چرا جامعه امروزی ایران با مشکلات روانی گوناگونی از پرخاشگری تا افسردگی مواجه است؟

چرا بی اخلاقی در جامعه رواج یافته است؟

چرا در جمهوری اسلامی تلاش دارند رشته روان‌شناسی را از دانشگاه‌ها حذف کرده یا آن را از محتوای علمی تهی کنند؟

بی‌اعتنایی مردم به کد‌های اخلاقی مذهبی و سنتی چه عواقبی می‌تواند داشته باشد؟

اینها پرسش‌هایی هستند که با روان‌شناس بالینی، دکتر نهضت فرنودی که برای کنفرانسی از لس‌آنجلس به لندن سفر کرده است، در دفتر کیهان لندن مطرح کردیم.

لینک مستقیم به ویدیو

یک دیدگاه

  1. مهم نیست

    اگر حکومت اینده ایران، اینگونه شکل گیرد که نظام پادشاهی در ان احیا شده و جنبه نمادین و تشریفاتی داشته باشد و نخست وزیر یا ریس جمهور با رای پارلمان یا مردم قدرت اصلی را در دست داشته باشد و به قول زنده‌یاد شاپور بختیار ملاها هم مانند کاتولیک‌ها در واتیکان، در شهر قم محصور شده و به شغل اصلی‌شان که طلبگی است مشغول شوند (هر چند اعتقاد بسیاری بر حذف کامل اخوند‌ها می‌باشد) شاید تحقق این گفتار در این دوره و زمانه و شرایط حاکم بر سیاسیون به یک معجزه شبیه باشد.
    در ۲۵ قرن گذشته، از زمان شاهنشاهی هخامنشیان تا حکومت سلطنتی پهلوی، بارها و بارها شرایط کشور تغییر یافته و شکل حکومت پادشاهی در این سرزمین زنده و احیا شده است.
    خمینی ضحاک به غلط ادعا می‌کرد که ما نظام سلطنتی ۲۵۰۰ ساله را سرنگون کردیم، هرچند این ادعای مزخرف در طی زمان یورش و حمله یونانی‌ها و عرب‌ها و مغول‌ها و… توسط حکومت‌های ضد ایرانی همانند ملاها به کرات تکرار شده است و ادعای دروغینی می‌باشد.
    در انقلاب سال ۱۳۵۷ تمامی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی از چپ گرفته تا راست، همگی برای تحقق یک هدف یکی شده و در زیر یک چتر قرار گرفتند، هرچند خمینی دجال پس از تثبیت جایگاه خود و خیانت امثال ابراهیم یزدی و طرفداران مظفر بقایی از حزب زحمتکشان که طرح حکومت ولایت فقیه را بر کرسی نشاندند، همه را نقره‌داغ نمود!
    به قول قدیمی‌ها: وصف العیش، نصف العیش (بیان ان ضرر ندارد) البته با چشمان بسته!
    اگر سه جریان اصلی مخالف موجود در کشور چون سلطنت‌طلبان و مجاهدین خلق ایران و جبهه ملی ایران و فعالان و جریان‌های دیگر با فرض محال و گذشت و بخشش و اغماض از اقدامات گذشته، بتوانند با یکدیگر متحد شوند تا جمهوری پادشاهی (مشروطه سلطنتی- تشریفاتی) همانند حکومت کشورهای استرالیا- اسپانیا- بلژیک- بریتانیا- تایلند- دانمارک- ژاپن- سوئد- کامبوج- مالزی- نیوزلند- هلند و… را در کشور به وجود اورند، این به معنی تحقق انقلاب مشروطه در ایران نیست؟
    به قول معروف: ارزو بر جوانان (دیروز) عیب نیست!
    این مثلث قدرت یعنی پادشاهی- مجاهدین و ملیون می‌توانند به خاطر خدا و مردم و کشورشان ایران، با هم متحد شوند و دست از تک‌روی بردارند.
    خبرگان سیاسی و ایران‌دوستان باید ثابت کنند که علیرغم میل عمه الیزابت در حفظ رژیم ولایت فقیه، انها بر نجات ایران از دست ملاها مصمم هستند… ببینیم و تعریف کنیم!

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: