آمارها نشان میدهد در سال تحصیلی جدید تعداد کلاساولیها نسبت به سال گذشته با کاهش چشمگیری روبرو شده است. سخنگوی آموزش و پرورش با تأیید این خبر، کاهش نرخ فرزندآوری را دلیل اصلی کاهش آمار کلاساولیها دانسته اما کارشناسان معتقدند عوامل دیگری چون فقر خانوارها و تصمیم به آموزش در خانه بر کاهش تعداد کودکان کلاساولی ثبتنام کرده در مدارس کشور موثر بوده است.

علی فرهادی، معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش و سخنگوی این وزارتخانه، به تازگی با ارائه آماری قابل توجه اعلام کرده تعداد کلاساولیها حدود ۱۰۰ هزار نفر نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
علی فرهادی گفته این موضوع «نشاندهنده تداوم روند کاهش جمعیت دانشآموزی و ضرورت توجه جدی سیاستگذاران حوزه جمعیت است.»
در مقابل اما کارشناسان آموزش معتقدند جدا از روند کاهشی جمعیت در ایران، عوامل دیگری در کاهش تعداد دانشآموزان ورودی به پایه اول نقش داشته است: از ترک تحصیل ناشی از فقر گرفته تا نگرانی خانوادهها به دلیل شرایط جنگی!
به گفته کارشناسان، در مناطق کمبرخوردار کشور در شرایطی که هزینههای تحصیل دانشآموزان به ارقام میلیونی رسیده ممکن است خانوادهای به دلیل ناتوانی در تأمین این هزینهها فرزند خود را به مدرسه نفرستد. از سوی دیگر شرایط جنگی کشور نیز میتواند بر نگرانی خانوادهها اضافه کرده و برخی والدین را نسبت به فرستادن فرزندانشان به مدرسه مردد کرده باشد.
در همین رابطه محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، در گفتگو با روزنامه «جهانصنعت» گفته: «فشارهای اقتصادی، هزینه لوازمالتحریر، لباس، سرویس، رفتوآمد و تغذیه میتواند بهویژه در مناطق نابرخوردار مانعی جدی برای تحصیل کودکان باشد.»
او توضیح داده: «اگر خودتان را یک شهروند متوسط در نظر بگیرید هنوز این امکان وجود دارد که از بخشی از هزینههای زندگیتان بزنید تا بچهتان به مدرسه برود چون تحصیل برایتان اهمیت دارد اما اگر زیر خط فقر باشید و بخواهید دستکم ۵ تا ۶ میلیون تومان برای لوازمالتحریر، ۲ تا ۳ میلیون تومان برای لباس و روپوش، چندین میلیون تومان برای سرویس و رفت و آمد و هزینه تغذیه و میانوعده پرداخت کنید این هزینهها ممکن است واقعا یک خانواده را مجاب کند که بچه را به مدرسه نفرستد یا از سایر هزینههای ضروری زندگی کم کند.»
ناتوانی خانوارها در پرداخت هزینه تحصیل بارها در هفتههای گذشته مورد تأکید قرار گرفته است. آمارها نشان میدهد قیمت نوشتافزار بطور متوسط نسبت به سال گذشته دو تا سه برابر افزایش یافته است بطوری که تهیه اقلام ضروری نوشتافزار هزینهای چند میلیون تومانی برای خانوادهها در پی دارد. از سوی دیگر هزینه لباس فرم مدرسه نیز حدود پنج تا ۱۵ میلیون تومان در مناطق مختلف اعلام شده است. هزینه سرویس رفت و آمد مدرسه نیز از ماهی ۱.۵ میلیون تومان در شهرهایی مانند قزوین تا ماهانه پنج میلیون تومان در تهران متغیر است.
همچنین در حالی که بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی باید مدارس دولتی در ایران رایگان باشند اما مدارس دولتی مختلف ارقامی بین ۵ تا ۱۰ میلیون تومان را به عنوان «کمک به مدرسه» از خانوادهها دریافت میکنند و پرداخت این رقم شرط ثبتنام دانشآموزان است.
اینهمه هزینه تحصیل یک دانشآموز را به دهها میلیون تومان در طول سال تحصیلی افزایش میدهد در حالی که حقوق رسمی کارگران، در صورت دریافت همه مزایای شغلی، حدود ۲۵ میلیون تومان در ماه است.
بسیاری از خانوارهای کارگری نیز با ماهها حقوق عقبافتاده روبرو هستند که این موضوع توان آنها برای پرداخت هزینه تحصیل فرزندان را محدودتر کرده است. در همین رابطه خبرگزاری «ایلنا» گزارش داده کارگران بخش ابنیه فنی شرکت راهآهن با اشاره به نزدیک شدن زمان بازگشایی مدارس و دانشگاهها، خواستار پرداخت بهموقع حقوق ماه جاری شدند.
یکی از این کارگران به خبرگزاری «ایلنا» گفته است: «تهیه لوازمالتحریر، لباس فرم و کفش برای فرزندان دانشآموز، در شرایط دشوار معیشتی، نیازمند تأمین بهموقع درآمد خانواده است.»
این کارگر با اشاره به اینکه پرداخت حقوقها معمولاً با تأخیر همراه است، خواستار تسریع در پرداخت حقوقها از سوی شرکت راهآهن به عنوان کارفرمای اصلی شد.
کارگران ابنیه فنی راهآهن تأکید دارند که پرداخت بهموقع دستمزدها میتواند بخشی از فشار هزینههای خانوادهها در آغاز سال تحصیلی را کاهش دهد.
از سوی دیگر علی فرهادی با اشاره به اینکه «نگرانیهای ناشی از جنگ و احتمال بازگشت آموزش مجازی نیز ممکن است برخی خانوادهها را نسبت به فرستادن فرزندانشان به مدرسه مردد کند»، تأکید کرده برای مشخص شدن علت واقعی کاهش ثبتنام کلاساولیها باید سهم عواملی مانند کاهش موالید، فقر، بازماندگی از تحصیل و شرایط اجتماعی با آمار دقیق بررسی شود؛ چراکه اگر کاهش جمعیت دانشآموزی با افزایش بازماندگی از تحصیل همراه باشد، پیامدهای آن سالها بعد در قالب کمسوادی، کاهش مهارتهای اجتماعی و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی نمایان خواهد شد.
این کارشناس آموزش با هشدار درباره «فاجعه آموزشی در کشور» گفته: «بسیاری از خانوادهها دیگر تمایلی به ادامه تحصیل فرزندانشان ندارند. این را تجربه معلمها هم نشان میدهد. من همین سال گذشته در منطقه پنج بودم و بخش بزرگی از خانوادهها بچههایشان را به مدرسه نمیفرستادند. مدرسه هم نهایتا مجبور میشد این بچهها را هنگام امتحانات بپذیرد و عموما هم نمرهای به آنها بدهد تا این پایه را رد کنند و بروند و بعد ببینند سال بعد چه اتفاقی میافتد. این موضوع میتواند برای جامعه، برای آن فرد و برای خانواده فاجعه باشد. بچهها پرورش پیدا نمیکنند. کودکان در مدرسه تعاملات اجتماعی و هوش اجتماعی خود را بهخوبی پخته نمیکنند و متاسفانه این مساله میتواند به مشکلات اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی فردی و خانوادگی آسیبهای بسیار زیادی بزند.»




