جنبشِ بی‌نماینده!

چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ برابر با ۱۴ فوریه ۲۰۱۸


محمدرضا حسینی – اعتراضات دی‌ماه که برق‌آسا آمد و پایه‌های حکومت را لرزاند، با آنکه خیلی‌ها را دچار شوک کرد ولی بسان بچه یتیمی‌ به حال خود رها شده است. نماینده مشخصی ندارد. تکلیف طرفداران و حتی مخالفان، با این جنبشِ بی‌نماینده، روشن نیست.

همه می‌پرسند که این عنصر معترض کیست؟ پایگاه طبقاتی‌اش چیست؟ چه برنامه‌ای دارد و بدون تشکل و رهبری به کدام سو می‌رود؟

در عین حال همه یک‌صدا این اعتراضات را فاقد رهبری و تشکل دانسته و از نمایندگی‌اش طفره می‌روند.

گسترش شعارنویسی علیه علی خامنه‎ای

با این همه، اعتراضی‌ست که در ادامه چهل سال مبارزه علیه رژیم، راه منحصر به فرد خود را یافته است؛ ماهیتی اصیل و ایرانی دارد؛ از بستر تئوری‌های شرق و غرب نمی‌آید و از هیچ جناحی از حکومت حمایت نمی‌کند و نمی‌شود؛ و به دلیل استقلال و اتکا بر ذات خویش، این اعتراض را می‌توان نقطه عطفی در جنبش‌های معاصر دانست.

معترضان، گروهی از ناراضی‌ترین افراد متوسط و پایین جامعه هستند که خود را لایق زندگی بهتری دانسته و بیکاری و فقر و بی‌عدالتی‌ها، همه راه‌ها را به روی آنها بسته است. گروهی که هیچ کدام از جناح‌های حکومت را قادر به برآوردن انتظارات خود نمی‌بینند و منتظر کوچک‌ترین فرصت برای خروش هستند.

جناح‌های مختلف حکومت، آن را دشمنی می‌نامند که دست در دست بیگانه داشته و سرکوب را تنها راه مقابله با آن می‌دانند.

اپوزیسیون، از چپِ بدبین و پراکنده گرفته تا راستِ خواب‌آلوده و منفعل، او را وزنه‌ای در خور، نمی‌بینند. مجاهد، نسخه جعلی حکومت اسلامی و پهلوی، مبهم و نامشخص است.

همه، اعم از رژیمی و ضدرژیمی، ادعا می‌کنند صدای انقلاب را می‌شنوند. اما نمی‌شنوند و  هدفشان فقط بهره‌برداری‌های جناحی‌ست.

این کودک یتیم، این اعتراضات منحصر به فرد گرچه اینک به حال خود رها شده، اما، بی‌اعتنا به بی‌اعتنایی‌ها، رشد می‌کند و بزرگ می‌شود. می‌داند که انتظاری از روشنفکرهای چپ و ملی و مذهبی نباید داشت. در فرمول‌های وارداتی آنان نمی‌گنجد. روی پای خود ایستاده است و بر بستر ظلم و فساد و فقری که تمام جامعه را فرا گرفته،  رشد می‌کند و می‌بالد و دیری نمی‌گذرد که تمام مالباختگان و ستمدیدگان جامعه به آن خواهند پیوست؛ آنانی که نانی در سفره‌شان باقی نمانده است؛  کارگرانی که ماه‌ها حقوقشان عقب افتاده؛ بازنشستگان بی‌حقوق، معلمان، رانندگان اتوبوس، کارگران معدن و… و از همه مهم‌تر زنان…

و پس از مدت کوتاهی، تمام کسانی که نه فقط غم نان، که غم آزادی‌های سیاسی و اجتماعی را دارند نیز به میدان می‌آیند و همه یک‌صدا، سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی را بلندتر از تظاهرات سراسری دی‌ماه ۹۶ فریاد خواهند زد.

و بی شک، از درون همین جنبش یتیم، در آینده‌ای نه چندان دور، نظام آینده متولد خواهد شد. جامعه، آبستن یک نظام جدید است.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=105695

2 دیدگاه‌

  1. نمیرا

    دیدگاهی کاملا درست و بی‌طرفانه درباره اوضاع و شرایط کنونی…

  2. مرتضا

    بله جامعه آبستن یک نظام جدید است اما کدام نظام؟

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):