گفتگوی کیهان لندن با وکیل علیرضا شیرمحمدعلی؛ ابهامات و حلقه‌ی گمشده در یک قتل فجیع در زندان

- محمدهادی عرفانیان وکیل پرونده قتل علیرضا شیرمحمدعلی از احتمال «قتل برنامه‌ریزی‌شده» خبر داده است.
- مهناز سرابی مادر علیرضا شیرمحمدعلی ابراز امیدواری کرده است که این حادثه برای دیگر زندانیان رخ ندهد.
- به نظر می‌رسد قتل علیرضا شیرمحمدعلی برخی مقامات جمهوری اسلامی را به تکاپو انداخته تا هزینه‌های حقوق بشری ناشی از این قتل و ایجاد موج اعتراضی گسترده‌تر از سوی مردم را کنترل کنند.

دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹


روشنک آسترکی (+ویدئو، صدا) یک هفته پیش و در شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۹۸ علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی ۲۱ ساله‌ در زندان بزرگ تهران معروف به زندان فشافویه به قتل رسید.

خبر قتل این زندانی سیاسی جوان که به دست دو زندانی محکوم به اعدام کشته شد، در رسانه‌ها منتشر گشت. محمد هادی عرفانیان کاسب که در روند محاکمه علیرضا شیرمحمدعلی وکالت او را بر عهده داشت اکنون از سوی مادر علیرضا وکیل پیگیری پرونده‌ی این قتل شده است.

محمدهادی عرفانیان در گفتگو با کیهان لندن درباره آنچه در شب حادثه اتفاق افتاده می‌گوید علیرضا در یکی از بندهای زندان فشافویه زندانی بود که سلولی انفرادی در آن وجود داشته و دو زندانی محکوم به اعدام در آن سلول محبوس بودند. یکی از زندانیان به اتهام قتل و دیگری به اتهام قاچاق مواد مخدر پیشتر به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم بودند. آنها علیرضا را به داخل سلول کشاندند و با بیش از ۳۰ ضربه تیزی به قتل رسانده‌اند.

محمدهادی عرفانیان تأکید می‌کند که برخی جزییات منتشر شده از آنچه برای علیرضا اتفاق افتاده ضد و نقیض است. او برای مثال به آلت قتل اشاره می‌کند و می‌گوید برخی رسانه‌ها این وسیله را چاقو عنوان کردند اما آنچه به ما گفته شده علیرضا با ضربات تیزی به قتل رسیده است.

محمدهادی عرفانیان همچنین می‌گوید خبر صدور کیفرخواست برای دو زندانیِ متهم به قتل علیرضا را از رسانه‌ها شنیده‌ و هنوز قوه قضاییه یا مسئولان زندان فشافویه اطلاعاتی در این‌باره به مهناز سرابی مادر علیرضا نداده‌اند. به عقیده‌ی این وکیل دادگستری، در حالت عادی تنظیم کیفرخواست برای متهم به روندی طولانی‌تر برای تحقیقات و بازپرسی نیاز دارد و صدور کیفرخواست پس از دو روز کمی عجیب به نظر می‌رسد.

محمدهادی عرفانیان، وکیل پایه یک دادگستری

محمدهادی عرفانیان معتقد است این پرونده در حال حاضر ابعاد مبهمی دارد و اطلاعات کسب شده در چند روز گذشته این ابهامات را بیشتر می‌کند. او با بیان اینکه از مطرح کردن برخی جزییات تا کسب اطلاعات دقیق خودداری می‌کند می‌گوید در برخی خبرها اینطور بازتاب داده شده که علیرضا با این دو زندانی درگیری داشته در حالی که علیرضا با آنها مشکلی نداشته و حتی گاهی مثلا سیگار به آنها تعارف می کرده؛ از سوی دیگر بر اساس تجربه‌های مربوط به پرونده‌های قتلِ در حین درگیری، فرد ضارب نهایتا سه چهار ضربه به دلیل خشم و عصبانیت به فرد مقابل وارد می‌کند اما بیش از ۳۰ ضربه چاقو که از سوی این دو زندانی به علیرضا زده شده، بیانگر این نیست که بطور ناخواسته و از روی خشم و عصبانیت و در حالی که با علیرضا دعوا می‌کردند این ضربات را وارد کرده‌اند.

وکیل پرونده قتل علیرضا شیرمحمدعلی همچنین می‌گوید این دو فرد در سلول انفرادی بودند، چطور درِ سلول آنها باز بوده یا باز شده که علیرضا را به داخل سلول بکشانند و بیش از ۳۰ ضربه چاقو به او وارد کنند. همه اینها احتمال قتل برنامه‌ریزی‌شده را تقویت می‌کند.

جدا از نکاتی که محمدهادی عرفانیان مطرح کرده، یکی از پرسش‌های مهم اینست که چطور علیرضا شیرمحمدعلی با دو زندانیِ محبوس در سلول انفرادی در حال نزاع و درگیری است و دیگر زندانیان مأموران را خبر نمی‌کنند! همچنین چرا زنگ‌های اضطراری بند از سوی زندانیان دیگر به صدا در نیامده است؟

این پرسش‌ها موضوعی را که وکیل این پرونده مطرح کرده برجسته می‌کند: احتمال قتل برنامه‌ریزی شده!

هشت سال محکومیت برای مدیریت یک کانال تلگرام

علیرضا شیرمحمدعلی ۲۱ ساله، تک‌فرزند، کارگر ساده و ساکن حومه تهران بود. والدین او از هم جدا شده بودند و علیرضا با مادرش زندگی می‌کرد. علیرضا پس از دیپلم در کنکور شرکت کرده و در دانشگاه قبول شده بود اما به دلیل عدم توانایی مالی از تحصیل صرف نظر کرد و به کارگری مشغول شد.

او اما مانند هزاران شهروند دیگر، به روندی که نظام جمهوری اسلامی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر مردم ایران تحمیل کرده بود اعتراض داشت.

یکی از اتهامات او راه‌اندازی یک کانال تلگرامی است اما مادرش گفته او با یک آخوند در یک گروه تلگرامی وارد بحث شده بود و چند روز بعد بازداشت شد.

برخلاف اینکه برخی رسانه‌ها زمان و مکان بازداشت علیرضا را تجمعات اعتراضی امردادماه پارسال عنوان کرده‌اند، او ۲۴ تیرماه ۱۳۹۷ بازداشت و به اتهام‌هایی همچون «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» محاکمه و در دادگاه بدوی به هشت سال زندان محکوم شد. پس از صدور رأی اولیه محمدهادی عرفانیان وکالت او را به عهده گرفت و قرار بود تیرماه سال جاری دادگاه تجدید نظر او برگزار شود.

همچنین پیشتر و پس از انجام مراحل بازجویی برای علیرضا حکم وثیقه ۸۰ میلیون تومانی صادر شده بود اما از آنجا که مادرش قادر به تأمین وثیقه نبود، علیرضا در زندان ماند.

وضعیت مالی نامطلوب مادر علیرضا یکی از مواردی است که محمدهادی عرفانیان نیز به آن اشاره می‌کند. او به کیهان لندن گفته است مهناز سرابی پیشتر شاغل بوده ولی به دلیل تصادف دچار آسیب‌دیدگی شدید در استخوان لگن و ازکارافتاده شده بود. ازکارافتادگی مهناز سرابی، که هنوز هم قادر نیست بدون عصا درست راه برود، همزمان با بازداشت علیرضا و قطع درآمد خانواده برای او مشکلات زیادی ایجاد کرده. مادر علیرضا از زمان بازداشت فرزندش هیچ درآمدی ندارد و از آنجا که خودش نیز قادر به کار کردن نیست، زیر پوشش کمیته امداد قرار گرفته و همه دریافتی و درآمد او ۴۵ هزار تومان ماهیانه از سوی کمیته امداد و ۴۵ هزار تومان دریافتی یارانه نقدی است.

مهناز سرابی در حالی اکنون تنها ۹۰ هزار تومان درآمد ماهیانه دارد که این رقم حتی برای ضروری‌ترین هزینه‌های معیشتی کافی نیست و روند درمان او نیمه‌کاره رها شده، اکنون نیز نیازمند یک عمل جراحی فوری در ناحیه لگن است.

رد پای اجرا نشدن یک قانون!

قتل علیرضا در زندان فشافویه بلافاصله با موجی از انتقادات از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی و همینطور برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وکلا روبرو شد.

علت این اعتراض‌ها و درخواست پیگیری‌ها به دلیل اجرا نکردن یک ماده از یک آیین‌نامه است که تا کنون بجز علیرضا قربانیان دیگری نیز داشته است.

ماده هشتم آیین‌نامه زندان‌ها تأکید دارد که کلیه محکومان با توجه به نوع و میزان محکومیت، پیشینه کیفری، شخصیت، اخلاق و رفتار طبقه‌بندی می‌شوند.

اجرا نکردن این ماده که به عنوان «اصل تفکیک جرائم» شناخته می‌شود موجب تحمیل مشکلات و فشار بیشتری به زندانیان سیاسی، امنیتی و حتی زندانیان مالی شده است. هرچند به نظر می‌رسد اجرا نکردن این ماده برای بسیاری از زندانیان سیاسی و امنیتی درواقع ابزار فشاری بر آنها از سوی مقاماتی چون دادستان، مسئولان زندان‌ها و قاضی و بازپرس پرونده است.

دردناک اینکه علیرضا شیرمحمدعلی و برزان محمدی که هر دو زندانیان سیاسی بودند از مدت‌ها پیش نسبت به وضعیت خود در زندان بزرگ تهران اعتراض داشتند و درخواست انتقال به زندان اوین یا رجایی شهر را داده بودند. بی‌توجهی مقامات قضایی به این موضوع و ادامه روند غیرقانونی نگهداری آنها در زندان فشافویه موجب شد این دو زندانی با تأکید بر «شرایط نگهداری غیرانسانی» و «نداشتن امنیت جانی» در زندان بزرگ تهران از  ۲۳ اسفندماه ۹۷ اعتصاب غذا کنند.

آنها در نامه‌ای سرگشاده هنگام اعتصاب غذایشان نوشته بودند: «ما به دلیل نبود این امکانات و نداشتن امنیت جانی در سوییت، اعتصاب غذا کرده‌ایم تا با این روش به بودن خود در اینجا اعتراض کرده باشیم؛ ولی سلامت جان ما هیچ اهمیتی برای عوامل زندان و روسای آن ندارد؛ حتی روز گذشته رضا حق وردی افسر نگهبان شیفت، خیلی صریح به ما گفت که انتهای این اعتصاب صدور گواهی فوت است. البته این جمله از ایشان با توهین به خانواده‌مان نیز همراه بود و به دلایل اخلاقی از ذکر آن معذوریم.»

علیرضا در این مدت یک فایل صوتی نیز منتشر کرد که در آن نیز وضعیت زندان فشافویه را توضیح داده بود.

اعتصاب غذای این دو زندانی در اواخر فروردین‌ماه سال جاری و با قول انتقال آنها به زندان اوین از سوی مقامات قضایی پایان یافت اما علیرضا نه تنها هیچگاه به زندان اوین منتقل نشد بلکه آنچه افسرنگهبان زندان فشافویه به او گفته بود یعنی صدور گواهی فوت در زندان نیز برای علیرضا رقم خورد.

پس از قتل علیرضا در زندان، خبری در رسانه‌ها منتشر شد که برزان محمدی و یک زندانی سیاسی دیگر به زندان اوین منتقل شده‌اند اما محمدهادی عرفانیان در گفتگو با کیهان لندن توضیح می‌دهد که این انتقال موقت بوده و بر اساس آخرین اخباری که روز یکشنبه ۲۶ خردادماه داشته این دو زندانی دوباره به زندان فشافویه بازگردانده شده‌اند.

به نظر می‌رسد به دلیل موج گسترده اعتراضات به عدم اجرای اصل تفکیک جرائم مسئولان قوه قضاییه این دو زندانی را از زندان فشافویه خارج و با گذشت چند روز دوباره آنها را به این زندان بازگردانده‌اند.

پیشتر نیز برخورد مشابه قوه قضاییه با یک زندانی سیاسی دیگر به مرگ وی ختم شد. وحید صیادی نصیری زندانی سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که در زندان قم نگهداری می‌شد در اعتراض به اجرا نشدن اصل عدم تفکیک جرائم اعتصاب غذا کرد. او دو ماه در اعتصاب غذا بسر برد و با بی‌توجهی مقامات زندان به اعتصاب غذای این زندانی سیاسی او جان باخت.

گزارش‌های متعدد دیگری نیز از زنان زندانی در زندان قرچک ورامین درباره عدم تفکیک زندانیان منتشر شده و نگهداری زندانیان خطرناک و جرائم سنگین در کنار زندانیان مالی که عمدتاً به دلیل عدم پرداخت چک و بدهی در زندان هستند و همچنین زندانیان سیاسی امنیتی مشکلات زیادی ایجاد کرده است.

اکنون اما به نظر می‌رسد قتل علیرضا شیرمحمدعلی برخی مقامات جمهوری اسلامی را به تکاپو انداخته تا هزینه‌های حقوق بشری ناشی از این قتل و ایجاد موج اعتراضی گسترده‌تر از سوی مردم را کنترل کنند.

عبدالکریم حسین‌زاده رئیس فراکسیون حقوق شهروندی در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه از تدوین طرحی در این فراکسیون برای سپردن مسئولیت سازمان زندان‌ها به وزارت دادگستری خبر داده و نوشته است که درباره قتل علیرضا شیر محمد علی در زندان دستور پیگیری صادر شود تا ضمن روشن شدن ابعاد این قتل و برخورد با مسبین و مقصرین از تکرار حوادث مشابه در دیگر زندان‌ها جلوگیری شود.

یحیی کمالی پور نایب رئیس کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس شورای اسلامی نیز روز دوشنبه ۲۷ خردادماه گفته است تا امروز گزارشی درباره این قتل به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی ارجاع نشده. کمالی پور همچنین گفته است: « اولیای دَم آقای شیرمحمدعلی اگر روند بررسی دستگاه قضا برایشان قانع کننده نیست می‌توانند به کمیسیون گزارشی ارائه کنند که ما مبتنی بر آن ورود کنیم.»

خاکسپاری علیرضا شیرمحمدعلی

سخنگوی قوه قضائیه نیز روز دوشنبه ۲۷ خردادماه گفته است رئیس قوه قضاییه دستوری به سازمان زندان‌ها و دادستانی کل کشور برای بررسی قصور احتمالی مأموران صادر کرده است.

همزمان روابط عمومی سازمان زندان‌ها نیز درباره قتل علیرضا اطلاعیه‌ای صادر کرده و مدعی شده که «در روز حادثه، برای رفع ایراد سیستم فاضلاب بهداشتی محل نگهداری دو نفر فوق الذکر، نامبردگان به هواخوری هدایت که در همین اثنا با گشوده شدن درب محل نگهداری زندانیان امنیتی برای توزیع غذا، متهمان به دلیل حضور در هواخوری از فرصت پیش آمده سوء استفاده کرده و به سرعت وارد حریم نگهداری زندانیان امنیتی شده و ظرف مدت زمانی کمتر از دو دقیقه، علیرضا شیرمحمدعلی را مورد ضرب و جرح قرار داده که نهایتاً با حضور عوامل زندان و انتقال مصدوم به بیمارستان خارج از زندان، اقدامات پزشکی فاقد نتیجه بوده و نامبرده در بیمارستان فوت می‌کند. »

این در حالیست که دیگر گزارش‌ها زمان قتل را شامگاه دوشنبه عنوان کرده‌اند که قاعدتا زمان توزیع غذا یا هواخوری نبوده است!

با این همه مهناز سرابی مادر علیرضا شیرمحمدعلی که این روزها افزون بر مشکلات جسمی، از وضعیت روحی مناسبی نیز برخوردار نیست در یک گفتگوی کوتاه به کیهان لندن میگوید پس از قتل فرزندش متوجه شده که پسرش چه مشکلاتی در زندان تجربه داشته. محمدهادی عرفانیان نیز توضیح می‌دهد که علیرضا از او خواسته بود با توجه به مشکل مادرش در راه رفتن برای ملاقات حضوری به زندان نرود و برای اینکه مادرش نگران وضعیت او نباشد در تماس‌هایی که با مادرش داشته از وضعیت زندان، اعتصاب و مشکلاتش هیچ چیز به مادرش نگفته بود و مادرش حتی فایل صوتی را که پیشتر از علیرضا منتشر شده بود و او در آن به بیان وضعیت زندان فشافویه پرداخته بود پس از قتل علیرضا گوش کرده است.

مهناز سرابی خواستار اطلاع‌رسانی درست درباره پرونده فرزندش شده و ابراز امیدواری کرده است که این حادثه برای دیگر زندانیان رخ ندهد:

 

 

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=159717

5 دیدگاه‌

  1. 1

    اگر بگوییم حکومت اسلامگرایان تبهکار حاکم بر ایران حکومت داعش است بدینصورت آنها را به جهت جنایات هولناک شان کوچک و داعش را بزرگ کرده ایم.

  2. ناشناس

    آقای رئیسی کلاهت رو بالاتر بذار

  3. ناشناس

    البته نظام مقدس ولایی بطور جدی به این حادثه رسیدگی خواهد کرد و در انتها با بازداشت یا تهدید بقتل وکیل شیر محمدی پرونده را جمع خواهند کرد ، همینکه این وکیل تا اینجا پیش رفته خودش از نظر آغا مجتبی و رئیسی در بیدادگاه قضای نظام گناهی نابخشودنی و مستلزم جزا میباشد .

  4. اى مرغ سحر

    با خواندن این مطلب نمى دانم چرا یاد جهانگیر خان صوراسرافیل افتادم و ترجیع بند اى مرغ سحر

    ای مرغ سحر، چو این شب تار
    بگذاشت ز سر سیاهکاری
    وز نفحه روح بخش اسحار
    رفت از سر خفتگان خماری
    بگشود گره ز زلف زر تار
    محبوبه نیلگون عماری
    یزدان به کمال شد پدیدار
    و اهریمن زشتخو حصاری
    یاد آر ز شمع مرده یار آر

  5. بهرام پارسی

    جوانان بی گناه ایرانی در سن ۲۰ سالگی پرپر می شوند تا آخوندهای خونخوار و سرداران آدمکش عمره ۸۰ و ۹۰ ساله داشته باشند و فرزندان و نوه هایشان با میلیارد ها دلار پول مردم در شما تهران و اروپا و امریکا زندگی افسانه ای داشته باشند .همین می شود دختران و نوه های این دزدان و آدمکشان ضحاک پرست روسپی می شوند و پسران و نوه هایشان با مواد مخدر اور دوز می کنند .مگر نبود نوه ی آیت الکشتار ربانی شیرازی که با پورشه با یک دختر که پدرش از رانتخوران رژیم بود خودشان را به درخت زدند و شهید راه کوکایین و ماری جوانا شدند.با این پول هایی که ریال به ریالش با مرگ و رنج میلیون ها ایرانی و سوری و خاورمیانه ای جمع شده هیچ کاری نمی توان کرد جز نابودی تدریجی .

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):