مریم میرزاخانی آخرین معادله‌ی خود را حل خواهد کرد؟

ریاضیدانی از از تبار خوارزمی‌ها و طوسی‌ها بود. با نبوغ‌اش بر دنیای معادلات و اعداد حکمرانی می‌کرد و بسیاری او را ملکه ریاضیات نامیده‌اند.

وقتی تنها ۱۶ سال داشت، اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضیات ایران راه یافت. اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی مدال طلا گرفت؛ آن هم دو سال پیاپی، با نمره ۴۱ و ۴۲ از ۴۲. او اولین کسی بود که در آزمون المپیاد ریاضی ایران نمره کامل دریافت کرد. نخستین ایرانی بود که به عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا درآمد. نخستین زن و نخستین ریاضیدان ایرانی است که مدال فیلدز، معتبر‌ترین جایزه دنیای ریاضیات، را دریافت و «بانوی تاریخ ریاضیات» لقب گرفت.

بهنام محمدی kayhan.london©

بانوی تاریخ ریاضیات، مریم میرزاخانی بود که پس از دست و پنجه نرم کردن با یک دوره بیماری سرطان، ۲۴ تیرماه ۹۶ در بیمارستانی در آمریکا درگذشت.

زندگی ۴۰ ساله این دانشمند جوان ریاضیات هر چند کوتاه بود اما نام او را در تاریخ علمی ایران و جهان ثبت کرد.

افتخاراتی از ایران تا آمریکا

مریم میرزاخانی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۶ و دوران کودکی و دبستانش همزمان با جنگ ایران و عراق بود. مریم مانند صد‌ها هزار کودک ایرانی روزهای دبستان را با صدا آژِیر قرمز موشک و ضد هوایی گذراند. خودش گفته است در دوران کودکی و نوجوانی کتاب داستان زیاد می‌خوانده و می‌خواست نویسنده شود. او شاگرد ممتازی بود که در آزمون جذب استعدادهای درخشان وارد دبیرستان فرزانگان شد.

مریم میرزاخانی

مریم با پایان دوره‌ی دبیرستان و در حالی که به گفته خودش گمان می‌کرد گرایشی از رشته‌های مهندسی را انتخاب خواهد کرد در ‌‌نهایت تصمیم گرفت رشته ریاضی را در «دانشگاه صنعتی شریف» بخواند.

در اسفندماه ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی) به درّه سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند جان باختند. مریم میرزاخانی اما از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.

مریم کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد خود را در رشته ریاضی دانشگاه صنعتی به پایان رساند و تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به آمریکا برود. او با بورسیه دکترای دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت و به سرعت استعداد و پشتکار علمی خود را نشان داد.

بهرنگ نوحی، استاد ریاضی دانشگاه کویین مری لندن، که در دوره‌ای که مریم عضو تیم المپیاد ریاضی ایران بود با او کلاس داشت درباره حضور مریم در دانشگاه هاوروارد آمریکا می‌گوید: «به محض اینکه در هاروارد شروع کرد مشخص بود که کارش خوب است. مشخص بود که تز دکترایش یک تز انقلابی است.»

مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی در ٣١ سالگی در دانشگاه معروف و معتبر استنفورد به عالی‌ترین جایگاه دانشگاهی و استادی رسید. او پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد، مدتی نیز در یک دانشگاه معتبر دیگر، پرینستون، درس می‌داد.

در سال ۲۰۱۴ بود که به خاطر کار روی «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز، بالا‌ترین جایزه در ریاضیات، شد.

مریم پیش از مدال فیلدز، چندین جایزه‌ی دیگر در حوزه ریاضی دریافت کرده بود.

در همین رابطه رامین تکلو، استاد ریاضی دانشگاه ایلی‌نوی شیکاگو، می‌گوید: «مریم میرزاخانی حتی بدون گرفتن فیلدز هم در میان معروف‌ترین ریاضیدانان جهان بوده است.»

کمیته «مدال فیلدز» از مریم میرزاخانی توصیفی جالب دارد: «چیره‌دست در گستره‌ قابل توجهی از تکنیک‌ها و حوزه‌های متفاوت ریاضی؛ او تجسم ترکیبی کمیاب است از توانایی تکنیکی، بلندپروازی جسورانه، بینش وسیع و کنجکاوی ژرف.»

در بیانیه مطبوعاتی مدال فیلدز درباره مریم میرزاخانی آمده است: «اغلب به نظر می‌رسد که به خاطر پیچیدگی‌ها و ناهمگنی‌های فضاهای مدولی، این غیرممکن است که بشود مستقیم روی آنها کار کرد. اما نه برای میرزاخانی. او شهود هندسی قوی‌ای دارد که به کمک آن می‌تواند مستقیم با هندسه فضاهای مدولی دست و پنجه نرم کند.»

میرزاخانی در تلاش بود تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های نامتعارف هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده‌ی هندسه هذلولی تبعیت می‌کند، ابتکار وی می‌تواند به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک کند.

وصیت بانوی ریاضیات: تابعیت ایرانی برای فرزند

مریم میرزاخانی که با یک شهروند غیرایرانی ازدواج کرده بود، وصیت کرده به فرزندش تابعیت ایرانی داده شود. همسر مریم میرزاخانی، یان وندراک، اهل جمهوری چک، پژوهشگر علوم کامپیو‌تر نظری مرکز تحقیقات آی‌بی‌ام و دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد است. آنها یک دختر به نام «آناهیتا» دارند. تلاش‌های مریم میرزاخانی جهت کسب تابعیت ایرانی برای فرزندش بی‌نتیجه مانده بود. اکنون جمهوری اسلامی مانده است و مسئله عمل به وصیت «متوفی» که در دین اسلام بر آن تاکید شده، و مقاومت مزمن در برابر اعطای تابعیت ایرانی به فرزندانی که مادر ایرانی و پدر غیرایرانی دارند.

مریم و همسرش و دخترشان

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان غیر ایرانی تابعیت ایران تعلق نمی‌گیرد. این مسئله سالیان سال است که برای زنان ایرانی که همسران غیرایرانی دارند دردسرساز شده و قانون‌گذاران تا کنون حاضر به عقب‌نشینی از این قانون نشده‌اند.

کمترین مشکلی که عدم اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی و پدران غیرایرانی ایجاد می‌کند، این است که هر بار مادر بخواهد به ایران سفر کند باید برای فرزندش ویزا بگیرد. یعنی فرزند برای سفر به کشور مادری‌ خود باید مانند یک خارجی تقاضای ویزا و اجازه ورود کند.

مریم میرزاخانی و دخترش آناهیتا

یک مشکل مهم دیگر که این قانون ایجاد کرده این است که زنان ایرانی ساکن کشور که همسر افغان دارند، و چه بسا همسران آنها به افغانستان بازگشته‌ یا به کشور دیگری مهاجرت کرده‌اند، فرزندان بدون تابعیت آنها از حقوق اجتماعی و قانونی خود محروم می‌شوند.

اکنون، با وصیت بانوی ریاضیات جهان، به نظر می‌رسد آخرین معادله‌ی حل نشده‌ی وی به نتیجه برسد و همزمان گرهی از مشکل بسیاری از فرزندان اتباع خارجی در ایران بگشاید.

چند روز پس از درگذشت مریم میرزاخانی، رضا شیران، نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی از تلاش شماری از نمایندگان برای تسریع در اصلاح قانون تابعیت به منظور اجرای وصیت وی خبر داد.

تا کنون ۶۰ نماینده نامه‌ای را برای الحاق یک فوریت به این طرح امضا کرده‌اند. کمیسیون فرهنگی مجلس بیستم تیرماه (۱۱ ژوئیه) طرح اعطای تابعیت ایرانی به فرزندان مادران ایرانی و پدران خارجی را تصویب کرد. به نظر می‌رسد این طرح برای ورود به صحن علنی مجلس، دست‌ کم به تایید کمیسیون حقوقی و قضایی نیز نیاز دارد.

اگر این قانون به تصویب برسد و اجرا شود، مریم میرزاخانی، بانوی ریاضیات جهان، با وصیت خود معادله‌ی مبهم هزاران زن ایرانی و فرزندان آنها را حل کرده است.
روشنک آسترکی

[کیهان لندن شماره ۱۲۰]

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=82599

یک دیدگاه

  1. omid@yahoo.com

    آزادی مانند نعل اسب در زیر گام ها له می شود و الاغ ها به پالون خود به مانند آزادی می نگرند. در چند روز گذشته خبر درگذشت استاد بهمنش جامعه رسانه ای ایران و خارج از ایران را داغ دار کرده است و هر فردی مرتبط با عرصه خبرنگاری از طریق فضای رسانه ای که در اختیار دارد سعی بر این می کند تا غم و اندوه خود را نشان دهد. در این میان اما صحبت ها و ابراز تاسف برخی از افراد واقعا به مانند پتکی کشنده بر سر آدمی می ماند. مهدی رستم پور خبرنگاری که تا دیروز استاد بهمنش را مورد تمسخر می خواند و او را با عتیقه جات مقایسه می کرد، امروز می گوید در سوگ استاد هستم! آقای رستم آنهایی که شما را می شناسند فراموش نکرده اند چطور مرحومان منوچهر لطیف و یا حسین حصاری را به باد تمسخر می گرفتید و دقیقا بعد از درگذشت آن عزیزان خود را غمگین جلوه دادید و امروز این کار زشت و به دور از اخلاق را برای آقای بهمنش هم تکرار کردید و لابد فردا نوبت استاد مسعود بهنود است. البته این اخلاق و سیاهی در پرونده شما همچنان ادامه دارد از صدرالدین کاظمی تا برخی از خبرنگاران جوان تر، همه را مورد انتقاد قرار می دهید و فحاشی می کنید اما بعد مدتی با خیال اینکه مردم فراموش می کنند و نمی فهمند خود را حامی جلوه می دهید. شما باید بدانید که هر کنشی با واکنشی همراه خواهد بود و اگر پاسخی از سوی این بزرگان دریافت نمی کنید دلیل بر فراموشی کارهای زشت شما نیست، دلیل اهمیت نداشتن تفکر و شخص شما برای این بزرگان است که جوابی به شما نمی دهند، اما مردم این طور نیستند و حافظه خوبی دارند. امید است که همه انسان ها و شما به راه حق و درستی و سپیدی باز گردید و برای یک بار هم که شده در طول عمر خود دست از دورویی و اینگونه سیاه نمایی ها و کارهای پوپولیستی بکشید تا شاید روزی از شما نیز به عنوان یک خبرنگار ورزشی یاد شود نه آنچه امروز اتفاق می افتد و تو را فردی تفرقه بیانداز ، دورو و سیاه کار می دانند.
    با آرزوی موفقیت برای تمامی ایرانیان سراسر دنیا، حتی آنهایی که خود را بهترین و داناترین می دانند!!!!

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: