فراخوان به همکاری مشترک

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ برابر با ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸


کشور ما نزدیک به ۴۰ سال است که تحت ستم و سلطه جمهوری اسلامی قرار دارد. امروزه در شرایطی که مردم ایران در تمامی عرصه‌ها دست به مبارزه ای گسترده برای آزادی، رهایی و احقاق حقوق خود زده‌اند، ما جریان‌ها، سازمان‌ها و احزاب سیاسی، با دیدگاه‌های اجتماعی و پیشینه سیاسی متفاوت، فعالیت مشترکی را بر اساس تفاهمنامه زیر آغاز کرده‌ایم. ما این حرکت مقدماتی را گامی در جهت ایجاد یک اتحاد گسترده دانسته و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم کرد.

ما بر ضرورت اتحاد وسیع برای استقرار دموکراسی، جمهوری و فدرالیسم در ایران و ارزش‌هایی چون رواداری، پلورالیسم، جدایی دین و دولت بر مبنای منشور حقوق بشر  و همزیستی همه طیف‌ها و گرایش‌های سیاسی دموکراتیک پایبندیم.

ما با تاکید قاطعانه بر تدوام و گسترش جنبش‌های اعتراضی، مدنی و دموکراتیک در ایران و پشتیبانی از مبارزات مردم، از احزاب، نهادها، سازمان و جریان‌های جمهوریخواه دموکرات که خود را با تفاهمنامه زیر همسو می‌دانند، دعوت به همکاری و همگامی در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی می‌نماییم.

مبانی مشترک همکاری ما

مقدمه:

الف: بعد از یک سده مبارزات پر فراز و نشیب در راه آزادی و عدالت اجتماعی، تامین حاکمیت مردم، استقرار و نهادینه کردن دموکراسی در کشور و تلاش مستمر برای پی‏ریزی ایرانی آزاد، پیشرفته و مدرن و به دور از هر گونه تـبعیض جنسیتی، ملی و مذهبی ، کشور ایران همچنان اسیر استبداد و حکومت خودکامه است. مردم از حقوق اساسی خود، از آزادی‏‌های سیاسی، اجتماعی، صنفی و امنیت قانونی و اجتماعی محروم هستند.

تبعیض علیه زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌‏دهند، سیاست رسمی و قانونی جمهوری اسلامی ایران است. دگراندیشان، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان، اندیشمندان، جوانان و دانشجویان در معرض تهدید و تهاجم دائمی حکومت قرار دارند. کارگران، معلمان، دانشگاهیان و دیگر تولیدکنندگان ثروت مادی و معنوی جامعه، از حداقل‌های لازم برای تامین زندگی متناسب با شأن و منزلت انسانی و اجتماعی خود، برخوردار نیستند و از حق تشکیل سندیکا و تشکل مستقل محرومند. تبعیض و ستم ملی علیه ملیت‌‏های ساکن ایران با خشن‏‌ترین شیوه‌‏ها ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران در ادامه تضییقات گذشته همچنان مطالبات بر حق ملی و قومی را با قهر و خشونت پاسخ می‏‌دهد.

قانون اساسی جمهوری اسلامی و ساختار قدرت در آن، بر پایه تبعیض، درآمیزی دین و دولت، دشمنی با آزادی و تجدد بنا شده است. در جمهوری اسلامی مردم از حق حاکمیت بر سرنوشت خود محروم هستند و حقوق بشر پیوسته وبشکلی خشن نقض می‌شود.

رژیم جمهوری اسلامی ایران در کلیت خود اصلاح‌پذیر نیست و در چارچوب آن، هیچیک از خواست‌های دموکراتیک مردم ایران تحقق‌پذیر نیست. بنابراین، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران و انحلال همۀ نهادهای قضائی، قانونگذاری و اجرایی سرکوبگر (اعم از سیاسی، نظامی، امنیتی و غیره) و الغای قانون اساسی جمهوری اسلامی و دیگر قوانین غیردموکراتیک، شرط نخست و اصلی در راستای استقرار یک نظام جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین و دولت و حقوق بشر می‌باشد.

ب: مبارزه علیه جمهوری اسلامی از بدو بنیانگذاری آن همواره جریان داشته است. دهها هزار نفر از مبارزان راه آزادی و عدالت اجتماعی در طول قریب به چهل سال گذشته در پیکار علیه استبداد حاکم جان باخته اند.

چهار دهه است که مردم به اشکال مختلف نارضایتی خود را از وضع موجود اعلام داشته و گاه بدون توجه به سیاست سرکوبگرانه حکومت، به شکل میلیونی به خیابان آمده‌اند تا انزجار خود را از سیاست‌های غیردموکراتیک و ناعادلانه و تبعیض‌آمیز حکومت اعلام دارند. آخرین نمونه آنها، جنبش‌های گوناگون طی ماه‌های اخیر و به ویژه، خیزش دیماه گذشته و اعتصابات و اعتراضات اخیر می‌باشد. در نتیجه این اعتراضات، سیمای جمهوری اسلامی در سطح گسترده‌ای افشا شده و این مقاومت‌ها و اعتراضات مردمی به همبستگی ملی و بین‌المللی برای دستیابی به دموکراسی کمک شایانی نموده است.

ج: در طول چهاردهۀ گذشته، آزادیخواهان و نیروهای چپ، دموکرات و جمهوریخواه با برنامه و روش‏‌های متفاوت علیه حکومت جمهوری اسلامی مبارزه کرده‏‌اند. اما تجربه نشان داده است که بدون همکاری و اتحاد عمل این نیروها، امکان تاثیرگذاری آن‏ها بر تحولات سیاسی و شکل‏‌دهی آلترناتیو جمهوریخواه و دموکرات دشوار خواهد بود. امروز برای پیشرفت جنبش، ضرورت همکاری و اتحاد عمل این نیروها بیش از هر زمان دیگری به امری حیاتی تبدیل شده است.

ما سازمان‏‌ها و احزاب امضاکننده‌ی این تفاهم‏نامه، با برنامه، دیدگاه‌های اجتماعی و پیشینه سیاسی متفاوت که بر ضرورت اتحاد وسیع جمهوریخواهان دموکرات، برای استقرار دموکراسی در ایران بر مبنای منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم پیوست آن و ارزش‌هایی چون رواداری، پلورالیسم، جدایی دین و دولت و همزیستی همه طیف‌ها و گرایش‌های سیاسی دموکراتیک، پایبندیم؛ ما نیروهایی که در راه تداوم، گسترش و تعمیق جنبش اعتراضی مردم ایران که رنگین‌کمانی از طبقات، گروه های اجتماعی و نیروهای سیاسی آزادیخواه جامعه می باشد مبارزه می کنیم، بر مبارزه مدنی، و دموکراتیک و مسالمت‌آمیز، که خصلت نمای جنبش اعتراضی است، تاکید داریم، تفاهم بر سر این طرح مقدماتی را گامی در جهت اتحاد گسترده جمهوریخواهان ایران می دانیم.

 طرح مشترک ما

۱- استقرار نظامی دموکراتیک در شکل جمهوری پارلمانی مبتنی بر جدایی دین و دولت ، تفکیک قوای سه‌گانه و پلورالیسم سیاسی، انتخابی بودن همه نهادهای حکومت با رای مستقیم مردم  و رعایت اصل تناوب قدرت. ما بر این اصل تاکید داریم که رای مردم یگانه  منشاء قدرت و مشروعیت حاکمیت است.

۲ – کشور ایران سرزمینی است که در نتیجه همزیستی ملیت‌های، فارس، ترک، کرد، عرب،  بلوچ، ترکمن و دیگر مجموعه‌های زبانی و اقلیت‌های مذهبی و فرهنگی شکل گرفته است.

برای اتحاد پایدار و باهم ماندن مردمان ایران ضروری است:

اولا هویت و حقوق ملی- دموکراتیک این مردمان پذیرفته و حق تعیین سرنوشتشان به رسمیت شناخته شود.
ثانیا تمرکز قدرت و مرکزگرایی تا کنونی، جای خود را به عدم تمرکز و تقسیم قدرت در ساختار سیاسی ایران بدهد.
ما خواهان اتحاد آزادانه مردمان ایران در یک سیستم سیاسی و اداری فدرال هستیم.

٣- جدایی دین و دولت و تضمین آزادی عقیده، دین و مذهب.

۴- تامین آزادی‏‌های سیاسی، حقوق دموکراتیک و مدنی مردم، تضمین آزادی اندیشه و بیان، رسانه ها و اطلاع رسانی، شیوه زندگی، فعالیت احزاب سیاسی، آزادی برگزاری اجتماعات، تظاهرات، اعتصابات و ایجاد تشکل‌های صنفی و مدنی.

۵- تامین برابر حقوقی شهروندان، مستقل از جنسیت، مذهب، تعلق قومی، ملی، زبانی و مسلکی.

۶- تعهد و تضمین حقوق و آزادی‌های مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیمان‌های الحاقی آن.

۷ – لغو مجازات اعدام و هر گونه مجازاتی که حیثیت، شأن و منزلت انسان را خدشه‌دار کند.

۸ – تامین برابر حقوقی زنان با مردان، لغو هر گونه تبعیض جنسیتی، اجرای کامل مفاد کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان  و تضمین قانونی برای تامین امکانات لازم جهت رشد استعدادها و توانایی‌‏های زنان در همه عرصه‌‏های زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی.

۹ – تحکیم پایه های دموکراسی در کشور و تدوام همزیستی تاریخی مولفه های آن ایجاب می کند که حقوق برابر ملیت های ایران و حقوق ـ ملی دموکراتیک ملیت ها و اقوام ساکن ایران واحد، دموکراتیک و غیر متمرکز در عرصه‌های ملی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تامین و تضمین گردد.

۱۰- تامین فرصت‏‌های برابر برای دسترسی همگان به مسکن، بهداشت، آموزش، اشتغال، فرهنگ و بیمه های اجتماعی.

۱۱ – برقراری روابط سیاسی ایران با همه کشورها بر پایه احترام متقابل، پذیرش اصل حق حاکمیت مردم ایران، منافع ملی و پاسداری از صلح جهانی. ما با دخالت نیروهای خارجی در امور مربوط  به حق تعیین سرنوشت مردم ایران و آلترناتیوسازی توسط آنها مخالفیم.

۱۲- جلب پشتیبانی افکار عمومی و حمایت نهادهای بین المللی از مبارزات مردم ایران برای استقرار دموکراسی در کشور و اعمال فشار به جمهوری اسلامی در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و در همبستگی با مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران.

۱۳- مخالفت با بنیادگرایی، اعمال خشونت و تروریسم.

۱۴- ما برگزاری اجتماعات، تحصن، اعتصاب، راهپیمایی و اشکال متفاوت مبارزه، برخورداری از حق دفاع در برابر اعمال قهر حکومت و مبارزه مدنی برای رسیدن به مطالبات اقتصادی و سیاسی را جزئی از حقوق اساسی شهروندان می شناسیم.

اتحاد دمکراتیک آذربایجان – بیرلیک
جنبش جمهوریخوهان دموکرات و لائیک ایران
حزب تضامن دمکراتیک اهواز
حزب دمکرات کردستان ایران
حزب دمکرات کردستان
حزب کومه له کردستان ایران
حزب مردم بلوچستان
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران
کومه له زحمتکشان کردستان

۲۵ آبانماه ۱٣۹۷ –  ۱۶ نوامبر ۲۰۱٨
آدرس تماس: [email protected]

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=136780

8 دیدگاه‌

  1. چرا این احزاب کردی مشروطه پارلمانی رضا پهلوی را که خواست اول مردم ایران است به چالش می کشند؟ به نفع کی ؟

    جواب معما این جا است که فراماسونری مارکسیست های روسی که اکنون در غرب خیمه موقت زده اند همیشه دو تیپ بدل کار دارند. یکی بدل اپوزیسیون واقعی که کار اصلی اش خزیدن داخل اپوزیسیون و اخته و منحرف کردن ان در دوران انقلاب و تحول خواهی ملت ها است و کوبیدن اپوزیسیون غیر روسی و بدلی دوم با شکل و شمایل حاکمیت می خزند داخل حکومت در دوران سرکوب و اب را از سرچشمه به نفع روسیه و انترناسیونالیسم روسی و علیه لیبرال دموکراسی و پارلمانتاریسم واقعی و مشروطه خواهی واقعی غیر روسی گل می کنند. رستاخیز کمونی و مشارکت اسلامی مارکسیستی و بعث شیمیایی و نظامی کودتاچی اعدام فله ای و حکومت تروریستی هواپیما ربا و تروریست ساز صادراتی می سازند که در همه انها سهم ۵۰ تا ۹۹ درصدی روسیه محفوظ است .

  2. چرا این احزاب کردی مشروطه پارلمانی رضا پهلوی را که خواست اول مردم ایران است به چالش می کشند؟ به نفع کی ؟

    وقت تغییر هم که امد این بدل اپوزیسیون نما رهبر خودخوانده اپوزیسیون می شود و باکمک همان بدل نفوذی داخل حکومت اب را از سرچشمه به کانال انتر ناسیونال روسی میریزند طوری که سهم ۵۰ تا ۹۹ درصدی ناسیونال امپریالیست برتر (ملت نژاد برتر روس در خاور دور و مرکزی و میانه و افریقاو امریکای جنوبی )گارانتی شود واگر مردم و اپوزیسیون واقعی مقاومت کردند مرسنریهای داخلی و خارجی اینها به کمک نیروی نظامی و تفوق وتو در شورای امنیت باخاک یکسان و در بلوا فرو میروندو البته همه گناهان دست اخر به پای امریکا و اسراییل و متحدان انها در خارج و اپوزیسیون غیر روسی و جناح حکومتی غیر روسی نوشته می شود. نه شاه و مصدق مارکسیست و سوسیالیست روسی بودند. نه بازرگان و بنی صدر و نه شاهزاده رضا پهلوی

  3. چرا این احزاب کردی مشروطه پارلمانی رضا پهلوی را که خواست اول مردم ایران است به چالش می کشند؟ به نفع کی ؟

    نه شاه ونه مصدق مارکسیست و سوسیالیست و روسی بودند. نه بازرگان و بنی صدر و نه شاهزاده رضا پهلوی . پس چرا اینهمه به اینها حمله میشود ولی کسی ازنقش اشکار کیانوری و طبری و فتاه پور و توده ایها و فدایی هاواحزاب تروریست کردضد شاه و رضاپهلوی و ضدامپریالیسم امریکا و سکوت انها در خرداد ۶۰ و جنبش سبز و قیام دیماه و همراهی چندین دهه اینها با حکومت فقاهتی روسی از یک سو و حکومت های بعثی اسد و قذافی و راه دادن کردهای داعشی و فرقه تروریستی صدامیست مستقر در دل داعش به رهبری عزت ابراهیم (نقش بندیه) چیزی نمی گوید ؟ چرا این احزاب کردی مشروطه پارلمانی رضا پهلوی را که خواست اول مردم ایران است به چالش می کشند؟ به نفع کی ؟

  4. fardakan

    cheh ruzegari, moshti terroriste adamkosh be yekbareh demokrat shode arezuye ghap ghap khordane panbedane dararand.

  5. پرویز

    جمهوریت و فدرالیسم: پایگاه های اصلی تجزیه طلبی
    در این دوران حساس مبارزات ملی ومیهنی ، درحالی که مردم ایران یکپارچه به پا خواسته ودرصدد بریدن دستهای ناپاک یک طبقهٔ مذهبی پول پرست وایران ستیزاز زندگی وسرنوشت ملت وکشورایران است برای ما ایرانیان میهن پرست بسیارناگوار است وقتی میخوانیم ومیشنویم که عده ای افراد وسازمانهای «اپوزیسیون» برون مرزی با عنوان کردن وبکاربردن اصطلاحاتی چون «اقوام ایرانی» ، «فدرالیسم» وازاین قبیل میخواهند این ایده را درذهن مردم جای بدهند که کشور ما از یکنوع سرهم بندی نا همگون «اقوام» مختلف تشکیل یافته است

  6. پرویز

    که هرکدام دارای هویت قومی ومنافع قبیله ای جداگانه وحتی متضادی هستندکه بایدازهم تفکیک گردد وبه اصطلاح «مال پدری» هرکس به خودش واگذارشود…وبزعم آنها معنای «دموکراسی» هم چیزدیگری جز این نیست.
    اشتباه اینها ازاینجا سرچشمه میگیرد که درکشوربزرگ ما مانند هرکشور بزرگ دیگراقلیتهای زبانی مختلف ایرانی زندگی میکنند ولی این کشورو سرزمینی که بیش ازسه هزارسال است «ایران» نامیده میشود هرگز یک کشور«قومی ـ قبیله ای» نبوده است وهروجب ازخاک آن متعلق به فرد فرد«ملت» ایران است

  7. پرویز

    مردم این سرزمین پهناور سه هزارسال است که دوران «قومی ـ قبیله ای» راپشت سرگذاشته ونخستین «ملت» بزرگ ( Nation) تاریخ بشری را بوجود آورده اند که درآن مقام ومنزلت هر «شهروندی» با درجهٔ دانش وکاردانی وفضایل اخلاقی اندازه گرفته میشود ونه ازروی دین وزبان وتعلقات «قومی ـ قبیله ای»

  8. لایدا

    ببخشید این » ملت فارس « که در بالا از آن سخن می رود، در کجای جغرافیای ایران زندگی می کنند؟ اگرپاسخی منطقی و مستند داده نشود، یعنی این “طرح مشترک ” یعنی کشک، همین!

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):