وال استریت ژورنال: از تغییر رژیم در ایران نترسید

- انقلاب مشروطه در سال ۱۹۰۵ برای نخستین بار تصور مجلس و نمایندگی مردم را وارد جریان خون ایرانیان کرد.
- اگر برای لحظه‌ای دسیسه‌های بی‌خاصیت سازمان سیا را فراموش کنیم، آنچه در سال ۱۹۵۳ روی داد در واقع ابتکار خود ایرانیان بوده است. سازمان سیا در برنامه‌ریزی کودتا مشارکت داشت اما پس از شکست اولین عملیات کنار کشید. این خود ایرانیان بودند که کنترل را به دست گرفتند و نخست‌وزیر را برکنار کردند. 
- انقلاب ۱۹۷۹ نیز مردم ایران را در رسیدن به دموکراسی مأیوس کرد.
- موضوع مهم در تاریخ مدرن ایران همانا مردمی هستند که می‌خواهند خود را از قید استبداد سلطنتی و اسلامی رها کنند.

پنج شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ برابر با ۱۴ ژوئن ۲۰۱۸


با خروج دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا از توافق اتمی با ایران و آغاز تحریم‎های شدید اقتصادی بحث درباره‏‌ی افزایش احتمال تغییر رژیم جمهوری اسلامی به یکی از موضوعات داغ روز تبدیل شده است.

تظاهرات دی ۹۶

روئل مارک جرکت کارشناس ارشد بنیاد دفاع از دموکراسی‎ها و ری تکیه کارشناس ارشد شورای روابط خارجی آمریکا در یادداشتی مشترک با عنوان «از تغییر رژیم در ایران نترسید» در وال استریت ژورنال با نگاهی کوتاه به تاریخ معاصر ایران به بررسی وضعیت سیاسی رژیم کنونی تهران و احتمال براندازی نظام تحت فشارهای داخلی و خارجی پرداخته‌اند.

گروهی از منتقدان، سیاست‎های ترامپ در رابطه با جمهوری اسلامی ایران، از جمله خروج او از توافق اتمی ژوییه سال ۲۰۱۵ و اعمال فشارهای بی‎امان بر تهران را با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و پیامدهای آن دلیلی برای مخالفت‎شان با استراتژی ترامپ عنوان می‌کنند. اما نگاه دقیق به گذشته نشان می‎دهد که سیاست مهار فروپاشی رژیم بهترین راه برای تغییر آن است.

اغلب غربی‎ها به ایران به عنوان یک جزیره‎ی ثبات متکی بر استبداد نگاه می‎کنند؛ همان نگاهی که روزگاری به اتحاد جماهیر شوروی داشتند. آمریکایی‎ها و اروپاییان ابزارهای سرکوب در دست ملایان را مهارناپذیر می‌بینند. اما ایران در قرن‌ گذشته همواره درگیر نبردهای دشوار بین حکومت‌‌کنندگانی که نمی‌خواستند امتیازات خود را از دست بدهند با حکومت‌شوندگانی بوده که برای آزادی تلاش می‌کرده‌اند.

انقلاب مشروطه در سال ۱۹۰۵ برای نخستین بار تصور مجلس و نمایندگی مردم را وارد جریان خون ایرانیان کرد. در نخستین نیمه قرن بیستم، مجلسیان پر شور و حال کمتر به این فکر می‌کردند که می‌بایست تکانی به خود بدهند. مردمان محلی در آن دوران اعم از کشاورزان و کارگران و ایلاتی‌ها در انتخابات هر پارلمانی شرکت می‌کردند. البته یک دمکراسی جفرسونی [توماس جفرسون از نویسندگان اصلی اعلامیه استقلال آمریکا و سومین رییس جمهوری این کشور در اوایل قرن نوزدهم] برقرار نبود اما نظام مشروعیت داشت. طبقات حاکم و مردم بر  اساس پیوند بین خاک و خانواده و سنت و توافق میان یکدیگر، مکانیسمی را به وجود آورده بودند تا با نابسامانی‌ها مبارزه کنند.

رضاشاه پهلوی به نام تجدد این سیستم را به چالش کشید تا اراده‌ی خود را پیش ببرد. پس از خلع وی در سال ۱۹۴۱، قانون اساسی مشروطه دوباره قدرتی یافت. ولی محمد مصدق نخست‌وزیر وقت که در کودتای سال ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) برکنار شد، تلاش می‌کرد تحول دمکراتیک در ایران را به بیراهه ببرد. اگر برای لحظه‌ای دسیسه‌های بی‌خاصیت سازمان سیا را فراموش کنیم، آنچه در سال ۱۹۵۳ روی داد در واقع ابتکار خود ایرانیان بوده است.

امروز برای مداخله‌ی آمریکا یک اصل بنیادین وجود دارد: برای رقص تانگو دو نفر لازم است! کودتای ۱۹۵۳ نیز این را ثابت می‌کند.

مصدق که زمانی برای دولت حقوقی و حفظ حاکمیت ملی مبارزه می‌کرد، پس از آنکه مجلس شورای ملی ایران در سال ۱۹۵۱ رأی به ملی شدن نفت این کشور داد، بطور فزاینده راه استبداد و خودستایی در پیش گرفت. وی برای اینکه پیامدهای شوک‌آور مالی ملی کردن نفت را هدایت کند، خواست مجلس را منحل کرده و اختیارات سلطنت را در دست بگیرد.

سیاستمداران و نظامیان و ملایان به هم پیوستند تا نخست‌وزیر را برکنار کنند. افکار عمومی بطور غالب طرف محمدرضاشاه را گرفت، چهره‌ای که نماد نیروهای مختلف جامعه بود. سازمان سیا در برنامه‌ریزی کودتا مشارکت داشت اما پس از شکست اولین عملیات کنار کشید. این خود ایرانیان بودند که کنترل را به دست گرفتند و نخست‌وزیر را برکنار کردند.

ایرانی‌ها پس از آن تلاش کردند تا اقتصاد خود را بازسازی کرده و از نهادهای سیاسی محافظت کنند. مصدق نه به خاطر یک توطئه در مرکز سازمان سیا (‌Langley) بلکه به این دلیل که حمایت نخبگان و مردم را در سرزمین خودش از دست داد، برکنار شد.

محمدرضاشاه و شهبانو فرح پهلوی

محمدرضاشاه پس از آنکه در سال ۱۹۷۱ خود را «شاه شاهان» نامید، تمام تلاش خود را به کار بست تا مدیران و حکومتگران خوب را نابود کند. او بخش بزرگی از ثروت حاصل از درآمد نفت را صرف خرید تسلیحات کرد. او مجلس پراعتبار ایران را به یک مُهر بی‌خاصیت کاهش داد. سازمان امنیت وی در بی‌لیاقتی و منفور بودن توفیق یافت. او روحانیت را از خود بیگانه کرد و جای نخبگان قدیمی را به یک مشت افراد چاپلوس سپرد.

انقلاب ارتجاعی ۵۷ خمینی را به جای شاه بر کرسی قدرت نشاند

ولی انقلاب ۱۹۷۹ نیز که شاه را سرنگون ساخت همه‌ را برای رسیدن به یک دمکراسی مأیوس و دلسرد ساخت.

نخستین حلقه‌‌ی رأی‌دهندگانی که از حکومت دینی جدا شدند، دانشجویان بودند که تظاهرات آنها در سال ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) نقطه‌ی پایان بر تلاش‌ آنها در جهت اصلاح رژیم در چهارچوب نظام گذاشت.

سپس جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ فرا رسید. تقلب انتخاباتی سبب اعتراضات عمیق و سراسری شد که اعتبار رژیم را این بار در میان طبقه متوسط از بین برد.

در دسامبر سال ۲۰۱۷ (دی‌ماه ۹۶) تقریبا صد شهر و روستای ایران به تظاهرات سراسری پیوستند. تنگدستان آخرین قلعه‌ی قدرت‌نمایی رژیم بودند که هنوز با رشته‌های ایمان و نیکوکاری به حکومت دینی متصل بودند. ولی حالا آنها بودند که شعارهای کوبنده در نابودی رژیم می‌دادند.

تظاهرات دی‌ماه ۱۳۹۶؛ دانشگاه تهران

حسن روحانی، یک چهره‌ی کسالت‌بار امنیتی، فکر می‌کرد با توافق اتمی می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های خارجی را در ایران چنان به تحرک درآورد که بر نارضایتی‌های جامعه مهار بزند. این آرزو حتی پیش از آنکه ترامپ به قدرت برسد ناکام ماند. جمهوری اسلامی، با همه کمبودهایش در سیستم بانکی و یا آنچه دولت حقوقی نامیده می‌شود، بی‌ثبات‌تر و لرزان‌تر از آن است که بتواند سرمایه‌گذاران خارجی را به اندازه کافی به خود جلب کند. این موقعیت از درون هم بسیار ضعیف‌تر از اتحاد شوروی در سال‌های دهه‌ی هفتاد میلادی است.

موضوع مهم در تاریخ مدرن ایران همانا مردمی هستند که می‌خواهند خود را از قید استبداد سلطنتی و اسلامی رها کنند.

تدوین یک استراتژی برای در هم فروپاشیدن رژیم مذهبی دشوار نیست: آمریکا می‌تواند به تاریخ ایران و همچنین تجربیات اتحاد شوروی رجوع کند. کمی صبر و حوصله لازم است. بطور کلی ایرانی‌ها رویداد ۱۹۵۳ را علیه آمریکا در نظر نمی‌گیرند. حتی فرزندان نخبگان انقلابی جمهوری اسلامی نیز که بیش از پیش سر از آمریکا و انگلیس در می‌آورند، چنین نظری ندارند. بزرگترین مانع برای واشنگتن در خودش نهفته است: کاخ سفید باید خواست و جستجوی ایرانیان برای دموکراسی را جدی بگیرد.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=119333

23 دیدگاه‌

  1. bahram

    mardome houshiare iran goosh bezang hastim ke ejaze nadahim digaran baraye ma tasmim begirand..rahnomaye ma baraye khorooj az in bohran fagat shahzade reza pahlavi…piroozi az ane mardome iran ast.

  2. آزاده خراسانی

    کیهان لندن با درود
    چرا نام نویسنده نیست در پای یا سر مقاله ؟
    یکی دو روز پیش مقاله یی از وال استریت ژورنال داشتید که نویسنده به لابی جمهوری اسلامی یعنی نایاک میتونست بر گرده و این مقاله امروز نیز به نوعی دیگر لابی گری است شاید این بار برای کاخ سفید

  3. کیهان لندن

    خواننده محترم، اگر دقت بفرمایید می‌بینید که در توضیح آغاز مطلب، نام نویسندگان آمده است.

  4. ناشناس

    کسی از سرنگونی این ظرف پر از چرک و کثافت ج-ا در ایران هراسی ندارد. این هراس درخارج از مرز های ایران و در اتحادیه اروپا و مخصوصا در انگلیس و رسانه بی بی سی است که هر روز مزدوری گمنام را به صحنه آورده و علیه قیام مردم ایران بر علیه این حاکمیت بیگانه، اقدام به فحاشی می نمایند. اینگونه حاکمیت های بدون پشتوانه مردمی و پوشالی بهترین منبع در آمد کشور های اروپایی، روسیه و چین و … هستند که به بهای نابودی مردمان کشور باعث رونق کارخانه ها و اقتصاد و سیاست خارجی آنها می شود و با وجود حاکمیت های برآمده از رای واقعی مردم برای آنان امکان پذیر نیست.

  5. دین گریز

    یه مشت اراجیف در مورد محمدرضا شاه نوشته بود… این روزماله نگاران و مفسران غربی هنوز که هنوزه بزرگی محمدرضا شاه را نشناختند… همین بس که با رفتن او خوشی هم از ایران پرکشید و رفت…. هیچ توده ای و ملی مذهبی و مجاهدی هم در طی این سالها هیچ غلطی نتونست در راه آزادی مجدد ایران بکنه… خواهشا محمد رضا شاه را در قاب عکس زمان پرآشوب خودش ببینید و نه بیشتر…

  6. پیمان جهان بین

    این رژیم مرتجع آخوندی در حقیقت سفّاک ترین ،وحشی ترین ،فاسد ترین و بز دل ترین حکومت در تاریخ کهن سال ماست .به خاطر ۸ سال جنگ تحمیلی،جانورانی جلاد مثل خمینی ،خلخالی،ری شهری ،رئیسی و خامنه ای ،صف معروف قاتلان ،اعدام هزاران وطن پرست ایرانی ،بیش از یک ملیون قربانی داده ایم . صدها هزار بیگناه در زندان های کشور که خود به زندانی بزرگ تبدیل شده میمیرند و می پوسند.این است خرابه و قتلگاهی را که این نمایندگان شیطان ،در حال فرار برای ما باقی میگذارند. پس علی آقا میماند و حوض قدیمی ،آماده باز سازی شویم ،مرتبه اول نیست ،با وفا!

  7. ناشناس

    با تشکر از “آزاده خراسانی”. مقاله نکات خوب وبد را در هم ریخته و در نهایت بی معنیست.

  8. babak

    vagean khejalat dareh.yek mosht arajif bar alihe maradomi tarin ensan irani dr mohammad mosaddegh
    vagean sharm avareh

  9. ناشناس

    کیهان لندن لطفا اجازه ندهید ساندیس خوران سایبری به نام بهنه گردش آزاد اطلاعات

  10. بهمن راد

    با سلام.نام مترجم یا نویسنده این مقاله را بنده پیدا نکردم.نیست.باری…تاریخ را نه میتوان تحریف نمود و نه زدود.مطالبی که در مورد شکست جنبش ملی نفت و سهم/ایرانیان در برکناری ان مرحوم :مصدق..!!! کاملآ اشتباه است و نادرست.مرحوم رضا خان میرپنج در زمان کوتاهی به سیاست های بریتانیا در باره ایران٬پی بردودر برابر ان مردانه ایستاد.زمانی که دولت ایالات متحده خواستار برگشت روزولت از ایران شد..انگلستان از انتشار ان خبر عمدآ دو روز جلوگیری کرد:بواسطه دست نشانده گان ایرانیش..بخوان :خائنان به ملک و ملت.ایرانیان ان زمان هیچگونه نقشی در تصمیم گیری های سیاسی نداشتند.منظور از:
    وقایع ۱۹۵۳ ابتکار ایرانیان بوده است..چیست؟ که نویسنده بکار برده؟

  11. بهمن راد

    جالب این که در مقاله مرتبآ از کلمه: ایرانیان خود….ایرانیان خودشان ..ابتکار خودشان..و..و مقاله با به گردن انداختن ایران ویران امروز به دوش ُایرانیانُ سعی کرده است نقش و سیاست خارجی دولتهای قدرتمندی که سالهای سال منافعشان را با هر ترتیبی در ایران حفظ کرده اند..ندیده گرفته و بزداید.در نتیجه مسئولیت سیه روزی امروز ما را به گردن خودمان اندازد..اینکه مردم چه نقشی داشتند و داریم بحثی ویچیده و گسترده است ..اما سیاست های دو دولت بریتانیا و ایالات متحده در سکشت جنبش ها و نشاندن دولتهای حافظ منافعشان در ایران..همگی با اسناد و مدارک موجود است.مردم نه ان زمان و نه امروز دارای تشکیلات سیاسی/اجتماعی درستی بوده اند و هستند.

  12. بهمن راد

    دقیقآ به همین علت است که ما ٬ایرانیان بعد از وقایع خوابگاه و بعد از ان ۸۸ و این اواخر دیماه…در سکوت و گمگشتگی بسر میبریم. درست بدین خاطر است: نداشتن ارگان/تشکلات..عدم نبود یک جمع مرکزیت یا یک ارگان تشکیل یافته از رهنمایان/رهنمودان یا سرکرده گان..کاری که اخوندها به کمک نیروهای خارجی همان اغاز ۵۸ به ثمر رساندند..از بین بردن مرکزیت ها و ارگان ها و جلوگیری از هر گونه سندیکالیسم.فکر روضه خوان کجا و این امور مهم سیاسی کجا؟ اگر ۸۸ یا دیماه یک ارگان پر قدرت رهبری میکرد …درد ما همین پراکندگی هاست و نبود یک نظم و مرکزیتی که اداره کند جنبش را..ابتکار ایرانیان بود..کاملآ بی ربط است.

  13. کیهان لندن

    خواننده گرامی، نام نویسنده و لینک به منبع مطلب در آغاز گزارش آمده است.

  14. kian

    سلام.به نظر من با صرف نظر کردن از سایر مطالب این مقاله،مطالب در مورد دکتر مصدق کذب و غرض ورزانه بود.دوران ماست مالی و این جورکارا دیگه گذشته.خیلی از حقایق آشکار شده که همه از دکتر مصدق بیش از پیش یک شخصیت ملی می سازه که منافع کشور و مردم براش در اولویت بوده.گرچه قطعا معایبی هم داشته.

  15. بهمن راد

    کارمندان محترم کیهان لندن باسلام.
    بنده ..البته مهم نیست ٬بنده گشتم نام مترجم را ببینم که ندیدم.باری..این دو سه نوشته انگلیسی که به فارسی ترجمه شده ..قصد من دو سه کلمه ئی بود که برای خانم /اقای محترم مترجم میخواستم بنویسم .به هر حال ایشان شاید..شاید بخوانند این نظرات را.در این مقاله تاریخ تحریف شده است.مسلمآ و مطمئنآ سردبیران محترم سایت از تاریخ مشروطه و جنبش نفت کاملآ مطلع هستند و واقعیت ها را بدرستی میدانند.مخاطب بنده مترجم است .زیرا بنا نیست هر مقاله نادرستی را از منابع متصل به سی ای ا و بریتانیا ئی ترجمه کرد و بنام تاریخ ایران بحساب اورد!!
    متشکرم از پاسخ کیهان

  16. بهمن راد

    با پوزش از مزاحمت مجدد..
    خانواده یهودی تبار مارک ..رائول مارک در چارچوب :خبرنگاری !! هم پدرش و هم دو عمویش و در اغاز قرن حاضر خود او با سی ای ا روابط تنگا تنگای داشته اند و دارند.و هم او در گروه محققان سیاسی امور خاورمیانه بدون اینکه نامش برده شود در سال ۸۲ تل اویو شرکت داشته و از تمام تاریخ دورانهای ایران با خبر است.بسیار نویسنده:خبرنگار با تجربه و هوشمندی ست.
    مقالات متعددی در باره ایران و عراق نوشته است ..نظرات او قابل احترام دولت نیز بوده و هست .تمام نوشته های او در مورد خاورمیانه و خصوصآ عراق و ایران موجود است.یک جمع بندی از تمام نوشته های او نمایانگر هدف سیاسی اوست!

  17. کیهان لندن

    جناب بهمن راد، ترجمه‌ها چه با اسم افراد و چه بدون اسم از کیهان لندن است و نه تصمیم شخصی! این ترجمه‌ها برای آشنایی با نظرات مختلف در رسانه‌های معتبر جهان نسبت به مسائل سیاسی ایران است. قرار نیست مطالبی نوشته شوند و یا انتخاب شوند که مورد علاقه‌ی این یا آن گروه خاص باشند! این نظرات و بررسی‌ها وجود دارد و در رسانه‌های جهان منتشر می‌شوند و تلاش کیهان لندن در اختیار قرار دادن این نظرات برای خوانندگانی است که امکان خواندن به زبان‌های دیگر را ندارند و به همین دلیل نمی‌دانند دیگران درباره ایران چه می‌نویسند. کیهان لندن «گزینشی» عمل نمی‌کند. درباره همین گزارش نیز در دیدگاه‌ها هم نظر موافق وجود دارد و هم مخالف! باید دریچه‌های ذهن را به روی دیدگاه‌های دیگر گشود.

  18. بهمن راد

    با سلام کیهان لندن عزیز..
    کاملآ منطقی ست که تمام نظرات باید مطرح شود .من اعتراضی به مقاله نداشتم و ندارم.تاریخ ارزیابی مقاله را تائید نمی کند.انچه از تحولات تاریخی کشور ما در اسناد و مدارک مختلف تا کنون منتشر گردیده است٬نیز چنین برداشتی را ٬چنین ارزیابی و تحلیل را در عرصه سیاسی کشورما تا کنون ..باز تائید نمیکند.انتقاد بنده از نادرستی تحلیل مقاله بود ٬ ونه به مقاله .به گفته درست شما میبایست تمام نظرات منتشر شود..طبق همین قانون که شما متذکر شدید نیز من یا فرد دیگری باید این حق را داشته باشد که نظرش را در مورد/محتواو ارزیابی..تحلیل/ مقاله بنویسد.تصور کردم نام مترجم فراموش شده بود.
    با تشکر از شما دوستان

  19. بهمن راد

    دوستان عزیز و گرامی کیهان…یکی از دردهای ما نداشتن اطلاعات و اگاهی ایرانیان است از واقعیت های سیاسی کشورمان.متآسفانه مردمی هستیم سخت دهان بین و متآثر از انچه میشنویم و میبینیم.مردم٬ما شدیدآ در موقعیت حساس امروز نیاز حیاتی به دانستن حقایق تاریخی گذشته دارند و داریم.از انجا که مطبوعات نقش مهمی در اگاهی دادن بما از تاریخ صد سال گذشته دارند٬بنا براین منطق حکم میکند که حوادث تاریخی گذشته را بدون کم و کاست انچه واقعیت بوده است ٬در اختیار ایرانیان قرار گیرد.اگر بنا باشد حوادث از زبان نیرو هائی که در احوال امروز مملکت ما از کارگردانان بحساب میایند..در اختیار ایرانیان قرار گیرد..که شما خود قضاوت کنید..کجا ایستاده ایم ما؟

  20. کیهان لندن

    اطمینان داشته باشید کیهان لندن نظرات منطقی و مستدل چه مخالف و چه موافق را سانسور نمی‌کند. همانطور که می‌بینید چه در زیر این مطلب و چه در مطالب دیگر دیدگاه‌های کاملا مختلف و مخالف یکدیگر منتشر می‌شوند.

  21. بهمن راد

    دوستان گرامی ..ابدآ چنین نظری را بنده ندارم.بر عکس من با روزنامه کیهان از نوجوانیم در خانه امان رشد یافتم و بزرگ شدم همیهنان ارجمندم.امروز هم روزنامه شما را از بهترین و صادق ترین سایت های اطلاعاتی در غرب میدانم.چنین ادعائی /سانسور/ در نوشته من نیست کم لطفی نفرمائید لطفآ.بنده به شما و همه ایرانیانی که صادقانه در خدمت به اگاهی ایرانیان قلم میزنند و در کارشان همواره صداقت را پیمانه هدفشان قرار داده اند سر بندگی فرود میاورم.شاید نوشته من رسا نبوده باشد٬انتقاد من تنها از هدف و اعتقاد مقاله و مقاله نویس بوده ٬ مقاله از هرشخصی باشد و ترجمه شده باشد..واقعیت تاریخی ندارد.زیرا تاریخ این را تائید نمیکند..همین دوستان.همه نظرات باید حق انتشار داشته باشد.

  22. بهمن راد

    با سلام مجدد به دوستان..
    اینکه نوشته ام :بی کم و کاست..تصور میکنم همه ما به این طریقه معتقدیم.بعنوان مثال :
    اگر جناب طاهری ..مثال است تنها..اگر ایشان چنین مقاله ئی بنویسند از دیدگاه خود..تصور نمیکنم مورد تائید شما و دیگرانی مانند شما باشد..اما اگر ترجمه مقاله را بعهده گرفته ..انتشار دهید..بحث دیگریست.ما همه به ازادی گفتن و قلم زدن و احترام به این حقوق ٬معتقدیم..مزاحمت مجدد بنده تنها برای رفع سوءتفاهم است اقایان!
    اما شما /من/یا هر کس دیگری میتواند باید بتواند نظرش را بگوید.چناچه نوشته ها با افترا و تحریف مخلوط است ..یاداوری کند.هدف بنده نیز همین است.پیروز باشید

  23. بهمن راد

    دوستان چنانچه نوشته بنده کامل نبوده و ایجاد سوءتفاهم نموده است وظیفه اخلاقی خود میدانم از شما پوزش بخواهم ..چنین نیز میکنم .باز برای رفع هر نوع شبهه ئی: کار شما و کوشش صادقانه شما ارزشمند بوده و هست بنده همراه بسیار بسیاری دیگراز کیهان واگاهی رسانی های شما مدیون و سپاسگزاریم.مسلم است که هر سایت و روزنامه ..رسانه ئی دارای هدف و موضع سیاسی/اجتماعی خاص خود میباشد.هر کدام از ما برای تفکرات و اعتقادات سیاسی/اجتماعی/فلسفی و یا اقتصادی خود کار میکنیم و در جهت انچه بدان معتقدیم..قلم زده یا میگوئیم.این یک امر کلی و طبیعی ست.
    امیدوارم از این حقیر دلگیر نشده باشیدو رفع سوءتفاهم شود.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):