رضا پهلوی، مجاهدین خلق و دو اتفاق مرتبط با آینده ایران

رضا تقی‌زاده – اگر عینک‌های خود را که رنگ کینه و انتقام از پشت آن تیره‌تر از معمول قابل دیدن است بر داریم و به مجاهدین آنطور که هستند نگاه کنیم، بجز عیب، در آنها خوبی هم می‌توان دید.

در ایران نه تنها کسی منتقد رضا پهلوی نیست، که بسیاری او را نماد زندگی از دست رفته و امید تجدید آن می‌بینند.

مریم رجوی و شاهزاده رضا پهلوی

سیاست خارجی دولت ترامپ در رابطه با جمهوری اسلامی و آینده ایران هنوز شکل نهایی نگرفته و خطوط اصلی آن انتشار نیافته، با این وجود سخنان روز چهارشنبه ۲۴ خرداد رکس تیلرسن وزیر خارجه آن کشور را در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا پیرامون حمایت از «تغییر رژیم در ایران»، می‌توان عنصر کلیدی در تدوین نقشه راه آینده کاخ سفید تلقی کرد.

اندکی بعد از اظهارات خبرساز و بی سابقه وزیر خارجه آمریکا که طی آن موارد بسیار حساس دیگری، از جمله توافق اتمی ۱۵ ژوییه سال ۲۰۱۵  و معرفی آن به عنوان «توافق ضعیف»، همچنین امکان قرار دادن مجموعه  پاسداران در سیاهه سازمان‌های تروریستی نیز مطرح شد، رضا پهلوی با تمهید قبلی در کنگره آمریکا حضور یافت و با تعدادی از قانون‌گذاران آمریکایی دیدار و گفتگو کرد.

نقطه اوج حضور یک روزه شاهزاده در کنگره ملاقات او با سناتور جان مک‌کین، عضو ارشد سنای آمریکا بود که بالاتر از حزب جمهوری‌خواه،  بخشی از «دولت عمیق» و «قدرت نهادینه» واشنگتن محسوب می‌شود.

سناتور مک‌کین که یک بار نامزد نهایی حزب جمهوری‌خواه در رقابت‌های رییس جمهوری آمریکا نیز بوده، به خاطر دیدارهای جنجالی خود با چهره‌های غیر متعارف سیاسی و تروریستی از سوریه، تا لیبی و اوکراین و آلبانی، شهرت خاص یافته است.

دیدار فروردین ماه سال جاری مک‌کین از تیرانا پایتخت آلبانی که میزبان اردوگاه مجاهدین خلق بعد از تعطیل «اردوگاه اشرف» در حاشیه بغداد شده است، و اعلام پشتیبانی از «تغییر رژیم در ایران» حین حضور در جمع رهبران و اعضای این سازمان، انعکاس گسترده ای یافت.

لشکر بدون رهبر 

اگر عینک‌های خود را که رنگ کینه و انتقام از پشت آن تیره‌تر از معمول قابل دیدن است برداریم و به مجاهدین آنطور که هستند نگاه کنیم، بجز عیب، در آنها خوبی هم می‌توان دید.

پایداری و ماندگاری مجاهدین مثال‌زدنی است. آنها ده سال در دوران اوج ترورهای پیش از انقلاب، دو تصفیه داخلی و فشار نیروهای امنیتی را پشت سر گذاشتند و بعد از انقلاب دو دوران تیرباران‌های فله‌ای ابتدای دهه شصت و انتهای دهه شصت و قتل عام در زندان‌ها، همزمان با مراحل پایانی جنگ ایران و عراق و هجوم نظامی مجاهدین به خاک ایران پس از اعلام آتش‌بس با عراق (عملیات فروغ جاویدان- عمیات مرصاد، مرداد ماه سال ۱۳۶۷) را تحمل کردند و باقی ماندند.

نشست مجاهدین

در دوران ۳۵ ساله اقامت در عراق شدیدترین شرایط زندگی اردوگاهی به آنها تحمیل شد.  همیشه یک ماشین تبلیغاتی موثر از سوی حکومت انقلاب اسلامی و البته ضد انقلاب ملی‌گرا، علیه آنها به کار مشغول بوده. با این وجود مجاهدین باقی مانده و بضاعت‌های تشکیلاتی خود را توسعه داده‌اند.

در حال حاضر قدرت بسیج و تدارکات مجاهدین به تنهایی یک سر و گردن از مجموعه اپوزیسیون داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بلندتر است. مجاهدین خلق تنها اپوزیسیون جمهوری اسلامی است که قادر به سازمان دادن و تدارکات و حتی انجام عملیات علیه جمهوری اسلامی است.

نکات تاریک در مورد مجاهدین تنها محدود به گذشته تروریستی و ترکیب عقیدتی اسلامی- مارکسیستی آنها نیست. یکی از مشکلات اصلی مجاهدین اصرار در پرهیز از پوست انداختن است. شاید اگر مسعود رجوی باقی بود و زندگی سیاسی فعال داشت، می‌توانست مجاهدین را با موفقیت بیشتری از این  مرحله عبور دهد، چنانکه چرخش از یک سازمان تروریستی- نظامی به یک سازمان سیاسی هم با تلاش‌های مقدماتی او صورت گرفت و به نتیجه رسید.

درس‌های ارتش آزادی‌بخش ایرلند، تصمیم جری آدامز در زمین گذاشتن اسلحه و داخل کردن «شین فین» به عنوان یک سازمان غیرنظامی در زندگی سیاسی ایرلند شمالی، به جای ادامه ترور کور، به عنوان الگو در دگردیسی گذشته مجاهدین موثر بود.

ولی آنها در طول ده- یازده سال گذشته در همان قالب کهنه رسوب کرده‌اند. نگاهی به عکس‌های اجتماعات مجاهدین نشان می‌دهد که از صف نخست تا انتها، همه زن‌ها چارقدپوش، در روپوش نشسته و ایستاده‌اند. مریم رجوی با روسری ابریشم در کت تنگ یراق‌دوزی شده و دامن توری بلند هم‌رنگ و جوراب‌های ضخیم به پا، بیشتر شبیه زن اول حاجی‌های شهرستانی است که به عروسی زن دوم حاج آقا رفته است، تا زن آزادی‌طلبی که آزادی از قید حجاب اجباری مطلوب طبع میلیون‌ها دختر و زن جوان ایرانی را از روستاهای کوچک تا دانشگاه‌های بزرگ نماد و نشانه شود.

جان مک‌کین و مریم رجوی

مریم رجوی در کنار مرد ها روی صندلی آنقدر جمع و جور می‌نشیند که خدای ناکرده شانه‌اش به شانه نامحرم مک‌کین ساییده نشود در حالی که دختران کرد نسل امروز سال‌هاست کنار مردها اسلحه در دست درازکش می‌شوند.

الگوی دوست داشتنی زن ایرانی مریم رجوی نیست، گلشیفته فراهانی، انوشه انصاری و پردیس ثابتی است که همه در ایران به دنیا آمده و از حکومت ملاها گریخته و در نقاط آزاد دنیا زیسته‌اند. مریم رجوی با ظاهر التقاتی که بین حجاب و بی حجابی سرگردان است ضد الگو است و نماد جمود فکری گروه خود.

عیب دیگر مجاهدین پرهیز از دیگران است که شائبه و یا حقیقت زندگی فرقه‌ای و پادگانی را در مورد آنها تقویت می‌کند. آنها که امروز تا این درجه دور از تغییرات اجتماعی و تحولات درونی جامعه ایرانی باقی مانده‌اند، بجز زور با کدام ترفند و تدبیر می‌توانند سهم قابلی در اداره فردای ایران آزاد عهده‌دار شوند؟

همانطور که دیگران کینه مجاهدین را از دل پاک نکرده‌اند، مجاهدین هم هنوز با عشق انتقام زندگی می‌کنند، در حالی که ایران فردا، ایران همگرایی، بخشش و تلاش همگانی برای سازندگی و جبران خرابی‌ها است. مجاهدین دلبری از مردم ایران را فراموش کرده‌اند، از دیگر مخالفان حکومت اسلامی هم به قوت تبری می‌کنند. سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت که یک اسم بی محتوا است نیازمند یک انقلاب فکری در درون و پوست انداختن بیرونی است.

رهبر بدون لشکر 

در نقطه مقابل مریم و مجاهدین، رضا پهلوی ایستاده است؛ فرزند پادشاه سابق ایران که بعد از انقلاب، با وجود همه تلاش‌های تبلیغاتی حکومت اسلامی، هواداری از او و اقدامات او، در ایران از میان نرفته است.

رضا پهلوی و همسرش یاسمن پهلوی با دخترشان فرح و شهبانو فرح پهلوی

برخلاف مجاهدین، در ایران نه تنها کسی منتقد رضا پهلوی نیست، که بسیاری او را نماد زندگی از دست رفته و امید تجدید آن می‌بینند. رضا پهلوی به روز ظاهر می‌شود. به روز حرف می‌زند، شلوار جین می‌پوشد و هر از گاهی با کوله پشتی جوان‌ها به اینجا و آنجا می‌رود. شکل ظاهر و رفتار رضا پهلوی در چشم مردم عادی ایران غریبه نیست و گفته می‌شود که داخل ایران طرفداران نسل جوان او از میانسال‌ها بیشتر هستند.

شاهزاده رضا پهلوی

کمبود رضا پهلوی اهرمی است که با کمک آن بتواند نیروهای پراکنده‌ی همسو با خود را در داخل و خارج از ایران جلو براند.

اهرم غایب در دست ولیعهد سابق ایران سازمان و تدارکات است که دقیقا نقطه قوت مجاهدین به شمار می‌رود. شورای ملی شاهزاده که قرار بود در جهت رفع این کمبود کار کند به یک شوخی سیاسی تبدیل شد.

فصل مشترک بسیار با اهمیت رضا پهلوی و مجاهدین خلق شهرت و شناسایی عام از آنها در درون ایران است؛ در ایران شاید از یکصد هزار پیر و جوان، نود درصد نام رضا پهلوی فرزند شاه و نام سازمان مجاهدین خلق را شنیده‌اند در حالی که  شگفت‌آور خواهد بود اگر حتی یک درصد از وجود و نام و نشان و تلاش‌های گروه‌های دیگر اپوزیسیون شنیده باشند، چه رسد تاثیرپذیری از آنها.

پرسش بسیار حساس این است که تلفیق نقاط قوت این دو نیروی شناخته شده و حذف نقاط ضعف آنها در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، و بخصوص در دوران انتقالی حکومت اسلامی ایران ممکن است؟

در سیاست همه چیز امکان‌پذیر است و هیچ گزینه‌ای ردکردنی نیست، چنانکه سیهانوک، پادشاه پیشین کامبوج در مقطعی، بر خلاف انتظار، با خمرهای سرخ ائتلاف کرد و در یک مقطع تاریخی دیگر، باز هم برخلاف انتظار، گروه کوچک بلشویک‌ها در روسیه‌ای که اقتصاد کشاورزی داشت، انقلاب کارگری را به ثمر رساند و قدرت را در شرایطی به دست گرفت که حتی برای ترکیب دولت نفرات کافی در اختیار نداشت.

اگر بر خلاف همه پیش‌نگری‌ها خمینی از حومه نجف در کمتر از شش ماه قادر شد در تهران پادشاهی ۲۵۰۰ ساله ایران را کنار زده و عمامه خود را به جای تاج قرار دهد، هر اتفاق دیگری نیز در جهان ممکن است. برای رسیدن به هدف باید حرکت کرد!

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=81144

30 دیدگاه‌ها

  1. No Name

    چقدر ساده! این خمینی نبود که پادشاهی ۲۵۰۰ ساله را پایین کشید بلکه ۲ قدرت بزرگ انگلیس و امریکا. و از نجف هم نبود بلکه نوفل لو شاتو در فرانسه (سالیان سال از پیش برنامه ریزی شده و با همکاری فرانسه, آلمان, روسیه, اسراییل, سوئد, ایتالیا و…) و اگر بخواهند این اخوندا را هم پایین بکشند باید همه این پشتیبان‌ها راضی به آلترناتیو بعدی باشند.
    در ثانی این آخوندا این تاج و تخت را به این راحتی رها نمی‌کنند, و به خوبی می‌دانند که این ملت چه بلایی به سرشان خواهند آورد.

  2. آزاده خراسانی

    با احترامی که برای آقای تقی زاده قائل هستم باید بگویم در باره آنچه که به توصیفات ایشان در باره مجاهدین خلق و نقاط مثبت‌شان که جناب تقی زاده به “خوب” درجه‌بندی کرده‌اند،مربوط می‌شود، ایشان این‌بار به بیراهه رفته‌اند.
    عینک کینه و انتقام، جناب تقی زاده در ۵۷ باید از چشم‌ها برداشته می‌شد و آن هم از دیدگان آنهایی که بی جهت کشور ما را به سرنوشتی شوم چون این ۳۹ سال دچار کردند، سرنوشتی که ممکن است در همین چند سال آینده ایران ما را به نابودی مطلق برساند.
    آقای تقی زاده جوری با حیرت و اعجاب و حتی تحسین از قدرت سازمانی و ماندگاری این گروه تروریستی نوشته‌اند، انگار که نمی‌دانند سازماندهی یک گروه با ایدیولوژی مجاهدین بر پایه سازماندهی تنظیم و برقرار شده و قوانینی که در بین این جمعیت اجرا می‌شود، قوانینی دمکراتیک نیست که در آزادی احیانا تغییر کند و یا منحل شود. مجاهدین خلق یک گروه سازمان یافته هستند که درس‌ها دیده‌اند، درس‌ها داده‌اند و مغزها شستشو کردند. گفته می‌شود که در حال حاضر هم روی نوجوانان در سراسر دنیا کار می‌کنند، حتی این کارشان هم تفاوتی با جمهوری اسلامی ندارد. جمهوری اسلامی از مسلمانان شیعه ممالک مختلف برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کند و مجاهدین نیز به همچنین.
    آقای تقی زاده حتی اشاره‌ای هم به نقشی که مجاهدین در جنگ با عراق از خود نشان دادند، نکرده‌اند.
    قرار دادن یک فصل مشترک بین شاهزاده رضا پهلوی با سازمان مجاهدین در میزان شهرت وشناخت مردم ایران را ایشان باز نکرده و نمی‌گویند که این شهرت در بین طبقات مردم ایران بر چه پایه‌ای قرار دارد، آیا شناخت و شهرت مجاهدین در بین مردم ایران یک شهرت مثبت و همراه با علاقه است؟ در کنار هم قراردادن یک سازمان تروریستی که ادعا دارد دیگر نمی‌خواهد ترور کند با شاهزاده‌ای که خانواده‌اش سازنده ایران بودند و خود او از دموکراسی و آزادی در هر فرمی، صحبت می‌کند، نه میزان قراردادن هشیارانه‌ای است و نه شایسته! اینکه سناتورهای امریکایی به دیدار سازمانی رفته‌اند که افسران و مهندسان امریکایی را در سال‌های ۷۰ میلادی ترور کرده‌اند آن هم در زمانی که ایالات متحده رهبری مبارزه با تروریسم جهانی را دارد، یک بازی ناشایست و کثیف است که بهتر می‌بود آقای تقی زاده بیشتر این جنبه را باز و روشنگری می‌کردند.
    به هر روی عقیده من بر این است، سازمانی با چنین چارچوبی که اهرم فشار را در وجود خود داشته و هنوز دارد، نمی‌تواند ایرانی آزاد به وجود آورد و این ادعای آنها چون گردویی می‌ماند که پوست بیرونیش محکم و سخت ولی مغز داخلش سیاه شده و پوسیده است.

  3. امیر

    عالی گفتید، عین واقعیت است.

  4. مبارز

    ایران آزاد یک جامعه رنگارنگ و متنوع خواهد بود. مردم ایران از این حکومت عبور کرده اند اما متاسفانه بسیاری از سازمانهای سیاسی و برخی دولتهای خارجی هنوز در پی کسب منافع از طریق معامله با این رژیم هستند.
    شورای ملی مقاومت سازمانی است که هرگونه معامله با رژیم خمینی را نامشروع می داند و آزادی ایران را منوط به سرنگونی این حکومت میداند. رهبر آینده و نوع حکومت ایران در یک انتخابات آزاد و با نظارت سازمانهای بین المللی تعیین خواهد شد. شورای ملی مقاومت در مراسم سالانه خود از رهبران و شخصیتهای سیاسی جهان استقبال می کند زیرا جهانیان باید بدانند که هدف این شورا ایجاد حکومتی در ایران است که در تعامل با جهانیان باشد.
    آقای تقی زاده، نگران پوشش خانم رجوی یا رفتار رضا پهلوی نباشید، پس از سرنگونی رژیم خمینی، انتخاب و صلاحدید با مردم آزادیخواه ایران خواهد بود.
    شما خودتان خوب میدانید که ایران امروز ایران چهل سال پیش نیست، نسل امروز ایران هر گاه از دایره بسته انتخاب بین بد و بدتر در دایره تنگ رژیم خلاص شود مانند گذشته برای شرکت در همه پرسی آری یا نه به جمهوری اسلامی صف نخواهد بست.
    زنده باد آزادی، منحل باد نظام دیکتاتوری.

  5. نادم گمنام

    تعجب میکنم از افرادی که در کمال سواد (خواندن و نوشتن) داشتن چنین قضاوتهائی را در تاریخ این ملت کهن مرتکب میشوند. آنچه که این نویسنده عالیقدر به رشته تحریر در آورده اند فقط از مطالب روزنامه ای و شایعات خیابانی است و بس. آوردن خمینی بر مصدر کار با پول و برنامه انگلستان و آمریکا امروز بر همه ایرانیان آزاده روشن است، برنامه‌ای که از دویست سال قبل روی آن کار شده بود و در سال ۵۷ از آن بهره برداری شد. آنچه که نویسنده محترم از قلم انداختند شناخت واقعیات تلخ و مسلک مجاهدین بود. امروز ملت ایران به دنبال گذار از استبداد و به سوی یک دمکراسی و حکومت مردمسالار است با تاکتیکهای دیرینه ایرانی، یعنی عدم استفاده از روشهای خشونت بار. ملت ایران به دنبال کسب قدرت نیست، بلکه نهادینه کردن پایه های سالم سیاسی در کشور است – حاکمیت مردم.

    مجاهدین امروز برای کسب قدرت در لباس میش در کمین هستند و ملت ایران به هیچوجه خواستار تعویض یک نظام استبدادی به نظامی استبدادی دیگر با لباس دیگر نیست. دشمنان ایران زمین هم یک حکومت مستقل ملی در ایران طالب نیستند و در روز مبادا (در فروپاشی این رژیم آخوندی) مایلند یک بدل دیگری را به ملت ایران تحمیل کنند، حال یا یک بدل مهندسی شده داخلی به نام “آصلاح طلب” یا مجاهدین! ملت ایران پس از ۳۸ سال تجربه و تحمل مصائب استبدادی دیگر به دنبال یک فرد سوار بر اسب سفید و یا گروه های دست پرورده خارجی نیست و جهت تغییر وضع با وعده و وعید و فریب و بدون آگاهی از ماهیت واقعی جنبش به میدان مبارزه نخواهد آمد. گروه هایی که فقط برای کسب قدرت، چه نظامی و غیره بخواهند در ایران تغییرات سیاسی حاصل شود از پشتیبانی ملت ایران برخوردار نخواهند شد. همه ما نتیجه عدم پشتیبانی مردم را از حکومت تجربه کرده ایم.

    تنها نیرویی که امروز میتواند سرنوشت کشور و ملت را به ملت بسپارد و حکومت مردمسالار و پایداری را در کشور پیاده کند همبستگی و همگامی نیروهای وطن‌دوست ملی است که دست در دست یکدیگر بطور وسیع و سراسری آگاهانه از طریق نافرمانی مدنی با فلج کردن رژیمی که نمی‌خواهند به میدان بیآیند. در چنین صورتیست که میتوان نقشه های شوم خارجی را در برپایی نظام دست نشانده و عامل دیگری را گرفت و ملت ایران را به سرمنزل آزادی و استقلال سیاسی رساند. آقای رضا پهلوی نیز با کسب تجربیات تاریخی به عنوان یک پیشگام میتواند و میخواهد دوشادوش ملت در بند، در راه نجات کشور در سازماندهی یک جنبش مردمی شرکت داشته باشد، نه آنکه در مقایسه با اهداف و تاکتیکهای غیر مردمی مجاهدین به قدرت برسد! به عنوان یک شهروند با ملت در راه آزادی کشور فعالیت نماید و به عنوان یک کاتالیزر در راه ایجاد همبستگی ملی در میان نیروهای آزادیخواه واقعی مفید باشد. لذا مقایسه این دو نیروی فکری بسیار نا سالم و ناپخته بود.

  6. ناشناس

    درود بر سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و مردم آگاه و شریف ایران. نور چشم ستارخان، میرزا کوچک خان و دکتر مصدق کبیر. چشم ارتجاع و استعمار کور.

  7. farid

    بعضی ها میگویند اگر حکومت دیکتاتوری نظامی موجود نباشد ایران تجزیه خواهد شدو به مردم هشدار میدهند کاری نکنید تا استبداد باقی بماند!
    ایران بدون دیکتاتوری ملایی میتوانست یک کشور ایالتی مثل کانادا باشد که هر استانی مجلس و حکومت را دارد ولی مملکت تحت یک دولت و مجلس فدرال قرار دارد که ارتش را نظارت و سیاست خارجی را تعیین میکند.
    هیچگونه محدودیتی در احزاب از جمله مجاهدین و جبهه ملی و… ندارد و و مجلس ایالتی از منتخب انتخابات شهری و مجلس فدرال نیز از منتخب انتخابات ایالتی تشکیل و حزب دارای اکثریت دولت را برای ۴ سال با نظارت مستقیم سایر احزاب انجام میدهند.
    انتخابات نیز با سیستم کامپیوتری و با نظارت کامل و ازاد افراد داوطلب انجام میگیرد.
    رادیو تلویزیون دولتی وجود ندارد ولی احزاب میتوانند برای تبلیغات از وسایل ارتباط جمعی استفاده کنند…
    هیجگونه کهریزک وجود ندارد و امکان فعالیت افراد جانی مثل مرتضوی و متقلب معروف دانشجو و یا شورای نگهبان و دزدیهای نجومی و اعدام و بگیر و ببند وجود ندارد.

  8. بنده خدا

    حالتون خوشه ها… اینا تو خودشون هم تصفیه حساب و بکش و بکش و دیکتاتوری و خل و چل بازی داشتن… خیلی از به ظاهر طرفدارای اینا کسانی هستند که از زور بدبختی از ایران فرار کرده و جذب این گروه شدند تا بتونند به طریقی پناهندگی بگیرند…
    از همه این حرفا هم اگه بگذریم آقایون و دولتمردانی که دنبال آلترناتیو برای استثمار ملت و آوردن دست نشانده هستن، درس اول و آخر برای موفقیت در تغییر هر گونه رژیمی با گروه بعدی در این هست که اون گروه اول خائن بوده و بعد هم مقبول خلق الله نادان اون سرزمین باشند… در مورد ایرانیان مورد دوم به هیچ وجه در مورد مجاهدین صادق نیست و کمترین محبوبیتی در بین مردم ندارند…
    خود این سناتور مک کین هم آدم چندش‌آوری هست بین مردم کشور خودش حالا اومده برای ملت ما هم تعیین تکلیف میکنه.

  9. مراد

    یکی دیگر از نقاط مثبت مجاهدین اینست که تنها جریانی هستند که پس از براندازی نظام ؛ قادر به حفظ تمامیت ارضی ایران هستند . در این اوضاع و احوال منطقه ای ما به چنین جریانی احتیاج داریم وگرنه ایران را نیروهای گریز از مرکز ؛ تکه-پاره خواهند کرد…
    من شخصا فقط از این منظر به وجود مجاهدین در آینده ی ایران ، خوشبین هستم . مطمئنا مجاهدین ، بزرگترین مانع ِ تجزیه ی ایران هستند و خواهند بود ….
    رابطه ی بسیار قوی و اقتدارمند مجاهدین با جهان عرب و دیپلماسی ورزیده ی بین المللی این سازمان ؛ نشان داده است که قدرت چانه زنی بالایی در رتق و فتق امور سیاسی و راهبردی گفتمان خودشان دارند …
    این موتور دیپلماتیک مجاهدین قطعا در فردای سقوط جمهوری اسلامی به درد یکپارچگی ایران خواهد خورد و از طرف دیگر ؛ حضور میدانی و نیرویی آنها از طریق بسیج و سازماندهی عمیق و گسترده ، باعث خواهد شد که جلوی خونریزی بیشتر گرفته شود ؛ برعکس اکثر بیشتر تحلیل گران من معتقد هستم که وجود مجاهدین؛ خونریزی را کمتر خواهد کرد ….

  10. كورش

    خیلى براى من عجیب است که آقاى تقى زاده ١٨٠ درجه تغییر موضع داده. چندى پیش در مورد نمایش داعش بازى یا به قول خودشان ترقه بازى که صدها سند و دلیل وجود دارد که کار خودشان یعنى ج ا بود ایشان زمین و آسمان را به هم ریسمان کردند که کار داعش بوده و حال هم یک مقایسه سراسر کذب. من بعید میدانم این افکار خودش باشد. به نظر من به ایشان دیکته شده هر روز که ج ا اسلامى ضعیف تر میشود و ما با پدیده هاى جدید باور نکردنى اشنا میشویم. متاسفانه!!!

  11. مسعود

    رضا تقی زاده و مطلبی در باره مریم رجوی و رضا پهلوی:
    می توان مطالب زیادی در نقد مقاله او نو شت ولی به چند نکته اشاره و بسنده نموده و می گذریم.
    ١- مجا هدین خلق ایران رهبر دَارد و لشگر بی رهبر نیست.
    ٢-أکثر زنان بی حجاب در اجتماعات مجا هدین حضور دارند و حجاب اختیاری است. مهم نیست که کسی حجاب داشته باشد. مهم ان است که نخو اهد حجاب را به کسی تحمیل نماید. این یکی از اختلا فات مجاهدین با روح الله خمینی بود.
    ٣-الگوی دو ست داشتنی فر هنگی و علمی با رهبری سیاسی متفا وت است. مادونا و لیدی گا گا هم میلیونها طرفدار دارند ولی در مسائل سیاسی تا ثیر کمی دارند. گلشیفته و پردیس هم دنبال مبارزه سیاسی نیستند و نمی توان انها را با مریم رجوی اصلا مقایسه کرد.
    ۴- ممکن است کسی منتقد رضا پهلوی نباشد چون کاری انجام نمی دهد. تیم های فو تبال در جام جهانی وقتی در جام جهانی نیستند کسی به انها انتقاد نمی کند. أکثر انتقادات به تیم های عالی است که به فینال می رسند و لی قهر مان نمی شوند.
    رهبر بدون لشگر بسان حزب بی طر فدار است که وارد پار لمان نمی شود.
    به قول شما شورای ملی شاهزاده یک شوخی سیاسی است.
    ۵- برای رقابت با شو رای ملی مقاو مت و مجا هدین خلق ایران نوشتن نقد کافی نیست. من در مطلبی حدود ٢٠ سال قبل نوشتم و تاکید نمودم که تشکیل یک حزب جدی و مترقی می تو اند یک رقیب اصلی برای مجاهدین باشد.
    در ارو پا وقتی منتقد حزبی هستند ٢٠ سال علیه ان مطلب نمی نو یسند و افراد جدی حزب جدید تاسیس می نمایند مانند ما کرون macron رییس جمهور فرانسه.
    ۶- مبارزه با فاشیسم دینی نیاز به فداکاری و دادن بهای سنگین دارد که خیلی از مخالفان نظام حاضر به پرداخت ان نیستند و این کمبود و ضعف را در فحاشی یا نقد مدام مجاهدین پنهان می کنند.
    این یک نوع خود گول زنی و فرار از مسئو لیت و پرداخت هز ینه مبارزه با نظام مطلقه فقیه می باشد.

  12. سينا

    شما اگر از سطح به عمق بروید و چرائى پدیده ها را تحلیل کنید ، باید متوجه شوید که چرا شوراى ملى رضا پهلوى ( با تقلید مشخص و هدف دار از نام شوراى ملى مقاومت با محوریت مجاهدین خلق ) به قول خودتان ” یک شوخى سیاسى ” بود و چرا مجاهدین خلق ” به تنهائى یک سر و گردن ” از بقیه بالاترند.
    هیچ انسان منصفى با این قیاس شما جدل ندارد، ولى چرائى بقاء و رشد مداوم مجاهدین در شرایط اختناق، اعدام و شکنجه داخلى، تبلیغات شیطان سازى از مجاهدین توسط رسانه هاى رژیم (در سه سال گذشته فقط سى فیلم و سریال تلویزیونى علیه مجاهدین ساخته اند)، تبلیغات ارگانهایی مثل بى بى سى بخش فارسى علیه مجاهدین در جهت استمالت از رژیم آخوندى، سیاست مماشات آمریکا و غرب همزمان با روابط بسیار تنگاتنگ روسیه و چین با رژیم، بمباران شدید قرارگاه هاى ارتش آزادیبخش مجاهدین و خلع سلاح انها توسط امریکا، شرایط عراق از سال ٢٠٠٣، در لیست سیاه امریکا و اتحادیه ى اروپا بودن این سازمان در بیش از ١۵ سال، باید این حقیقت علمى را منعکس کند که علت پیشرفت و یا پسرفت یک پدیده اساسا در درون خود ان پدیده نهفته است .
    اگر یک هزارم این فشار روى هر حزب سیاسى دیگرى بود، ان مجموعه پودر میشد. الان هم شما این پروسه را تحلیل بفرمائید که چرا این تفاوت وجود دارد؟
    با احترام

  13. مهم نیست

    در اسلام هم صلح امام حسن و معاویه اتفاق افتاده است اولا . بدانید که کشتار و سرکوب و نامردی و ناجوانمردی حکومت ملاها در مقابل مجاهدین صدها برابر بیشتر مقابله با رژیم پهلوی در دوران انقلاب بوده است و اگر یک در صد این قتل عامی که بر نیروهای مجاهد در اوایل انقلاب و بعد ان صورت گرفت بر هر سازمان دیگر میشد سبب متلاشی شدن و نابودی ان میگردید
    ثانیا . اگر فرضا بر یک گربه هم در گوشه اتاقی شرایط تنگ و سخت گرفته شود بالاخره ان حیوان در دفاع از خود یک چنگه ای خواهد کشید . ایا کشتن هزاران نوجوان در زندان و اردوگاه های اسارت در عراق از مجاهدین از نظر اقایان مخالف حتی کمترین عکس العمل را هم نباید از جانب مجاهدین داشته باشند ؟! مطمئن باشند که روز به روز حقانیت مجاهدین برای مردم ایران در داخل کشور روشنتر میشود .ضمنا و لطفا شیر زنان مجاهد را با بعضی از افراد معلوم الحال مقایسه نکنید!

  14. mazdak

    چیزی که من از مقاله ایشان فهمیدم این بود که مجاهدین لشگر بسیار منظمی هستند ولی رهبر ندارند (حالا اینکه چگونه میتوان بدون رهبری و زیر اعدام و شکنجه به این لشکر رسید بماند). شاهزاده هم رهبر خوبی است و به روز است و هر روز میتواند “پوست بیاندازد” ولی لشکر ندارد مجاهدین هم اهل “پوست انداختن” نیستند. حالا اگر این دو را با هم مخلوط کنیم میشود یک لشگر منظم و قوی با یک رهبر “پوست انداخته” و به روز شده که میتواند دمار از روزگار هر رژیمی در آورد. بعد از سرنگونی آخوندها هم رهبر جدید دوباره “پوست” میاندازد و برمیگردد به “موهبت الهی” و از آنجا که خوب نیست ارث پدر ایشان برای ملت “اوین” خالی بماند و مجاهدین هم که طبق معمول اهل “پوست انداختن” نیستند پس روز از نو روزی از نو.

  15. کامران دهکردی

    یک تشکیلات گستر ده و در نبرد با یک فاشیسم مذهبی بدون رهبری قابل تصور نیست. یک سازمان مبارز در شرایط سرکوب مطلق که همه اقراد ان محارب و حکم مرگ دارند باید یک رهبری همه جانبه داشته باشد و به او اعتماد کامل داشته باشند تا بتو اند بسان رفقای مجاهد بعد از ۱۴ سال محاصره سالم به البانی بر سد و تسلیم نظام داعشی ولایت فقیه نشوند.
    به نظر من سازمان مجاهدین خلق ایران نیازمند یک بازسازی جدید است. روابط علنی و دمکراتیک باید جانشین روابط مخفی و نظامی و بسته گردد. شرایط در ارو پا با ایران و شهر اشرف متفا وت می باشد. دوستان باید مانند فاز سیاسی روی بخش اجتماعی متمر کز شوند.
    شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین باید در عمل جدایی دین از دولت را نشان بدهند و عمل نمایند. تبلیغات اسلامی و تاکید روی حقانیت شیعه به سود مردم ایران و جهان اسلام نیست. شاید بیش از ۱۰ درصد مردم ایران سنی باشند و اسلام مجاهدین خلق ایران را مناسب ندانند.
    کمیسیون مذاهب شورا باید از همه ادیان بگوید و نه مذهب شیعه ۱۲ امامی. تلویزیون ملی ایران مجاهدین مبلغ شیعه می‌باشد که یک فرقه از فرقه های اسلامی است و شامل ۱۰ تا ۱۵ درصد مسلمانان جهان می باشد.
    اقای تقی زاده افراد هنری و علمی را با مریم رجوی مقایسه نموده که درست نیست. خانم ثابتی مانند من یک پزشک است و نه یک سیا ستمدار. ایشان یک متخصص برجسته جهان در علم ویروس شناسی است.
    جناب شاهزاده نظرات خوبی دارد ولی توان سازماندهی برای نبرد با داعش ولایت مطلقه را ندارد. خیلی از افراد هم در اینترنت فعال هستند و به شکلی مبارزه بدون هزیته را انتخاب نموده اند که همه می دانند.
    انتقادات روشنی به مجاهدین خلق می توان طرح نمود ولی جنگ تبلیغی علیه این جریان اصلی مقاومت به سود جمهوری فاشیستی اسلا می است.
    اخوندها سالهاست در سوریه مردم آن کشور را می کشند و مبلغ جنگ هستند و باید زهر منطقه ای را به آنها داد و مردم ایران را از جنگ نترساند.
    یک پز شک تبعیدی

  16. کاوه آهنگری

    از عینک غبارگرفته خود شروع کنید
    (نقدی کوتاه بر نوشته‌ای کوتاه از آقای دکتر رضا تقی‌زاده)
    اولین بار است که می‌خواهم به چند نکته از یک مقاله بپردازم که توسط یکی از مخالفین جمهوری اسلامی نوشته شده و این نوشته کوتاه در رابطه با دو سازمان و شخص شناخته شده ایرانی است. ولی لازم است پیشاپیش بگویم که من نه در نقد سازمان و احزاب مخالف رژیم و یا به منظور تحقیر و یا کم جلو‌ه دادن مبارزه و تلاش سازمانها، و شخص نام‌برده‌شده این چند نکته را یادآوری می‌کنم بلکه هدفم تنویر افکار عمومی و دیالوگ شفاف با کسانی همچون آقای دکتر رضا تقی‌زاده و دفاع از جنبشی ملی دمکراتیک در غرب ایران است که به مدت٣٨ سال، بیشتر و جلوتر از همه به مخالفت با نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی برخاسته و با ادامه مبارزه آز آن زمان تا کنون متقبل هزینه‌های جبران ناپذیر و بسیار زیادی گشته‌است.
    آقای رضا تقی‌زاده در مطلب خود که در وبسایت کیهان لندن منتشر شده از یک سوی به نقد و تحلیل سازمان مجاهدین خلق ایران و از سویی دیگر آقای رضا پهلوی پرداخته‌اند. در این نوشته کوتاه ایشان در حداقل دو مورد دچار اغراق و مطلق‌اندیشی شده و به باور من حق مطلب را ادا نکرده‌اند. دکتر تقی‌زاده در رابطه با قدرت بسیج و تدارکات به تمجید از مجاهدین پرداخته و می‌نویسند: ”مجاهدین خلق تنها اپوزیسیون جمهوری اسلامی است که قادر به سازمان دادن و تدارکات و حتی انجام عملیات علیه جمهوری اسلامی است.” و برای اثبات ادعای خود به ” (عملیات فروغ جاویدان- عمیات مرصاد، مرداد ماه سال ۱۳۶۷) ” اشاره می‌کنند.
    به باور من آقای دکتر تقی‌زاده در این بخش دچار یکی از این احتمالات شده‌اند: ١- با عملیات و کار نظامی آشنایی ندارند. ٢- با حال و احوال مخالفین رژیم آشنا نبوده و دامنه‌ اطلاعات ایشان کافی نمی‌باشد. ٣- اساسا احزاب کردستانی را مخالف رژیم نمی‌دانند. ۴- یا احتمالا احزاب کردستانی مخالف رژیم جمهوری اسلامی را ایرانی نمی‌دانند، که به باور من تنها با فرض احتمال چهارم می‌توان بر درستی ادعای ایشان صحه گذاشت، در غیر این صورت این ادعا بی‌انصافی است و همه می‌دانند که هیچ حزب و سازمان به اصطلاح سراسری به اندازه احزاب کردستانی(نسبتا) علیه رژیم جمهوری اسلامی عملیات انجام نداده و متقبل هزینه نگشته‌اند. در این میان هم سهم حزب دمکرات عیان است. از طرفی دیگر لازم است گفته شود که هنوز هم در قالب دفاع مشروع در چند سال گذشته میان نیروهای سپاه پاسداران و پیشمرگه برخوردهای نظامی رخداده‌است.
    نکته‌ی دیگری که مایل بودم بشکافم به شهرت و شناسایی بر‌می‌گردد که به زعم دکتر رضا تقی‌زاده: ” در ایران شاید از یکصد هزار پیر و جوان، نود درصد نام رضا پهلوی فرزند شاه و نام سازمان مجاهدین خلق را شنیده‌اند در حالی که شگفت‌آور خواهد بود اگر حتی یک درصد از وجود و نام و نشان و تلاش‌های گروه‌های دیگر اپوزیسیون شنیده باشند، چه رسد تاثیرپذیری از آنها.” چنین بیانی از یک فرد آکادمیک بسیار بعید است. اول اینکه بر چه اساسی نود درصد آن نمونه‌ یکصد هزارنفری ایشان نام سازمان مجاهدین خلق و آقای رضای پهلوی را شنیده‌اند؟ دوم اینکه آیا شنیدن نام به معنی مقبولیت محتوی و پذیرش برنامه‌هایشان نیز است؟ سوم و عجیىب‌تر اینکه ایشان از کجا و بر اساس کدام نظرسنجی و تحقیق انجام شده مدعی هستند که حتی یک درصد از وجود و نام و نشان و تلاشهای گروه‌های دیگر اپوزیسیون خبری ندارند؟ و چهارم اینکه ایشان با طرفداری ضمنی از سازمان مجاهدین و آقای رضا پهلوی، از تاثیر‌پذیری حتی یک‌درصدی تمامی بقیه اپوزیسیون دچار ناخرسندی شده و سعی دارند که خواننده مقاله خود را متوجه عظمت رقم ٩٩درصد بکنند.
    با نظری اجمالی به این ادعاها، غیرعلمی‌بودن و مطلق اندیشی نظر نویسنده در این دو مورد قابل تشخیص است. به همین خاطر از ایشان و تمامی هموطنانی که بدین‌سان می‌بینند پیشنهاد می‌کنم که پیش از پیشنهاد برداشتن عینک به دیگران، در فکر چاره‌‌جویی برای عینک غبارگرفته خود باشند.
    با هم تا آزادی
    کاوه آهنگری

    http://www.ahangari.info/2017/07/09/%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF/

