انتخابات آلمان: دمکراسی، بازنده‌ی بزرگ!

- حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمانAFD » با گرایش‌های آشکار نئونازیست با کسب 12.6 درصد آراء موفق شد به پارلمان راه یافته و به سومین حزب قدرتمند در این کشور بدل شود.
- رهبران احزاب بزرگ به جای آنکه به مسئولیت خود در قبال این فاجعه پاسخ دهند، کلی‌گویی می‌کنند.
- الکساندر گائولند، از رهبران «حزب آلترناتیو برای آلمان»: اگر فرانسوی‌ها به ناپلئون افتخار می‌کنند و اگر انگلیسی‌ها به وینستون چرچیل، ما حق داریم به راندمان سربازان آلمان در جنگ جهانی دوم افتخار کنیم.

حنیف حیدرنژاد (+عکس)  ۶۱٫۵ میلیون نفر رای دهندگان آلمانی فراخوانده شده بودند تا روز ۲۴ سپتامبر به پای صندوق های رای رفته و ترکیب آینده سیاسی آلمان را مشخص کنند. نتیجه: فاجعه‌بار!

حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمانAFD » با گرایش‌های آشکار نئونازیست با کسب ۱۲٫۶ درصد آراء موفق شد به پارلمان راه یافته و به سومین حزب قدرتمند در این کشور بدل شود. هنوز شمارش نهایی کاملا به پایان نرسیده و نتیجه رسمی و نهائی اعلام نشده، اما می توان حدس زد که با کمی بالا و پائین، نتیجه نهایی نیز سمت و سوی نتیجه اولیه را خواهد داشت.

داده های آماری از نتایج تا کنونی نشان می‌دهد که نزدیک به یک میلیون نفر از رای‌دهندگانی که در انتخابات قبلی به حزب دمکرات مسیحی رای داده بودند، ۴۷۰ هزار نفر از رای‌دهندگان به حزب سوسیال دمکرات، ۴۰ هزار نفر از رای‌دهندگان حزب چپ، ۴۰ هزار نفر از رای‌دهندگان به حزب لیبرال دمکرات‌ها و ۴۰ هزار نفر از رای‌دهندگان حزب سبزها آرای خود را در این انتخابات به جیب حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» ریخته‌اند. حزب «آلترناتیو برای آلمان» همچنین توانسته بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر از افرادی را که قبلا در رأی‌گیری شرکت نمی‌کردند به پای صندوق های رای بکشاند. رقمی چندین و چند برابر بیش از بقیه احزاب. این یک شکست بزرگ برای احزاب بزرگ و برای دمکراسی در آلمان است که یک حزب  چهارساله با گرایش‌های نئونازیست توانسته این میزان از آرای مردم را به خود جلب کند. به این ترتیب احزاب بزرگ و تشکیل‌دهنده دولت ائتلافی حاکم (اتحاد حزب دمکرات مسیحی و حزب سوسیال مسیحی و حزب سوسیال دمکرات) جمعا بیش از ۱۳ درصد آرای خود را از دست داده و بدترین نتایج بعد از جنگ جهانی دوم را نصیب خود کرده‌اند.

در میزگرد تلویزیونی که معمولا پس از اعلام اولیه نتایج آراء برگزار می‌شود، رهبران احزاب بزرگ به جای آنکه به مسئولیت خود در قبال این فاجعه پاسخ دهند، به کلی‌گویی روی آورده و به این اکتفا کردند که حتما در روزهای آینده و در آرامش، این داده های آماری را تجزیه و تحلیل خواهند کرد!

در بررسی‌های اولیه‌ی دلایل پیروزی حزب «آلترناتیو برای آلمان»، بیش از هر چیز به تصمیم آنگلا مرکل برای اجازه ورود بیش از یک میلیون پناهجو به آلمان در سال ۲۰۱۵ اشاره می‌شود و نیز مشکلات امنیت داخلی که  آلمان در دو سال گذشته با آن روبرو بوده است. آنچه اما به آن اشاره نمی‌شود این است که سال‌هاست احزاب بزرگ در آلمان وعده‌ها داده و به آن عمل نمی‌کنند. نگرانی نسبت به گسترش فقر و ناامنی نسبت به آینده شغلی و حقوق پایین بازنشستگی بالا گرفته است. بسیاری از مناطق در  برخی شهرهای بزرگ در حال ویرانی یا فرسایش است و بودجه ای به آن اختصاص داده نمی شود.

اعتراض در برلین ساعاتی پس از اعلام نتایج اولیه‌ی انتخابات: نفرت «آلترناتیو برای آلمان»‌ نیست!

بسیاری از کارخانه‌های بزرگ به دلایل ارزانتر بودن تولید در کشورهای دیگر، از آلمان رفته و کارگران بیکار می شوند و بسیاری از بیکارشدگان چشم‌اندازی برای آینده خود نمی‌بینند. ۲۵ درصدی که در انتخابات شرکت نکرده‌اند عمدتا از این قشر جامعه هستند. حزب آلترناتیو برای آلمان اتفاقا با سرمایه‌گذاری بر روی این قشر و با جلوه دادن پناهجویان به عنوان عامل همه این مشکلات، موفق شد تا در دو سال گذشته بخش قابل توجهی از همین افراد را به خود جذب خود کند. احزاب بزرگ اما شهامت انتقاد از خود نداشته و حاضر نیستند مسئولیت خطاهای خود را پذیرفته و مستقیم یا غیرمستقیم کاسه و کوزه را بر سر مشکل پناهجویی می‌شکنند.

فصلی جدید در تاریخ احزاب سیاسی آلمان

تعداد فراکسیون‌های حزبی در پارلمان آلمان برای نخستین بار به شش افزایش پیدا کرده است. از بعد از جنگ جهانی دوم این نخستین بار است که یک حزب راست افراطی با گرایش‌های نئونازیست وارد پارلمان این کشور می‌شود. با خودداری حزب سوسیال دمکرات برای شرکت در دولت ائتلافی، راه تشکیل یک دولت ائتلافی جدید سخت و پیچیده‌تر می‌شود. همه اینها چشم‌اندازهای استقرار یک دولت با ثبات و قوی را که در شرایط سیاسی پرتنش جهانی بتواند سیاست‌های آلمان در اروپا و جهان به پیش ببرد دشوار می‌کند.

آنالیز اولیه‌ی نتایج انتخابات نشان می دهد که ۶۰ درصد آنان که به حزب «آلترناتیو برای آلمان» رای داده‌اند، نه به دلیل باور به برنامه این حزب، بلکه به عنوان اعتراض به احزابی که تا قبل از این به آن رای می داده‌اند، به این حزب روی آورده‌اند (گرافیک زیر).

برای آنکه نیروهای دمکرات بتوانند آرای مردم ناراضی و سرخورده را دوباره به خود جلب کرده و راه قدرت گرفتن بیشتر راست افراطی را ببندند، باید نقش و مسئولیت خود را در در اشتباهات سال‌های گذشته پذیرفته و صراحتا به آن اعتراف کرده و رابطه‌ای جدید با مردم، به ویژه اقشار آسیب‌پذیر در پیش بگیرند.

الکساندر گائولند، از رهبران «حزب آلترناتیو برای آلمان» در یکی از سخنرانی‌های علنی مبارزات انتخاباتی‌اش گفته بود: «اگر فرانسوی‌ها به ناپلئون افتخار می‌کنند و اگر انگلیسی‌ها به وینستون چرچیل، ما حق داریم به راندمان سربازان آلمان در جنگ جهانی دوم افتخار کنیم

الکساندر گائولند: ما حق داریم به سربازان آلمان در جنگ جهانی دوم افتخار کنیم!

این یکی از نشانه های آشکار از گرایش‌های نئونازیست رهبران این حزب است. همین شخص در سخنرانی بعد از اعلام پیروزی این حزب خطاب به آنگلا مرکل و دولت آینده آلمان گفت: «آماده باشید! ما شما را تعقیب خواهیم کرد و کشور و مردم را باز پس خواهیم گرفت.»

از امروز در تاریخ احزاب سیاسی آلمان فصل جدیدی گشوده شده است. تحولات آتی نشان خواهد داد که مردم، احزاب سیاسی و به ویژه رهبران سیاسی این کشور تا کجا از تاریخ خونبار گذشته درس گرفته و آماده‌اند تا اشتباهات سال های اخیر خود را جبران کنند. همچنین روزها و ماه‌های پیش رو نشان خواهند داد تا کجا این احزاب آماده‌اند در مقابله با تهدید راست افراطی، دمکراسی را مقدم بر منافع حزبی خود دانسته، فراحزبی اندیشیده و هر آنجا که لازم باشد با هم و متحد در برابر نئونازیست‌ها اقدام کنند.

اعتراض در برلین: تاریخ را تکرار نکنید!

از امروز هیولای وحشتناک راسیسم در صحنه سیاسی آلمان در سطحی دیگر سر بلند کرده تا ارزش‌های دمکراتیک آلمان را به نابودی بکشاند. حال احزاب دمکراتیک آلمان چهار سال فرصت دارند تا این موازنه را تصحیح کنند. سخت‌ترین مسئولیت اما شاید به عهده رئیس پارلمان آینده آلمان باشد که باید به طور فعال، در همه جلسات، آنجا که نمایندگان حزب «آلترناتیو برای آلمان» آئین نامه داخلی پارلمان را زیر پا گذاشته و سخنان راسیستی سر می‌دهند، جلوی آنها را بگیرد.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=89194

یک دیدگاه

  1. مجید

    این اشنتباه مختص به امروز و یا المان نیست.
    این اشتباه بزرگ اروپاست که باید مسئولیت آن را در اینده بپذیرد.
    صنعت توریسم ترکیه در حال حاضر با چرخشی شدید به سمت گردشگری اسیای میانه و عرب و مسلمان روبرو شده و خاستگاه نسل جدیدی از توریسم گشته که بسیار قابل تامل است، چون این توریست‌ها مخصوصا عرب و مسلمانان به نگاه دیگری به اثار تاریخی ترکیه نگاه می‌کنند و بیشترین توجه‌شان به اثار اسلامی و خلافت دوران عثمانی متمرکز می‌شود و رویای دوران اقتدار اسلامی و ترس اروپا از حاکمان جنگجوی عثمانی در ذهن‌شان رنگ می‌گیرد و این می‌تواند از ترکیه به عنوان یک کشور دسته سوم اروپایی یک کشور دسته اول اسیایی بسازد و این سرنوشت تکراری تاریخ است که اروپا خود باعث چنین سرخوردگی در نسل جدید ترکیه شده و زمامدارانی چون اردوغان از این پتانسیل نهفته اجتماعی بیشترین بهره را می‌برند.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):