شاهزاده رضا پهلوی از ریاست «شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد» کنار می‌رود

شاهزاده رضا پهلوی در بیانیه‌ای که به مناسبت چهارمین مجمع عمومی «شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد» منتشر کرده، اعلام کرده است که با برگزاری این مجمع دیگر ریاست این شورا را برعهده نخواهد داشت.

رضا پهلوی شناخته‌شده‌ترین چهره‌ی اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران که سال‌هاست با هدف برقراری یک نظام دمکراتیک و سکولار در عرصه‌ی مبارزات سیاسی ایران حضور دارد، خود از مبتکران تأسیس این شورا بود که ابتدا سخنگوی آن و از سال ۹۴ ریاست آن را بر عهده داشت.

شاهزاده رضا پهلوی در این بیانیه توضیح نداده است که از این پس چه نقشی در این شورا خواهد داشت و حضور سیاسی وی در آینده چگونه خواهد بود.

چهارمین مجمع این شورا قرار است روز ۲۵ شهریور ۹۶ (۱۶ سپتامبر ۲۰۱۷) برگزار شود.

متن کامل بیانیه‌ی شاهزاده رضا پهلوی در ادامه می‌خوانید.

مجمع عمومی آینده شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد
۲۵ شهریور – ۱۶ سپتامبر

سرزمینمان ایران با دوران حساس و پیچیده تاریخی روبرو است. از یکسو فروپاشی شیرازه‌های حکومت اختلاس‌گر جمهوری اسلامی و از سوی دیگر تحولات منطقه‌ای و در نهایت تغییر خط مشی جامعه جهانی در برابر سیاست‌های تروریست‌پرور و تنش‌زای جمهوری اسلامی می‌تواند نویدبخش تغییرات بنیادین برای ملت ایران باشد.

به همین دلیل، نقش تاریخی بر دوش یکایک ما ایرانیان است تا از این دوران با کمترین هزینه به سوی آزادی و حاکمیت مردم بر مردم گذر کنیم. گردهمایی‌های اعتراضی درون کشور را آنچنان هدایت کنیم که از وقوع خشونت دوری شود و بر اساس رفتار جمعی ملت ایران، جامعه جهانی در سیاست‌گذاری‌های خود از گزینه جنگ بپرهیزد. به راستی، از خود بیرون شویم و غرق در ایران شویم و دست در دست یکدیگر به عنوان یک عضو خانواده بزرگ و کهن، سرنوشت و آینده فرزندان این مرز و بوم را رقم زنیم.

هم میهنانم،

از ابتدای به روی کارآمدن این نظام مستبد، همه تلاش و همّ و غم من، یاری دادن به همبستگی و همیاری برای آزادی و سربلندی سرزمینمان ایران بوده است. به ویژه تحولات دهه اخیر پس از رویداد خرداد ۸۸، نسل جدیدی باورمند به آزادی برای حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن، به دور از هرگونه وابستگی ایدوئولوژیکی وارد صحنه مبارزات شد. ادامه سرکوب، وضعیت نابسامان زندانیان سیاسی- عقیدتی، افزایش آمار اعدام، توسعه اقتصاد رانتی، افزایش نجومی اختلاس سردمداران، گسترش فقر، بیکاری، فساد، اعتیاد، فحشا و تنش‌زایی در سطح منطقه و جهان، شرایط را به گونه‌ای تغییر داد که به‌وجود آمدن بستری فرامسلکی را در برون از مرزهای کشورمان برای بازتاب صدای مردم ستمدیده ایران لازم دانستم.

اینچنین با همیاری یاران برآن شدیم تا دست در دست هم، بدیلی دموکراتیک در برابر نظام جمهوری اسلامی سازمان دهیم. نهادی که حول منشور هفده‌گانه، ساز و کار مناسب برای شروع یک حرکت فرامسلکی در راستای انحلال دیکتاتوری جمهوری اسلامی در ایران و سپس شرایط برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه برای تعیین قانون اساسی نوین ایران مبتنی بر دمکراسی، حقوق بشر و گیتی‌گرایی را ایجاد کند.

بدینسان، شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد به تاریخ فروردین ماه ۱۳۹۲ در شهر پاریس بنیان نهاده شد. با توجه به راهکارهای پیش‌بینی شده در سال نخست،‌ نقش سخنگوی این نهاد را به رای مجمع موسس به مدت دوازده ماه برعهده گرفتم. در جایگاه سخنگوی این نهاد به یاری هموندان همراه، موفق به شناسایی باورها و اهداف محوری شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد در عرصه جهانی شدیم.

در مجمع عمومی ۱۳۹۴ که در شهر تورنتوـ کانادا برگزار شد، نیاز مبرم برای ارائه سیاست‌های راهبردی‌ـ کلان و نمودارسازی نقشه راه برای دستیابی به اهداف این شورا، با پیشنهاد و رای آن مجمع نقش ریاست را به مدت ۳۶ ماه پذیرا شدم.

در شهریورماه پیش روی، به برگزاری چهارمین مجمع عمومی شورای ملی ایران نزدیک می‌شویم. با توجه به رویکرد چشمگیر شورای ملی ایران در عرصه جهانی و هدایت نیروهای درون‌مرزی، به مرحله کنش راهکارهای کاربردی نمودارسازی شده سیاست‌های کلان توسط دفتر سیاسی و کمیسیون‌های وابسته به آن، گزینش دوباره سمت «ریاست» برای طرح «سیاست‌های کلان» نیازی نمی‌باشد. ساختار نوین شورای ملی ایران، بدون شک نقش این نهاد را برای پیشبرد کارزارهای راهبردی برای هدایت جامعه جهانی و نیروهای درون مرز در مسیر گذار به سوی دمکراسی، حقوق بشر و گیتی‌گرایی در راستای منافع ملی ایران دارای حساسیت و اهمیت بیشتری می‌کند.

یقین دارم که ایستادگی و تلاش مبارزات آزادی خواهان کشورمان در راه دستیابی به آزادی به ثمر خواهد نشست و دگربار ایران به کاروان جهان آزاد و پیشرفته خواهد پیوست.

پاینده ایران
رضا پهلوی

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=86655

5 دیدگاه‌ها

  1. مهم نیست

    قدیمی‌ها می‌گفتند که از آتش خاکستر بجای می‌ماند! آیا ایشان نوه رضاشاه کبیر است؟

  2. آزاده خراسانی

    جواب من به کاربر «مهم نیست»
    البته که ایشان نوه رضاشاه بزرگ هستند. رضاشاه بزرگ در حدود صد سال پیش در راس امور قرار گرفتند و ایران و جهان به کلی در احوالات و شرایط دیگری بود تا امروز یا تا همین چند سال پیش که شاهزاده رضا پهلوی به بر پایی چنین شورایی اقدام کردند.
    من نمی‌توانم مستند این حرفم را اینجا بیاورم اما بسیاری گفته‌اند که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما ، فعالیت سیاسی بر ایشان ممنوع شده بود در کشور امریکا و شاید ایجاد و فعالیت چنین شورایی در اروپا چاره کار بود که زمان به سکوت نگذرد. کسی که شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان یک شخص دمکرات، لیبرال و سکولار و معتقد به حقوق بشر، بشناسد و قبول داشته باشد، می‌تواند از این برهه نیز به نفع مبارزات مردم ایران نام ببرد که بیشتر داشت لطمه به خود ایشان می‌زد و حال به پایان رسید.

  3. سهند

    میشه بگید اعضای دیگر این شورا چه کسانی هستند؟چون واقعا من خبر ندارم.
    دو اینکه نوشتید، رضا پهلوی شناخته شده‌ترین چهره اپوزیسیون است.
    از کجا به این نتیجه رسیدید؟ البته ایشان شناخته شده هستند اما اینکه شناخته شده‌ترین واقعا من مطمئن نیستم.
    و دست اخر اینکه حالا مگر حکومت سقوط کرده که ایشون کناره گیری کردند برای برگزاری انتخابات ازاد؟ و نکند ایشان هدفشان پادشاهی کردن است که کنار کشیدند.

  4. احمد

    دوست گرامی متاسفانه شاید مانند بعد از حمله اسکندر و سپاه اسلام و چنگیز و تیمور علائم فروپاشی کشور عزیز ایران به چشم می‌خورد.
    غالب مردم کم حوصله و عصبی، گرسنه و نا امید نسبت به آینده هستند. همه کشورهای اطراف در آتش جهل و نادانی می‌سوزند. ایران نیازمند کسی است که بتواند اکثریت مردم را جمع کند و به جای مرگ تدریجی کنونی راه درست را نشان دهد مثل یعقوب لیث و شاهان سامانی و … و نادر و رضاشاه.
    قبل از انقلاب پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایم و پدرم از شرح زندگی دوران قاجار و امنیت و آرامش دوران پهلوی اول برایم می‌گفتند. من سخنرانی محمدرضا شاه را شنیدم که گفت «اینها می‌خواهند ایران را ایرانستان کنند». آن زمان معنی این حرف را نفهمیدم تا بعد از ۵۷!
    شاه در سخنرانی‌های دیگر از مخالفان به عنوان «ارتجاع سرخ و سیاه» یاد می کرد. سال‌های بعد دریافتم یکی از معدود سیاستمدارانی که جامعه را خوب می‌دید و می‌شناخت ایشان بود. به همین دلایل فکر می‌کنم در شرایط فعلی تنها شانس نجات ایران شاهزاده رضا هستند. البته با حمایت علیاحضرت ملکه فرح و همه ایران‌دوستان، ایشان قوی‌تر خواهند بود.

  5. ایران

    از نظر من برای ما انسان‌ها مسئله ندانستن، ناآگاهی و بی‌باری از حقایق و واقعیات گذشته و حال همواره دو چهرۀ مثبت و منفی را با خود به همراه داشته و دارد.
    چهره اول نشانگر این است که کم و بیش خوانده، دانسته و می‌دانیم و در کمال صداقت از آن دفاع می‌کنیم. دفاعی که پرده‌های ضخیم و سیاه آویخته بر روی حقیقت و حقایق را یکی پس از دیگری برداشته و برمی‌داریم. آیاحقایق آشکار شکوفایی ایران در طول حکومت رضاشاه کبیر و فرزندش محمدرضاشاه را که حتی تاریخ نیز از درج آن در صفحات خود بر آن بالیده و می‌بالد وخواهدبالید، فراموش‌شدنی و یا انکارشدنی است؟ و آیا این حقایق برجسته تاریخ خواهد توانست که خود را از ذهن یک ایرانی وطن‌پرست پاک گرداند؟ هرگز، و این همان حسی است که می‌بایستی و باید که یک انسان باشرف در رگ و ریشه خود داشته باشد، که دفاع از این رویدادهای همیشه سبز و جاویدان نه تنها به روح و جان انسان آرامش می‌بخشد بلکه از اینکه فرق بین حقیقت و حقه را خوب دریافته‌ای احساس غرور و سربلندی خواهی کرد.
    و اما چهرۀ دوم که چند پوششی‌اند. آنها که خوانده و یا ناخوانده، با سنگ بر سینه زدن، نان خود را به نرخ روز می‌خورند و از هیچ کار خلافی هم که همانا دروغ و تهمت و حقه و چپاول و تجاوز و سایر اعمال این‌چنینی است، رویگردان نبوده و نیستند. افرادی که برای نفوذ خود، مُهر داغ بر پیشانی چسبانده، شال فلسطینی بر دوش افکنده و برای پُرکردن جیب‌های گشادخود، مرام دریوزگی و چاپلوسی را در برابر سروران خود پیشه کرده‌اند. آنها که در مغزشان و افکارشان توانایی تشخیص درست و غلط را از دست داده‌اند. افرادی که بین متجاوزگر و قربانی، به ستایش متجاوزگر برمی‌خیزند. برای مثال، قاری قرآن و شاگردان قربانی‌اش. آری، آنها، اینها که پدر و مادر و خواهر و برادر و عمو و خاله و دایی و… خودرا به دودمانی فروخته‌اندکه نه تنها هم‌زبان و هم‌ریشه ما نبودند که دنیایی نیز از سنت و آداب و فرهنگ ما فاصله داشتند. افرادی که نمی‌خواهند بدانند و بفهمند که دفاع از میوۀ خشکیده‌ای که با زورِ شمشیرهای نشسته در خون خود را به چنین فرهنگ شایسته‌ای، غالب کرده است، خیانت است. اینانی که هزاران سال است که به دفاع از عواملی برخاسته‌اندکه در آن هیچ‌گونه پیوندی را در اصل و نسب و ریشه ما نمی‌توان یافت. اصل و نسب و ریشه‌ای که اگر، در پیشه‌اش مهربانی و گذشت و اعتماد نبود، مدینه نمی‌شد خاک پدر و یا به جای بوسه بر جای پایِ مادر و فرزند، نبود بوسه بر ضریح، بر در و پیوند.
    به امید بیداری نسل جوان ما. پاینده و برقرار باد ایران ما.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: