گفتگو با امیرحسین اعتمادی: ونزوئلا پاتوق قاچاق مواد مخدر و پولشویی برای جمهوری اسلامی است

-تغییر رژیم در ونزوئلا ضربه بزرگ به جمهوری اسلامی و استمرارطلبان و تزریق انرژی به براندازان است.
-اگر مردم ونزوئلا با آن جمعیت به خیابان نمی‎آمدند دست آمریکا برای به رسمیت شناختن ریاست جمهوری گوائیدو باز نبود و نمی‎توانست از متحدین خودش بخواهد که او را به رسمیت بشناسند.
-در بین سیاستمداران و نظامی‎ها در ایران کسانی وجود دارند که اگر شرایط فراهم شود متحد براندازان خواهند بود. اینها از جنس کسانی هستند که نگاه سکولار دارند و معتقدند کشور برای پیشرفت باید به سوی جدایی دین و دولت و توسعه اقتصادی برود.
-نگاه ما در فرشگرد روس‌ستیزانه نیست و کار بزرگی که باید در اپوزیسیون پیش ببریم این است که پیام به روسیه و چین که پشت حکومت‌اند بفرستیم که در صورت براندازی جمهوری اسلامی قرار نیست رابطه با آنها قطع شود یا قراردادهایی که بر اساس منافع دوجانبه باشد لغو و منتفی گردد.

جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۷ برابر با ۰۸ فوریه ۲۰۱۹


حامد محمدی- پس از آمریکا، کانادا و تعداد زیادی از کشورهای آمریکای لاتین، کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز در حال شناسایی و به رسمیت شناختن خوان گوائیدو رهبر مخالفان ونزوئلا به عنوان رئیس جمهوری موقت آن هستند.

جمهوری اسلامی در کنار ترکیه، روسیه و چین و معدودی کشورهای دیگر همچنان از دولت نیکلاس مادورو حمایت می‎کنند. رژیم مادورو و چپگرایان چاوزی در ونزوئلا در آستانه‌ی سقوط قرار گرفته‌اند اما چرا کارگزاران رژیم ایران اصرار دارند همچنان بر روی «اسب بازنده» شرط ببندند؟

نظامی‌ها و پادگانی‎ها آخرین امید مادورو برای حفظ قدرت

امیرحسین اعتمادی فعال و تحلیلگر سیاسی و از اعضای فرشگرد معتقد است اهمیت ونزوئلا برای جمهوری اسلامی فراتر از مسائل سیاسی، مربوط به شرایط این کشور است که به عوامل رژیم از جمله حزب‎الله امکان قاچاق مواد مخدر و پولشویی می‎دهد.

امیرحسین اعتمادی فعال سیاسی و عضو شبکه فرشگرد

-در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، اصلاح‎طلبان به خاطر ارتباط نزدیک او با رؤسای جمهوری کشورهای چپگرای آمریکای لاتین و رفت و آمد با اورتگا و چاوز و مورالس و سرمایه‌گذاری گسترده در ونزوئلا انتقادات زیادی به او می‎کردند. امروز همان‌هایی که احمدی‌نژاد را به باد انتقاد می‎گرفتند خودشان حالا از دولت نیکلاس مادورو حمایت می‎کنند که معاون چاوز بود و بعد از مرگ او جانشین‌اش شد. تحلیل شما از این دوگانگی چیست؟

-فکر می‎کنم در حال حاضر سیاست خارجی اصلاح‎طلب‎ها حمایت از ونزوئلا یا گرایش به سمت آمریکای لاتین نیست، مسئله این است که اتفاقاتی که در ونزوئلا می‎افتد عملاً به براندازان کمک می‎کند و آنها از این زاویه است که از اتفاقات ونزوئلا خوشحال نیستند. در نتیجه ترجیح می‌دهند مادورو بماند. همانطور که اخیراً حسن روحانی از سفیر مادورو به تهران استقبال کرد و خیلی قاطعانه گفت از او حمایت می‌کنیم. چون می‌دانند اگر در ونزوئلا رژیم تغییر کند این یک انرژی به براندازان ایران تزریق می‌کند، همین الان که هنوز تغییری نکرده این اتفاق افتاده است. در واقع اگر دموکراسی‎خواهان ونزوئلا قدرت را از دولت نامشروع مادورو بگیرند و پیروز شوند ضربه بزرگی است به اصلاح‎طلبان که استمرار وضع موجود در ایران را می‎خواهند.

