زخم‌های جنگ از نگاه عکاس زنی که در افغانستان کشته شد

یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۸ برابر با ۱۴ آپریل ۲۰۱۹


بهجت امید (+عکس) در چند دهه‌ی گذشته کمتر قتل تروریستی‌ای رخ داده که دنیای سیاست و هنر را همزمان دگرگون و متاثر کرده باشد. چنین قتلی یک روز پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان نزدیک مرز این کشور به پاکستان به وقوع پیوست: روز ۴ آوریل ۲۰۱۴ هنگام برگزاری یک کارزار انتخاباتی در منطقه‌ی «خوست»، مردی که لباس نیروهای پلیس افغان را بر تن داشت، به صف خبرنگاران و عکاسان نزدیک شد و بی‌‌سر و صدا، ولی مصمم و هدفمند به سمت آنها شلیک کرد. در این حمله‌ی تروریستی، آنیا نیدرینگهاوس عکاس و خبرنگار زن آلمانی که با خبرگزاری آسوشیتدپرس همکاری داشت، کشته شد و کتی گانون روزنامه‌نگار کانادایی، یک پزشک و یک پلیس افغان نیز به شدت زخمی شدند. درمان جراحت‌های آسیب‌دیدگان، ماه‌ها به طول انجامید.

آنیا نیدرینگهاوس؛ آتن؛ ۲۰۰۴

سازمان گزارشگران بدون مرز پیش از این حمله‌ی تروریستی، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده بود که فعالیت رسانه‌ای در افغانستان با خطر جانی جدی همراه‌ است. این هشدار ولی مانع از آن نشده بود که نیدرینگهاوس از انجام وظیفه‌ی انسانی‌ای که برای خود تعیین کرده بود، طفره رود و به عکاسی در گستره‌هایی که کمتر خطر داشت، روی بیاورد. او به عنوان عکاسی سرشناس و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر در رشته‌ی بهترین عکس خبری در سال ۲۰۰۵، به اندازه‌ی کافی ثروت و شهرت به‌دست آورده بود که بتواند در این جهان پهناور بی‌دغدغه در گوشه‌ای دنج زندگی کند. ولی باور داشت که «جنگ به همه‌ی ما مربوط می‌شود، چرا که هر یک از ما در شعله‌ور شدن آتش تمام جنگ‌های خونین، سهم داریم.»

عکس‌های بیدارکننده 

موزه‌ کِتِه کُلویتس شهر کلن آلمان، به مناسبت بزرگداشت این عکاس مسئولیت‌شناس از پایان ماه مارس نمایشگاهی از آثار گوناگون او برپا کرده است. در این نمایشگاه که با عنوان «جنگجوی تصویرها» برگزار می‌شود، بیش از ۹۰ عکس قطع‌ بزرگ رنگی که برخی از آنها به امضای نیدرینگهاوس مزین است، به نمایش درآمده. این مجموعه نه تنها عکس‌هایی از جنگ‌های بالکان،‌ لیبی، عراق، پاکستان، افغانستان و سوریه را شامل می‌شود، بلکه تصاویری را نیز در برمی‌گیرد که این عکاس بشردوست از بازی‌های المپیک و چهره‌های شخصیت‌های جهانی برداشته بود. این پرتره‌ها بدون تدارک خاصی، در حاشیه‌ی گردهمایی‌های سران کشورها یا هنگام برگزاری کنفرانس‌ها گرفته شده‌اند.‌

آغاز کار

در آغاز کار،‌ نه عکس‌های نیدرینگهاوس از میدان‌های جنگ، بلکه نخستین پرتره‌های او بودند که کنجکاوی و توجه اهل فن و رسانه‌ها را برانگیختند. تصویر ویلی برانت در گردهمایی حزب سوسیال دموکرات آلمان که در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۰ در میدان آگوستوس شهر لایپزیگ برگزار شد، یکی از این عکس‌هاست که نیم‌رخ رهبر سوسیالیست‌ها را پشت تریبون، روبروی ده‌ها هزار تن از هواداران حزب در حال سخنرانی نشان می‌دهد. این عکس مانند پرتره‌های دیگر نیدرینگهاوس در شرایطی برداشته شده که او تنها چند دقیقه فرصت نزدیک‌شدن به ویلی برانت را داشته است.

در چنین وضعیتی علاوه بر امکانات و تجهیزات فنی، سرعت عمل و انتخاب زاویه‌ی دید عکاس نیز نقشی تعیین‌کننده بازی می‌کند. نیدرینگهاوس در این سال تنها ۲۵ سال داشت و تحصیل در دانشگاه را برای پیگیری شغل ایده‌آلش عکاسی ترک کرده بود. او درباره‌ی شرایط کاری خود در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ می‌گوید: «در این سال‌ها من با دوربین دستی کار می‌کردم و همیشه چمدانی همراه داشتم که در آن وسایل کار و چیزهایی مثل مواد شیمیایی برای ظاهر‌کردن فیلم را در آن جا می‌دادم. از آنجا که می‌ترسیدم مواد مورد نیازم کافی نباشد و کارم ناتمام بماند، همیشه چمدان را پر می‌کردم و همه‌جا به کول می‌کشیدم. فکر می‌کنم من در آن دوره به تمام گوشه‌ و کنارهای حمام‌های هتل‌های اروپا وارد شده بودم. چون می‌توانستم آن اتاقک‌های نمور را در عرض چند دقیقه به تاریکخانه‌‌ای مجهز تبدیل ‌کنم.»

اولین عکس از میدان جنگ

نخستین گزارش تصویری نیدرینگهاوس که به درگیری‌های سارایوو مربوط می‌شد، در سال ۱۹۹۴ در رسانه‌ها به چاپ رسید. او هرچند در آن زمان عکاسی نام‌آشنا بود، با این‌ حال برای کسب ماموریت بالکان تلاش بسیار کرد؛ به این دلیل ساده که مسئولان «آژانس اروپایی عکاسان خبری» از اعزام او به میدان جنگ به‌ خاطر «زن‌بودن» سر باز می‌زدند.

اولین عکس نمایشگاه، یک سرباز بوسنی را نشان می‌دهد که با شلیک گلوله‌ای در روز روشن، از ناحیه‌ی شکم به‌ شدت زخمی شده و به پشت روی آسفالت سرد خیابان افتاده است. در این حال یک سرباز فرانسوی از نیروهای سازمان ملل و یک رهگذر زن که به کمک او شتافته‌اند، سعی می‌کنند با رساندن کمک‌های اولیه از خونریزی بیشتر او جلوگیری کنند. تلاشی که بی‌نتیجه می‌ماند: این سرباز چند لحظه بعد در همان محل، روی آسفالت سرد خیابان جان می‌سپرد و زن را در حالت استیصال و ناباوری باقی می‌گذارد. در مرکز عکس، جراحت خونین سرباز زخمی است که نگاه را به خود جلب می‌کند. نیدرینگهاوس درباره‌‌ی چرایی فعالیت‌هایش در جبهه‌‌های جنگ می‌گوید: «اگر از آنچه در مناطق جنگی رخ می‌دهد عکس نگیرم، کسی هم از این فجایع با خبر نمی‌شود.»

برای صلح و همبستگی

عکس‌های نیدرینگهاوس با آنکه از جنگ و فجایع آن خبر می‌دهند، با این حال پیامی‌ صلح‌جویانه در خود دارند. او مرگ را نشان می‌دهد تا ارزش زندگی را بنمایاند. کشمکش‌های خونین را از طریق عدسی دوربین به ثبت می‌‌رساند تا تلاش برای رسیدن به آرامشی همدلانه را در همگان برانگیزاند و بربریتی قرون‌ وسطایی‌ را برملا می‌سازد تا انسانیت را در بشر اواخر قرن بیستم که پای به قرنی تازه می‌گذارد بیدار کند.

در این میان، شرایط زنان و کودکان جنگ‌زده بیش از دیگر موضوع‌ها در کانون توجه او جای می‌گیرند. نیدرینگهاوس حتی زمانی که به سراغ ثبت لحظه‌ی تجسس خانه‌ی یکی از نمایندگان مجلس عراق در بغداد می‌رود نیز می‌کوشد تاثیر عملیات سربازان آمریکایی را بر زنان و بچه‌هایی که در اتاق حضور دارند،‌ برجسته کند. در عکسی که در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۴ برداشته شده، دو زن و سه کودک در پس‌زمینه‌ی اتاقی با دیواری گچی منتظر ایستاده‌اند.

در این جمع ۵ نفره، دختر روسری‌ به‌ سرِ جوانی که به دیوار تکیه داده با نگاهی تیز و پر سوء‌ ظن به دوربین چشم دوخته، در حالی که دو دختر خردسال کنار او با کنجکاوی به عکاس نگاه می‌کنند. اینطور که پیداست، نه عملیات تهدید‌آمیز سربازان مسلح ارتشی و فضای رعب‌آور اتاق، بلکه دوربین عکاسی است که در مرکز توجه آنها قرار گرفته است.

 

نیدرینگهاوس، در گزارش‌های تصویری خود از سفرهای متعددش به افغانستان نیز،‌ به ویژه به وضعیت زنان و دختران افغان که ناگزیر بودند در مناطق جنگی زندگی کنند، می‌پرداخت. او به عنوان مثال در سال ۲۰۰۹ با همکاری کتی گانون، یک سری گزارش تصویری تهیه و منتشر کرد و به گونه‌ای مؤثر و گویا زندگی روزمره‌ی آنان را به تصویر درآورد. عکسی که سه زن فقیر برقع‌پوش را در حال گدایی در قندهار نشان می‌دهد، از جمله کارهای این سری گزارش‌های تصویری است.

ثبت رویدادهای ورزشی جهانی 

مستندسازی رویدادهای ورزشی، سوی دیگر فعالیت‌های نیدرینگهاوس بود که حاصل کارش به اندازه‌ی تصاویر جنگی او، تحسین همگان را برمی‌انگیخت. نیدرینگهاوس به شرکت در مسابقات المپیک و عکاسی از رویدادهای آن علاقه‌ی خاصی داشت. شرکت در این مراسم به او فرصت می‌داد، نفس‌ تازه‌ کند و از فجایع جنگ فاصله‌ بگیرد. او به عنوان مثال در سال ۲۰۱۲ به لندن رفت تا از بازی‌های المپیک آن دوره که در پایتخت بریتانیا برگزار می‌شد، گزارش تصویری تهیه کند. عکس بی‌نظیر یوسین بولت، سریع‌ترین دونده‌ی جهان، در این مسابقات برداشته شده است.

نمایشگاه «جنگجوی تصویرها» تا ۳۰ ژوئن در موزه‌ کِتِه کُلویتس کلن ادامه دارد.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=152456

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):