کتاب «خدای عزیز! لطفا آزادی را به ایران بیاور» اثر مشترک مهنوش بختیاری (فعال حقوق بشر ساکن سوئد) و رندی نوبل (فعال حقوق بشر در امور ایران) در کشور آمریکا اوایل سال جاری میلادی منتشر شد.

کتاب به زبان انگلیسی و درباره موارد نقض حقوق بشر و آزادی بیان و اندیشه در ایران امروز است. بختیاری و نوبل داستان زندگی و مشکلات شخصیت‌هایی که با مشکل نقض حقوق بشر در ایران مواجه شده‌اند را روایت کرده‌اند. آزاده کریمی با مهنوش بختیاری درباره این کتاب گفتگو کرده است.

لینک مستقیم به ویدئو

17 دیدگاه‌

  1. ماکان

    کمی تحمل کن که خوشحالی در راه است .

  2. ١٣

    تیتر کتاب مایوس کننده است و توضیح خانم بختیارى کافى نبود
    خداى عزیز شما قادر نیست خوشبختى را براى مردم ببارود چه برسه به ازادى
    (شاید منظور این خانم هـمان ازادى یواشکى است ووووووووو ) 👎🏿

  3. پويا مهرفر

    ١-
    فرهنگ ایرانى مانند هر فرهنگ دیگرى دو ویژگى دارد:
    متفاوت از بقیه است
    نقاط قوت و نقاط ضعف دارد
    ویژگى هاى اصلى فرهنگ ایرانى مهربان بودن و شاد بودن است. از این رو این فرهنگ سلاح دفاع از مردمان خود را بطور طبیعى ندارد.
    ضعف فرهنگ ایرانى فعلاً مورد بحث ما نیست.
    من عاشق این فرهنگ هستم.
    در خانواده مذهبى مسلمان من سخنى معروف بود:
    کشتن یک فرد کشتن یک ملت است.
    مادر من چادرى سفت و سختى بود. در خانه ما پر از دعا و قرآن بود.
    او بسیار مهربان بودند حتى براى مردن بیکینى هاى کنار دریا مى گریست.
    آنان با وجودیکه با خمینى درگیر نشدند، هیچگاه از طرف خمینى ها پذیرفته نشدند.
    ایراد آنان از طرف فاشیست هاى خمینى مهربانى و دوستى با همه مردم بود.

  4. پويا مهرفر

    ٢-
    اسلام مانند هر اعتقاد و دینى دو بعد اصلى داشت:
    بعد اعتقادى داشت
    بعد فرهنگى داشت
    ما در علم مواد در مورد رنگ ها یک قانون علمى داریم:
    یک رنگ در بسترهاى متفاوت فام متفاوتى دارد.
    ایرانیان مذهب اسلام را بهر صورتى که پذیرفته بودند، بدلیل تناقض شدید فرهنگ محلى عربستانى با فرهنگ ایرانى، هیچگاه با این فرهنگ کنار نیامدند.
    ایرانیان در طول تاریخ همواره با بعد فرهنگى دین اسلام عربستانى جنگیده اند و آن را تا جائى که ممکن بود با فرهنگ خود سازگار ساخته اند. ما مسلمانانى چون بوعلى داریم، چون حافظ و سعدى داریم. این ها قبل از این که مسلمان باشند ایرانى هستند. وجهى که آنان را به این مقام رسانده است فرهنگ ایرانى است.

  5. پويا مهرفر

    ٣-
    من فردى را که از دایره مردم عادى بیرون میزند و با دریافت اطلاعات و تئورى ها با کتاب و شنیدن آشنا مى شود، بطور کلى در طبقه روشنفکر قرار مى دهم.
    روشنفکر بدین معنى دنبال ناب بودن است. چه کمونیست باشد، چه اسلامى باشد و چه ایران گرا باشد.
    روشنفکر اسلامى همواره با این استحاله فرهنگى دین اسلام توسط ایرانیان جنگیده است و طرفدار بازگشت به اسلام ناب محمدى است.
    من یک نظریه کلى دارم:
    علوم سیاسى و اجتماعى با وجود پیشرفت بسیار هنوز بلوغ نیافته اند. از این رو این علوم از علومى مانند فیزیک و شیمى متفاوت دیده مى شوند. از نظر من این درست نیست. قوانین علوم فراگیر است. جهان ما هنوز وارد این مرحله از توسعه علم نشده است.

  6. ناشناس

    ۴-
    ما مى توانیم با قوانین علمى تصویر درست ترى از تاریخ، فلسفه، روانشناسى، سیاست و زمینه هاى دیگر علوم اجتماعى ارائه کنیم و اختلافات زیادى را که صرفاً از نظریه پردازى هاى ذهنى است کاهش دهیم.
    متاسفانه دلایل متعدد موجب عدم موفقیت در ارائه و به بلوغ رساندن این نظریه است.
    نتیجه گیرى از این مقدمه این است که افرادى که با اسلام مى جنگندند دچار خطا هستند. حتى در جهان پیشرفته دین کاربرد دارد و سازو کار جهانى هنوز نتوانسته است جایگزینى براى دین ارائه کند.
    نکته مهم این که در جهان امروز جایگزینى براى دین وجود ندارد.
    روشنفکرانى که مى کوشند با اعتقاد مردم عادى مبارزه کنند، راه سختى را برگزیده اند که زمانش هنوز حتى در جهان غرب نرسیده است.
    آنان روشنفکرند، دنبال ناب ترین ها.

  7. پويا مهرفر

    ۵-
    سیاستمداران دنبال روشى براى رسیدن به اهداف نزدیک خود با نگاهى به اهداف دور هستند. آنان با باور مردم نمى جنگند. آنان همراه مردم مى شوند، تا آنان را با خود هم مسیر کنند.
    اشتباهى که اپوزسیون سال ها درگیر آن بوده است و خمینى را تنها وجه دین اسلام دانسته و تلاش کرده است تا این مسئله را ثابت کند و در حقیقت در زمین خمینى بازى کند، کارى که آگاه و با ناآگاه شاهنشاهان فقید پهلوى نکردند.
    مردم سیاسى نیستند. مردم سرباز شما نیستند. مردم دنبال زندگى ساده خود هستند. مردم را باور کنید تا راه موفقیت برایتان باز شود.

  8. ضد انقلاب - 1

    یک برداشت ( شاید سطحی) از اوضاع و احوال نیروهای مبارزاتی و حاکم بر ایران :
    – (سلطنت طلبان و پادشاهی )- با سابقه و عقبه درخشان تاریخی که مجموعا بر لس انجلس و بیشتر افراد خارج رفته حاکم هستند و از اوضاع واقعی مملکت و مردم گرفتار کم اطلاع و البته قدری هم طلبکار !
    – ( ملیون و جبهه ملی ) – با خوشنامی رهبران سابق خود در نزد مردم که همچون اسب عصاری به خود مشغولند و در حصار چند نفره خود درگیر هستند . همچون چند دهه گذشته بی ضرر و کم خاصیت !
    – ( مجاهدین خلق ) – منسجم ترین و تشکیلاتی ترین مخالف ملاها و با تحمل بیشترین خسارت و ضربه که همچون سالهای قبل از طیف سلطنت طلبها گرفته تا اخوندها و پاسدارها همگی در مخالفت با انها هم صدا هستند .
    این نقل و گفته را قبول دارید ؟

  9. - 2

    – ( اصلاح طلبان ) – از رفسن جانی خفه شده تا روباه بنفش اخته شده از موسوی حصر شده تا خاتمی عزلت نشین و از تئوریسینهای قالتاق چون حجاریان و اقاجری و علوی تبار و تاجزاده و نبوی و …..که فعلاهمگی برای سر کار گذاشتن مجدد مردم وا مانده اند !
    – ( اصو الگرایان ) – حاکم بر ایران با شمشیر ولایت فقیه از اتحاد حوزه های علمیه و موتلفه بازار و سپاه و کارتلهای مالی و….سید علی گدا خامنه ای بعنوان رهبر حاکم که قبلا الگوی پیشرفت جمهوری اسلامی را برای پنجاه سال اینده تدوین نموده است و میگویند طی روزهای اینده هم در این زمینه و به مناسبت چل چلی حکومتش بیانیه مهمی را ایراد خواهد نمود .
    – بقیه گروه ها هم چون نهضت ازادی و ……به نخودی معروف میباشند .

  10. - 3

    بیشتر سخنان و گفتار های امثال اقای حسن شریعتمداری و اقای روح الله زم و اقای مانوک خدابخشیان ومحمد علی فخر اور و……..را در خارج هر هفته شنونده هستیم و تا حدودی افکار گاها درست و مواقعی هم که به جدول و خاکی میزنند را از داخل کشور دنبال میکنیم .
    ما مردم گرفتار از بیانیه ۱۲ ماده ای پمپئو و ۹ ماده ای موگرینی و وعده سرخرمن کنفرانس ورشوو هم اگاه هستیم .
    از بلاتکلیفی اوضاع احوال داخل کشور و طی ماه های اخیر از گرانی اجناس و بیکاری و تورم و ……..و تفاوت اوضاع و نگرانی حاکمان جمهوری اسلامی را هم شاهدیم .
    اما بیشتر مردم به درد چه کنم گرفتارند . مقصر اصلی کدام یک از بخشهایی است که نام بردم میباشند ؟ –
    اپوزیسیون و یا مردم ؟

    به نظر من مردم تقصیر کار اصلی هستند !

  11. 2sattar beheshti

    کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای، ضمن اعتراض به بازداشت سه تن از اعضای خود می‌نویسد که رئیس دادگاه، قاضی مقیسه، با طرح این نکته که “متهمان” خود می‌توانند از خودشان دفاع کنند، حق اعضای کانون نویسندگان برای برخورداری از وکیل را نقض کرد!!.
    پس از آن قاضی ?! مقیسه قرار تأمین را از کفالت صد میلیون تومانی برای هر یک، به وثیقه‌ یک میلیارد تومانی برای هر کدام از آنان تبدیل کرد. بدین گونه اعضای کانون به دلیل عدم امکان تأمین قرار، بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

  12. 2sattar beheshti

    رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن اعضای هیئت دبیران و بکتاش آبتین، بازرس کانون نویسندگان ایران، به احکام سنگین متهم شده‌اند.
    بار نخست، اعضای کانون به “تبلیغ علیه نظام” متهم شدند و بار دوم که پرونده از “دادسرا” به “دادگاه” رفته و بازگردانده شده بود، دو اتهام سنگین‌تر یعنی “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” به اتهام فوق افزوده شد!!

  13. منصور

    اَی ای آزادی…
    اگر روزی به سرزمین ما رسیدی
    در قالب پیر مردی سیاهپوش
    با ریش سپید و عبای سیاه
    با لهجه ای غریب و فرهنگی
    عرب و چشمانی سرد نیا!
    برایمان از مرگ نگو،
    به گورستان نرو،
    گورستان پایان است،
    نباید آغاز باشد.
    این بار توی دهان هیچ کس نزن،
    وعدهٔ تو خالی نده،
    نفت را بر سر سفره ها نیار،
    نان مان را بر سر سفره هایمان،
    باقی بگذار…
    از آب و برق مجانی نگو.
    از تلاش انسانی بگو،
    از سازندگی و آبادانی بگو،
    از تعهد کور نگو،
    از تخصص و دانش و شور بگو.
    اَی ای آزادی!
    اَی ای آزادی!
    اگر روزی به سرزمین ما رسیدی
    با شادی بیا،
    با شادی بیا،
    با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا،
    با آواز و موسیقی و رنگ بیا،
    با تفنگهای بزرگ،
    در دست کودکان کوچک نیا،
    با گل و بوسه و کتاب بیا.

  14. منصور


    با گل و بوسه و کتاب بیا.
    از تقوا و جنگ و شهادت نگو،
    از انسانیت و صلح و شهامت بگو،
    برایمان از زندگی بگو،
    از پنجره های باز بگو،
    دلهای ما را با نسیم آشتی بده،
    با دوستی و عشق آشنایمان کن،
    به ما شأن انسانی بودن را بیاموز،..
    به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم،..
    چگونه مردن را
    به وقت خود خواهیم آموخت…
    ای آزادی!
    ای آزادی!
    اگر به سرزمین ما رسیدی،
    بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار،
    مهرت را در دلهای ما بیفکن
    تا آزادگی در درون ما بجوشد،
    و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم،
    با هر نفس یادمان بماند
    که تو از نفس عزیزتری!!!
    تا بدانیم که آزادی
    یک نعمت نیست،
    یک مسئولیت است.

  15. منصور


    به ما بیاموز که داشتن و
    نگاه تو آسان نیست.
    ما را با خودت آشنا کن
    ما از تو چیز زیادی نمی دانیم
    ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم
    ای نا دیده ترین!
    ای نا دیده ترین!
    تا در حافظه کند تاریخ
    نگذاریم تو را از ما بدزدند،
    آخر می دانی؟
    آخر می دانی؟
    بهای قدمهای تو بر این خاک
    خونهای خوب ترین فرزندان
    این سرزمین بوده است.
    بهای تو.
    سنگین ترین بهای دنیاست.
    ما به وسعت یک تاریخ
    از تو محروم مانده ایم
    هان! ای آزادی،
    اگر به سرزمین ما آمدی،
    با آگاهی بیا.
    اگر به سرزمین ما آمدی،
    با آگاهی بیا.
    تا بر دروازه های این شهر
    تو را با شمشیر گردن نزنیم،
    پس این بار
    پس این بار
    با آگاهی بیا
    با آگاهی بیا…

  16. بهرنگ

    کتاب «خدای عزیز! لطفا آزادی را به ایران بیاور» از همان عنوان ان دچار مشکل است. خدای عزیز بنا نیست که آزادی را به ایران بیاورد. اگر خدا خودش نظام جمهوری اسلامی را درست کرده بود، میتوانست خودش هم آنرا بردارد. مشکل دوم اینست که آزادی را نمیدهند، آنرا باید گرفت. آزادی ایران را خدا نگرفته که خدا آنرا پس بدهد. نماینده های خدا مطمئن باشید که خود خدا نیستند. بنابراین حرف اصلی اینست که ما چگونه میتوانیم آزادی را کسب کنیم هم برای خودمان و هم برای کل جامعه. بهتر است که پای خدا را این وسط زیاد میان نکشیم.

  17. ALI

    dastha ru be asemun dar wage taslim shodane.in farhange akhunde ,khodaye ma iraniha khabe khabe

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):