ایران نوین، قطب تجارت جهانی در منطقه؛ آیا عملی است؟

پنج شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ برابر با ۱۴ مارس ۲۰۱۹


مسعود راد – این نوشته پیشنهاد می‌کند که با استفاده از مهمترین مزیت اقتصادی، یعنی تجارت آزاد، می‌توان به جامعه‌ای کارا و ثروتمند که در خور مردم ایران است رسید. جمهوری اسلامی امروز در جهت عکس این روند و مخالف منافع ملی مردم ایران حرکت می‌کند. داشتن یک برنامه اقتصادی جامع برای گذار از این وضعیت ضروری است و نیاز به مشارکت اهل نظر دارد.

چهارراه بی‌همتای اقتصاد

ایران در مرکز چهارراه اقتصادی یگانه‌ای قرار گرفته که شرق و غرب و شمال و جنوب آسیا را به هم پیوند می‌دهد. بازرگانان ایرانی همواره در طول تاریخ از این امتیاز بزرگ بهره برده و کسب و کار خود را در گوشه و کنار منطقه توسعه داده‌اند. نقش تجارت در اقتصاد ایران همواره برجسته بوده به نحوی که شاید بتوان گفت بازرگانی با خون ایرانیان عجین شده و آن را تبدیل به بزرگترین «مزیت نسبی» ما کرده است.

قوانین محدودکننده و انحصار اقتصادی

اما قوانین محدودکننده باعث شده این برتری اقتصادی که می‌توانست موجب بهروزی ایرانیان شود تنها در اختیار وابستگان به قدرت قرارگیرد و همه قشرهای مردم نتوانند از این امتیاز مشترک به سهم خود بهره‌مند شوند.

محدودیت‌های واردات و صادرات و پیچیدگی قوانین و مقررات مالیاتی و گمرکی باعث بروز انحصارات اقتصادی شده و فقط دست وابستگان به قدرت را برای کسب درآمد باز می‌گذارند. شبکه‌های تجاری که لازمه‌ی توزیع سریع و ارزان کالا هستند به شبکه‌های دلالی بدل شده‌اند و بدون آنکه ارزشی اضافی در کالا ایجاد کنند موجب احتکار و تورم و در نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌شوند.

رفع انحصارها تنها با ایجاد شرایط رقابت و فعالیت سالم و آزاد برای همه امکانپذیر است. بجای سخت و پیچیده کردن مقررات مالیاتی و گمرکی، اگر درها را باز بگذاریم و ترانزیت کالا و خدمات را آزاد کنیم، به مردم عادی نیز فرصت می‌دهیم که کسب و کار خود را توسعه دهند و رشد کنند. این کار در نتیجه می‌تواند موجب رونق اقتصادی، افزایش اشتغال و بالا رفتن درآمدهای عمومی در جامعه شود.

ضرورت آزادی اقتصادی

به همان شکل که محدود کردن اقتصاد باعث ایجاد انحصار و در نتیجه فساد می‌گردد، آزاد کردن اقتصاد، سود و ثروت را بطور نسبی عادلانه و متناسب با ارزش کاری هر فعال اقتصادی توزیع می‌کند. فعالیت اقتصادی که با آزاد کردن ترانزیت کالا و خدمات ایجاد می‌شود به توزیع عادلانه فرصت‌ها در جامعه کمک می‌کند و اجازه می‌دهد همه بتوانند از استعداد و امکانات خود بهره بگیرند. یک جامعه آزاد و ثروتمند بهتر می‌تواند از قشرهای آسیب‌پذیر خود حمایت کند.

نقش آزاد کردن تبادل کالا و خدمات در رشد تولید داخلی نیز چشمگیر است چون بدون داشتن بازار فروش، تولید بی‌معنی است. شبکه بازرگانی که به خاطر ترانزیت آزاد کالا ایجاد می‌شود تولیدکنندگان داخلی را برای فروش کالاهای خود به شبکه بازرگانی جهانی متصل می‌کند. بعلاوه اینکه از همین راه به بهترین و با صرفه‌ترین مواد اولیه تولیدی دست می‌یابند و می‌توانند کالای ایرانی را با کیفیت بالا و بهترین قیمت در اختیار خریداران داخلی و جهانی قرار دهند.

مالیات

مالیات بر درآمد حاصل از افزایش درآمدها می‌تواند با برنامه‌ریزی مناسب به مهمترین منبع مالی دولت تبدیل گردد و کشور را به آرزوی دیرینه «اقتصاد بدون نفت» نزدیک کند. دولت در مقابل وظیفه پیدا می‌کند به دولتی مثبت، کوچک و کارا تبدیل شود و تامین فضای مورد نیاز فعالان اقتصادی را سرلوحه اهداف خود قرار دهد.

ترانزیت

ترانزیت آزاد کالا و خدمات به زیرساخت‌های جدید و فراوان نیازمند است تا حمل و نقل کالا را تسهیل کند. دولت کارا می‌تواند پول نفت را بجای پرداخت هزینه‌های جاری صرف ساخت بزرگراه‌های امن و عریض، خطوط راه‌آهن سریع و ارزان‌قیمت، بنادر و فرودگاه‌های مدرن، و شبکه‌های ارتباطی کم‌هزینه و کارا کند.

دولت خدمتگزار

اقتصاد آزاد به دولتی نیاز دارد که هدفش نه فرمانروایی، بلکه خدمت به مردم است. به خاطر نقشی که دولت در مدیریت و برنامه‌ریزی فعالیت‌های اقتصادی پیدا می‌کند، لازم است خود دولت از انجام فعالیت‌های رایج اقتصادی منع گردد. تنها در شرایط نادر دولت اجازه می‌یابد بطور محدود و موقت به تامین کالا و خدمات مورد نیاز جامعه بپردازد و در همان حال بازار مناسب را برای مشارکت عموم در آن زمینه فراهم کند. این روش کمک می‌کند امکان رقابت همگون و سالم در جامعه فراهم شود.

محیط سالم و ایجاد اعتماد

اقتصاد سالم تنها در محیطی سالم می‌تواند رشد کند و جامعه را به رفاه برساند. بدیهی است رسیدن به این جامعه آرمانی و دست‌یافتنی شرایط و نیازهای خود را طلب می‌کند. رقابت آزاد بدون وجود جوّ اعتماد در جامعه ممکن نیست و جوّ اعتماد تنها در پرتو شفافیت اطلاعات به وجود می‌آید. از این رو دولت وظیفه پیدا می‌کند تا زیرساخت‌های لازم برای مطلوب‌ترین روش‌های تولید و توزیع اطلاعات را فراهم نماید.

نظام حقوقی

روشن است که منظور از دولت، کل نظام حکومتی است. بدون داشتن قوانین روشن و نظام حقوقی عدالت‌محور داشتن دولت کارا خوش‌خیالی است. بنابراین تنها در یک نظام دموکراتیک (متکی به مبانی اعلامیه جهانی حقوق بشر) می‌توان امید داشت که قوای سه‌گانه حکومتی با هم کار کنند و قدرتمندان انحصارطلب نتوانند در جریان طبیعی شفافیت اطلاعات اخلال کنند. پس آزادی مطبوعات، رادیو و تلویزیون، و بخصوص شبکه‌های اجتماعی ضروری است.

رابطه با دیگران

طبیعی است تغییر نوع رابطه سیاسی و ایجاد موازنه مثبت با دیگر کشورها برای ترانزیت روان کالا و خدمات به- و از  آن کشورها ضروریست. این تغییر نوع رابطه سیاسی و اقتصادی طبعا به تغییر نوع رابطه اجتماعی و فرهنگی با دیگر کشورها، و بخصوص دوستی با همسایگان منجر خواهد شد. مثلا با آسان کردن صدور ویزای مسافرت به ایران برای اتباع کشورهای دیگر، هم ظرفیت‌های توریسم در کشور بالا خواهد رفت و هم در مقابل مسافرت ایرانیان به خارج تسهیل می‌شود و پاسپورت ایرانی اعتبار شایسته خود را باز خواهد یافت.

ارزش پول ملی و  استقلال نهادهای مالی

تاثیر اقتصاد کارا بر افزایش ارزش پول ملی چشمگیر است. جوّ اعتماد ایجادشده به خاطر شفافیت اطلاعات بهترین انگیزه را به کارآفرینان داخلی و خارجی خواهد داد تا سرمایه خود را در ایران به کار اندازند و باعث رونق اقتصادی کشور شوند. همین باعث می‌شود ریال ایران بتواند دوباره قدرت یابد و پول رایج منطقه شود.

استقلال نهادهای پولی و مالی از حکومت به ایجاد فضای اعتماد کمک می‌کند. لازم است بانک مرکزی و بورس اوراق بهادار کاملا از اختیار دولت خارج شده و استقلال یابند.

استفاده از نیروی عظیم کارآفرینان و نخبگان

ایران کشوری قوی و ثروتمند است که مدیریتی ضعیف و فاسد آن را به بیراهه هدایت کرده و می‌کند. ثروت اصلی ما جمع نخبگان کارآفرین و متخصصان تحصیلکرده‌ای است که نقش عمده‌ای در مدیریت جامعه امروز ایران ندارند. آنان در داخل کشور به انزوا کشیده شده و یا به خارج از کشور رانده شده‌اند. با استفاده از این نیروی عظیم می‌توان برای تغییرات پیشنهادی برنامه‌ریزی کرد و جامعه را برای بهبود ساختاری وضعیت امیدوار ساخت و به مردم انگیزه بخشید.

پتانسیل لازم برای تغییرات پیشنهادی در این نوشته کاملا در دسترس و موجود است. با مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح و سیستماتیک می‌توان امیدوار بود که این روش کسب و کار را در گوشه و کنار کشور رونق بخشد. مهاجرین و حاشیه‌نشینان به این ترتیب انگیزه برگشت به دیار خود و کمک به آبادی شهر و روستا و در نتیجه، سرزمین خود را، پیدا خواهند کرد. بخصوص رونق و آزادی تجارت در مرزها، به بهروزی اقوام و مرز‌نشینان کمک خواهد کرد تا آنان نیز بتوانند با دل شاد به ایرانی بودن خود افتخار کنند.

*مسعود راد کارشناس ارشد مدیریت و بهبود روش‌ها است.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=149624

6 دیدگاه‌

  1. بشر

    به نکات مهمی در این مقاله اشاره شده که عمدتا مربوط می شوند به نظام سیاسی و سیاستهای اقتصادی که از ملزومات پیشرفت و ادغام در فرآیند جهانی سازی و تجارت بین الملل هستند. اما بنظرم متغیرهای فرهنگی و‌اجتماعی و جغرافیای زیستی و‌ جغرافیای جمعیتی و‌ توزیع جمعیتی مهمتر هستند که بر نحوه تفکر و خلقیات و روحیات ملی هر کشوری تاثیر گذار هستند،‌مهمتر می باشند. از نظر فرهنگی ؛ واپس گرایی، گذشته گرایی، انزوا طلبی،‌خود برتر بینی متوهمانه، آرمانگرایی ،انواع تئوریهای توطئه، شارلاتانیسم فرهنگی، بیگانه ستیزی، شیعه محوری و هویت طلبی کاذب از موانع جهانی گرایی هستند. از نظر توزیع جمعیتی، اکثریت مطلق جمعیت ایران در مناطق شمالی دور از دریاهای آزاد و یا شهرهای بزرگ حاشیه کویر،

  2. بشر

    ادامه،
    که هیچگونه مزیت جغرافیایی و اقتصادی ندارند، ساکن هستند. در حالیکه مناطق کرانه ایی، اغلب کم جمعیت و از نظر آمایش سرزمینی در وضعیت نامطلوبی قرار دارند. تمرکز گرایی نیز آفت توسعه است. میزان جمعیت ساحلی و همچنین تراکم جمعیت ساحلی دریاهای آزاد، از عمده شاخصهای توسعه اقتصادی و تجارت بین الملل هستند. ایرانیان باید از اعراب جنوب خلیج فارس یاد بگیرند که کلا قید روشنفکر بازی و شارلاتانیسم فرهنگی را زده اند و با جهان در حال تعاملات مثبت هستند. کافی است شاخصهای توسعه ایی جزیره لی لی پوتی بحرین که اتفاقا فاقد نفت است با ایران مقایسه شود. امارات و قطر و عمان و عربستان که جای خود دارند.

  3. مسعود راد

    برای : بشر
    با شما موافقم که بدبینی و شارلاتانیسم فرهنگی در راه این تحول مانع ایجاد می کند، اما به نظرم وجود قوانین و مقرراتی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را مبنای خود قراردهند اعتماد جامعه را بالا میبرد و باعث خوشبینی و احترام به حقوق دیگران میشود. فکر میکنم احترام به حقوق دیگری مهمترین ضعف فرهنگی ماست که از قضا نظام حاکم آنرا بسیار تشدید کرده.
    از اظهار نظرتان سپاسگزارم

  4. ١٣

    سپاس از اقاى راد
    یکى از موانع در راه پیشرفت
    مذهـب اسلام است مثلا در کشورى که ١ ماه از سال رمضان است با این مردم رشوه گیر (تن پرور ) چطور میشه اقتصاد کارایى داشت
    ویا تعطیلات پنج شنبه و أدینه براى مسلمانان و ضرر اقتصادى ان در کشورهـاى دیگر شنبه نیمه تعطیل و یکشنبه تعطیل ووووووووومسایل دیگر که خاص کشورهـاى اسلامى است

  5. مسعود راد

    برای ١٣:
    به نظرم بخش بزرگی از فساد اجتماعی را حکومت فاسد ایجاد میکند و به آن دامن میزند. مثلا سیستم کوپنی دروغ و دزدی را در میان کاسبکاران ترویج میدهد. با آزاد گذاشتن مردم برای کسب و کار، زمینه های فساد اجتماعی و ارتشاء، و در نتیجه تن پروری در جامعه کاهش می یابد.
    نظام فاسد برای رشد خود به مرداب نیاز دارد. آزادی تجارت راه ورود آب تازه به مرداب را می گشاید و خروج گنداب را ممکن میسازد. بهترین راه مبارزه با فساد برداشتن موانعی است که به فساد امکان رشد میدهد.
    ایدئولوژی در اقتصاد آزاد نقشی ندارد. فعالیت اقتصادی جمعه و شنبه نمی شناسد. به نظرم کره جنوبی، ترکیه و امارات مثالهای خوبی در این مورد هستند.
    از توجهتان سپاسگزارم.

  6. ١٣

    یکى از مشکلات. دیگر توسعه حمل و نقل است (هـواى و زمینى و دریایى کانالهـاى ابى و رودخانه اى و زیرزمینى )

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):