چرا توسعه‌ی دولت‌محور ایده‌ای شکست خورده است؟

- گروهی از امنیتی‌ها به چاپخانه دار و صاحب امتیاز و مدیر مسئول مطبوعات تبدیل شده و هر ساله انواع وام کم بهره و سوبسید را برای مواد لازم به خود اختصاص می‌دهند.
- موسسات مطبوعاتی برای صنعت تولید مقوا و کارتن ارزان کار می‌کنند.
- بزرگ ترین ناشران ایران امروز ناشران دولتی هستند که کمتر مطلب مفید تولید می‌کنند.
- هرجا که کار و باری دولتی شده مثل انگل به دولت وابسته مانده و ضرر داده است.
- دیپلم ردی‌های سپاهی و بسیجی و دانشگاه‌های ورشکسته‌ی دولتی و دکتراهای ساختگی که به دانشجویان می‌دهند نمی‌توانسته کارآفرین صنعتی بسازد.
- شهروندان ایرانی نمی‌دانند جمهوری اسلامی دقیقا امکانات هسته‌ای و موشکی‌اش را ازکجا و چگونه به دست آورده است.

چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸ برابر با ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۹


مجید محمدی – حدود هفتاد سال است که اکثر کارشناسان و روشنفکران ایرانی مبشر و مدافع توسعه‌ی دولت‌محور بوده‌اند با این توجیه که مردم و بخش خصوصی نمی‌توانند. آنها تحت تاثیر گفتمان چپ بر این باور بوده‌اند که بدون مداخله‌ی دولت زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی برای توسعه شکل نمی‌گیرند. استدلال آنها این بوده که مردم و بخش غیردولتی ظرفیت و قدرت پیشبرد طرح‌های توسعه‌ای را ندارند و حرص و سود بر آنها غلبه داشته است و منابع و سازمان دولت باید در این زمینه وارد کار شود (گویی دولت از فساد و اتلاف مبرّاست). در این نوشته نادرستی این تصور را در بخش فرهنگ و رسانه در ایران به شما نشان می‌دهم و به پنج بخش سینما، کتاب، مطبوعات، شبکه‌های اجتماعی و موسیقی اشاره می‌کنم.

توسعه دولت‌محور در هر کشوری که آزمایش شده، به بن‌بست و ناکامی منجر شده است

سینما

چهل سال است که دولت جمهوری اسلامی می‌خواهد ساختارهای فرهنگی مورد نظرش را در کشور ایجاد کرده و فرهنگی را که «فاخر» و «ارزشی» می‌داند در جامعه گسترش دهد. سالانه ده‌هاهزار میلیارد تومان نیز برای این موضوع خرج شده است. فقط در حوزه‌ی سینما سالانه صدها میلیارد تومان از سوی ده‌ها سازمان دولتی و حکومتی خاصه‌خرجی می‌شود از اختصاص وام و بودجه‌ی برگشت‌ناپذیر به تولید فیلم تا دادن وام به سالن‌های سینما، از خرید سالن‌های موجود تا ساختن سالن جدید. بسیاری از فیلم‌هایی که تولید می‌شوند رنگ پرده را نمی‌بینند (۲۰۰ فیلم در چهل سال گذشته). نتیجه‌ی اینهمه شده است گزارش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که «بیش از هزار شهر در کشور از امکان سینما بی‌بهره هستند و بر اساس آمار‌ها حدود ۸۸ درصد مردم کشور تا کنون به سینما نرفته‌اند.» آیا این اظهار نظر به ما نمی‌گوید که بهتر است دولت و حکومت پایشان را از سینما بیرون بکشند و بگذارند بخش خصوصی از نوشتن فیلمنامه تا نمایش فیلم ایرانی و خارجی و فروش ساندویچ در سینما را بر عهده بگیرد؟! اگر هم فیلمی‌تولید نشد و سالن سینمایی ساخته نشد بهتر نیست که منابع دولتی در این زمینه دور ریخته نشود؟

مطبوعات

مطبوعات ایران در چارچوب توسعه‌ی دولت‌محور ریزه‌خوار حکومت شده‌اند. این ایده باعث شده است که گروهی از امنیتی‌ها به چاپخانه‌دار و صاحب امتیاز و مدیرمسئول مطبوعات تبدیل شده و هر ساله انواع وام کم‌بهره و سوبسید را برای مواد لازم به خود اختصاص دهند. میزان تیراژ هم با آمارسازی به دولت داده می‌شود تا یارانه‌ها افزایش پیدا کند. مطبوعاتی که با تغییر نرخ ارز صفحات خود را کاهش دهند یا تعطیل شوند مطبوعاتی توسعه‌یافته نیستند. قبل از تغییر نرخ ارز نیز مطبوعات ایران ورشکسته بوده‌اند. موسسات مطبوعاتی برای صنعت تولید مقوا و کارتن ارزان کار می‌کنند چون حدود ۵۰ درصد برگشتی دارند. روزنامه‌ها برای خرید در بخش دولتی و دریافت آگهی‌های دولتی تولید می‌شوند و آنچه به دکه‌ها می‌فرستند عمدتا برگشتی خورده و خمیر می‌شود. این نوع توسعه را چگونه می‌توان در یک جامعه‌ی باز و آزاد به مردم فروخت؟

کتاب

مقامات جمهوری اسلامی تصور می‌کردند که هر چه در کتابی ثبت شود به حقیقت انکارناپذیر تبدیل می‌شود. از این جهت کتاب‌سوزی راه‌انداختند و هر کتابی را که نمی‌پسندیدند از کتابخانه‌ها جمع و نابود کردند. بعد دستگاه سانسور را گسترش دادند که کلمه‌ای برخلاف نظرشان منتشر نشود. و در مرحله‌ی بعد شروع کردند به انتشار ده‌هاهزار عنوان کتاب که هم بخش دولتی آنها را منتشر می‌کرد و هم آنها را می‌خرید تا در کتابخانه‌های دولتی انبار شوند و کسی هم آنها را نخواند. وقتی قفسه‌های کتابخانه های دولتی و عمومی‌ از آثار بی‌ارزش (اکثر کتاب‌های دینی که پیاده شده‌ی سخنرانی‌های روحانیون در موعظه‌هایشان است) پر شد و منابع دولتی برای خرید کتاب کاهش یافت تیراژ متوسط کتاب‌ها از چندهزار به چندصد نسخه رسید. بزرگترین ناشران ایران امروز ناشران دولتی هستند که کمتر مطلب مفید تولید می‌کنند. اینهم دستاورد بزرگ توسعه‌ی بخش کتاب کشور است با محوریت دولت.

شبکه‌های اجتماعی

پس از غوغای بستن تلگرام مشخص شد که دولت حدود ۲۰۰ میلیارد تومان برای رقبای تلگرام هزینه کرده است بدون هیچگونه موفقیت. از هزینه‌های دیگری که در این زمینه شده خبر نداریم اما می‌دانیم که همه‌ی شبکه‌های «ملی» دولتی هستند و ابزاری برای کسب بودجه‌های عمومی. ادعا این بود که کشور به شبکه‌ی ملی نیاز دارد تا امنیت آن خدشه‌دار نشود. مدعیان توضیح نداده‌اند که بعد از بستن تلگرام چگونه امنیت کشور افزایش یافته است؟ اگر  چنین بود چرا «هاتگرام» و «طلاگرام» راه‌انداختند؟!

هنوز مشخص نیست که جمع‌آوری تجهیزات دریافت از ماهواره، پارازیت‌ها، فیلتر میلیون‌ها وبسایت در اینترنت و فیلتر فیس‌بوک و توئیتر در کنار راه‌اندازی ده‌ها کانال دولتی رادیویی و تلویزیونی چگونه به امنیت کشور کمک کرده و چقدر برای این کارها هزینه شده است. رادیو و تلویزیون دولتی غیر از اتلاف سالانه هزاران میلیارد تومان و خدمت به تحمیق و سرکوب چه می‌کنند؟ مردم ایران زندگی بهتری بدون این نهاد نمی‌داشتند؟ اگر رادیو و تلویزیون دولتی نبود امکان نداشت کسی در شهرهای مختلف کانال رادیویی تاسیس و اداره کند؟

موسیقی

موسیقی ایران بیش از همه‌ی حوزه‌های فرهنگی و هنری توسط جمهوری اسلامی زیان دیده است. در نهایت بعد از نابودی موسیقی، مداحی و نوحه‌خوانی شد مبنای موسیقی رسمی. آنها که کشته و مرده‌ی نظارت دولتی بر موسیقی برای توسعه‌ی این هنر و حذف آغاسی و سوسن و جواد یساری یا شهره و لیلا فروهر و دلکش بودند نتیجه‌ی آن را دیدند. موضوع اسلامی شدن یا مارکسیستی شدن دولت نیست. هر دولت دیگری با هر ایدئولوژی موسیقی را با دولتی کردن نابود می‌کرد چون این مردم‌اند که با جیب خود باید موسیقی را زنده نگاه دارند، چه با خرید بلیت کنسرت، چه با خرید آلبوم و چه با پرداخت به معلم موسیقی برای تدریس موسیقی به فرزندانشان. برنامه‌ی موسیقی مدارس یا ارکسترهای شهرها نیز بدون تامین هزینه از سوی مردمان محله و شهر غیرممکن است. بدون این رابطه‌ی مستقیم موسیقی ملی و محلی وجود نخواهد داشت. آنچه از موسیقی در ایران مانده و افرادی که هنوز می‌توانند تار و سه تار و کمانچه و سنتور و تنبکی بنوازند همه کسانی هستند که خانواده‌شان دست در جیب کرده و برای آموزششان پرداخت کرده‌اند. دولتی کردن تولید و پخش موسیقی این هنر را نابود کرده است.

*****

دو موضوع همیشه برای ضرورت دولت‌محوری توسعه ذکر می‌شود. نخست آنکه مشکلاتی که آمد به نوع دولت باز می‌گردد و نه دولت‌محوری! دولت‌محوران می‌گویند دولت جمهوری اسلامی بوده که در این زمینه شکست خورده است اما واقعیت این است که هیچ دولتی در جهان کنونی ما در این زمینه موفق نبوده است مگر آنکه موانع را برای بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری خارجی فراهم کرده باشد.  کسانی که چنین باوری دارند باید یک نمونه از توسعه‌ی موفق دولت‌محور ذکر کنند که دخالت دولت سبب توسعه‌ی متوازن و پایدار و همه جانبه بوده و بعد از چندی پایش را از آن حوزه بیرون کشیده و آن حوزه به حیاتش ادامه داده است. هر جا که کار و باری دولتی شده، در ادامه مثل انگل به دولت وابسته مانده و ضرر داده است تا زمانی که دولت‌ها تصمیم به رها کردن آن گرفته باشند (مثل سینمای روسیه در دوران بعد از کمونیسم که به دیار باقی شتافت).

موضوع دوم ذکر موفقیت‌های بخش دولتی است. اینها افسانه‌اند و نه واقعیت! ممکن است قائلان به توسعه‌ی دولت‌محور در جمهوری اسلامی به موفقیت‌های دولت در حوزه‌های هسته‌ای و موشکی اشاره کنند. این شواهد از اساس بی‌اعتبار هستند چون همه‌ی ابعاد این امور مخفی هستند و شهروندان ایرانی نمی‌دانند جمهوری اسلامی دقیقا امکانات هسته‌ای و موشکی‌اش را از کجا و چگونه به دست آورده است. آنچه می‌دانیم آن است که اولا جمهوری اسلامی روابط بسیار نزدیکی با کره‌ شمالی و پاکستان داشته و به احتمال زیاد آن امکانات را خریداری کرده است. و دوم آنکه دیپلم ردّی‌های سپاهی و بسیجی و دانشگاه‌های ورشکسته‌ی دولتی و دکتراهای ساختگی که به دانشجویان می‌دهند نمی‌توانسته کارآفرین صنعتی بسازد.

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=162154

14 دیدگاه‌

  1. عسگرآقا

    کدام ملت، کدام دولت ؟ ملا خانه بفرمایید!

    بدون ورود به بحث » دولت ملت «, بنده عقل ناقصی و جان ناقابلی دارم، اما شماها که فهیم هستید بفرمایید که در کجای جهان » رییس دولت ! « یعنی همین شیخ حسن مصدر پرزیدنته که متهم به جنایت، خیانت و غارت ملت نیزهست، جرات می کند دانشجویان و » فرزندان ملت « را اراذل و اوباش بخواند و علنن تهدید کند؟! ایران را مکتب خانه و ملاخانه عهد جهالت کرده اند، چه انتظاری دارید؟!… قیام و شورش و نافرمانی مدنی چاره کار است، همین!

    https://www.youtube.com/watch?v=xmPOZPbzG6Y

  2. ناشناس

    حتی اگر ۸۰ ملیون ایرانی ، دکتر و مهندس و نویسنده و محقق شاعر و دانای روز شوند . تا رنسانس مذهبی انجام ندهند و دین و دینداری را همانند غرب تکلیفش را روشن نکنند ، هزار سال دیگر هم اینگونه خواهند زیست . ایرانیان باید برای بال گشودن و پرواز ، نخست پیله مذهب را رها کنند و ان لازمه امروز و فردایمان میباشد . رضا شاه روحت شاد .

  3. نان و کار وآزادی

    وقتی من می گویم مارکسیسم روسی ریشه رادیکالسیم خود زن ، ویرانگر ، انارشیست ، تجزیه طلب و ماجرا جو است که برای تند روی کودکانه ان پایانی متصور نیست ، حتی به خودشان هم رحم نمی کنند ، تا چه رسد به لیبرال ها ، دموکراسی ، توسعه اقتصادی مبتنی بر تولید ، سرمایه گذاری و بهره وری مستقل از دولت و صد البته خرد ورزی و درس گرفتن از تجربه دیگران و تجربه های تاریخی و بررسی داده های مبتنی بر علم اقتصاد.
    این یک مقاله در وب سایت مارکسیست سیاه کلیست روسی ، نیکفر است . او به سیریزا ( که ۴ سال سر ما را خوردند از بس گفتند باید از او یاد بگیریم و د ربرابر نئولیبرالسیم بایستیم ، باج خواهی از آلمان و اروپا و … بکنیم ) حمله میبرد .

  4. نان و کار وآزادی

    به حزب مارکسیست لنینیست استالینست یونان که باخت و سرنگون شد حمله میبرد ، مثل دیلما در برزیل و بقیه چپ ها در امریکای جنوبی و اروپا وا سیا . اتهام او سازشکاری ، تبعیت از بازار و اقتصاد ریاضتی ، یعنی همان حمله های سادیستی نابخردانه به نفت و گاز شمال هم ملی مصدق ، مونتاژ شاه ، تعامل با امریکا و غرب بازرگان ، … اینها مثل ملاها ، یا بهتر بگوییم ملاها مثل اینها ، با خرد و علم اقتصاد و توسعه پایدار و تابعیت از قوانین برسمیت شناخته شده بین المللی ، سرمایه گذاری کار امد ضدیت دارند. حتی اگر داخل خودشان کسی لحظه ای به این خردورزی ها روی خوش نشان دهد ، او را مثل دشمن درب و داغون و متهم و نابود میکنند .

  5. نان و کار وآزادی

    پس با اینها شما هرگز یک حکومت متعادل نرمال ( مثل بیش از ۱۶۰ کشور جهان ) نمی توانید برپا کنید ، اینها می ایند و حمله میکنند و از ارباب شان روسیه کمک میگیرند . همه را جاسوس امریکا و غرب می نامند و بساط اغتشاش و ترور و ژندارم کشی و حمله به سفارت و … بر پا میکنند . کره جنوبی ، اندونزی ، ژاپن ، کانادا که هیچ ، اینها سوئد و چین و نروژ را هم قبول ندارند . چرا رفته اند داخل ققنوس ؟ ببینید چرا رفتند داخل رفسنجانی و خمینی و خامنه ای ! چرا رفتند داخل حزب رستاخیز ( ببخشید ، چه گونه رستاخیز را پوست موز کردند زیر پای شاهنشاه اریامهر ) چرا سندیکا و کارگر هوادار رژیم می سازند و میفرستند وسط تظاهرات کارگری مردم ؟ چون می خواهند انرا منحرف کنند .

  6. نان و کار وآزادی

    چرا ۱۴ معصوم برانداز تولید میکنند ؟ چون مردم به براندازی رسیده اند اینها می خواهند مثل اصلاح طلبی اول رهبر ان بشوند بعد انرا بکشند به بن بست ۹ دیماه رژیم . چرا از مذکرات اتمی با اوباما استقبلا کردند ، چون می خواستند وارد ان شده و بعد انرا تا به کمک لاوروف و ریابکوف فلج کنند تا ناتمام بماند با موشک پرانی و تروریسم در خاور میانه ، بعد هم بگویند تقصیر امریکا بود انرا بهم زد . چرا ترامپ ترامپ کردند ؟ می خواستند خودشان را داخل براندازان کنند ، براندازان واقعی را از صحنه طرد و بعد از داخل رژیم و اربابشان به رژیم فشار بیاورند که به هزینه مردم بایستد ، بعد هم که ترامپ نتوانست رژیم را سرنگون کند ، باز برگردند بگویند امریکا با اینها است ! دیدید ملاها را سرنگون نکرد .

  7. نان و کار وآزادی

    بعد هم که ترامپ نتوانست رژیم را سرنگون کند ، باز برگردند بگویند امریکا با اینها است ! دیدید ملاها را سرنگون نکرد . اما هرگز درمورد ونزوئلا چنین نمی گویند .
    چرا با مجاهدین خلق که شباهت های ایدیولوژیک و چپ گرایانه و سانترال دموکرات به اینها دارد اینهمه کینه توزی میکنند ؟ برای اینکه مجاهدین برانداز واقعی هستند . لو رفتن سعادتی در سفارت روسیه در تهران ، یکی از اسرار مارکسیستی روسی در ایران است که هرگز مثل قتل طالقانی مدافع او و بمبی که نبوی زیر بهشتی و باهنر گذاشت ، به ان پرداخته نشد . در واقع روس ها که خوئینیها و رفسنجانی و کیانوری را برای ادامه نقشه روسی کردن ملاها کافی میدانستند ، جریان سعادتی را لو دادند .

  8. نان و کار وآزادی

    جریان سعادتی را لو دادند . طالقانی را شب قبل از تصویب ولایت ملاتاریا فقیه روسی بعثی در خبرگان ، سفیر روسیه ، رفت خانه اش و او را به سبک ترورهای روسیه در انگلیس و اوکراین و … کشت . بازرگان بسیار کوشید مجاهدین را جذب مجلس و از تندروی سازمانی چریکی باز دارد . اما خمینی به صلاحدید رفسنجانی که از کیانوری دستور می گرفت ، انها را هر چه بیشتر سرکوب و به دشمنی کور راند . سازمانهای تروریستی کرد اما به سرنوشت مجاهدین دچار نشدند که هیچ بعد از اخراج لیبرال ها ، ملیون ، و مجاهدین رفتند به سوی اتحاد با رژیم پشت پرده ، روزی نبود که اینها با مزدوران ملاها در کشورهای اروپایی مجلس مراوده و همسو بازی و عدم حمایت از حرکت های مردمی ، برگزار نکنند.

  9. نان و کار وآزادی

    اینکه گاهی می شنوید عده ای از حکومتیان در جایی به انها چند تا تیر می اندازند ، هم ، دعوای مافیایی ها با هم است . یکی از راه کارهای رژیم برای دور زدن تحریم ها و اقدامات خرابکارانه در منطقه همین سر پل سازمان های کردی است . حتی امروز که اینها خودشان را متحد ترامپ معرفی کرده اند ، باز با ملاها مثل قطر و ترکیه ابگوشت در منطقه بار می گذارند . مردم ایران ، چپ ذاتا روسی است ، چپ ایرانی سرسپرده ترین چپ جهان است . در واقع چیزی به نام چپ ایرانی وجود ندارد . چپ عنتر ناسیونال روسی بهترین شناسنامه کسانی است که خودشان را چپ معرفی میکنند . نان و کار وآزادی هم در جهان فقط در کشورهایی که نئولیبرال و متحد امریکا هستند شانس تحقق پیدا کرده است .

  10. نان و کار وآزادی

    در واقع چیزی به نام چپ ایرانی وجود ندارد . چپ عنتر ناسیونال روسی بهترین شناسنامه کسانی است که خودشان را چپ معرفی میکنند . نان و کار وآزادی هم در جهان فقط در کشورهایی که نئولیبرال و متحد امریکا هستند شانس تحقق پیدا کرده است . حتی یک کشور چپ که اینها را داشته باشد در خیمه روسیه پیدا نمی کنید .

  11. ناشناس

    ایا اروپا و غرب بدونه رنسانس مذهبی میتوانست به دستاورد های روشنگری و علمی تکنولوژی امروزه جهان برسد ؟

  12. ناشناس

    ایا مولانا ، ۸۰۰ سال پیش ، بنوعی با تمام محدویتها ، رنسانس مذهبی در دین اسلام انجام داده بود . ایا مثنوی او میتواند کمکی در این جهت باشد ؟

  13. پرویز

    درانگلستان خانم تاچرهم مانند شما فکر میکرد «دولت محوری » خوب نیست وبه این دلیل ادارهٔ اکثر سرویسهای عمومی دولتی بزرگ انگلستان چون راه آهن و مترو وپست و فرودگاهها وبیمارستانها وغیره را که به خرج مردم آنکشور ساخته شده بودند وازنظرکارآیی درجهان نظیر نداشتند به بخش خصوصی فروخت. پس از ده سال معلوم شد نه تنها قیمت همهٔ این سرویسها برای مردم بیشتر شده بلکه بخش خصوصی چون هدفی جزبرداشتن سود کلان نداشته وسرمایه گذاری لازم درتشکیلات زیربنائی این سرویسها نکرده نتیجتأ همهٔ آنها ، مثلأ راه ها وپل های راه آهن کهنه وفرسوده وخطرناک شده اند. اخیرأ دولت انگلستان مجور شده تدریجأ این سرویسهای عمومی را دولتی بکند واین کار را از راه آهن وفرودگاههای لندن آغاز کرده است.

  14. دیدبان

    دولت اگر برآمده از اراده مردم و نماینده واقعی مردم باشد می تواند نقش کارگزار اقتصادی را به خوبی ایفا کند و توسعه “عادلانه” را موجب شود. بدیهی است که یک دولت خود محور و نامشروع اقتصاد جامعه را هم ویران می کند. رژیم اسلامی ایران هم مثلا شروع به خصوصی سازی کرد و تمام گرفتاری اقتصادی مردم از همین امر ناشی می شود. نظریه های نئو لیبرال در برابر واقعیت های اقتصادی جامعه زانو خواهند زد.

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):