتخابات در ایران دست به کاری خواهیم زد؛ باید ببینیم چه اتفاقی میافتد.»
منابع منطقهای گزارش میدهند در هفتهای که گذشت، اسرائیل تا آستانه آغاز یک حمله هوایی گسترده علیه جمهوری اسلامی پیش رفت اما در واپسین ساعات ترامپ از نتانیاهو خواست فعلا اجرای حمله را متوقف و احتمالاً به بعد از انتخابات آمریکا موکول کند. با اینهمه اعلام شد که در همین مدت هواپیماهای ارتش اسرائیل بارها از کریدور هوایی سوریه و عراق تا نزدیک مرزهای غربی ایران آمدند و عملیات حمله را تمرین کردند.
بحران امنیت داخلی
فضا در ایران یادآور وضعیت جنگی است و نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در برخی نواحی به صورت فیزیکی همچنان درگیر عملیات نظامی و تبادل آتش هستند.
هفتههاست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج، نیروی انتظامی و حتی ارتش و وزارت اطلاعات با گروههای مسلح درگیر هستند و تلفات دادهاند. در آبها و سواحل جنوب ایران درگیری بین نیروهای سنتکام از یکسو و نیروی دریایی ارتش و سپاه از سوی دیگر همچنان ادامه دارد. براساس گزارشهای مردمی تقریبا هر شب صدای چند انفجار در بنادر، جزایر و آبهای اطراف به گوش میرسد. در این تبادل آتش یا قایقها و لانچرها و تاسیسات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هدف قرار میگیرند یا کشتیهای خارجی.
در شمال غرب و غرب ایران نیز درگیری با گروههای کُرد افزایش پیدا کرده است. حتی برخی فرماندهان ارتش ادعا میکنند در خاک عراق ماموریتهایی اجرا شده است. در آن مناطق نیز نیروهای امنیتی و نظامی تلفات داشتهاند اما نه به اندازه تلفاتی که در شهرهای استان سیستان و بلوچستان دیدهاند.

سایه جنگ؛ اصرار به حفظ اورانیوم غنیشده
در داخل ایران اغلب مردم (چه موافق و چه مخالف حکومت)، کارشناسان و تحلیلگران صداوسیمای حکومت و رسانهها و نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی معتقدند دور تازهای از جنگ دیر یا زود آغاز خواهد شد. اینبار تمرکز ترامپ روی تأسیسات و مخازن اتمی «کوه کلنگ گزلا» است که گفته میشود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی آنجا مدفون است.
این در حالیست که در هفتهای که گذشت تلاش میانجیها برای از سر گرفتن مذاکرات بین آمریکا و جمهوری اسلامی به بنبست رسید. عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان که به تهران آمده بود دست خالی به اسلامآباد بازگشت. برخی منابع گزارش دادند او حامل پیام «آخرین مهلت» آمریکا به رژیم ایران بود. پیش از منیر، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه در سفری از پیش اعلام نشده به تهران رفت و با مقامات ارشد جمهوری اسلامی دیدار کرد. او حامل پیام تکراری روسیه بود: «خروج اورانیومها از ایران و انتقال آن به روسیه یا قزاقستان، گفتگوی مرحلهای با آمریکا و رد و بدل کردن امتیازات تدریجی»؛ اما این نیز مورد پذیرش جمهوری اسلامی قرار نگرفت.
در پاسخ به پیشنهادهای پاکستان و روسیه، محسن رضایی دبیرشورایعالی «امنیت ملی» جمهوری اسلامی تأکید کرد: «حتی یک گرم اورانیوم از ایران خارج نخواهد شد.»
اصرار جمهوری اسلامی بر باقی ماندن اورانیوم غنیشده در ایران، همزمان با آزمایش موشکهای بالستیک دوربُرد با قدرت حمل کلاهک سنگین و کارزار نسبتاً قوی از سوی برخی جریانهای حکومتی برای فشار به «مجتبی خامنهای» با هدف تغییر دکترین دفاعی و گرفتن مجوز صریح برای ساخت بمب اتم صورت میگیرد.
در کارزار حامیان حکومت ادعا شده است که ۷۲ نفر از «نخبگان، علما و پژوهشگران جهان اسلام از اقصی نقاط سه قاره آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی، در نامهای سرگشاده خطاب به آیتالله سید مجتبی خامنهای، خواستار بازنگری و بررسی عمیق مبانی فقهی و راهبردی دکترین هستهای ایران شدند.»
تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و امامان جمعه نیز تهدید کردهاند که مجتبی خامنهای ممکن است «فتوا»ی پیشین درباره تولید سلاح هستهای را تغییر دهد. در واکنش به چنین تهدیدی ترامپ گفت: «جمهوری اسلامی شرورترین حکومت جهان است و اگر سلاح هستهای داشت، از آن استفاده میکرد.»
در شرایطی که جمهوری اسلامی زیر فشار شدید داخلی و خارجی قرار دارد و به نظر میرسد آماده مقابله با یک حمله همهجانبه میشود، حفظ امنیت برای آن حیاتی است. این در حالیست که قرار بود بخشی از سازماندهی برای تأمین امنیت حکومت با کمک سیاهیلشکر «جانفداها» انجام شود اما اخیرا درگیری میان هواداران حکومت در این تجمعات بر سر مسائل مختلف افزایش پیدا کرده است. گزارشهایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه موارد سرقت سلاحهای توزیع شده بین «جانفداها» رو به افزایش است. اینکه این سلاحها ممکن است از کجا سر در بیاورد مشخص نیست.
در چنین شرایطی، عموم مردم براین باورند که وضعیت کنونی نه قابل دوام است و نه دیگر میتوان آن را تحمل کرد؛ زیرا هیچ چیز در جای خودش نیست. بسیاری میگویند اگرچه زندگی جریان دارد ولی همه چیز مختل شده و هیچکس نمیداند قرار است چه اتفاقی بیفتد و این بلاتکلیفی همزمان به امیدی دامن میزند که مردم را منتظر یک «اتفاق بزرگ» نگه میدارد تا نقش تعیینکنندهی خود را بازی کنند.