-یعنی محمدجواد ظریف یا حسن روحانی به عنوان دولتمردانی که پایگاه سیاسی و اجتماعی آنها اصلاح‌‏طلبان‌ هستند فقط تظاهر به حمایت از مادورو می‎کنند و تریبون تبلیغاتی نظام‌اند؟

-ببینید، ظریف وزیر خارجه اصلاح‎طلبان نیست، وزیر خارجه نظام و علی خامنه‎ای است و موضعی کهاو می‎گیرد همان چیزی است که خامنه‎ای می‎خواهد.

– روحانی هم همینطور؟

– به نظرم روحانی زیاد توجهی به مسئله نظام ندارد و مسائل شخصی خودش را در نظر می‎گیرد. روحانی بدون جمهوری اسلامی تعریف نمی‎شود و در داخل نظام است که می‎تواند پله‌های ترقی را طی کند. او فردی است که  معلوم نیست تحصیلات‌اش را درست انجام داده یا نه و در چهل سال گذشته پله‌های قدرت را یکی یکی طی کرده، سال‌ها در امنیتی‎ترین نهاد جمهوری اسلامی مسئولیت داشته و امروز رئیس جمهور است، امید این را هم دارد که بعد از مرگ خامنه‎ای رهبر شود یا دست‌کم جایگاه خودش را حفظ کند. در واقع روحانی به دنبال تثبیت جایگاه خودش در قدرت است. او هم مثل اصلاح‎طلب‎ها معتقد است اگر اتفاقات ونزوئلا به نوعی بر سیاست ایران تاثیر بگذارد و تغییری رخ دهد خودش هم ماندنی نیست. اما آنچه ظریف می‌گوید سیاست‎های رسمی جمهوری اسلامی است.

دیدار روحانی و مادورو در تهران، آبان ۱۳۹۵

-می‌توانیم بگوییم هر دو آنها به خاطر منافع جمهوری اسلامی در تحولات ونزوئلا جانب مادورو را گرفته‌اند؟

-مسئله آ‎ن‌ها حفظ نظام است، اما هر کدام از زاویه‌ی منافع خودشان.

-در دوران احمدی‌نژاد سرمایه‌گذاری زیادی در ونزوئلا شد از مسکن تا نیروگاه که بعد از او هم ادامه پیدا کرد. منافع ملی ایجاب می‎کند در چنین شرایطی جمهوری اسلامی موضعی را اتخاذ کند که اگر مادورو سقوط کرد و خوان گوائیدو روی کار آمد دست‌کم منافع کشور را در آنجا حفظ کند. آیا موضع رسمی رژیم درباره رویدادهای ونزوئلا به به نفع ایران است؟

– حتماً این منافع آسیب می‎بیند، منتها از زاویه‎ای دیگر به این ماجرا نگاه کنیم که جمهوری اسلامی کجا منفعت ملی را در نظر گرفته که حالا بخواهد در آمریکای لاتین و ونزوئلا در نظر بگیرد؟! کل مسئله جمهوری اسلامی در آمریکای جنوبی سودجویی برای نظام است. آمریکای لاتین منطقه‎ای است مناسب برای قاچاق مواد مخدر. در دولت اوباما جلوی انتشار پرونده‎ای بزرگ از قاچاق مواد مخدر که حزب‌الله در آن دست داشت گرفته شد و وزارت دادگستری ترامپ پیگیری آن را از سر گرفت. حدود یک سال و نیم قبل گزارش آن در پلیتیکو منتشر شد. حتی معامله ماشین‌های دست دوم را وسیله قرار داده بودند تا بتوانند از این طریق پولشویی کنند؛ شبکه‌ی بزرگی که یک سرش در آفریقا بود و سر دیگرش در اروپا.

مسئله اصلی جمهوری اسلامی در ونزوئلا پولشویی است. پرونده مهمتر در مورد بازداشت علی صدرهاشمی‌نژاد پسر محمد صدرهاشمی‌نژاد بود و هلدینگ استراتوس بود. آنها به اسم خانه‎سازی در ونزوئلا پول‌ها را وارد سیستم مالی آمریکا می‎کردند که هم تحریم‌ها را نقض می‎کردند و هم پولشویی می‌کردند.

در واقع خیلی تفاوتی ندارد که اصلاح‎طلب سر کار باشد یا اصولگرا، چون پولشویی برای آنها از هر چیزی مهمتر است. مخصوصاً با این تحریم‌ها دنبال آن هستند که بتوانند از طریق آمریکایی جنوبی به سیستم‎های مالی آمریکا دسترسی پیدا کنند چون از طریق اروپا خیلی سخت‌تر شده اما سیستم مالی فاسد آمریکای جنوبی این فضا را برای آنها فراهم می‌کند. مسئله ونزوئلا فراتر از جناح‌بندی‌های داخلی ایران است و مهم فرصت پولشویی در آن کشور است.

-‎تا پیش از آنکه گوائیدو خود را به عنوان رئیس جمهوری موقت اعلام نکرده بود، آمریکایی‌ها حمایت علنی از او نمی‌کردند اما با حضور جمعیت گسترده معترضان وضعیت تغییر کرد. فکر می‎کنید حضور گسترده مردم ونزوئلا و به تعبیری «میدان میلیونی» بر حمایت‎های بین‎المللی از گوائیدو تاثیر داشت یا اینکه اعلام ریاست جمهوری موقت برنامه‎ریزی شده بود و بعد از آن مردم به صورت انبوه به خیابان آمدند؟

– به نظرم هر دو حالت بود. در واقع این رویداد سازماندهی شده بود و همه گام‌ها و مراحل آن از قبل برنامه‎ریزی شده بود، از جمله اینکه گوائیدو سوگند ریاست جمهوری موقت را بخورد و آمریکا هم بلافاصله به رسمیت بشناسد. یک هفته قبل از آن در رسانه‎های آمریکا در باره‏‌ی تحولات ونزوئلا مرتب صحبت می‎شد؛ در مورد تظاهرات، در این مورد که آمریکا گوائیدو را قرار است به رسمیت بشناسد و… روزی هم که تظاهرات شد یک روز ملی و مناسبت آن سالروز سقوط دیکتاتور سابق این کشور «مارکوس پرز خیمنز» بود. به نظرم وقتی مردم ونزوئلا خود را برای یک تظاهرات بزرگ آماده می‎کردند همزمان نمایندگان آنها با آمریکا در حال مذاکره بودند تا حمایت آنها را قبل از تظاهرات داشته باشند. اهمیت این موضوع در آن بود که هشدارهای دولت آمریکا در بالاترین و همچنین دولت‎های آمریکای جنوبی این فشار را از قبل وارد کرده بودند تا در روز ۲۳ ژانویه وقتی مردم به خیابان‎ها می‎آیند مادورو نتواند دست به سرکوب شدید مردم بزند و گوائیدو را بازداشت یا حصر خانگی کند.

از طرفی اگر مردم با آن جمعیت به خیابان نمی‎آمدند دست دولت آمریکا باز نبود که بتواند گوائیدو را به رسمیت بشناسد و نمی‎توانست از متحدین خودش بخواهد که او را به رسمیت بشناسند. در واقع حضور میلیونی مردم تعیین‌کننده‎تر بود چون آنها بودند که این فرصت را برای حمایت بین‌‏المللی از رهبر مخالفان ایجاد کردند.

میدان میلیونی کاراکاس ۲۳ ژانویه ۲۰۱۹

-اینکه اپوزیسیون ونزوئلا داخل کشور بود کار را برای مخالفان مادورو راحت‎تر نکرده بود؟

-قطعاً این نقطه قوت آنهاست. فراموش نکنیم که گوائیدو فقط رهبر اپوزیسیون نیست بلکه رئیس پارلمان کشور هم هست.

-در واقع حمایت بخشی از حکومت را هم دارد…

– بله، او علاوه بر مشروعیت مردمی، سمت سیاسی هم دارد و این کار را برای مخالفان مادورو راحت‌تر می‎‌کند. ما ضمن اینکه سعی می‌کنیم اتفاقات ونزوئلا را وصل کنیم به رویدادهای ایران باید این را هم توجه داشته باشیم که اینطور نیست که هر چه در این کشور اتفاق می‌افتد قرار  است عینا در ایران هم روی دهد! همین حضور اپوزیسیون ونزوئلا در داخل این کشور موقعیتی است که ما در حال حاضر در  ایران نداریم.

– اپوزیسیون جمهوری اسلامی عمدتا بیرون کشور مستقر است و گروه‎های مخالف در داخل هستند امکانی برای فعالیت سیاسی ندارند. البته اگر شرایط ایران در دوران گذار به مرحله‎ی کنونی ونزوئلا برسد، ریزش‎ درون حکومت بیشتر و پیوستن مردم به مخالفان نیز گسترده‌تر خواهد شد. برای رسیدن به این مرحله چه کارهایی می‎شود کرد؟ 

-کار سخت است…

-… البته اگر فکر می‎کنید صورت مسئله اشتباه است لطفاً تصحیح کنید…

-…ما نمی‎توانیم چهره‎ای مثل گوائیدو داخل حکومت ایران داشته باشیم…

-منظورم داشتن فردی مانند گوائیدو در جمهوری اسلامی نیست. سوال را طور دیگری مطرح می‌کنم. منظور این است که اپوزیسیون نیروهای خود را در دستگاه و نهادهای حکومتی تقویت کند. مثلاً احمد جنتی از گروهی درون نظام انتقاد می‎کند که قصدشان مذاکره با آمریکاست. اینکه چنین گروه‎هایی درون حکومت هستند آیا می‌شود این احتمال را داد افرادی هم هستند که در صورت فراهم شدن شرایط، با اپوزیسیون همکاری کنند؟

-جنتی احتمالاً در مورد ظریف و روحانی صحبت می‎کند. متحدین ما درون ایران آنهایی نیستند که بخواهند با آمریکا مذاکره کنند؛ اتفاقا آنها رقیب و مخالف براندازان هستند! چون اگر آمریکا به دنبال کسانی درون جمهوری اسلامی باشد که تمایل به مذاکره با آمریکا داشته باشند و این را بتوانند عملی کنند آنوقت احتمال اینکه دولت ترامپ هم مثل اوباما با آنها پای میز مذاکره بنشیند هست و احتمال اینکه امتیاز بدهد و بگیرد زیاد است. اما کسانی هستند داخل ایران در بین نیروهای نظامی و سیاسی که خواهان رفتن جمهوری اسلامی هستند که این افراد می‎توانند شناسایی شوند و با آنها همکاری شود.

-از وجود این گرایش اطلاع دارید؟

-بله، وجود دارند؛ مثلا نه الزاما در میان فرماندهان اصلی ارتش و سپاه، اما در بدنه نیروهای نظامی می‎توان این نشانه‌ها را دید. اینها از جنس کسانی هستند که نگاه سکولار دارند و معتقدند کشور برای پیشرفت باید به سمت جدایی دین و دولت و توسعه اقتصادی برود. کسانی هم هستند که دنبال محدود شدن قدرت روحانیت هستند؛ اینها می‎توانند متحدینی برای براندازان باشند چون برای آنها نیز حکومت دینی حکومت مطلوبی نیست. بخش‌هایی در داخل حکومت جمهوری اسلامی هستند که خواهان تمام شدن سیطره روحانیت هستند. به نظرم آنها نیز می‎توانند متحد براندازان باشند و شاید از دل آنها نه گوائیدو اما کسانی که بتوانند براندازان را نمایندگی کنند قابل شناسایی باشند.

– آیا چهره‎های سیاسی در جمهوری اسلامی که بتوانند همراه اپوزیسیون برانداز باشند، وجود دارند؟ چون شما بیشتر روی نظامی‎ها متمرکز شدید. در بیانیه فرشگرد نیز بر پیوستن و جذب نیروهای نظامی تاکید شده. شاهزاده رضا پهلوی هم بارها از نظامی‎ها خواسته در صف مردم باشند. آیا در شرایط فعلی نقش و تأثیر نظامی‎ها در تحولات مهمتر از چهره‌های سیاسی‎ است؟

-البته من فقط سیاسی و نظامی هم نمی‏‌بینم، حتی کسانی را در بدنه اقتصادی حکومت می‏‌بینم که وجودشان ضروری است و باید آنها را جذب کنیم. اتفاقاً از بدنه اقتصادی حکومت افراد را راحت‌تر می‎شود جذب کرد چون خیلی ایدئولوژیک نیستند و برای آنها کسب و کار اهمیت دارد ولی اهمیت نظامی‎ها خیلی بالاست چون در نهایت وقتی میدان میلیونی شکل می‎گیرد و مردم مستقیم با آنها رو در رو می‎شوند، نیروی سرکوب‌ به شمار می‌روند. ساختار نظامی، فرماندهی و فرمانبری است. ما باید بتوانیم روی تمرد کردن فرمانبرها کار کنیم، اما اگر بتوانیم از بین فرماندهان کسانی را پیدا کنیم که دستور سرکوب ندهند نقش مهمی را ایفا خواهند کرد.

یگان‌های امنیتی ونزوئلا، مشابه گردان‎های موتور سنگین سپاه و بسیج معترضان را سرکوب می‌کنند

-به نظر می‌رسد در میان مقامات کشوری و لشکری جمهوری اسلامی، گرایش «روسوفیل» وجود دارد. اپوزیسیون جمهوری اسلامی اما عمدتا «روس‌ستیز» است و به شدت مخالف پوتین و سیاست‌های روسیه. اگر اپوزیسیون بتواند به روس‎ها این پیام را برساند که در راستای منافع ملی و اصول دیپلماتیک و حسن همجواری حرکت می‌کند، می‌تواند در براندازی جمهوری اسلامی موثر باشد؟ به ویژه در شرایط کنونی که شکاف‎ بین رژیم ایران و روسیه بسیار عمیق شده؟

-ما در فرشگرد نگاه‌مان روس‌ستیزانه نیست. شاید در بعضی مصاحبه گفته‌ام که برنامه‌ما این است که با همه دولت‎ها رابطه داشته باشیم…

-… آیا وجود «روس‌ستیزی» را در اپوزیسیون جمهوری اسلامی می‎پذیرید؟

-… نمی‎توانم بگویم روس‎‌ستیزی، اما بعضی‌ها روسیه را به چشم دشمن نگاه می‎کنند. شاید فکر می‎کنند به هیچ عنوان نباید به آنها نزدیک شد و مذاکره کرد. یا حتی تهدید می‎کنند که جمهوری اسلامی برود پای روسیه را قطع می‎کنیم! اینها خطرناک است و سازنده نیست. اپوزیسیون باهوش و ملی باید بنشیند و از همین الان با همه کسانی که پشت حکومت هستند مذاکره کند. فکر می‎کنم اتفاقاً کار بزرگی که باید در اپوزیسیون پیش ببریم این است که پیام به روسیه و چین که پشت حکومت‌اند بفرستیم که در صورت براندازی جمهوری اسلامی قرار نیست رابطه با آنها قطع شود یا قراردادهایی که بر اساس منافع دوجانبه باشد لغو و منتفی گردد.

ایران آینده بر اساس منافع ملی ایرانیان، هم با روسیه و چین و هم با کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا و آمریکا مناسبات عادی و بر اساس حقوق و احترام متقابل خواهد داشت. از آن زاویه که گفتید روس‎ها در میان مقامات کشوری و لشکری پایگاه دارند، اگر واقعاً اینطور باشد، پیام دادن اپوزیسیون به روس‎ها می‎تواند کمک کند.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=145464

6 دیدگاه‌

  1. ناشناس

    قطعا پیام دادن اپوزیسیون به روس‎ها می‎تواند کمک کند و در فرشگرد هم نگاه‌ ها روس‌ستیزانه نیست بنابر این هر چه سریع تر
    فرشگرد باید در مورد ارسال پیام به روس ها و نیز چین اقدام کند. مقطع فعلی بهترین زمان برای انجام این کار و ارسال پیام ادامه روابط دوستانه در آینده است.

  2. فرزاد نوروزخانی

    در رابطه با نظر «ناشناس»: درست می فرمایید؛ وقتش داره کم کم میرسه، و روسیه زودتر از آنچه دوستان چپی تصور مینمایند، پشت کلیت و تمامیت جمهوری فقیه رو خالی خواهد نمود..! چهارشنبه گذشته، هنگام کوبیدن مواضع سپاه قدس و یارانش بوسیله بمب افکن های قول پیکر روسی هیچ یک از مسئولین روسی در سوریه برای چندین ساعت قابل دسترسی نبود و پس از اون هم پاسخهای سربالا و نا مفهوم میدادند. به قول سردار دادرس در موردی دیگر: «عجب نامردند!»

  3. پويا

    آقاى امیر حسین اعتمادى اندک اندک به یک سیاستمدار بسیار شایسته تبدیل مى شود.
    با این روند، فرشگرد روز بروز رشد مى کند و من امیدوارم که مسئولیت هاى مهمى را در گذار انجام دهد.
    از روزى که خمینى متوجه شد که بدون داشتن توانایى مالى افرادش، نمى تواند قدرت سیاسى برتر را در دستان خود نگه دارد.
    خمینى فسادهاى مالى را که اکنون به این مرحله رسیده است، هدایت کرده است و همه حتى اصلاح طلبان درگیر چنین فساد گسترده اى هستند.
    سپس این پول هاى کثیف براى در امان ماندن به خارج از کشور انتقال یافته است.
    بنظر مى رسد برنامه اى قوى براى پس از جمهورى اسلامى و حتى بازگشت پس از حذف نظام در سطوح بالاى نظام وجود دارد.
    کشورهایى چون ونزوئلا از این جهت براى جمهورى اسلامى مهم هستند.

  4. ناشناس

    اشخاص وابسته و خائن و وطن فروش در ایران فردا سهمی در قدرت نخواهند داشت.

  5. پیروز

    مخالفان درون و برون مرزی جمهوری اسلامی و یا همان خلافت آخوندی، بدلیل بیگانه پرستی و پشتیبانی توده ایها و چپ استالینی و اسلامی با پیشینه ۷۰ – ۸۰ ساله از شوروی سابق و رو سیه امروز است که دوستی با روسیه را نفی میکنند وگرنه هر آگاه از تاریخ میداند که روسها و انگلیسها بودند که ایران را برای منافع خود به دو بخش شمالی و جنوبی بین خود تقسیم کردند.
    و فردا پس از رهایی از خلافت آخوندی میبایست ایران آینده بر اساس منافع ملی ایرانیان، چون پیش از فتنه اسلامی ، هم با روسیه و چین و هم با کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا و آمریکا مناسبات عادی و بر اساس حقوق و احترام متقابل داشته باشد.

  6. Surena

    Venezuela emrooz yek aazeh-maa-yesih-guhaah baraayeh paak-sazi-e Iran az shar-eh Akhondhaa jaani va vatan foroosh, az jomleh Akhond Khamenei inn daghakeh ajnabist r

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):