چاه ویلِ نظام

- تا آن زمان که انبار باروت اعتراضات اجتماعی با جرقه‌ای منفجر شود، یک روز تشکیل کیلومترها صف به خاطر خبر سهمیه‌بندی بنزین، روزی دیگر تجمع  اعتراضی کارگران و آموزگاران و بازنشستگان و یک روز هم اعتراض مردم به بازداشت دختران در خیابان توسط پلیس امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به واکنش انفجاری که در راه است هشدار می‌دهند.

شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ برابر با ۱۱ مه ۲۰۱۹


اتومبیل‌هایی که پشت سر هم قطار شده و یکی دو کیلومتر صف تشکیل داده‌اند تا بتوانند باک بنزین اتومبیل خود را پر کنند! این تصویریست که هفته گذشته بسیاری از شهرهای ایران شاهد آن بودند. مردمی که با شنیدن خبر «سهمیه‌بندی بنزین» به پمپ بنزین‌ها هجوم بردند تا چند ده لیتر بنزین که مصرف تنها چند روز است را بدون سهمیه و احتمالاً ارزانتر از قیمتی که در پیش است خریداری کنند.

صف بنزین…

شاید همین صحنه که هزاران نفر با اتومبیل‌های میلیاردی و چند صد میلیون تومانی ساعت‌ها برای خرید ۶۰ لیتر بنزین ۱۰۰۰ تومانی در صف می‌ایستند گویای وضعیت ناگوار و نادر اقتصاد کشور باشد.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد مسئولان نیز چندان به عمق فاجعه پی نبرده‌اند؛ داستان از این قرارست که روز چهارشنبه دهم اردیبهشت‌ماه خبرگزاری‌های فارس و تسنیم به نقل از یک منبع وزارت نفت خبر سهمیه بندی بنزین از نیمه شب روز پنجشنبه را منتشر کردند. این خبر موجب ازدحام مردم در پمپ بنزین‌ها شد؛ ازدحامی که با واکنش و شگفتی بسیاری از ایرانیان در شبکه های اجتماعی و همچنین خود مسئولان روبرو شد.

شاید همین موضوع موجب گشت تا دولت به شکلی عجولانه این خبر را تکذیب کرده و در اقدامی نسنجیده از خبرگزاری‌های فارس و تسنیم شکایت کند. این شکایت اما در نهایت خود دولت را رسوا کرد؛ این دو خبرگزاری تبرئه شده و سخنگوی وزارت نفت و مقام دیگری در این وزارتخانه که نامش فاش نشد متهم به پخش این خبر شدند و بدین ترتیب مشخص شد دولت همانطور که پیشتر هم اعلام کرده بود واقعا قصد سهمیه‌بندی و گران کردن قیمت بنزین غیرسهمیه‌ای را داشته اما هجوم مردم به پمپ بنزین‌ها موجب شد دولت فعلا از این تصمیم کوتاه آمده و کارمندان ارشد خود را قربانی این عقب‌نشینی کند.

آن روی سکه‌

این اتفاق اما نمایانگر بحران به شدت عمیق اقتصادی در کشور است. وضعیتی که شاید بتوان با اطمینان گفت مقامات جمهوری اسلامی نیز سرانجام یکی پس از دیگری به آن پی برده و از برآیند‌ آن به شدت احساس خطر می‌کنند.

حقوق ناکافیِ کارمندان، نداشتن امنیت شغلی، گرانی و تورم افسارگسیخته، رکود در بازار و تولید و صنعت، غیرقابل پیش‌بینی بودن شرایط اقتصادی، گسترش بیکاری و فقر، فساد گسترده و سیستماتیک در ارکان مختلف نظام و از همه مهمتر تنش‌های سیاسی جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی و نارضایتی عمومی از نظام، مردم را در وضعیتی قرار داده که مانند انبار باروت فقط منتظر یک جرقه هستند تا واکنش انفجاری نشان دهند.

تا آن زمان، یک روز تشکیل کیلومترها صف به خاطر خبر سهمیه‌بندی بنزین، روزی دیگر تجمع  اعتراضی کارگران و آموزگاران و بازنشستگان و یک روز هم اعتراض مردم به بازداشت دختران در خیابان توسط پلیس امر به معروف و نهی از منکر، نسبت به واکنش انفجاری که در راه است هشدار می‌دهند.

فاصله عمیق میان نظام و مردم هنگامی برجسته‌تر می‌شود که همه می‌بینند زمامداران نه تنها هیچ تلاش و اراده‌ای برای بهبود شرایط کشور و سامان دادن به وضعیت اقتصادی جامعه ندارند بلکه در کمال بی‌لیاقتی و ناتوانی با سیاست‌های ناکارآمد و ماجراجویانه‌ی خود مردم را هر روز بیش از پیش در شرایطی دشوارتر قرار می‌دهند.

بحرانی شدن شرایط در حالیست که بخشی از مردم در چندین دوره با حضور در انتخابات استصوابی به مدعیان اصلاح‌طلبی فرصت دادند تا شعارها و وعده‌های خود را عملی سازند. امروز اما دیگر نه تنها حنای اصلاح‌طلبان رنگی ندارد بلکه آنها خود به عنوان یکی از عوامل بستر ایجاد مشکلات شناخته شده و در طول بیش از دو دهه، از فرصت‌های به دست آمده نه به سود مردم، بلکه برای بهره‌مندی خود و فک و فامیلشان از رانت بیشتر استفاده کرده‌اند! اصرار آنها بر استمرار وضعیت موجود نیز ریشه در حفظ موقعیت اقتصادی و امتیازاتی دارد که در سایه‌ی این نظام به دست آورده‌اند.

برجام، پرده آخر نمایش

در این میان کشور که پس از سال‌ها تحریم در دوران احمدی‌نژاد و ویرانی‌های اقتصادی ناشی از عملکرد ۳۰ ساله جمهوری اسلامی یک بار دیگر به سر دوراهی رسیده بود، این بار در برابر بیراهه‌ی دیگری قرار گرفت که به برجام انجامید. دولت روحانی روی کار آورده شد تا با «تدبیر و امید» مجری «نرمش قهرمانانه»ی علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی شود تا شاید با کاهش تحریم‌ها در ازای عقب‌نشینی اتمی، منابع اقتصادی رژیم ایران ترمیم شود. هر آنچه اما در دولت روحانی و با بذل و بخشش دولت اوباما به دست آمد بجای اینکه به زخم‌های ملت زده شود، صرف جنگ‌افروزی در مناطق و تأمین شبه‌نظامیان مزدور و برنامه‌های موشکی شد.

هر آنچه در دو سال برجام به دست جمهوری اسلامی رسید خرج همه چیز شد مگر اقتصاد و مشکلات مردم

همزمان موجی از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب که پس از «جنبش سبز» راهی اروپا و آمریکا شدند، برای حفظ موقعیت جناح مورد حمایت خود در داخل کشور، ناخواسته واقعیت سرکوبگر و انحصارطلب جمهوری اسلامی را علنی‌تر و عریان‌تر از سال‌های گذشته به نمایش گذاشتند. این نسل استمرارطلب اما فقط تا جایی حاضر است پیش برود که نظامی که به آن معتقد هستند در خطر قرار نگیرد. از همین رو نیز با در حاشیه قرار گرفتن «سران جنبش سبز» و موضوع حصر آنها، این گروه به سود دولت روحانی، از جمله در گزینش دور دوم ریاست جمهوری وی به فعالیت پرداختند.

برجام به جمهوری اسلامی که مجبور بود با راهکاری فشار تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی را خنثی کند نفسی تازه دمید و دولت روحانی و مدافعان اصلاح‌طلب‌اش را دچار  توهم «قهرمانی» در «دیپلماسی» کرد! گره‌ی کار برجام اما نه در کشورهای پنج بعلاوه یک یا دولت ترامپ بلکه در نظام جمهوری اسلامی است. در همان زمانی هم که بخشی از مردم در پایتخت به خیابان آمدند تا برای امضای برجام شادی کنند، کم نبودند ناظرانی که عاقبتی در این توافق پادرهوا نمی‌دیدند چرا که کوتاه آمدن از برنامه هسته‌ای و لغو تحریم‌ها تنها زمانی می‌توانست به سود مردم و اقتصاد کشور تمام شود که بسترهای لازم سیاسی و اقتصادی فراهم باشد! در همان دو سال برجام تا روی کار آمدن دولت ترامپ هم جمهوری اسلامی نشان داد که به پیشبرد برنامه‌های موشکی و تجهیز شبه‌نظامیان وابسته و گروه‌های مزدور برای سلطه‌جویی در منطقه و دامن زدن به درگیری‌های فرقه‌ای و هزینه کردن برای تبلیغات مذهبی بیشتر علاقه دارد تا رسیدگی به اقتصاد و مشکلات خود ایران. شواهد برای اثبات این ادعا بسیار است.

حالا با اقدامات قاطع و بی‌تعارف دولت ترامپ آن چهره‌ی خندانِ معتقد به «دیپلماسی» بار دیگر چهره‌ی واقعی خود را نشان می‌دهد. جمهوری اسلامی با ناکارآمدی‌های خود تورم را به بالای ۵۰ درصد و رکود را به منفی ۶ درصد رسانده است. در چنین شرایطی گسترش نارضایتی‌های عمومی هیچ پدیده‌ی عجیب و غریبی نیست.

آش سیاست در جمهوری اسلامی که دستپخت مشترک همه جناحین‌اش از اصلاح‌طلب و اصولگرا و میانه‌رو و تندرو است، امروز در این «برهه حساس کنونی» آنقدر شور شده که صدای «خودی»های نظام را نیز درآورده است.

هراس فروپاشی، از نهضت آزادی تا ایمن‌آبادی!

در این میان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۳۹۶ چنان ضرب شستی به نظام نشان داد که همه وابستگان و دلبستگانش برای تخطئه‌ی آن وارد میدان شدند. اما دی‌۹۶ در اعتراضات صنفی و مدنی ریشه دواند و آنها را تقویت کرد.

گروه به‌اصطلاح ملی- مذهبی نهضت آزادی پس از اعتراضات ۹۶ و در فروردین‌ماه ۱۳۹۷ در بیانیه‌ای با امضای محمد توسلی دبیرکل این حزب با تأکید بر اینکه «فروپاشی ایران نزدیک است» نسبت به «برآمدن توفان‌های ترسناک» هشدار داد. طی سال گذشته نه تنها افرادِ «خودی» نظام بلکه مسئولان و مقامات نیز درباره سرنوشت نظام خود مرتب هشدار داده‌ و از عاقبت خود کشتی مشترکی که همگی سوار بر آن هستند ابراز نگرانی کرده‌اند.

اعتراضات سراسری دی ماه ۹۶

برخی مانند احمد توکلی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تلاش می‌کنند با زدودن سیاهی فساد اقتصادی از چهره نظام، مشروعیت آن را باز گردانند و برخی دیگر چون غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی نایب رئیس «فراکسیون مستقلین» مجلس شورای اسلامی عمق بحران را به صراحت بیان کرده و می‌گوید «نارضایتی شدید در جامعه را از همه ارکان نظام حس می‌کنیم.»

ایمن‌آبادی هفته جاری با بیان مشکلات اقتصادی مردم گفته است که «دولتی‌ها بگویند مجلس و مجلس بگوید دولت و به این طریق توپ را در زمین یکدیگر بیندازند. مردم کل مجموعه‌ها را با هم مقصر می‌دانند به‌ نحوی که اکنون جامعه در یک بهت فرو رفته است.»

به اعتقاد این نماینده مجلس وضعیت در حدی بحرانیست که بسیاری از وزرای دولت نیز بریده‌اند و باور دارند کاری از دستشان بر نمی‌آید. او گفته بسیاری از وزرا تمایل دارند استعفا بدهند و دست‌کم ۳-۴ وزیر قلم به دست آماده‌ی استعفا هستند!

چنین اظهار نظرهایی از سوی نمایندگان مجلس و مقامات کشوری و لشکری بیانگر عمق بحرانی است که دیگر قابل انکار و پنهان کردن نیست.

در این میان، انتخابات استصوابی مجلس در اسفندماه ۱۳۹۸ سبب تشدید صف‌بندی در میان برخی فعالان سیاسی حکومتی شده است. از همین رو به نظر می‌رسد در ماه‌های آینده  شاهد افشاگری‌های بیشتری از سوی جناحین حکومت علیه یکدیگر باشیم. این در حالیست که فعلا هیچ بیراهه‌ای برای فرار جمهوری اسلامی از سرنوشت محتوم خود در چشم‌انداز نیست.
روشنک آسترکی

[کیهان لندن شماره ۲۱۰]

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=155729

17 دیدگاه‌

  1. مهدی

    این بار دیگر از «نرمش قهرمانانه» هم گذشته، حتی اگر «پشتک و باروی قهرمانانه» هم بزنند، نمی توانند از این «چاه ویل» بیرون بیایند. فروپاشی جمهوری اسلامی (و نه فروپاشی ایران بنا به گفته ی فعالان سفسطه گر شعبده باز ملی – منقلی) نزدیک است. خیلی زور بزنند تا پایان سال دوام می آورند. تردید نکنید که نوروز ۱۳۹۹ خورشیدی را بدون جمهوری اسلامی جشن خواهیم گرفت.

  2. ناشناس

    من فقط نمیدانم چرا این افرادی که در غرب نشسته و از جمهوری اسلامی دفاع میکنند، به ایران باز نمیگردند!!!!
    واقعا چرا؟ اینها بای بدانند که فردای براندازی هم باید محاکمه شوند. پس بهتر است در همان غرب بمانند و به لاطائلات خود ادامه دهند.

  3. ضد انقلاب - 1

    اجازه بفرمایید قدری راحت صحبت کنیم و ببینیم میتوانیم به چرایی وضعیت کنونی مردم داخل کشور پی برده و علت این شرایط را بفهمیم یا خیر ! یک (برداشت احتمالی) را بازگو میکنیم :
    فرض بفرمایید ۳۰ درصد مردم وابستگی و علاقه کاملی به حکومت خامنه ای دارند و در این جمع ما اصلاح طلبان اقای خاتمی وسبزهای اقای موسوی و نهضت ازادی را هم می گنجانیم که حسابی پای کار هستند.
    ۳۰ در صد دیگر مردم را گروه خاکستری نام میگذاریم که بیشتر طرفدار شرایط و موقعیت زمانشان هستند و جزء حزب باد هستند و همانهایی که در ساعات اخر زمان انتخابات به یکباره تصمیم میگیرند شرکت کنند و تا ساعت ۱۲ شب برای رای دادن در صف میایستند و هر روز هم یک ساز کوک میکنند .

  4. - 2

    ۴۰ در صد باقی مانده را هم شما جزء مخالفین سرسخت و پای کار بر علیه حکومت ولایت وقیح تصور فرمایید .

    گروه اول تکلیفش با خودش مشخص است . در سوریه مشکل پیش میاید به انجا هجوم میبرد . در ونزوئلا مشکل پیش میاید اکنون در انجا حضور مستشاری دارد . در تحریم های کنونی ترامپ گرفتار شده همه جوره تصمیم و اقدام میکند که البته در همه اتفاقات نقش پر رنگ روسیه را هم در کنارشان احساس میکنیم .
    همگی انها از طیفهای مختلف راهکار میدهند و برای رفع مشکلاتشان تلاش دارند .
    و اما گروه دوم که خدا برکت دهد . در همه صف ها و دریافت ها و اظهار نظر ها و ….در اولویت قرار دارد .
    ( هم فحش میدهد و هم رای ) یکپارچه سلطنت طلب ، پیرو خط امام وهر چه از بوقلمون صفتی انها گفته شود کم گفته شده است !

  5. - 3

    ولی گرفتار اصلی گروه سوم میباشند که نه این دنیا را دارد و نه دنیای خارج از کشور را .
    بدترین و بالاترین فشارها و گرفتاری های داخلی نصیب این جمع کثیر است . از وضع و شرایط سختش با ملاها و امنیتی ها و پاسدارها وپدر سوخته ها ی حاکم بر کشور هر چه بگویم کم گفته ام . متاسفانه وضع آشفته مخالفین حکومت در خارج از کشور با یکدیگر باعث گرفتاری و بلاتکلیفی سنگین انها در داخل شده است .
    مردم مخالف داخل نمیدانند بالاخره کی خارج نشینها دست از مخالفت و کوبیدن یکدیگر و در جهت اتحاد با همدیگر قدم بر میدارند ؟
    اگر شرایط اپوزیسیون غیر از این بود قطعا وضعیت مخالفین داخل کشور روشن و مشخص بود که چه باید انجام دهند .

  6. تیرداد

    تز نواب صفوی تروریست و خمینی قاتل این بود که ما به افراد « متخصص » نیاز نداریم، ما به افراد « مومن » نیاز داریم.
    جمهوری اسلامی پست‌ها را از افراد متخصص گرفته و به افراد مومن داد
    افراد مومن هم دزد و بی‌ کفایت از کار در آمدند
    غارت منابع طبیعت و فقدان مدیریت بحران نتیجه این سیاست اداره کشور با مدیریتِ « امام زمانی » است
    بحران‌های مدیریت نشده آغاز مشروعیت زدایی از رژیم است
    فروپاشی رژیم با مشروعیت زدایی شروع میشود.
    پیش به سوی نافرمانی مدنی!

  7. یک مرد جوان در قزاقستان، تنها به این دلیل که یک کاغذ سفید در دست داشت، توسط پلیس این کشور بازداشت شد

    یک مرد جوان در قزاقستان، تنها به این دلیل که یک کاغذ سفید در دست داشت، توسط پلیس این کشور بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
    https://www.radiofarda.com/a/Kazakh-Man-Detained-Holding-Blank-Poster/29932003.htmlCuba launches widespread rationing in face of crisis
    https://www.msn.com/en-ca/news/world/cuba-launches-widespread-rationing-in-face-of-crisis/ar-AABdp0P?ocid=spartandhpاین خبر در وب سایت های فارسی هرگز دیده نمی شود. کسی انرا تکرار نمیکند ، هیچ کس در مورد ان تجزیه تحلیل نمی کند ، هیچ کامنتی هم انجا نیست. اما اگر اردوغان یک تررویست کرد را بکشد همه جهان ، از مارکسیست های روسی تا هم پیمانان پوتین بسیج می شوند .

  8. یک مرد جوان در قزاقستان، تنها به این دلیل که یک کاغذ سفید در دست داشت، توسط پلیس این کشور بازداشت شد

    Cuba launches widespread rationing in face of crisis
    https://www.msn.com/en-ca/news/world/cuba-launches-widespread-rationing-in-face-of-crisis/ar-AABdp0P?ocid=spartandhpدر کوبا هم بعد از قطع کمک های ونزوئلا صف های طولانی توزیع مرغ کوپنی و بزودی قحطی و گرانی مثل ایران در راه است اما خبری از ان حتی در رادیو های امریکایی و اروپایی نیست تا چه رسد به رسانه های تحت اشغال مارکسیست های روسی. ا صولا این گونه اخبار فقط توسط یک رسانه مارکسیستی روسی برای پاک کردن رد پای پوتین مجوز نصب می گیرد . بقیه سکوت .
    Russian Marxists criticize Erdughan because he kills terrorist Kurd but one of their own loving Russian type government is scared of even blank paper

  9. ابوهندل

    سه حالت متصورهست.الف:رژیم تن به مذاکره بدهدکه می شودشیربی یال ودم واشکم که اگرمردم متحدشونددریک دوره زمانی می توان برسراین حیوان ضعیف شده آوارشدوکارش راتمام کرد…ب:رژیم حماقت کندوجنگ کندکه چون توان تحمل ضربات هولناک رانداردبازمردم می توانندبرسرش آوارشوند…ج:نه جنگ کندنه مذاکره واین مقدارنحیف درآمدقاچاق راصرف خودومزدوران سرکوب کندمی شویم کره شمالی واین ایده آل ترین گزینه برای رژیم است تاظهورامام زمان…..

  10. ناشناس

    تحلیهای پنهان شده پشت ماسک ضد انقلاب ما را بیاد برنامه یاران علیرضا میبدی جناب باریک بین میاندازذ که همش قاطی کردن چندین موضوع بی راه حل و ایجاد سردرگمی بود . اما از اخرین حیله های جدید مشترک اصلاح طلبان و اصول گرایان در پشت درهای بسته شورای امنیت ملی اخوندی ازاد کردن موسوی و کهروبی و تبلیغ و برپایی تظاهرات نمایشی ازادی زنان و حفظ محیط زیست و ایجاد رابطه با امریکا و نقض تمام تحریمها بدونه هیچ تظمینی برای ازادی خواهان تا دو باره تیم اخوند خاتمی و کهروبی و موسوی ظاهر قدرت را برای ماله کشی حکومت مارکسیت اسلامی بدست بگیرند . منتظر تبلیغ وشیدنش خبرش در هفته های اینده برنامه های بی بی سی و رادیو فرداباشید .

  11. به ناشناس

    به نظر تفکرات امثال شماست که بعد از گذشت چهل سال اپوزیسیون در اول خط قرار داشته و روز به روز متفرق تر میشوند . البته در این شرایط ملاها از این وضعیت بسیار بسیار خوشحال و راضی میباشند . شما لطف کن تحلیل و نظر منطقی از این وضعیت ارائه کن و بگو که چه میخواهید انجام دهید ؟!
    بالا نشستن و گفتن لنگش کن که هنر نمیباشد !

  12. ناشناس

    ما حق رهایی از چنگال خونین و جنایتکار حکومت مارکسیت اسلامی اخوندی را فریاد میزنیم . اگر امکان ان را در فضای عمومی و و و به علت سرکوب کشته شدن مثله ستار بهشتی نداریم چرا در رسانه های ازاد مثل کیهان لندن صدای مان را به هم نظرانمان نرسانیم . مخالفت کردن و قضیه ایران را با کره شمالی مقایسه کردن و راه حلی پیشنهاد نکردن دقیقا خواسته ضد اطلاعات حکومت مارکسیت اسلامی اخوندی است .

  13. ناشناس

    و اما کدام اپوزیسون . جبهه ملی ٬ حزب توده ٬ نهضت ازادای ٬ مجاهدین ٬ فداییان خلق ٬ ملی مذهبیون . اینها همگی در جهل تاریخی ونادانی سیاسی عصر خود تا به امروز دست وپا میزنند .

  14. ناشناس

    هرچه بعد از مشروطه تا اخر حکومت سکولار محمد رضا شاه در راه تجدد و برابری زن و مرد و اموزش رایگان و اقتصادی شکوفا و درا مد سرانه سالانه چند هزار دلاری هر ایرانی بدست امده بود را به جای همکاری با سیستم در رفع نقایص به تبلیغ منفی پرداختن و جبهه سرخ را تشکیل دادند و با جناح سیاه فداییان اسلام و خمینی و حوضه نجف و قم هم پیمان تا به امروز علیه رژیم سکولار شاهنشاهی پا فشاری . خواست همه جوامعی که به دموکراتی رسیدن اول شفافیت احزاب در مورد برنامه ها عملکرد و اعلام اشتباه و خطاهای حزبی وجایگزینی مسولین و مدیران جدید با برنامه برای جبران خطاهاست .

  15. ناشناس

    ارایه راه حل ٬ بازگشت به خانه اول و جبران خسارت وارد شده توسط همه احزاب وگروها به ایران و ایرنیت و باز سازی مشروطه پادشاهی سکولار دمکرات پارلمانی برای حفظ تاریخ کهن و سربلندی و ابادی و ازادی ایران می باشد . همه احزاب می توانند با شهامت دور ریختن اسرار بر اشتباه را عملا با به رسمیت شناختن این طرح در باسازی ایران نوین با هم مشترک بشوند . اگر ایرانیت اولویتشان باشد .

  16. ناشناس

    خطاب به همه احزابی که ایرانیت سرلوحه سازندگی انهاست با احترام به ستارخان باقر خان سردار اسعد و و و دگر مبارزان مشروطه خواه با بیرون راندن قوانین مذهبی از قانون مشروطه پادشاهی بر اساس پادشاهی سکولار دموکراسی پارلمانی بنا کنیم . ( عالمی از نو بباید ساخت و ز نو ادمی ) حافظ دانا.

  17. ناشناس

    اخرین خواهش من هموطن ایرانی از همه روشنفکران و احزاب و گروها قرار گرفتن در صف باز سازی ایران و به اغوش جامعه حهانی برگشتند زیر پرچم حکومت مشروطه پادشاهی سکولار دموکرات پارلمانی با مسولیت پذیری شاهزاده رضا پهلوی در این امر با عنوان معتمد احزاب و وکیل ملت در میز مذاکره حهانی حاضر شویم و این جرسومه تفکر غلط مارکسیت اسلامی را بار دگر همانند ضحاک ماردوش در کوه دماوند به زنجیر ابدی ببندیم و محبوس کنیم .

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (حداکثر ۱۰۰۰ کاراکتر):