از گراندهتل تا تنگدستی

آوازه – مرداد، ماه غریبی است. سرشار از تضادهاست. از همان آغاز برخی آن‌را اَمرداد معرفی می‌کردند به معنای زندگی ولی اکثریت مردم از جمله خود ما همین مرداد را مطرح می‌کنیم و هم به آن می‌گرویم. تاریخ دور را به کنار می‌گذاریم. از مشروطیت آغاز می‌کنیم که بیش از ۱۱۰ سال پشت سر گذاشته. از مشروطیت به این طرف ما ۱۴ مرداد پیروزی انقلاب مشروطیت را داشتیم و هم ۲۸ مرداد را که کودتایی علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق صورت گرفت. هر دوی این مطالب را که گفتیم بحث و جدل برانگیز است. زمان که جلوتر رفت رویدادهای دیگری نیز پیش آمد. سوم مرداد ماه تاریخ مرگ رضاشاه پهلوی است. مردی که با چشم به نوآوری‌های آتاتورک هدفش این بود که ایران نویی بسازد و در این راه کوشش‌های بسیار کرد. پنجم مرداد نیز سالگرد مرگ پسرش محمدرضا شاه است. در مورد او نیز نظرات سخت متضاد است. بعضی او را تن داده به سیاست‌های خارجی می‌گفتند و می‌گویند و بعضی او را رهبر بزرگ ایران پس از سال‌ها بی رهبری می‌دانند.

مردادماه علاوه بر همه اینها مرگ قهرمان دیگری را نیز به یاد می‌آورد. قمرالملوک وزیری که شاید حتی پیش از ستارخان و باقرخان علم مبارزه با استبداد را برافراشت. در جامعه‌ای که زنان بی ارزش بودند او خود را به بالاترین درجه محبوبیت و شوکت و حشمت رسانید.

قمر را تنها خواننده‌ای توانا دانستن کم بها دادن به ارزش‌های اوست. در اینکه او زنی مهربان بوده، اهل بذل و بخشش بوده، یتیمان را سرپرستی می‌کرده و حتی صدای دل‌انگیز توانایی داشته تردید نداریم ولی هیچ کدام اهمیت واقعی قمر را نشان نمی‌دهد. اهمیت قمر را باید در کوشش‌هایی دانست که در راه مبارزه با استبداد و آزادی زنان به کار بست. ارزش‌های دیگر او را باید با تکیه بر این اصل تاریخی بررسی کرد.

کرنشی در برابر قمر

کنسرت قمر در گراندهتل لاله زار در واقع کُرنشی بود که این تالار و تئاتر در برابر او نشان می‌داد. گراندهتل هر کسی را راه نمی‌داد، باید به درجه‌ای از ارزش هنری رسیده باشد که شایسته این تقدیر باشد. در میان زنان فکر می‌کنم قمر نخستین هنرمندی است که پای در گراندهتل نهاده است. پس از او راه دیگر باز شد و همه خواننده‌های تراز اول آرزوداشتند که کنسرتی در گراندهتل برگزار کنند.

همه اینها که گفتیم بر اهمیت هنری او می‌افزاید. به همین دلیل است که بهترین نوازندگان و سازندگان موسیقی همراهی کننده صدای قمر بوده‌اند و این کار را افتخاری برای خود می‌دانستند. مرتضی خان نی داوود در راس این هنرمندان بود. نی داوود که خود قمر را کشف کرده بود، لحظه‌ای از او غفلت نمی‌کرد و کوشش می‌کرد که صدا و آواز خواندن او هر روز تعالی بیشتر پیدا کند.

با آنکه می‌گویند نخستین خواننده «مرغ سحر» قمر نبوده ولی به هر حال یکی از برجسته‌ترین اجراکنندگان آن به شمار می‌آید.

یکی دیگر از ترانه‌های قمر که اهمیت سیاسی، اجتماعی دارد، «مارش جمهوری» است که با موسیقی عارف پیوند خورده است. زمانی بود که جمهوری را اعلام کرده بودند و عارف را واداشته بودند که موسیقی برای آن بنویسد. این کار انجام شد ولی سه، چهار روز بعد اوضاع برگشت و هر کس که جمهوری‌‌خواه بود روانه زندان می‌شد. بزرگان از تصمیم خود پشیمان شده بودند ولی سند این رویداد با صدای قمر بر روی صفحه ضبط شده است.

هنرمند دیگری که در زندگی هنری قمر تاثیر گذاشت محمد علی امیرجاهد بود. آن‌گونه که از خود او روایت شده در مجموع دویست تصنیف برای قمر ساخته است و همیشه ورد زبانش بوده که «من صدایی بهتر از صدای قمر نمی‌شناسم. علاوه بر این او زن تیزهوش و هوشمندی است که نظیر او را تا کنون ندیده‌ام.»

برجسته‌ترین آهنگی که جاهد برای قمر ساخته «نوع بشر» نام دارد. در «نوع بشر» سراینده ترانه که خود جاهد است همه دنیا را مسئول فقر و فلاکتی می‌داند که دامنگیر جهان شده است. جاهد به مردم هشدار می‌دهد که به جای کینه‌ورزی دست اتحاد به یکدیگر بدهند و تفاوت میان فقیر و غنی را از میان بردارند. ترانه دیگر این ‌دو، معروف‌ترین ترانه آنها نیز هست و با عنوان «امان از این دل» شناخته شده است:

امان از این دل،  که داد به دست شیرین عنان فرهاد

در این ترانه اشاراتی به وضعیت ایران نیز دارد. در جایی که می‌گوید:

تا کی به هر انجمن، نیلی کنم پیرهن
نوشم به یاد وطن، جامی‌پر از خون

درباره قمر بیش از اینها می‌توان گفت. کتابی اخیرا در ایران منتشر شده که نویسنده آن زبیده جهانگیری (شبنم) دخترخوانده قمر است. کتاب در مقایسه با کتاب‌های مشابه بیشتر به واقعیات پرداخته تا به پرورندان حس ترحم برای قمر. عنوان کتاب او «قمری که خورشید شد» است.

و اما این خورشید آخر و عاقبت خوبی نداشت. با همه آن بذل و بخشش‌ها و مهربانی‌ها پایان زندگی‌اش بس غم‌انگیز بود. تنگدستی او را واداشته بود که در یکی دو «فیلمفارسی» و یکی دو کاباره درجه سه آواز بخواند. ساسان سپنتا می‌گوید: «شب مرگ شمع فرومرده‌ای در برابر او پِت پِت می‌کرد. سحر که شد قمر همان اندک پت پت را نیز از دست داد و به آسمان‌ها پرواز کرد.»

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=83929

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: