سفر ولیعهد سعودی به اسرائیل چه پیامی دارد

- روزنامه اسرائیلی: آیا ولیعهد سعودی به اسرائیل سفر کرد؟
- بر خلاف نبود هر گونه پیشرفت در روند صلح خاورمیانه میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها که پیشتر به عنوان پیش‌شرط برای روابط با اسرائیل مطرح می‌شد اکنون خیلی از کشورهای عربی دارای روابط بسیار گرم و صمیمانه با اسرائیل هستند.
- عبدالرحمن راشد تحلیلگر سعودی: «متاسفانه عملکرد ایران و حزب‌الله لبنان در منطقه به گونه‌ای است که دیگر وقتی اسرائیل آنها را بمباران می‌کند و می‌کشد، ملت‌های عرب خوشحال می‌شوند».

به دنبال انتشار خبر سفر ولیعهد سعودی به اسرائیل، وبسایت اسرائیلی «المصدر» نوشت: با سفر مقام بلندپایه سعودی به اسرائیل، تل‌آویو وارد جنگ میان سعودی و قطر شد، اما چرا شبکه‌های اجتماعی توجه کمی به این «سفر» از خود نشان دادند؟

این بی‌توجهی به‌ویژه در میان  مردم کشورهای عربی منطقه چه پیامی در بطن خود دارد؟ آیا افکار عمومی ملت‌های عرب آماده پذیریش این واقعیت هست که اسرائیل دیگر حقیقتی انکارناپذیر و کشوری تثبیت شده است که باید در هر شرایطی با او به تفاهم رسید؟ آیا مردم عرب منطقه با شنیدن خبر عادی‌سازی مخفیانه روابط کشورهایشان با اسرائیل به این مسئله به عنوان یک امر طبیعی می‌نگرند؟ بی توجهی به این خبر به معنی چیست؟

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در سخنرانی خود در وزارت امور خارجه این کشور که به مناسبت سال جدید عبری ایراد کرد، گفت: «آنچه در کشورهای عربی سنی‌مذهب اتفاق می‌افتد بی سابقه است به طوری که ما پیش از این  شاهد چنین رویدادهایی نبوده‌ایم.» این تنها سخنان نتانیاهو نیست بلکه بیشتر مسئولان بلندپایه اسرائیلی می‌گویند بر خلاف نبود هر گونه پیشرفت در روند صلح خاورمیانه میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها که پیشتر به عنوان پیش‌شرط برای روابط با اسرائیل مطرح می‌شد اکنون خیلی از کشورهای عربی دارای روابط بسیار گرم و صمیمانه با اسرائیل هستند.

روز چهارشنبه رسانه‌های اسرائیل  به ویژه برخی روزنامه‌های این کشور از سفر یک مقام بلند پایه سعودی به تل‌آ‌ویو خبر دادند. این خبر ابتدا در به صورت شایعه تلقی شده بود و کسی نمی‌دانست که این مقام بلندپایه کیست اما روز چهارشنبه روزنانه «مکور ریشون» که به جناح راست‌گرای اسرائیل نزدیک است نوشت، این شخص یکی از اعضای خانواده‌ سلطنتی پادشاهی سعودی است و رسانه‌ها وی را «محمد بن سلمان» معرفی کردند.

روزنامه «مکور ریشون» در ادامه نوشت، مقامات ارشد اسرائیل حاضر نشدند اطلاعات بیشتری درباره موضوع، مضمون و شخصیت مورد بحث این سفر بدهند که به نوشته این روزنامه «کمی عجیب» به نظر می‌رسد.

این روزنامه ادامه می‌دهد: «مقامات سعودی در گذشته نیز برای برخی دیدارهای علمی یا مأموریت‌های دیپلماتیک از اسرائیل دیدن کردند. اما سفر شاهزاده محمد بن سلمان نایب پادشاه و ولیعهد سعودی یا یکی دیگر از خانواده حاکم سعودی در این شرایط حساس باید از اهمیت سیاسی ویژه‌ای برخوردار باشد. به گفته روزنامه، نظر به اهمیت این سفر انتظار می‌رفت، بخشی از «جزئیات» آن به مطبوعات منتقل می‌شد اما اینگونه نشد».

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا

به گزارش سایت المصدر این روزنامه نوشت، بسیاری از این اخبار که طی روزهای گذشته در رسانه‌ها  منتشر شد، در حقیقت غیرواقعی و نادرست بودند اما غیرواقعی و غیردقیق بودن این اخبار و عدم تاییدیشان از سوی مقامات اسرائیل مانع انتشار گسترده آنها در رسانه‌های قطری نشد. قطر که روی اخبار مربوط به دیدار شاهزاده محمد بن سلمان از اسرائیل  بیش از دیگران در رسانه‌هایش مانور داد، هیچ منبعی برای صحت اخبار خود در این زمینه ارائه نداد بلکه رسانه‌های برجسته این کشور از طریق توییتر به گونه‌ای خبر را تغییر دادند تا خواننده این‌گونه تلقی ‌کند که سعودی‌ها برای نزدیک شدن و عادی‌سازی روابط با اسرائیل دست و پا می‌زنند در صورتی‌ که واقعیت‌ این‌گونه نیست. روزنامه اسرائیلی در پایان می‌نویسد آنچه حقیقت است یکی از اعضای بلند پایه خانواده حاکم سعودی از اسرائیل دیدن کرده است اما این دیدار بیشتر در رابطه با تبادل مسائل امنیتی در جهت مبارزه با تروریسم و برای مشارکت در یک کنفرانس بین‌المللی صورت گرفت که چند روز پیش به همین مناسبت در شهر ساحلی «هرتسلیا»ی اسرائیل برگزار شد.

روزنامه اسرائیلی می نویسد با این حال، آنچه بسیار جالب و جلب توجه می‌کرد، بی تفاوتی ملت‌های عرب نسبت به این نوع گزارش‌های خبری است. این خبر در عین عجیب بودنش ولی مورد توجه عده بسیار کمی در شبکه های اجتماعی قرار گرفت. تا جایی که یک منبع اسرائیلی گفت: «اگر نشر این خبر از سوی جهتی یا جریانی سیاسی به عنوان «بالن آزمایشی» [تست افکار عمومی] می‌بود، به نظرم در گرفتن نتیجه بسیار موفق بود و این نشان می دهد که افکار عمومی جهان عرب نسبت به روابط با اسرائیل مثبت است و در این زمینه پیشرفت کرده‎اند و دیگر از اسرائیل ترسی  ندارند».

مقتدی صدر و محمد بن سلمان

گفتنی است که طی سال‌های اخیر خیلی از نخبگان جهان عرب دیگر به اسرائیل به دیده دشمن بالقوه و تهدید واقعی نگاه نمی‌کنند بلکه با آغاز دخالت‌های حکومت ایران در منطقه به‌ویژه دخالت در جنگ داخلی سوریه، عراق، لبنان و یمن و اعلام صریح یونسی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی و فخرفروشی او مبنی بر اینکه تهران بر چهار پایتخت عربی اعمال نفوذ می‌کند، باعث شد که خیلی از مردم عرب، ایران را دشمن حقیقی و تهدید بالقوه تلقی کنند. جنگ فرقه‌گرایانه رژیم ایران برخلاف شعارهای «روز قدس» به نفع اسرائیل تمام شده است. عبدالرحمن راشد یکی از روشنگران و تحلیلگر مشهور سعودی که بسیاری از مقاله‌های او به زبان‌های انگلیسی فرانسوی و فارسی ترجمه شده است، در یکی از مقاله‎هایش زمانی که اسرائیل پایگاه حزب‌الله لبنان را را بمباران کرد و فرزند تروریست بزرگ لبنان فواد مغنیه و تعدادی از فرماندهان  سپاه پاسداران در آن بمباران کشته شدند، ضمن اشاره به این بمباران و کشته شدن تعدادی از اعضای حزب‌الله لبنان و سپاه نوشت: «متاسفانه عملکرد ایران و حزب‌الله لبنان در منطقه به گونه‌ای است که دیگر وقتی اسرائیل آنها را بمباران می‌کند و می‌کشد، ملت‌های عرب خوشحال می‌شوند».

خیلی از روشنفکران عرب معتقدند که اسرائیل به آنچه در دست دارد قانع است و تلاش تل‌آویو اکنون این است که آنچه را به دست آورده از دست ندهد اما ایران ولایت فقیه توهم ساختن امپراتوری به عنوان ام‌القرای اسلام با رهبری آخوندهای حوزه علمیه قم را در سر می‌پروراند و بر همین اساس هم در همه کشورها وارد جنگ نیابتی شده است. آخرین نظرسنجی در باره درصد محبوبیت کشورهای منطقه در نزد ملت های عرب که در سال ۲۰۱۵ از سوی موسسه نظرسنجی «زاگبی» در آمریکا انجام شد مشخص شد دولت ایران منفورترین حکومت نزد ملت‌های عرب است و ترکیه که تا ۵۰ سال پیش استعمارگر جهان عرب بود،  محبوب‌ترین کشور پس از مصر نزد اعراب است. عملکرد فرقه‌گرایانه رژیم ایران در منطقه و کشتار مردم سوریه چهره‌ای  زشت و منفور از ایران در ذهن مردم منطقه ایجاد کرده است.

*منبع: المصدر
*ترجمه و تنظیم: کیهان لندن

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=88050

3 دیدگاه‌ها

  1. كشكساب

    با درود بر همه ایرانیان و با سپاس از این خبررسانى .
    با توجه به ارتباطات عمیق تاریخى و سیاسى که همه از گذشته باقى مانده و هم به خاطر ۴٠ سال علنى که حکومت دزدان دین‌فروش در رابطه با کشور و ملت اسرائیل ایجاد نموده‌اند،
    جایگاه مدعیان روشنفکرى، راهبرى و اپوزیسیون ایرانى خارج از کشور در رابطه با این تحولات، کجا و کدام است؟
    پاینده ایران، سربلند ایرانى

  2. حسن کچل

    کدام روشنفکر؟ اصلا ایرانی روشنفکر وجود دارد؟ روشنفکران ما چه کسانی بودند… یزدی، بنی صدر، بازرگان، سنجابی… اینها که حتی توان تشخیص نداشتند تا پی به ماهیت پلید خمینی ببرند، پس چطور مدعی روشنفکر بودن هستند… روشنفکرانی که یک آخوند بی‌سواد سرشان کلاه می‌گذارد دیگر روشنفکر نیستند…
    کدام اپوزیسیون؟ کومله، کارگر، مجاهدین و… همین‌ها که ۳۸ سال پیش وهم برشان داشت و از هول حلیم افتادند تو دیگ؟ همین‌ها که ۳۸ سال پیش ایران «آزاد» کردند؟ حالا جالب است که همین‌ها بعد از ۳۸ سال می‌خواهند دوباره ایران را آزاد کنند!
    هر چه بدبختی مردم ایران است از روشنفکرانی است که تاریک‌فکر هستند و اپوزیسیونی که گل به دروازه خودی می‌زنند و هی جوّگیر می‌شوند و می‌خواهند رژیم عوض کنند.

  3. امیر

    با حسن کچل موافقم.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید: