همسرم را کشتم، یک روز در کنار جسد او نشستم

مردى که به دلیل اختلافات خانوادگى چندى پیش همسرش را کشته بود، در دادگاه گفت پس از آنکه مهین را با پرده آشپزخانه خفه کردم یک روز در کنار جنازه او نشستم چون نمى‌توانستم تصمیم بگیرم چکار کنم.

محمدرضا سرانجام به کلانترى شهر رى رفت و ماجرا را براى پلیس تعریف کرد.

محمدرضا گفت با وجود آنکه من و مهین صاحب فرزند شده بودیم اما اختلافاتمان تمامى نداشت و هر روز دعوا داشتیم و سر یکدیگر داد مى کشیدیم. یک روز وقتى از کار به خانه برگشتم، باز هم درگیر شدیم، او به پدر و مادرم ناسزا گفت، به وى گفتم اگر به خانواده‌ام فحش بدهى مى کشمت اما او گفت اگر نکشى نامردى. من هم به غرورم برخورد، او را روى زمین انداختم، پرده تورى پنجره را کندم و به دور گردنش پیچیدم، آنقدر فشار دادم تا خفه شد. نزدیک به ٢۴ ساعت کنار جسد او نشستم و فکر کردم حالا باید چه بکنم ، بالاخره به کلانترى آمدم و ماجرا را به پلیس تعریف کردم.

در نخستین جلسه دادگاه، خانواده مقتول براى محمدرضا درخواست اعدام کردند. معاون قوه قضاییه نیز براى فرزند صغیر وى تقاضاى دیه نمود. دادگاه او را محکوم به مرگ کرد ولى به دلیل فوت پدر مهین خانواده مقتول تقاضاى خود را دنبال نکردند و به این ترتیب محمدرضا مدت‌ها بلاتکلیف در زندان بود. او أخیرا از دادگاه خواست تکلیف وى را روشن کند. دادگاه بعد از شنیدن سخنان محمدرضا براى اعلام راى وارد شور شد.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=86777

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: