عراق؛ رژیمی که در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت در حال فروپاشی است!

- عناصر اساسی نظام شکل گرفته در 2003 با به کار گرفتن خشونت بیش از حد برای سرکوب تظاهرات و تحمیل راه حل امنیتی می‌خواهند هیبت رژیم ناکارآمدی را که توسط تظاهرات گسترده شکسته شده ترمیم کنند. تظاهراتی که خواسته‌هایش از آنچه رسانه‌های وابسته به رژیم بغداد اعلام می‌کنند فراتر رفته و خواهان براندازی این نظام سیاسی حاصل از رویدادهای سال 2003 است. این جنبش یک واکنش طبیعی در برابر 16 سال سوء مدیریت، فساد و شکست روند دولت‌سازی‌های تصنعی است.
- تظاهرات در خیابان‌های بغداد و بقیه شهرها رو به افزایش است و خواسته‌های معترضین با همه تفاوت‌ها اما در یک ایده منسجم و متفق است و آن تغییرات بنیادین و عبور از طرح‌های اسلام سیاسی و فرقه‌گرایان حاکم است.
- تظاهرکنندگانی که در معرض سرکوب قرار می‌گیرند اکثراً از مرکز و جنوب عراق هستند یعنی در واقع همه شیعه هستند و اگر جنگی بین آنها صورت گیرد می‌توان گفت که قاتل و مقتول از یک محیط و یک مذهب هستند.

دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ برابر با ۰۷ اکتبر ۲۰۱۹


مصطفی فحص (کانال الحره) – تظاهرات خودجوش مردم عراق طی روزهای گذشته بحران عمیق نظام سیاسی این کشور را برملا کرد، نظامی که در سال ۲۰۰۳ در پی اشغال این کشور توسط آمریکا و سرنگونی رژیم سیاسی و دولتش شکل گرفت و پس از آن بر اساس سهمیه‌بندی فرقه‌ای و اتنیک واپسگرایانه با شکلی به ظاهر دمکراتیک و انتخابات پارلمانی تاسیس شد. اما این نظام که با ساختار فرقه‌ای شیعه- سنی و کرد و غیره به وجود آمد تا کنون نتوانست به عنوان یک نظام جایگزین دولت خود را بازتولید کند و یک طبقه‌ سیاسی جدیدی را که بتواند از موقعیت‌ خود در قدرت و دستاوردهای آن برای مردم محافظت کند، به جامعه عراق ارائه دهد.

یک معترض جوان عراقی؛ بغداد؛ ۵ اکتبر ۲۰۱۹

به نظر می‌رسد که عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق، آخرین چهره سیاسی توافقی این نظامِ فاقد کفایت سیاسی و لرزان خواهد بود. در حال حاضر انتخاب هر گزینه‌ای برای عبدالمهدی به‌خصوص استعفا بسیار سخت است زیرا استعفای عبدالمهدی به معنای پایان نظام سیاسی سال ۲۰۰۳ و در نهایت پشت سر گذاشتن مرحله کامل سیاسی این دوره و قرار دادن کل نظام کنون در معرض بحرانی تازه است که احتمال خروج از آن برایش ناممکن خواهد بود.

به همین دلیل، عناصر اساسی نظام شکل گرفته در ۲۰۰۳ با به کار گرفتن خشونت بیش از حد برای سرکوب تظاهرات و تحمیل راه حل امنیتی می‌خواهند هیبت رژیم ناکارآمدی را که توسط تظاهرات گسترده شکسته شده ترمیم کنند. تظاهراتی که خواسته‌هایش از آنچه رسانه‌های وابسته به رژیم بغداد اعلام می‌کنند فراتر رفته و خواهان براندازی این نظام سیاسی حاصل از رویدادهای سال ۲۰۰۳ است. این جنبش یک واکنش طبیعی در برابر ۱۶ سال سوء مدیریت، فساد و شکست روند دولت‌سازی‌های تصنعی است.

در حالی که دایره‌ی تظاهرات از بغداد به شهرهای دیگر گسترش یافته و مردم در خیابان‌ها منسجم‌تر می‌شوند، مقامات عراقی به گزینه‌ی سرکوب اعتراض‌ها روی آورده‌اند. این تظاهرات حتی اگر سرکوب هم شود عراق را به تبلور یک شخصیت سیاسی که بتواند خواسته‌های مردم خود را بیشتر تعریف کند نزدیک‌تر خواهد کرد.

تظاهرات در خیابان‌های بغداد و بقیه شهرها رو به افزایش است و خواسته‌های معترضین با همه تفاوت‌ها اما در یک ایده منسجم و متفق است و آن تغییرات بنیادین و عبور از طرح‌های اسلام سیاسی و فرقه‌گرایان حاکم است.

تغییر در اینجا به مفهوم سرنگونی دولت عبدالمهدی و یا اصلاح فلان ماده قانونی یا مجازات فلان فاسد یا فلان مقصر در این کنج ساختار سیاسی یا آن کنج نظام نیست بلکه خواسته‌های مردم عراق به مرز خلاص شدن از نظام فاسدی که ۱۶ سال تمام شکست سیاسی و ناکارآمدی خود را نشان داده، رسیده است.

مطالبات برای تغییر کلیت نظام سیاسی برآمده از قانون اساسی «پل برمر» (نخستین فرماندار منصوب آمریکا پس از حمله ایالات متحده به عراق) باعث شده تا تظاهرکنندگان در مواجهه‌ای خونین با یک پروژه ایدئولوژیک سازمان‌یافته و مسلح که در تمام مفاصل دولت نفوذ کرده، قرار بگیرند. این گروه فرقه‌گرای مسلح که به خارج از عراق وابسته‌اند برای دفاع از منافع و وابستگی‌های داخلی و خارجی خود حاضرند بدون هر ملاحظه‌ای، جنبش مردم را به فجیع‌ترین روش‌ها سرکوب کنند.

این واقعیت‌های تلخ در عراق، از خطر درگیری‌های خونین داخلی در یک فضای مسنجم مذهبی- اجتماعی خبر می‌دهد. این مسئله می‌تواند به خشونت مدنی یا جنگ داخلی منجر شود.

تظاهرکنندگانی که در معرض سرکوب قرار می‌گیرند اکثراً از مرکز و جنوب عراق هستند یعنی در واقع همه شیعه هستند و اگر جنگی بین آنها صورت گیرد می‌توان گفت که قاتل و مقتول از یک محیط و یک مذهب هستند.

بنابراین می‎توانیم این نتیجه‌گیری قاطعانه را بپذیریم که آنچه اتفاق می‌افتد، قیام شیعیان علیه نظام شیعه‌گرای وابسته و غیرملّی است که از سال ۲۰۰۳ تا کنون بر عراق حکومت می‌کند. مطالبات عمده و بارز این تظاهرات در دو شعار اصلی خلاصه می‌شود: «الشعب یرید اسقاط النظام» یعنی «ملت سرنگونی رژیم را می‌خواهد» و شعار «ایران برّا برّا ….بغداد حره حره» یعنی «ایران برو بیرون… بیرون؛ بغداد آزاده است».

این دو شعار ارکان اساسی رژیم کنونی عراق را هدف قرار داده زیرا نسلی که امروز قیام کرده نسل جدید عراق است که به هیچ طبقه سیاسی از سیاستمداران شیعه وابسته به ایران یا آمریکا گرایش ندارد؛ نسلی که مظلومیت خود را نتیجه تسلط حکومت‌های فاسد احزاب ایدئولوژیک و رئیس آنها، تهران، می‌بیند؛ از همین رو علیه این طبقه سیاسی فاسد و احزاب و ابزار سرکوبگر آن که  قساوت و سرکوبگری آنها از رژیم سابق عراق (صدام حسین) به مراتب بیشتر است شعار داده و قیام کرده‌اند.

شکی نیست که این تظاهرات «انحصار جریان صدری‌ها» بر ایده‌ی تظاهرات‌ اعتراضی گسترده و بزرگ را شکست و شعارهایی را مطرح کرد که جریان‌های رسمی مخالف مانند (حکمت و النصر) یا جریان صدری‌ها را پشت سر گذاشته و خواستار احیای حاکمیت دولت ملی عراق و متوقف کردن مداخلات خارجی به ویژه دخالت رژیم ایران در امور داخلی بغداد شده است.

این تحول که در فرایند یک تحول اجتماعی- سیاسی اتفاق افتاده، هویت ملی و فراگیر عراق را بازتعریف کرده و گرایش به گزینه‌ی یک دولت ملی و نه اسلامی و یا فرقه‌ای را تقویت کرده چنانکه پایبندی تظاهرکنندگان به نهادهای ملی مانند ارتش و مخالفت آنها با «حشد الشعبی»  که اکنون ماموریت سرکوب آنها را به عهده گرفته است را اعلام کرده‌اند. سلاح  «حشد الشعبی» و دیگر شبه‌نظامیان فرقه‌گرای وابسته به حکومت ایران از روز اول برای سرکوب قیام مردم عراق آماده شده بود.

دولت عراق هیچ ابزاری یا راه حلی برای پایان دادن به این بحران ندارد و تنها گزینه‌اش سرکوب است، این در حالیست که اعتراضات روز به روز گسترده‌ترمی‌شود و توده‌های معترض در خیابان‌ها و با اراده  و دارای مشروعیت واقعی منسجم‌تر می شوند.

در این میان بسیاری از احزاب سیاسی شیعه بهت‌زده از نزدیک صحنه را مشاهده می‌کنند اما در اتخاذ موضع حیران و ناتوان مانده‌اند. آنها از سویی نمی‌خواهند  منافع شخصی و دستاوردهای سیاسی حزبی خود را از دست بدهند و به مردم بپیوندند و از سویی می‌دانند که مردم عراق دیگر از آنها و راه‌ حل‌های آنها عبور کرده‌ و به خیابان‌ها ریخته‌اند. معترضان دیگر حاضر نیستند به این احزاب گوش فرا دهند. به همین دلیل احزاب شیعه در سردر گمی کامل بسر می‌برند بطوری که نه قادرند بر موج تظاهرات سوار شوند و انقلاب و جنبش اعتراضی را مصادره کنند و نه می‌توانند بیش از این نظاره‌گر اوضاع رو به فروپاشی نظام خود باشند.

به همین دلیل رژیم ناکارآمد برخاسته از رویدادهای ۲۰۰۳ در حال حاضر ترجیح داده که مقاومت کند و از تسلیم در برابر اراده مردم خودداری نماید. این رژیم امتدادی از نظام اسلامی ایران است که در جنگ نفوذ منطقه‌ای و ژئوپلیتیک به دنبال منافع خویش است. اما این نظام بر اساس ساختار و سیستم ایدئولوژیک خود از یک بحران بزرگ سیاسی و اقتصادی و نبود یک دولت حقیقی به مفهوم (state) رنج می‌برد. از همین رو این نظام هیچ ابایی ندارد که تجربه‌ی تلخ سوریه را بر عراقی‌ها تحمیل کند.

رویارویی خشونت‌آمیز با معترضین و پشتیبانی سیاسی رژیم ایران از بغداد در سرکوب معترضین بدون در نظر گرفتن حساسیت‌های ملی و گرایش شدید آنها به استقلال در شعارهایشان نمایان است. اینهمه نشان می‌دهد  که  تهران نیز از تکرار تجربه سوریه در عراق هیچ ابایی ندارد. این در حالیست که اولین ویژگی استقلال‌طلبی سیاسی عراقی‌ها ‌در استان «ذی قار» نمایان شد وقتی که تظاهرکنندگان راه را برای کاروان نیروهای ضد تروریسم باز کردند و با صدای رسا به نفع «ژنرال عبدالوهاب الساعدی»  شعار سر دادند. به گفته خیرالله خیرالله نویسنده مشهور لبنانی، «قضیه‌ی الساعدی دیگر فراتر از مسئله برکناری فقط یک افسر است».

*منبع : وبسایت کانال تلویزیونی الحره
*نویسنده: مصطفى فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/fa/?p=172673

3 دیدگاه‌

  1. ا ع

    عراقی ها با خرج بسیاری که جمهوری اسلامی (برخلاف ایران) برای عراقی ها میکند فریفته شده و به دام آن گرفتار شده اند. جمهوری اسلامی با ساختن و تقویت داعش و به بهانه آن تمام قدرت سنی های عراق را نابود کرد و توانست با کمک فتوای آخوندهای عراق برای خودش نیروهای شبه نظامی قوی و خونخواری درست کند گرچه هنوز جمهوری اسلامی پایه های نظامی خود را به اندازه کافی محکم نکرده است. اگر پایه های نظامی خود را محکم تر از این کند عراق دیگر روز خوشی نخواهد دید. عراقی ها باید ریشه شبه نظامی های جمهوری اسلامی را به هر قیمتی که هست تا دیرتر نشده بکنند.

  2. پیروز

    عملکرد امریکا درمنطقه ظرف چهل سال گذشته با متحدان خاورمیانه ای خود . ۱ – ۱۹۷۹ میلادی همراه شدن جیمی کارتر با کارتل های نفتی برعلیه ایران به رهبری پهلوی دوم برای تبیت نرخ نفت به دست صادر کنندگان ، نه کارتلهای مافیائی و دلال ان ، چند ملیتی ان . ۲- بر پا کردن و به رسمیت شناختن حکومت مارکسیست اسلامی خمینیسم در ایران با سرمایه ایران برای ایجاد جنگ و نا امنی و غارت منابع طبیئی کشور و فروش سلاح و اجازه ایجاد تشکیلات تروریستی در منطقه . ۳ – جنگ ۸ ساله بیهوده برای محکم کردن پایه حکومت نو کاشته اخوندی در منطقه و کشته شدن مردم منطقه روزانه از افغنستا و عراق و سوریه و سرکوب در ایران . ۴ – جنگ اول امریکا با صدام ۱۹۹۱ میلادی با چراغ سبز برای حمله و تجاوز به کویت . ۵ – ۲۰۰۳ حمله دوم به عراق و سرنگونی صدام . ۶- واگذاری دست ازاد رژیم اخوندی در عراق توسط بوش پسر و اوباما برای حفظ در امد خود تا جائی که بتوانند . ۷ – انقلاب مدیائی و نمایشی جنبش بهار عربی ، پس از سرکوب جنبش سبز ایران که چشمان خود بستند . ۸ – نمایش جدید صحنه سیاسی با ثناریو غنی سازی اتمی و بمب اتمی و موشک پرانی و ووو روی صحنه با شعار ما از مردم منطقه در مقابل تروریستها و تبهکاران حمایت میکنیم و پشت پرده با همین تبهکاران برای غارت بیشتر و عقب ماندگی انان معامله میکنند . سیاست جهانی شده صحنه تائتر سیاه بازی لاله زاری . هم کمدی و هم دراماتیک .

  3. محمدجواد

    خطاب به “پیروز”
    حرف شما کاملاً درسته.
    متأسفانه یه عده هنوز دارن نگاه میکنن که آمریکا کی قراره به ایران حمله کنه. غافل ار اینکه چرا باید آمریکا این کار رو انجام بده وقتی به بهانه ایران کلی پایگاه نظامی در منطقه احداث کرده و کلی سلاح به بهانه ایران به کشورهای عربی و اسرائیل می فروشه!

دیدگاه خود را درباره این مطلب با ما و دیگران در میان بگذارید (لطفا کوتاه بنویسید):