  17. معین

    قرار دادن نام رضاپهلوی در کنار مریم رجوی یک رفتار ناپسند است. مجاهدین با خشونت متولد شده چه پیش و چه پس از انقلاب. آنها هزاران کودک و پیر و جوان را سلاخی کردند.
    دموکراسی حالیشان میشود که هنوز مریم رجوی را رئیس جمهور میخوانند؟ رئیسی که به طور دائم است. هیچ محبوبیتی در دل مردم ندارند و امثال مصباح و علم الهدی بهتر از اینها هستند. ولی رضا پهلوی میتواند در معادلات ایران سهم داشته باشد.

  18. على

    در انتهای مقاله نویسنده مثالهاى خوبى براى درستى مقاله اش ذکر کرده، اتحاد سیهانوک و خمرهاى سرخ، براى مثال، بفرمایید نتیجه این اتحاد چه بود؟ دو و نیم میلیون کشته، اواره شدن میلیونها نفر و…
    لابد خواهید گفت که این اتفاقات در دوران تسلط خمرها و جداییشان از سیهانوک اتفاق افتاده، کاملا درسته ولى اتحاد خمرها با سیهانوک زمینه به قدرت رسیدن کامل پول پوت را فراهم کرد. حتما حاصل اتحاد مجاهدین و رضا پهلوى هم طلاقهاى اجبارى، جدایى جنسیتى در جامعه مثل انچه که در درون مجاهدین وجود دارد، حجاب اجبارى ولى حتما به رنگ لباس مریم خانم و… خواهد بود.
    پدر رضا پهلوى علیرغم همه وابستگى هایش به قدرت هاى خارجى حاضر نشد به قیمت کشتار مردم بر سر تاج و تختش بمانه، ولى پیرو او براى رسیدن به قدرت حاضره دستش را در دست هر کسى قرار بده، البته به توصیه و تحلیل اقاى تقى زاده ! اتحاد رضا پهلوى، مجاهدین، جنگ طلبهاى امریکایى، شیخهاى فاسد سعودى به همراه اسرائیلی ها قرار است رژیم ضد مردمى و فاشیستى حاکم بر ایران را با یک رژیم صادراتى فاشیستى دیگر عوض کند. تاریخ دو بار تکرار مى شود، بار اول تراژدى است و بار دوم کمدى.

  19. سیامک

    پاسخی به علی
    اقای علی جان نویسنده یه مطلبی نوشته یه نظری دادن ایشون نه نماینده رضا پهلوی هست و نه مجاهدین و تنها یه تحلیل و نظر خودشونو ابراز کردند. شما طوری نوشتید که انگار همه با هم متحدشدند ایران رو از بین ببرند و البته طوری که انگار الان ایران شرایط سوئد رو داره اخوندها ایران رو گلستان کردند و بقیه میخوان نابودش کنند ضمن اینکه من با قاطعیت میگم اسرائیل کوچکترین علاقه ای به روی کار امدن مجاهدین در ایران نداره. مجاهدین هم تا انجا که من دیدم و شنیدم گرایش یا تمایلی به اسرائیل ندارند مابقی حرفها بدون سند و مدرکه.

  20. مینا جان

    دیدگاه جالب و جدیدی بود.
    اما چنانکه کامنت های همین سایت نشان میدهد، جامعه ایرانی برای راه حل های جدید و رادیکال اصلا ظرفیت ندارد.
    این بافت و تفکر آمادگی پذیرش و یا حداقل تحمل ارتجاع را به راحتی دارد. چنانکه در مورد روی کار امدن خمینی اصحاب کهفی دیدیم.
    اما با همه تغییرات ظاهری این ملت در کنه خود یک ملت محافظه کار و همزمان خشمگین- طلبکار و همیشه ناراضی است.

  21. یک ایرانی مهاجر

    آقای تقی زاده شما به نظر می آید نسل جدید ایران را نمی شناسید.. نسلی که حتی مرتضی عقیلی و بهمن مفید را تشخیص نمی دهند “همین دو روز پیش در رستورانی در نزدیک تهران اتفاق افتاد زنده عکس هم گرفته ام”.
    نسل جدید ایرانی بدون هویت با هر بادی رنگ عوض می کنند به راحتی قسم دروغ به جان پدر و مادر و بچه شان می خورند چون اعتقادی ندارند. به راحتی به پدر و نزدیکان خود نارو می زنند. تقلب و حقه بازی زرنگی به حساب می آید. در دور زدن و پیچ دادن افراد یک مهارت.
    آقای تقی زاده شما فکر می کنید این نسل برای مریم رجوی یا شاهزاده رضا پهلوی سینه سپر می کند؟ کاملا اشتباه می کنید. این نسل فقط می خواهد روی آب بماند و زنده بماند و اگر می تواند یک ماشین لوکس سوار شود.
    آقای تقی زاده من که بعد از سالها از خارج از کشور به ایران آمده ام دیگر امیدی به این مردم ندارم. نه اخلاقیات دارنند نه اعتقادی و نه آینده روشنی در افق.
    این نسل سیاه حتی اگر امریکا یا روسیه بیاید و بتواند حکومت را عوض کند همه شان راضی به دنبال شانس های جدید با رژیم جدید می دوند. اگر نیاز باشد ریش می گذارند اگر نه دو تیغه. اگر نیاز باشد عبا و عمامه به تن می کنند. اگر نه کت شلوار آرمانی.
    این نسل حتی خودشان هم نمی دانند که هستند و چه هسنتند. یک نسل مریض چند شخصیتی که هویت ثابت و واحدی ندارند.
    من متاسف هستم به ایران برگشته ام. شاید اگر دوباره به خارج بروم دیگر دوست نداشته باشم به این سرزمین برگردم. چون زندگی در ایران روح و جسم یک انسان سالم را هم مریض می کند. شاید اگر امروز رژیم ایران عوض شود باید امید به ۳ نسل آینده داشته باشیم.

  22. ناشناس

    درس‌هایی از زنده‌یاد داریوش همایون برای رضا پهلوی «نماد رژِیم چنچ» بدست بیگانگان
    ‌ ‌
    http://bonyadhomayoun.com/?p=16793
    ‌ ‌
    ملت ما در ۱۳۵۷ آن اشتباه را کرد و اکنون ناگزیریم به بدی کوچک‌تر خرسند باشیم. جمهوری اسلامی سرانجام به نیروی ملت ایران سرنگون خواهد شد ولی ایران پاره پاره را دیگر تنها در کتاب‌های تاریخ می‌توان بازیافت.

  23. شیرو خورشید

    آقای رضا پهلوی در عمل بسیار ضعیف هستند…

  24. شیر

    به امید آزادی

  25. مسیح

    بادرود
    اصلا دیگه گول نمیخوریم این مریم رجوی پست تر از خمینیه
    ما فقط شاهزاده رو میخواهیم
    بخدا اگر کسی از مجاهدین وارد ایران شد اولین نفر که تفنگ ور میدارم و مثل داعش مجاهدین رو میکشم
    چون با اومدنشون زندگی بچه ها مون هم خراب میشه
    حکومت اسلامی دیگه کلاااااا نمیخواییم با هر شکلی که باشه
    ما ازادی میخواییم و برابری در حد سطحی
    پس آقا لطفا با کلمات بازی نکن مردم از مسلمونا خوردن.

  26. مازیار ایرانی

    مقاله‌ی خوبی بود. ما نیاز به جبهه ائتلافی از همه مخالفان داریم که خواهان براندازی ناجمهوری اهریمنی و برقرای حکومتی بر پایه برابری, دادگری و آزادی در ایران باشد.

  27. مهرداد

    مجاهدین خلق یک سازمان ایدیولوژیک اسلامی است. بیش از هزار و چهارصد سال است که این مذهب که از کویر آمده دارد
    میهن ما را ویران می‌کند.
    ما در ایران آینده دمکراسی حقوق بشر و آزادی برای زنان و مردان کشورمان می‌خواهیم و این سازمان در اساس با همه اینها در ستیز است.
    آنچه ویران کننده است را باید ویران کرد و با آن در ستیزی آشتی‌ناپذیر بود. ما اسلام نمی خواهیم!

  28. ایران

    پاسخ به آقای مسعود.
    ۱- ملت ایران تنها یک کارگشادارد وآن هم شاهزاده است که با وجود وطن‌پرستان ایرانی هیچ نیازی به لشکر هفت‌تیرکش ندارد.
    ۲- تا آنجا که دیده و می‌بینم، ۹۹% هواداران مجاهدین، همه و همه لچک به سر داشته و دارند و این یعنی اجبار و من به عنوان یک ایرانی که لچک را نشانه بردگی یک زن می‌دانم، از لچک و هرگونه پوشش اسلامی بیزار.
    ۳- سیاست شناسی و سیاسی بودن با رزم و بُکش بُکش حاصل نمی‌شود. سیاست شناس و سیاسی فردی است که بدون اینکه اسلحه‌ای در دست داشته باشد با بینش و گفتار و تجزیه و تحلیل عمیق و انسانی خود آنگونه بر روی زخم‌ها و دردهای فرهنگی و اجتماعی مردم و چگونگی گشایش گره‌های کور و ناگشوده‌اش انگشت می‌گذارد که دهان هر چه سیاستمدار قهار را به حیرت می‌گشاید و برمی‌بندد. ما ملت ایران از این دست خوش‌فکران کم نداریم. اگر فرصتی یافتید، سری به روستاها و روستائیان ایران بزنید تا این سیاست شناسان را که نه سواد خواندن دارند و نه سواد نوشتن، از نزدیک ببینید.
    ۴- قضاوت این گفته شما نیز با مردم وطن‌دوست و هموطن‌پرست ایران است که همدست شدن با دشمنان و قاتلان فرزندان مرز و بوم ما یعنی چه و به چه معناست.
    ۵- مطمئن باشید که رقابتی در کار نیست. شما اگر به گفته‌های شاهزاده گوش کرده باشید که نکرده‌اید، آنچه مهم است آینده ایران و مردم ایران است و بس.
    ۶- لطفأ از فداکاری و دادن بهای سنگین از برای مبارزه با فاشیسم دینی دم نزنید که همان بند ۴ و همین لچک نمونه‌هایی است بارز از این فاشیسم دینی.

  29. کرمانشاهی

    نزدیکی شاهزاده با مجاهدین رویداد خوبیست.
    ولی چنین ظرفیتی را نه در مریم رجوی می‌بینم و نه در شاهزاده.
    و باید گفت با وجود چنین اپوزیسیونی که فحاشی و تعصب را جایگزین گفتگو کرده، جمهوری اسلامی چقدر خوشبخت بوده.
    برخی حاضرند همان جمهوری اسلامی بماند ولی به مجاهدین میدان داده نشود، ولی به راستی مجاهدین چیزی بیشتر و بهتر از جمهوری اسلامی برای عرضه ندارد؟ غیر از ادعای دموکراسی که خیلی‌ها ان را تنها ادعا می‌دانند اگر تنها به عنصر نظم و انسجام در مجاهدین اشاره کنیم آیا این گروه را برتر از جمهوری اسلامی نمی‌کند؟ رژیمی که با وجود دارا بودن بودجه‌های میلیاردی و کلان هنوز نتوانسته رژیمی منظم و منسجم نشان دهد و بی نظمی و آشفتگی از در دیوار ایران می‌بارد.
    برای نمونه: جدا از درست یا غلط بودن عملیات فروغ جاویدان برای قضاوت می‌توانید نگاهی به عملکرد جمهوری اسلامی و مجاهدین کنید، به فیلم‌هایی که از عملیات هست دقت کنید یکی گروهی اواره و فراری از ایران و دیگری دولتی مستقر در خاک خودش، در جبهه مجاهدین نظم و هماهنگی بالا دیده می‌شود ولی در جبهه جمهوری اسلامی تنها آشفتگی که شاید اگر از نیروی هوایی برخوردار نمی‌بود نتیجه چیز دیگری می‌شد.
    این را می‌دانم که اگر بخواهیم اینگونه به جنگ با یگدیگر ادامه بدهیم تنها سودبرنده‌ی این عرصه جمهوری اسلامی خواهد بود.

  30. احمد

    خیلی از برنامه‌های آقای تقی‌زاده را از سال‌های پیش دیده‌ام و اغلب آموخته‌ام اما با بخشی که راجع به مجاهدین خلق نوشته‌اند اصلاً موافق نیستم. این سازمان با راه و روشی که دارد سرانجام به دیکتاتوری پرولتاریا خواهد رسید و نتیجه‌اش فقر و نکبت خواهد بود.
    به نظر من هیچ‌کدام از گروه‌ها نمی‌توانند از فروپاشی و خشک‌سالی کشور ایران جلو گیری نمایند. تنها منجی ایران شاهزاده رضا پهلوی می‌باشد.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: