«کیهان» میراث بزرگ دکتر مصباح‌‎زاده برای تاریخ مطبوعات ایران

یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ برابر با ۲۶ فوریه ۲۰۱۷


یک همکار قدیمی کیهان از تهران – با وجود اینکه زنده‌یاد مصطفی مصباح‌زاده از دوستداران محمدرضا شاه فقید بود و با بسیاری از اعضای کابینه‎ی نخست وزیری و منصوبان دربار و سیاستمداران وقت رابطه‏ی نزدیکی داشت، اما تلاش زیادی می‌کرد تا روابط نزدیک بر سیاست‌های کلی روزنامه به ویژه استقلال تحریریه و آزادی عمل نویسندگان لطمه نزند.

دکتر مصباح‎زاده این را وظیفه‌ی خود می‌دانست اگرچه به طور طبیعی انتظار می‌رفت که چون برای تاسیس روزنامه از شخص شاه کمک گرفته بود، حمایت‌های دربار را نیز داشته باشد. ولی خوانندگان روزنامه، آن هم در شرایط خاص آن روزگار، نگاه‏شان به روزنامه کیهان بود و شهرت نیک آن هم به استقلالی بود که تلاش می‌کرد آن را حفظ کند.

بسیاری از نویسندگان منتقد چپ و حتی مخالفان حکومت شاه در کیهان قلم می‌زدند و به موقع حقوق می‌گرفتند و حق و حقوقی از آنها ضایع نمی‌شد. آنکه آنها را از موسسه عظیم کیهان تاراند و حتی اعدام کرد، نظام جمهوری اسلامی بود که به برکت مدیریت‌اش، کیهان را به بدنام‌ترین روزنامه تاریخ معاصر ایران تبدیل کرد.

مصطفی مصباح‎زاده حقوقدان بود و با توجه به جایگاهی که در مجلس سنا داشت از چهره‌های موثر آن روزگار به شمار می‌رفت، اما این موضوع دلیل نمی‎شد تا او در کیهان و در برخورد با شورای تحریریه، نویسندگان، همکاران فنی و حتی مشاغل خدماتی موسسه نگاهی از بالا به پایین داشته باشد.

آنچه هم به عنوان کمک از بخش‎های مختلف حکومتی دریافت می‌کرد صرف تجهیز روزنامه و افزایش امکانات و تجهیزات و مدرنیزه کردن موسسه می‌شد. او به کارش وارد بود، می‌دانست از روزنامه چه می‎خواهد، رسالت مطبوعات چیست و یک مدیر چه وظایفی نسبت به همه‌ی همکاران خود دارد. حتی آنهایی که منتقد دربار و سیاست‌های پهلوی بودند هم می‌دانستند سناتور مصباح‎زاده در کیهان مستقل عمل می‌کند.

دکتر مصباح زاده، هیأت تحریریه کیهان در دهه‌ی پنجاه خورشیدی
kayhan.london©

این مسئله شاید آن وقت‌ها زیاد ملموس نبود، همان دوران چه از طرف حکومت وقت و چه از طرف خواننده و مخاطب به او انتقاد می‎شد که چرا آن خبر و گزارش را منتشر کرد و یا نکرد و چرا با این نگاه منتشر شد و از آن زاویه دیگر به مسئله پرداخت نشد؛ با همه‎ی این دردسرها که طبیعت کار روزنامه‌نگاری است، او مورد اعتماد و مورد احترام منتقدین هم بود. کافیست بدانیم در همان زمان شاه، در اوج آشفتگی‌های انقلاب و تا مدتی پس از انقلاب، کیهان پیش از آنکه به «ارگان بیت رهبری» تبدیل شود، همچنان پرفروش‌ترین روزنامه‏ی ایران بود.

این موضوعی نیست که به سادگی از آن عبور کرد، چون نیاز به درک این نکته دارد که ساختار روزنامه و بنیان فکری مستقل آن بود که کیهان را به آن جایگاه رساند که هم از نظر رسالت روزنامه‎نگاری و هم از نظر ساختار تشکیلاتی و سازمانی دوام بیاورد.

روزنامه‎ی کیهان قبل و بعد از انقلاب یک شباهت عمده و یک تفاوت عمده داشت. در تمام ادوار، این روزنامه هم مورد توجه حکومت‌ها بود و هم مردم نسبت به اخباری که در آن چاپ می‎شد حساس بودند. اما تفاوت عمده اینجاست که سناتور مصباح‌زاده در آن شرایط چطور کیهان را اداره می‌کرد و چطور این روزنامه را محبوب مردم با ذائقه‌های مختلف کرده بود، اما امروز زیر سایه‌ی ولی فقیه و حسین شریعتمداری حتی برای تامین بخشی از نیازهای مالی موسسه کیهان نیاز به کمک حکومتی است چون کیهان تهران روی کیوسک روزنامه فروشی‌ها «باد» می‌کند و حتی علاقمندان خود جمهوری اسلامی هم از آن استقبال نمی‌کنند.

اینها مسائلی است که در رده‎ی سیاسی و روزنامه‎نگاری و عمومی قابل طرح است، اما کمی جزیی‌تر و عمیق‌تر باید به آنچه مصباح‎زاده‎ می‌اندیشید نگاه کرد. آسایش پرسنل در تمام رده‌ها به شدت برای او مهم بود، از این رو پرسنل با دل و جان در موسسه کیهان خدمت می‌کردند.

این عکس را چند سال پیش یکی از خوانندگان کیهان لندن که از کنار این سردر رد می‌شد گرفته و برای ما فرستاده
kayhan.london©

در حالی که هنوز خیلی از منازل تهران حمام نداشت، روزنامه کیهان سرویس کامل دوش و حمام را ۲۴ ساعت برای پرسنلی که در بخش‌های مختلف فعال بودند برقرار کرد. سرویس غذاخوری و سلف با بهترین غذاها در خدمت کارکنان کیهان بود. خود دکتر مصباح‌زاده ماهی یکی دو بار شخصا برای سرکشی به این خدمات سر می‌زد و معاونان و مسوولین را برای نظارت مامور می‌کرد.

ورزش پرسنلی هم برقرار بود، کارمند و کارگر در ساعاتی که در روزنامه بودند صرفاً احساس نمی‌کردند مشغول کاری خشک و بی‌روح هستند، می‌دانستند در برابر کاری که می‌کنند، حقوق به موقع می‌گیرند، امکانات دارند، از خدمات تعاونی و مسکن بهره‌مند می‌شوند، از حق بیمه و تأمین اجتماعی برخوردار هستند و می‌توانند به فکر آینده و بازنشستگی خود باشند.

قدیمی‌های کیهان بهتر می‌دانند وضعیت امروز بسیاری از روزنامه‌های داخلی با صدها میلیون‌ تومان سوبسید و کمک حکومتی و این همه امکانات جدید و تکنولوژی که همه کارها را بسی آسان‌تر از پیش کرده است، هرگز به گرد پای کیهان چهل سال پیش هم نمی‌رسند.

خروجی‌های روزنامه‌ کیهان و بازنشستگان این مجموعه برای دیگر روزنامه‌ها نعمت بودند. یعنی وقتی یک مُصّحح، تایپیست، ادیتور، یا حتی صفحه‎بند روزنامه کیهان بازنشست می‎شد دیگر روزنامه‌ها برای جذب او سر و دست می‎شکستند چون می‌دانستند در مجموعه‎ای تجربه اندوزی کرده که بیش از یک محیط کاری، یک آکادمی علم و عمل بوده است.

همین روزنامه «همشهری» که امروز پرتیراژترین و پردرآمدترین روزنامه ایران است، با کمک کیهانی‌های قدیم پا به عرصه‎ی مطبوعات ایران گذاشت و خیلی از کیهانی‌ها همچنان در وادی روزنامه‌نگاری و بخش‌های فنی کوچک‎تر مشغول خدمت هستند. دانشجویان روزنامه‌نگاری، دانشکده‌ی خود را مدیون موسسه کیهان هستند که برای نخستین بار آن را بنیاد نهاد.

این تاریخچه است که سبب می‌شود تا تلاش دکتر مصباح‌زاده را برای زنده نگه داشتن کیهان حتی در تبعید بیشتر درک کرد. و این است که هر تلاشی برای زنده نگاه داشتن آن «کیهان» خدمت به روزنامه‌نگاری حرفه‌ای ایران است.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=68342

یک دیدگاه

  1. جواد طالعی

    نویسنده در آنجا که وضعیت کیهان را در فردای انقلاب توصیف می کند، به کجراهه می رود. کیهان از روز ۲۴ اردی بهشت سال ۱۳۵۸ خورشیدی، با اخراج بی دلیل ۲۰ تن از اعضای جوان و مستقل تحریریه محبوبیت خود را برای همیشه از دست داد و تیراژ آن که در برخی روزهای اوج انقلاب به یک میلیون و دویست هزار نسخه و در روزهای عادی به ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نسخه رسیده بود، ناگهان به ۱۸۰ هزار تنزل کرد و با سپرده شدن به حسین شریعتمداری شکنجه گر به همان سرنوشتی افتاد که نویسنده اشاره کرده است: وابستگی به یارانه دولتی و تبدیل شدن به ورق پاره ای برای پاک کردن شیشه خانه ها!

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):